سه‌شنبه 6 تير 1396 - 15:10
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان فارس

 

موسيقي متن تعزيه­ها

 

 

  موسيقي متن تعزيه­ها شامل دستگاه­ها، گوشه­ها، زوايا و آهنگ­هايي است كه در تار و پود اشعار و گفت­وگوها نهفته است. اين ويژگي چه در نوحه­هاي سينه­زني و چه در متن تعزيه­ها وجود دارد كه فهرست­وار به برخي از آنها و احياناً ذكر نمونه­هايي از آنها اشاره مي­شود.

 

هل من مبارز؟

سرآغازيست با صداي خشن و رعب­آور اشقيا خواناني نظير شمر يا عمر ابن سعد كه مبارز و مدّعي مي­طلبد:

هل من مبارز في، حسين تشنه جگر          مبارز تو بيايد به سمت اين لشكر

هل من مبارز و مني، حسين ولا اجاه          مبارز تو بيايد به سمت و با نگاه

و طبل و ساز با آهنگي رزمي طبل و جنگ و سريع و پُرشتاب آن را دنبال مي­كنند.

 

اي زمين كربلا!

اين نوا در حقيقت سرآغازيست مظلومانه و غمگينانه از ناحيۀ اهل بيت (عليهم السلام) كه در اول تعزيه­هايي مانند علي­اكبر به عنوان مثال در همين مورد، او كه در ميان جمعيت و در بستر خود خفته، از جاي بر مي­خيزد و با آهنگي سوزناك و ملايم مي­خواند و  به سوي ميدان مي­رود و مستمعين به آرامي مي­گريند.

اي زمين كربلا اي خصم آل بوتراب!          اي كه شستي روي اولاد علي با خون ناب!

از چه كردي اي سپهر كينه­جو اين­گونه ظلم؟          تشنه بابايم حسين و در كنارش نهر آب

و بعد مي­ايستند و مي­نالند.

فرياد از غريبي و بي­ياري حسين          وز ناله­هاي دم به دم و زاري حسين

و به دنبال اين نوا، ساز و نقاره دقايقي چند به آرامي با اشارۀ تعزيه­گردان مي­نوازند.

 

جنگ­نامه­خواني

بهترين نمونۀ جنگ­نامه­خواني در آغاز يا گوشه­اي از مجلس حضرت عباس(ع) است كه گفت­وگويي ميان شمر و حضرت عباس(ع) را در بر دارد.

شمر مي­گويد:

به فتح و تخت امير كشور

به سر گذارم نخست محضر

زهي چه محضر ز پاي تا سر

مكمل از در، مزين از زر

زنيد طبل بشارت اكنون

كه من روانم، پي شبيخون

مدّتي طبل و ساز با آهنگ طبل جنگ نواخته مي­شود.

عباس(ع) مي­گويد:

بنام الله، نمايم آهنگ

به سر گذارم عمامۀ جنگ

ز تاج شاهان، مرا بود ننگ

به رنگ اصغر، زمردي رنگ

به سينه و سر، زنيد ياران

كه من روانم، به جنگ عدوان

مدّتي طبل جنگ نواخته مي­شود.

 

مرثيه­خواني

متن بسياري از تعزيه­ها، بويژه آنچه توسط اهل بيت (عليهم السلام) خوانده مي­شود و بند بند متن تعزيه را در بر مي­گيرد، مرثيه­خواني مي­نامند كه آهنگ غم­انگيز خاصّ خود را داراست.

نمونه: امام در مجلس شهادت طفلان زينب(ع) مي­خواند:

اي فلك آواره از شهر و ديارم ساختي          دورم از اقوام و از خويش و تبارم ساختي

من گلي بودم به شهر خويش، با عز و وقار          در ميان لشكر كين، خوار و زارم ساختي

تيشۀ بيداد تو، بر كند از كين ريشه­ام          در عزاي نوجوانان، اشكبارم ساختي

 

سؤال و جواب

سؤال و جواب گاه بوسيلۀ دو نفر از امام­خوان­ها و يا دو نفر از اشقيا، يا يكي از اينان و يكي از آنان صورت مي­گيرد. هر دو در يك مايه و يك آهنگ ولي معمولاً اشقيا­خوانان خشن و ساده و بي­تكلّف مي­خوانند و امام­خوان­ها سوزناك و آرام و مطبوع و ملايم و در دستگاه موسيقي.

مأمون: پسر عم از چه محزوني و غمناك؟

امام رضا(ع): بدان كه شكوه­ها دارم ز افلاك.

مأمون: بگو كه روز تا شب كيست يارت؟

امام رضا(ع): تو برگو با غريبان چيست كارت؟

مأمون: مگر شب­ها دلت اندوهگين است؟

امام رضا(ع): بلي شام غريبان اين چنين است.

مأمون: پسر عم نوش جان فرماي انگور.

امام رضا(ع): مرا اين طبع مايل نيست، معذور.

مأمون: بخور، انكار اين گفتار نتوان.

امام رضا(ع): وليكن جز به خير اين كار نتوان.

 

سرودخواني

در گوشه­هاي شاد بعضي از تعزيه­ها كه ماجرايي نظير عروسي در برداشته باشد، با نواي مخصوصي، اشعاري كه در ريشه و مايه، ويژۀ مجالس سرورند، خوانده مي­شود از جمله اشعاري كه در تعزيۀ قاسم يا علي­اكبر وجود دارد كه خواندن آنها با نوازش و شانه بر سر آنها زدن و گلاب پاشيدن و نقل­افشاني همراه است از جمله در تعزيۀ علي­اكبر.

ام ليلا (در حالي كه موي علي­اكبر را شانه مي­زند و بر او گلاب مي­پاشد):

جان مادر، جان مادر، من نديدم شاديت

جان من، آخر كفن شد، خلعت داماديت

زينب(س):

جان عمه، جان عمه، جان فداي شاديت

من نبستم در مدينه، حجلۀ داماديت

ام ليلا:

هيچ مادر داغ فرزندش نبيند اي خدا

ميوه و عشرت به ناكامي نچيند اي خدا

 

يتيم­خواني

در تعزيه­هايي نظير كودكان مسلم يا زينب، اين كودكان اشعاري را با نوايي بسيار غم­انگيز و دردمندانه مي­خوانند كه آن را يتيم­خواني مي­گويند. از زماني كه كودكان به خواندن مشغولند، به آرامي و بعد از شعرخواني آنها، نواي بلند ني آنها را همراهي مي­كند.

يتيمي درد بي­درمان يتيمي          يتيمي خواري دوران يتيمي

مسلمانان يتيمي بد بلايي است          اگر شهزاده باشي، چون گدايي است

 

لالائي­خواني

در گوشه­هايي از بعضي مجالس و نيز در مراسم عزاداري روز عاشورا، بياد علي­اصغر كه كودكي شيرخوار بوده است، گهوارۀ او را حمل مي­كنند يا در گوشۀ مجلس تعزيه­خواني قرار مي­دهند و با آهنگ خاص لالايي كه همگان با زير و بم آن آشنايي دارند، اشعاري خوانده مي­شود. رباب مادر علي­اصغر در تعزيۀ علي­اكبر به گهوارۀ دلبند خود چنين مي­خواند:

اصغر صغيرم لاي و لاي          ناخورده شيرم لاي ولاي

اي شيرخواره اصغرم          نور دو چشمان ترم

شبه رُخ پيغمبرم          ناخورده شيرم لاي و لاي

گهواره شد تابوت تو          خون گلو شد، قوت تو

نيلي رُخ ياقوت تو          ناخورده شيرم لاي و لاي

در فواصل ابيات و لالايي، لالايي طبل و ساز با نواي خاص، خوانندۀ تعزيه را همراهي مي­كند.

و هم در همين تعزيه، علي­اكبر پيش از حركت به ميدان، جهت وداع كنار گهواره رفته و آن را مي­جنباند و با آهنگ و نوايي ديگر لالايي مي­خواند:

برادر علي اصغرم، لاي و لاي          ضياء دو چشم ترم لاي ولاي

علي­اصغر، اي ديدۀ روشنم          نما دست­هاي تو در گردنم

و بعد در حالي كه علي­اصغر را در بغل گرفته، با همان آهنگ محزون مي­خواند:

چرا لعل لب­هات گشته كبود؟          برادر مگر اكبرت مرده بود

مخور غصه اي نور چشم ترم          روم از براي تو آب آورم

و او را باز در گهواره مي­خواباند و فقط ساز زن با ملايمت او را همراهي مي­كند.

 

كفن­پوش يا كفن­دوزي

نوايي است كه هنگام بريدن و دوختن كفن، براي كساني كه عازم ميدان هستند، خوانده مي­شود؛ از جمله ام ليلا در مورد خلعتي علي­اكبر:

بخواب اي تازه داماد رشيدم          كه بر بالاي تو خلعت بريدم

برآرم سوزني از نوك مژگان          كشم من ريسمان از ريشۀ جان

به قد و قامت تازه جوانم          ببرّم خلعت اي روح و روانم

نگويم دل ليلا چو سنگ است          چه سازم به حسينم كار تنگ است

عزيزان بر مراد دل رسيدم          كفن از بهر فرزندم بريدم

كه بيت آخر طنزي گزنده دارد و بعد خود علي­اكبر با آهنگ و نوايي ديگر ولي در همان مايۀ سوزناك خطاب به خود مي­خواند:

ز جا خيز اي اكبر دل غمين          كفن بر قد و قامت خود ببين

الا اي كفن، اي كفن          تو هستي انيس شب و روز من

چو در بر نمايم ترا اي كفن          بسوزد به عالم دل و دوزن

دريغا كه آخر نرفتم وطن          لباس عروس من شد كفن

 

نواي سياه­پوشي

بهترين نمونۀ آهنگ­هاي سياه­پوشي در گوشه­اي از مجلس تعزيۀ علي­اكبر است كه او يكايك اهل حرم را با آن نوا مي­طلبد و دستمالي مشكي بدانان هديه مي­دهد يا بر سر آنها مي­افكند جز در مورد پدر كه شال گردن نثار مي­كند.

بيا مادر به جان پُر ملالم          بيا مادر نما شيرت حلالم

هر آن زحمت كه پاي من كشيدي          خدا داند زمن خيري نديدي

سياه ماتم اكبر به سركن          اگر ديدي بدي، از دل بدر كن

نواي ساز و نقاره...

بيا اي عمۀ بيچاره زينب          بيا اي از وطن آواره زينب

سياه ماتم اكبر به سركن          بيا عمه ز من قطع نظر كن

نواي ساز و نقاره...

بيا اي خواهر محنت قرينه          بيا اي نور چشمانم سكينه

سياه ماتم اكبر به سر كن          بيا خواهر زمن قطع نظر كن

نواي ساز و نقاره...

 

آهنگ­ها و نواهاي محلي

از نواهاي ديگري كه در متن تعزيه­ها مورد استفاده قرار گرفته­اند، ترانه­هاي محلي مي­باشند كه خود در بر دارندۀ آهنگ­هاي متنوّع و گوناگوني در هر يك از بلادند از جمله مي­توان ترانه­هاي محلي زير از متن تعزيۀ يوسف را نقل كرد:

دمم غم، همدمم غم، مونسم غم

به غير از غم ندارم يار و محرم

غمم نگذار دم تنها بمونم

 

چاووش­خواني

چاووش­خواني اشعاري است كه با آهنگي خاص براي بدرقه، يا پيشباز زوّار مورد استفاده قرار مي­گيرند. آهنگ چاووش­خواني با شعر مناسب در متن بعضي از تعزيه­ها وجود دارد. علاوه بر آن در بعضي مناطق در سرآغاز تعزيه، هنگام ورود امام­خوان­ها يك نفر علم بر دوش گرفته است و گرد محل تعزيه­خواني مي­چرخد و چندين نفر بدنبال او روان مي­شوند و او به چاووش­خواني مي­پردازد:

فرمود حسين كه خيمه‌ها باز كنيد          هفتاد و دو تن شهيد بيدار كنيد

گهوارۀ اصغر به شتر بربنديد          رحمي به دل عابد بيمار كنيد

يك شب به زمين كربلا خوابيدم          در عالم خواب اين ندا بشنيدم

كاي قافله­سالار بيابان نجف          صد ساله گناهان ترا بخشيدم

 

شهرشماري

بعضي اوقات در ضمن تعزيه­ها طويل­هايي وجود دارد كه فوق­العاده جالب مي­نمايد. از جمله بحر طويل كه در تعزيۀ حضرت عباس(ع) وجود دارد و در آن ذكر از لشكر و سپاه است و خيل عظيم جنگاوران و شهرهايي كه در اين سپاه شركت دارند كه اين بحر طويل به شهرشماري اشتهار يافته و هنگام خواندن، طبل به تنهايي و مداوم و آرام صداي شعر را همراهي مي­كند.

شمر: اي عباس علمدار حسين، اي پسر پادشه بدر و حنين... حال گوش كن بيا و بنگر آمده لشكر، ز ختا و ختن و چين و زماچين و ري و روم و اروميه و قسطنطنيه و مكه و مصر و حلب و شام و دمشق و طرف مسقط و ارگنج و قراباغ و قراداغ ز ذهتاب و دماوند، و خوي و مشكين و شروان الي در حد زنجان و ز تهران و صفاهان و ز اهواز و خراسان و ز كاشان و ز كرمان و بروجرد و بيشابور (بيشاپور) ز بوشهر و ز شيراز الي مشرق و مغرب.

عباس: اگر آمده لشكر ز ختا و ختن و چين و ز ماچين و ري و روم و اروميه... كه تو تعريف نمودي با همه ريگ بيابان، همه برگ درختان بشوند لشكر عدوان، بر دل عباس نه ترس و نه خوفي و نه بيمي و هراسي، نه ملالي، نه خيالي، نه خطوري، همچو بابم علي خيبر گير بر كشم از كمر خود شمشير، با همه روي زمين جنگ كنم، عرصه به كلّ جهان تنگ كنم از تو و خولي و بن سعد و سنان، نگذارم ز يكي نام و نشان.

 

رجزخواني

زماني كه هر تعزيه­خواني وارد مي­شود، در آغاز به رجزخواني مي‌پردازد و با آهنگ خاص از خود و تبار خود و هنر خود سخن مي‌راند. رجزخواني آهنگي رزمي و پُرطنين و سنگين دارد.

رجزخواني علي­اكبر در مجلس خود:

بنام خدا و رسول انام           برون آورم تيغ خود از نيام

چنان خون بريزم در اين سرزمين          كه گويد جهان­آفرين، آفرين

منم يوسف مصر آل عبا          منم سبزپوش صف كربلا

منم آن كه مادر نشاطم نديد          پدر بزم شادي برايم نچيد

شبيه گل روي پيغمبرم          ز نسل حسين، من علي­اكبرم

علاوه بر آنچه رفت، آهنگ­هاي شام غريبان، گلي گم كرده­ام، دعا، غمخانه­نخواني يا غمنامه­خواني، نوحه­خواني، تو راهي (دم گيري) سلام دادن، اي زمين كربلا، اي برادر امان از جدايي ـ الله كنون كنم جنگ، امشب زمين كربلا، حسين گمشدم، شه دين يك شب ديگر به حرم ميهمان است. تشنه­لب گفت شهنشاه شهيد ـ شب عاشورا، امشب اي تشنه­لب حسين واي، پيش سينه، رباعي نيز وجود دارد كه بيشتر در سينه­زني­ها و مراسم عزاداري مورد استفاده قرار مي­گيرد.

نكتۀ بسيار مهمي كه در خور توجّه است، تحوّل و دگرگوني وزن شعر و نوا و آهنگ و صداي خواننده است با حالت و اتّفاقي كه در حالت رُخ دادن است و نقش و حالتي كه خواننده در آن لحظه بر عهده دارد كه گاه در يك متن مكالمه و گفت­وگو، اوزان شعري و آهنگ­ها چندين­بار دگرگون مي­شوند كه اين تنوّع و دگرگوني گاه خيلي سريع و بدنبال هم رُخ مي­دهد كه خود اوج تكامل ديالوگي و نمايشي نهفته در تعزيه را نشان مي­دهد.

 

مهدي رنجبر

مسئول روابط عمومي اداره­کل تبليغات اسلامي استان فارس

 

دوشنبه 22 آذر 1389 - 12:3


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری