پنجشنبه 26 مرداد 1396 - 23:44
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

داود خسروي

 

روابط انساني در درامي اجتماعي

 

نگاهي به گروه فيلمسازي«آناهيتا»( ساخته عزيزالله حميد نژاد )

عزيزالله حميدنژاد متولد 1338 گرمسار است. وي پس از گذراندن دوره فيلمسازي از مرکز اسلامي آموزش فيلمسازي فعاليت هنري را آغاز کرد. او سينماي حرفه اي را براي اولين بار به عنوان عکاس بافيلم آواي غيب به کارگرداني سعيد حاجي ميري تجربه کرد. حميد نژاد آثار مستند برجسته اي هم دارد که ازميان آنها مي توان به فيلم «زندگي در ارتفاعات» اشاره کرد. هور در آتش(1370) و اشک سرما(1382) شاخص ترين فيلم هاي بلند حميد نژاد هستند.

 آناهيتا در لغت به معني الهه آب است. داستان فيلم آناهيتا درباره خورشيد و مهناز دو دانشجوي رشته شيمي است که در ساختماني متروک آزمايشگاهي داير و در آنجا تحقيقاتشان را روي کريستال هاي مولکول آب آغاز کرده اند. پس از مدتي و در جريان اين تحقيق، مهرناز به طور مرموزي در آزمايشگاه کشته مي شود. خورشيد که در اثر اين حادثه ضربه روحي سختي خورده، مي کوشد با آزمايش هاي خاص ابداعي اش به راز اين جنايت پي ببرد.

آناهيتا ششمين اثر حميدنژاد محسوب مي شود. او براي ايفاي چهار نقش اصلي فيلمش از سه بازيگر شناخته شده( ميترا حجار، شهاب حسيني، پوريا پورسرخ) و يک بازيگر گمنام استفاده کرده است. نرگس محمدي پيش از اين تجربه محدودي در بازيگري داشته و از تئاتر آمده است.

حميدنژاد در سال 1386 با خواندن مقاله هايي از ايموتو، دانشمند ژاپني درباره رفتار مولکول هاي آب در شرايط مختلف، تصميم به نوشتن فيلمنامه آناهيتا گرفت. او در اين باره به مجله صنعت سينما مي گويد: براي نوشتن فيلمنامه تحقيق هاي زيادي داشتم. منابع علمي فراواني را خواندم و بررسي کردم. آناهيتا يک درام اجتماعي است که بر بستري علمي روايت مي شود. سعي کردم بخش داستاني آن قدر قوي و منسجم باشد که بخش علمي بر آن چيره نشود. تازگي و طراوت خاصي در قصه وجود دارد. در شکل قصه گويي هم سعي کرده ام فضاي تازه اي را در فيلم تجربه کنم. روابط انساني و آن چه در لايه هاي زيرين اين ارتباط ها وجود دارد، هميشه برايم جذاب بوده. در اين فيلم کوشيده ام بخشي از مناسبات انسان ها در جامعه امروز و مسائل و مشکلاتشان را به تصوير بکشم.

حميد نژاد درباره ژانري(گونه فيلم) که انتخاب کرده مي گويد: من با اين مفهوم که يک فيلمساز بايد ژانر معيني را دنبال کند و در تمام طول زندگي حرفه اي اش پايبند به آن باشد موافق نيستم. اين فيلمساز است که با انتخاب موضوع در فيلمنامه سراغ ژانر مي رود. خيلي برايم مهم نبود که آناهيتا در چه ژانري مي گنجد، موضوع کلي آن برايم جالب بود. تا کنون بيشتر موضوعاتي که کار کردم در حوزه دفاع مقدس بود و معمولا پس زمينه اي اجتماعي رانيز به همراه داشت. اينجا هم در آناهيتا موضوعي اجتماعي با پس زمينه علمي کار کردم. شايد بعد از اين مثلا يک کار تاريخي انجام بدهم. اگرهم موضوع قابل بحثي در زمينه دفاع مقدس وجود داشته باشد و شرايط ساخت آن مهيا باشد قطعا در حوزه دفاع مقدس باز فعاليت خواهم کرد و اين گونه نيست و نبوده که آن را کنار گذاشته باشم. در کل معتقدم در هر ژانري که فيلمساز فعاليت مي کند بايد نهايت تلاش لازم را داشته باشد تا اثرش، اثري ماندگار باشد.

حميدنژاد درباره بازيگران فيلمش مي گويد: نوع قصه و شخصيت پردازي ايجاب مي کرد با بازيگران حرفه اي در اين فيلم همکاري کنم. با توجه به حساسيت نقش ها گزينه هايي داشتم که خوشبختانه امکان همکاري با اغلب آنها فراهم شد. آن چه در طول کار احساس کردم، يکدستي و هماهنگي بازيگرها با فضاي کار و شخصيت هاي فيلمنامه بود و از انتخاب هايم راضي هستم.

حميدنژاد درباره شيوه اش در کار با بازيگران مي گويد: من به تمرين زياد، باور ندارم. تمرين براي رسيدن بازيگر به نقش و هماهنگ شدن با گروه بازيگران و فضاي کار بايد انجام شود، اما اگر تمرين بيش از حد باشد، طراوت بازي بازيگران را مي گيرد. بازيگران حرفه اي و شناخته شده معمولا با خود ذهنيتي وارد فيلم مي کنند و تماشاگر بر اساس اين ذهنيت درباره او و نقش قضاوت مي کند. تلاش کردم بازيگران حرفه اي آناهيتا را در قالب تازه اي ببينم و از توانايي و استعدادهاي آنها در شکل جديدي استفاده کنم. يکي از مهم ترين وظايف کارگردان اين است که بازتاب حضور بازيگر در نقش را محدود و او را به قالب جديد نزديک کند. همه بازيگرها در آناهيتا در قالب جديد ديده نمي شوند، اين تفاوت در بعضي بيشتر و در بعضي کمتر است. علاوه بر آنچه متن در اختيارم مي گذاشت، سعي کردم از طريق چهره پردازي و طراحي صحنه و لباس بازيگرها را به قالب نقش تازه شان درآورم.

آناهيتا روز سيزدهم دي ماه در تهران کليد خورد و فيلمبرداري شصت جلسه طول کشيد به دليل تعدد و تنوع مکان ها، فيلمبرداري  بيشتر از برنامه ريزي اوليه به طول انجاميد.

بهزاد کزازي طراح صحنه ولباس آناهيتا درباره همکاري با اين پروژه مي گويد: فيلمنامه راخواندم، بر اساس تنوع لوکيشن ها(مکان هاي فيلمبرداري) و پراکندگي آنها به ذهنيتي درباره کار رسيدم. روز دوم فيلمبرداري، نسخه بازنويسي شده فيلمنامه به دستمان رسيد که حجم لوکيشن، لباس و وسايل صحنه در آن زياد بود. با توجه به زمان کمي که براي پيش توليد داشتيم، فراهم کردن تمام امکانات و شرايط براي فيلمبرداري سخت بود، اما با صرف وقت و دقت زياد و با همکاري دوستانم در اين پروژه توانستيم برکمبود وقت غلبه کنيم. در بعضي لوکيشن ها ساخت وساز انجام داديم و سعي کرديم از فضا استفاده کنيم تا حمل و نقل و رفت و آمد کمتر شود و زمان فيلمبرداري پايين تر بيايد با دستکاري و تغييري که در بعضي لوکيشن ها داشتيم تا اندازه اي پراکندگي لوکيشن ها راکنترل کرديم. براي رسيدن به فضاهاي داخلي موردنظر ديوارهاي يکي از لوکيشن ها را جا به جا کرديم. براي ساختماني سه طبقه نماي خارجي طراحي کرديم. انواع ترفند ها را به کار برديم تا از  فضاها استفاده مطلوب داشته باشيم. لوکيشن هايي در شمال شهر قرار داشتند، لوکيشن هايي در مرکز شهر و لوکيشن هايي هم در خارج شهر بودند. به عنوان نمونه لوکيشني در شهريار داشتيم که آن را با دکور ساختيم. خانه اي که خانم ميترا حجار در آن زندگي مي کرد و يکي از لوکيشن هاي اصلي فيلم بود در ميدان قزوين قرار داشت.

کزازي( که در فيلم هاي پدر، باران وبيد مجنون با مجيد مجيدي همکاري کرده است. ) درباره دشواري هاي اين کار مي گويد: طبيعي است که بخش خصوصي سرمايه محدودي دارد و انجام کارهاي دشوار با اين سرمايه محدود سخت تر مي شود. ما براي بعضي صحنه ها نياز به ميکروسکوپ داشتيم که از ابتدا در اختيار پروژه نبود و با تمهيد هايي سعي کرديم نبودن آن را در تصاوير نشان ندهيم. به مجسمه آناهيتا هم در بخش هايي نياز بود. مجسمه واقعي در موزه بريتانيا است. تصاويري تهيه کردم ومجسمه را ساختم. همکاري در اين پروژه مي توانست سرشار از تجربه هاي ويژه باشد، اگر پيش توليد متناسب با حجم پروژه مخصوصا در بخش طراحي صحنه و لباس داشتيم. در فيلمي مثل آناهيتا جزييات مهم است وبايد در فرصت مناسب اين جزييات را فراهم کرد. براي ساختن  کريستال هاي آب در کامپيوتر به دنبال تصاوير و منابعي گشتم که درباره انواع کريستال ها و شکل هايش اطلاعات کامل و درست به من بدهند. کريستال ها در شرايط مختلف شکل متفاوتي دارند و اين موضوع را بايد در فيلم لحاظ مي کرديم. طراحي کريستال هاي فيلم بر پايه تحقيقات و تصاوير انجام شد و اگر چه زمان برد، اما تجربه جذابي بود.

کزازي درباره احساسش از همکاري با اين پروژه مي گويد: بخشي از کارهايي که در آناهيتا انجام شد به دليل سرمايه و به واسطه پول نبود. علاقه، محبت و ارادتي که به آقاي حميدنژاد داشتم باعث شد من و اعضاي گروه با جان ودل براي اين فيلم کار کنيم. اميدوارم فيلم نتيجه قابل قبولي داشته باشد و حاصل کار و زحمت گروه سازنده اين فيلم ديده شود.

«مشخصات فيلم آناهيتا»

کارگردان : عزيزالله حميد نژاد، تهيه کننده: عزيزالله حميد نژاد،  مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي و علي ستوده نيا، فيلمنامه نويس: عزيزالله حميد نژاد، فيلمبردار: فرشاد محمدي، طراح صحنه و لباس: بهزاد کزازي، چهره پرداز: کورش عليزاده، تدوينگر: شهرزاد پويا، موسيقي: ستار اورکي، بازيگران: ميترا حجار، شهاب حسيني، نرگس محمدي، محمدرضا داوود نژاد، افسانه ناصري و پوريا پورسرخ، زمان: 100 دقيقه.  

 

يكشنبه 21 آذر 1389 - 11:58


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری