سه‌شنبه 31 ارديبهشت 1398 - 1:11
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

اكرم اماني

 

مسافر دريا (برگرفته از سفر دريايي يونس پيامبر)

 

مسافر دريا (برگرفته از سفر دريايي يونس پيامبر)

سيدحسين فدايي حسين

سوره مهر، 1389

شابك: 4-864-506-964-978

قيمت: 1200 تومان

 

نمايشنامه عروسكي مسافر دريا حول محور چندماهي، هشت پا، ستاره دريايي و يونس پيامبر مي گذرد.

ماجرا از اين قرار است كه چندماهي بهمراه يك هشت پا و ستاره دريايي داخل شكم يك نهنگ گير افتاده اند و همه ماهي ها به جز هشت پا دنبال راه فراري مي گردند كه بتوانند از داخل شكم نهنگ نجات پيدا كنند. ماهي پيري كه از همه مسن تر است بنظر مي آيد به بقيه بگويد كه بايد به خدا توكل كنند و از او كمك بخواهند تا خدا آنها را نجات دهد اما هشت پا آنهارا مسخره مي كند. ناگهان ماهي ها متوجه صداي يونس از درون شكم نهنگ مي شوند و يونس پيامبر نيز با گفتن داستان خود به ماهي ها آنها را به كمك خدا اميدوار مي سازد تا اينكه بتوانند از آنجا فرار كنند ...

در ذيل به بخشي از گفتگوي بين ماهي ها براي نجات و فرار اشاره شده است:

ماهي پير: به حرف هاي هشت پا اهميت ندين، اون فقط بلده مسخره كنه و بخنده.

هشت پا: پس چي كار كنم پيري؟ مثل تو بي خودي به اونا اميدبرم؟

ماهي پير: من بي خودي نمي گم، مي دونم كه خداوند حتماً مارو از اينجا نجات ميده.

هشت پا: خداوند؟ اون كيه؟

ماهي پير: كسي كه همه موجوداتو خلق كرده و توي سختي ها بهشون كمك مي كنه.

هشت پا: راستي؟ پس چرا بهش نمي گي كمكتون كنه؟

ماهي پير: اون خودش همه چي رو مي بينه. من مطمئنم كه براي رفتن از اينجا يه راهي بهمون نشون مي ده.

ستاره دريايي: كدوم راه ماهي پير؟ ...

در قسمت ديگر ماهي ها با حضرت يونس آشنا شده و تصميم مي گيرند به همراه يونس پيامبر از شكم نهنگ فرار كنند:

اره ماهي: يعني چه؟ اين ديگه چه موجوديه؟

يونس: سلام. من اسمم يونسسه. يونس پيامبر.

اره ماهي: شما اينجا چي كار مي كردين، توي شكم نهنگ؟

يونس: من هم مثل شما همراه آب اومدم.

سفره ماهي: يعني شما هم يه ، يه موجود دريايي هستين؟

هشت پا: من كه تاحالا همچين موجود عجيب و غريبي رو تو دريا نديده بودم.

يونس: من دريايي نيستم. اهل خشكي ام.

ماهي قرمز: شما مي تونين به ما كمك كنين؟

يونس: معلومه شايد اصلاً خداوند منو براي همين فرستاده اينجا!

ستاره دريايي: چقدر اين جمله برام آشناس.

ماهي بادكنكي: درسته، من هم اون رو شنيدم...

در قسمت آخر ماهي ها به همراه يونس پيامبر و با كمك هشت پا از شكم نهنگ بيرون مي روند و بعد از رفتن آنها هشت پا صدايي مي شنود:

هشت پا: انگار واقعاً كسي اونجاس! آهاي هركي هستي بيا بيرون.

ماهي پير: چه خبرته؟ چرا نمي ذاري به كارم برسم؟

هشت پا: ببينم مگه تو اونها را رها نكردي و رفتي؟

ماهي پير: اشتباه كردم. حالا هم برگشتم كه با خودم ببرمشون.

هشت پا: اما اونها رفتن؟ نگران نباش.. ماهي پير خدا اون ها رو نجات داد.

ماهي پير: چي داري مي گي معلوم هست؟

هشت پا: باور كن ماهي پير، اون ها چند لحظه پيش از اينجا رفتن.

الان هم تو دريان...

نمايشنامه فوق برگرفته از داستان دريايي حضرت يونس مي باشد كه در شكم يك نهنگ افتاده بود و نويسنده سعي كرده بود كه نمايش عروسكي فوق را حول چند ماهي به تصوير بكشد تا فهم آن براي كودكان آسان تر باشد.

 

 

 

شنبه 27 آذر 1389 - 11:33


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری