جمعه 2 تير 1396 - 16:32
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

احمد محمد اسماعيلي

 

«خاطره» فيلم استانداردي است

 

گفتگو با نادر طريقت کارگردان فيلم سينمايي خاطره


 

مقدمه : فيلم هاي زيادي در تاريخ سينما ساخته شده اند که شخصيت‌هاي اصلي در بزرگسالي با اتفاقات  و حوادث تلخي که در دوران کودکي درگير بوده‌اند زندگي مي کنند و در نهايت به مرز فروپاشي روحي و رواني مي رسند. نورمن بيتس در فيلم رواني ساخته آلفرد هيچکاک، ملاني در فيلم مارني به کارگرداني آلفرد هيچکاک، درک بوگارد  در فيلم پيشخدمت به کارگرداني جوزف لوزي و بسياري ديگر از فيملهاي مهم تاريخ سينما چنين رويکردي داشته اند. نادر طريقت مستند ساز با سابقه سينما در اولين ساخته بلند سينمايش به سراغ چنين ژانري مي رود.

 

در فيلم هاي روان شناسانه معمولاً در ابتدا مخاطب متوجه مي شود با شخصيت روان پريش و بيماري مواجه است.اما  مخاطب در خاطره تا انتها متوجه نمي شود پريچهر بيمار رواني است. اين مسئله را به دليل جذابيت بيشتر مورد استفاده قرار داديد؟

به صورت عمدي نمي خواستيم شخصيت بيمار پريچهر براي مخاطب مشخص شود.البته بيماري رواني پريچهر در ابتدا در زندگي او تاثيري نداشت و حتي به کارهاي نويسندگيش مي پرداخت و ارتباط خوبي با همسر و اطرافيانش داشت. بيشتر مشکلات روحي پريچهر از جايي شروع مي شود که پسرش به او مي گويد حميد او را کتک مي زند و اين مسئله با توجه به دوران کودکيش که توسط ناپدري مورد ضرب وشتم قرار مي گرفت باعث شد بيماريش بروز و ظهور پيدا کند و از اين به بعد همانطوري که در فيلم مي بينيم مدام در ذهنش دوران کودکيش زنده مي شود و ازاين خاطرات ناخوشايند ناراحت مي شود. بهرحال پريچهر به لحاظ اجتماعي، کاري و خانوادگي بسيار موفق است و مورد توجه همسر و اطرافيانش قرار دارد.

 

به نظر مي رسد پريچهر به فداکاري و اهميتي که شوهرش براي او قائل است توجهي ندارد. دليل اين مسئله چيست؟

حميد شوهر پريچهر شخصيتي دوست داشتني، تهراني و پايبند حرف و قولش است. خانواده حميد هم آدمهاي باشرافت ومحترمي هستند. در سکانس کلانتري پدر و مادر حميد خطاب به پريچهر که از حميد شکايت کرده مي گويند بايد اين مسائل خانوادگي در خانه حل شود وحتي اگر نارحتي و مشکلي با شوهرت داري به ما بگو تا آن را حل کنيم. بنابراين حميد و خانواده اش يک زندگي سنتي و خوبي داشته اند که باعث گرديده اين تربيت به پسر خانواده حميد منتقل بشود و او مرد خانواده دوستي باشد که راحتي همسرش براي او خيلي مهم است.

 

در فلاش بک هاي فيلم کمتر نشاني از محمود برادر پريچهر ديده مي شود؟

محمود در آن زمان کودک شيرخواري بود و در صحنه هايي که مادر و پريچهر توسط ناپدري کتک مي خوردند در بغل مادر بود.

 

در قضيه سقوط ناپدري حين کتک زدن و مرگ او خواستيد مادر را چندان مقصر نشان ندهيد؟

مردن و کشته شدن ناپدري بيشتر يک حادثه بود تا اينکه يک اقدام از قبل طراحي شده توسط مادر تلقي شود. عملکرد بد ناپدري بيشتر باعث مرگ و سقوطش از بلندي خانه شد البته مادر بابت اين قضيه احساس گناه مي کند و اين احساس گناه باعث بيماري و بستري شدن او مي شود و به نظر خودش تاوان اشتباهش را پس مي دهد و همانگونه که محمد در سکانس پاياني مي گويد اين مرگ يک راز ميان مادر و دختر بوده و کس ديگري ازآن خبري نداشته است.

برادر چگونه متوجه اين راز مي شود؟

با خواندن کتابي که پريچهر مشغول نوشتن آن است محمد متوجه اين راز سر به مهر که سالها مخفي بوده مي شود.

 

اين تغيير رويه محمود در پايان فيلم که مي گويد با اولين دختري که روبه رو بشود ازدواج خواهد کرد چه دليلي داشت.

به خاط شيرين شدن داستان فيلم بود که مخاطب در تمام مدت تماشاي فيلم با فضاي تلخ مواجه نباشد.

 

قضيه دوباره بچه دار شدن پريچهر هم براي پايان خوش فيلم بود؟

بله، بهرحال با مرگ سينا خلائي در زندگي پريچهر به وجود آمده بود و کودک جديد يک جايگزين و انگيزه اي براي زندگي براي پريچهر بود. اما در نماي آخر فيلم متوجه نگاه پريچهر به تصوير در قاب عکس سينا مي شويم که نشان مي دهد هنوز خاطره پسرش براي او عزيز است.

 

با توجه به ژانر متفاوتي که براي فيلمسازي انتخاب کرده ايد ( درام روان شناسانه) سينماي ما چقدر به تنوع ژانري در توليدات نياز دارد؟

هميشه در سينماي ايران موقعي که يک ژانري مورد توجه مخاطبان قرار مي گيرد. همه فيلمسازان به سراغ توليد فيلم در اين ژانر مي روند و از اين ور بام سقوط مي کنند و از فرط تکرار اين ژانر در فيلمها ديگر مخاطبان انگيزه اي براي ديدن اين فيلمها پيدا نمي کنند. چند سالي سينماي اکشن از فرط تکرار باعث فراري شدن مخاطبان از اين نوع فيلمها شد و ساير ژانرها هم فراموش شدند. در طي اين پنج شش ساله اخير هم  فيلمهاي کمدي از فرط تکرار به ابتذال مي رسند و اين نوع فيملها مورد نقد جدي قرار مي گيرند. در حالي که توليد هر نوع فيلمي مورد نياز است و نبايد به جرم تعدادي توليد ضعيف در ژانر مربوطه ديگر نرويم به سراغ ساخت فيلم کمدي. بايد در توليد فيلم استاندارد ها را رعايت کنيم و نبايد فضاي تلويزيوني را در فيلم هاي سينمايي به کار ببريم. هر مديوم ويژگي هاي خاص خودش را دارد که بايد مورد توجه قرار بگيرد.بايد شعور تماشاگر را جدي و بالا فرض کنيم و هر اثر سطحي و سخيفي را براي آنها آماده و اکران نکنيم. تماشاگر ايراني شعور هنريش بالا است و فيلم خوب از بد را تشخيص مي دهد. مردم براي تفريح و سرگرمي نيازمند به ديدن توليدات خوب و با استاندارد سينماي بدنه هستند. همه ژانر ها  در سينماي ايران به شرط استاندارد بودن مي تواند مخاطب داشته باشد.

 

خاطره به چه ميزان فيلم استانداردي محسوب مي شود؟ 

قصد داشتم فيلمي در حد بهترين استانداردهاي سينماي ايران بسازم و تلاش خودم را انجام دادم. سکانس آئينه در فيلم را در نظر بگيريد. سکانسي دشوار و پيچيده بود که توانستيم به درستي آن را اجرا کنيم. بيست سال است که در سينماي ايران زحمت کشيده ام و در اغلب ژانر ها فيلم ساخته ام و در ساخت "خاطره تلاش کردم از اين تجربيات بيست ساله ام به نحو احسن استفاده کنم و از ساخت فيلم راضي هستم و اغلب مخاطبان با فيلم ارتباط برقرار کرده اند و در کارم هيچ ادعايي ندارم که کارم نظير استاد بيضايي و يا تقوايي است. اميدوارم درساخته هاي بعديم فيلم هاي بهتري بسازم.

 

در بحث انتخاب بازيگر پوريا پور سرخ در اين يکي دو سال اخيربيشتر در نقش هاي مکمل بازي مي کند. آيا پور سرخ رابه دليل ويژگي هاي بازيگريش  انتخاب کرديد؟

بله، پوريا پور سرخ در خاطره از ساير بازي هاي گذشته اش دور مي شود و برخلاف نقش هاي جدي گذشته اش بازي شيرين و جذابي ارائه مي کند. نوع لحن و گويش پورسرخ هم در اين فيلم بسيار قابل توجه ومتفاوت است.

 

 

 

شنبه 20 آذر 1389 - 9:53


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری