پنجشنبه 27 مهر 1396 - 10:52
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

پاي منبر معرفت

 

حجت الاسلام داود كميجاني

 

آسيب شناسي مناسک عاشورا - 7

 

 افزوده شدن ابزار ناهمگون به آلات مراسم

 

در طول تاريخ تشيع در جهت تقويت و شکوه اين مراسم، ابزارهايي به آن اضافه شده است. مثلاً آل بويه در قرن سوم و چهارم هجري براي برگزاري مراسم عزاداري از نيروهاي نظامي خود استفاده مي­کردند که در صفوف منظم همراه با نوعي آرايش­هاي نظامي و برخي ابزارآلات مربوطه، در روز عاشورا در شهر بغداد و برخي شهرهاي بزرگ تحت حکومت آنها ظاهر مي­شدند و در حالي که عزاداري مي­نمودند به نوعي رژه نظامي نيز مي­پرداختند. برخي اين عمل را منشأ پيدايش دسته­هاي عزاداري در سوگواري حسيني مي­دانند.

يا مثلاً حکومت صفويه «توغ» (پرچم، يا علم و بيرق) را که يک علامت نظامي بود،[1] در دستجات عزاداري حسيني وارد نمودند، به اين تعبير که عزاداران، همگي سربازان امام حسين(ع) هستند. حتي اين پرچم­ها و علم­ها به دليل اينکه در دستجات عزاداري به کار مي­رفتند، به تدريج به عنوان اشياي مقدس قلمداد شدند و با همان لغت ترکي توغ شهرت يافتند.[2] همچنين آلات ديگري به نام «علامت» را که در واقع «صليب جريده»[3] بود، به تدريج وارد دسته­هاي عزاداري نمودند و مانند برخي جوامع مسيحي که در مراسم روز پاک به زير صليب مي­رفتند و آن را با خود حمل مي­کردند، علامت را به دوش گرفته و آن را پيشاپيش دسته عزادار حمل مي­نمودند. مراسمي همچون تابوت­کشي و روضه خواني، پرده­خواني، تعزيه و...، مواردي است که در اين ايام به مراسم افزوده شد. روند تجهيز مراسم سوگواري حسيني، به ابزارآلات جديد در دوران قاجار نيز ادامه يافت و دستجات عزاداري به طبل و سنج و برخي آلات نمايش مانند کلاهخود و زره و نصب پر بر روي علامت­هاي عزا و...، تجهيز شدند.

البته برخي از اين ابزارآلات مانند «پرده­خواني»، به نوعي در روند تقويت اين مراسم اثر مثبتي داشته است. اما اکثر آنها، متأسفانه بيشتر بر هيجان و غليان­هاي احساسي بي­منطق شرکت­ کنندگان و افزايش شاخ و برگ مراسم، مدد نموده­اند و اثر مثبتي در جهت اهداف والاي اين حماسه که همان ارشاد و معرفت­يابي حضار مي­باشد، نداشته بلکه در برخي از موارد مانند «علامت­کشي» و «قمه زني» به گونه­اي تحريف کننده نيز بوده است.

امروزه نيز شاهديم که در برخي شهرها، ابزارهايي که با سنت اين مراسم به نوعي ناهمگون هستند، وارد آن شده و سيماي آن را تا حدي آلوده ساخته است. ابزارهايي مانند نخل کشي، آلات موسيقي مدرن (مانند غَرني و فلوت) و پرده­ها (بنرها)يي از چهره منتسب به امامان(ع)، و...، بايد توجه داشت که ما نسبت به رفتارهاي خود مسئول هستيم مخصوصاً آن رفتارهايي که معرف فرهنگ و مکتب ماست؛ لذا بايد اين مراسم را از اينگونه ضايعات مبري نمود، و از بکارگيري هر آنچه که با عزاداري هماهنگي و همسازي ندارند (مثل «علامت»، «نخل»، «غرني») جداً خودداري نماييم، زيرا اساساً اين مسائل علاوه بر ايجاد سوء تعبيرها، مستمسکي براي اهانت و تمسخر شيعيان توسط مخالفان نيز مي­گردد.

 

1. توغ در اصل، لغتي ترکي است. ترکان آق قويونلو هميشه در پيشاپيش سپاهيان خود علمي را حرکت مي‌دادند که به آن توغ مي‌گفتند. در زمان صفويه نيز استفادة توغ در بين سپاهيان قزلباش رواج داشت.

2. تويسرکانف، ترجمه محمد مقدم گل محمدي، تهران، غزالي، چ1، 1371، ج1، ص 388.

3. صليب جريده که در ايران به علامت معروف شد، تقليد کور از مراسم صليب کشي مسيحيان اروپاي شرقي بود که در سالروز عروج (به زعم آنان مصلوب شدن) مسيح انجام مي­دادند، و يکي از درباريان صفوي در حين مراسم صليبکشي شهر لوور آن را ديد و به ايران آورد و به شاه عباس هديه داد پس از توضيح او شاه دستور داد تا در دسته­هاي عزا از آن استفاده شود.

البته هم اينک علامت در فرهنگ شيعيان ايران، از قدمتي بيش از چهار قرن برخوردار مي­باشد و ساليان سال از آن در مراسم سوگواري حسيني استفاده مي­شود، لذا به يک منقول فرهنگي تبديل شده است و علاوه بر افزوده شدن برخي مظاهر و تمثيل­ها (طاوس، پر، تيغه و...)، از آن تعابير مفهوم داري نيز شده است. از اين رو نمي­توان و نبايد بدون حکمت براي حذف آن اقدام نمود.

 

شنبه 27 آذر 1389 - 11:40


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری