شنبه 26 آبان 1397 - 12:56
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

مسافري غريب(شرح احوال و آثار سيدحيدر آملي(ره))

 

مسافري غريب(شرح احوال و آثار سيدحيدر آملي(ره))

اسماعيل منصوري لاريجاني

شركت چاپ و نشر بين الملل

چاپ اول: 1389

 

در كتاب حاضر نخست به بحث درباره احوال و آثار علامه سيدحيدر آملي(ره) پرداخته شده و سپس موضوع نبوت رسالت و ولايت در آثار او مورد بررسي قرار گرفته است.

علامه سيدحيدرآملي (ره) از عرفاي بزرگ قرن هشتم ه.ش است. وي معتقد است خميرمايه عرفان را عزم جزم، تصميم قاطع و اجتناب از تعلقات غيرخدا تشكيل مي دهد.

اثر حاضر در پنج فصل تنظيم شده كه فصل نخست آن به بحث درباره احوال و‌آثار علامه پرداخته است.

همچنين  در اين فصل، اهميت پرداختن به شرح احوال و آثار سيدحيدرآملي(ره) در يازده مبحث عمده بررسي شده است كه عنوان مبحث اول آن حيات انديشه فلسفي شيعي قبل از دوره صفويان است.

به نقل از كتاب حاضر،غالباً نگارندگان تاريخ فلسفه اسلامي دوره درخشش و گستره آثار فلسفه اسلامي را در عصر صفويان مي دانند در حالي كه مطالعه آثار به جا مانده از سيدحيدر آملي ما را به اين حقيقت رهنمون مي شود كه حوزه آثار اين عارف واصل گسترده تر از دوره صفويان است.

مبحث دوم در رابطه با اهميت اين بحث، ادغام انديشه عرفاني محيي الدين (ره) در عرفان شيعه است. در قسمتي از اين موضوع مي خوانيم: «سيدحيدر آملي(ره) هم به شيوه محيي الدين (ره) در مباحث توحيد و اسماي الهي و مظاهر آن وارد مي شود. اما هنر اعجازآفرين اين مرد بزرگ، بسط تعليمات محيي الدين(ره) در حوزه ولايت و اصلاح اشكالات او در مباحث امامت و توحيد خصوصاً ختم ولايت است و آنچنان تعليمات محيي الدين(ره) جذب انديشه عرفاني شيعه شد كه به قول هانري كربن گويي كه انديشه شيعه، تعليمات ابن عربي را جزئي از خود تلقي كرده است.»

درك صحيح ولايت ائمه معصومين مبحث بعدي است كه درادامه به آن پرداخته مي شود. ازمنظر نوشتار حاضر، جوهر عرفان، ولايت است و بدون ولايت عرفان به كمال خود نمي رسد كه در ادامه چگونگي آن بررسي و ارزيابي ميشود.

بحث بعدي درخصوص اهميت آثارسيدحيدر آملي(ره) بررسي، شيعه و عارف از ديدگاه اين عارف بزرگ است كه در اين رابطه ضمن بررسي اين موضوع در برخي از آثار وي، به ويژگيهايي از انديشه وي اشاره شده است. از جمله ويژگيهاي انديشه عرفاني سيدحيدرآملي(ره) اين است كه عقايد شيعه اماميه را باعرفان واقعي يك چيز مي داند و معتقد است كه هردو اصول خود را از ائمه معصومين اخذ كرده اند و نتيجه مي گيرد كه شيعه حقيقي همان عارف واقعي است و بالعكس.

اسرار شريعت و انوار طريقت موضوع بحث ديگري است كه در ادامه به آن پرداخته مي شود كه ضمن بحث در اين رابطه به اشتراكات آملي(ره) با مرحوم ملاصدرا اشاره مي شود: «از جمله ويژگيهايي آثار علمي و عرفاني سيدحيدر(ره) جمع بين شريعت، طريقت و حقيقت است ...»

جمع بين قرآن، عرفان و برهان، موضوع مبحث بعدي است: «يكي از هنرهاي شگرف علامه، در تفسير و تبيين معارف الهي، بيان حقايق عرفاني در قالب برهان، تاييد يافته هاي عرفاني و تحليل برهاني در محضر قرآن است.

موضوع ديگري كه در ادامه اين فصل گنجانده شده است، بررسي علم ارثي يا وهبي است. سيدحيدر(ره) مدعي است كه از ناحيه خداوند متعال علم بي پاياني به او افاضه شده است و آنچه در تاليفات خود نگاشته اندكي از آن علوم است كه به عين بصيرت يافته است. ايشان اين حقيقت را در آثار خود در چندين مورد بيان داشته است كه بخشهايي از آن در ادامه اين فصل آورده شده است.

يكي از ويژگيهاي آثار علمي علامه(ره) كه حاكي از ذوق و سليقه زيباي فكري و نبوغ هنري ايشان دارد. انشاء دوائر و جداول است كه موضوع مبحث بعدي است به طوري كه به عقيده نگارنده مي توان آثار ارزشمند او را در اين زمينه مبنايي براي تاريخ هنر شيعه به حساب آورد. مبحث بعدي، بيان احوالات سيد(ره) با قلم خودش است كه به باور نويسنده كتاب حاضر، يكي از زيباترين جلوه آثار و تاليفات و تاريخ زندگي علامه،‌تقرير احوالات و سيروسلوك معنوي ايشان درباره خودش است ضمن آن كه به فوايد اين كار نيز اشاره شده است كه از جمله فوايد ذكر شده در اين كتاب اين است كه اطمينان و حس اعتماد محقق را در مطالعه آثار شخصيت مورد تحقيق بسيار مي كند.

هجرت معنوي نيز از جمله مباحثي است كه در اهميت آثار وي ذكر شده است. به نقل از كتاب حاضر، آن تحول دروني كه در عنفوان جواني به سيدحيدر آملي دست داد نه تنها مال و مقام ظاهري دنيا را در نظر او بي ارزش كرد بلكه انگيزه حركت او از زادگاه خويش با ترك همه تعلقات تا مكه و مدينه و عتبات عاليات همراه با رنج و دشواريهاي طاقت فرسا گرديد.

آخرين مبحثي كه در اين رابطه آمده است انسان كامل و علم حروف است «يكي از اركان مهم عرفان انسان كامل است كه به وحدت شهود راه يافته است. نيز در خصوص علم حروف علامه(ره) به اين علم بسيار عنايت دارد و در تطبيق دو عالم صوري و معنوي آنها را در عدد نوزده منحصر مي سازد...»

شرح احوال سيدحيدرآملي موضوع فصل بعدي است مطالبي نظير: شجره نامه و نسبت او با ائمه اطهار كه هم از حيث ظاهري و هم از حيث باطني بررسي شده است. به باور سيد(ره) نسبت او به ائمه اطهار مستلزم مقدماتي است كه سرفصل هايي چون دوران جواني، آغاز سفر معنوي و در محضر مشايخ از جمله آنهاست. «سفر الهي بدون ترك ديار،‌همسر و فرزند و خويشان و مال و مقام امكان پذير نخواهد بود و هرچه شوق يار در دل سالك بيشتر باشد دل كندن از اغيار و شتاب براي رفتن بيشتر است.»

نيز موضوع روياها و خلسه هاي سيدحيدرآملي در ادامه مطالب اين فصل گنجانده شده است كه قسمتي از آن را مرور مي كنيم: «آنچه براي علامه سيدحيدر (ره) در خواب و بيداري و حالات خلسه مكشوف مي شد به عنوان امور يقيني دراثبات مسائل و حقايق الهي به كار مي گرفت و راه كشف را خصوصاً در مباحث معرفت شناسي و عرفان، از راه عقل و نقل محكم تر مي داند و ...

اما مباحث بعدي اين فصل ارتباط صوري و باطني سيدحيدر(ره) است با اهل بيت و اينكه وي پايه گذار انديشه عرفاني شيعي است، بحث بعدي درخصوص كتاب «نازل و صادر» و همچنين تذكره ها مرتبط با سيدحيدرآملي است. ضمن آنكه در ادامه به چندين تذكره اشاره شده است كه به شخصيت و آثار علامه پرداخته اند.

از جمله: رياض العلماء، فوايد الرضويه، اعيان الشيعه، الذريعه و معجم المولفين. صاحب كتاب معجم المولفين مطلبي كوتاه راجع به علامه سيد(ره) دارد كه عبارت است از: «حيدربن علي بن حيدر بن علي العلوي الحسيني المازندراني، معروف به آملي، مفسر، محدث، فقيه، صوفي و متكلم مي باشد كه مولفات او شامل: «المحيط الاعظم في تفسير القرآن الكريم» ، «نص النصوص» در شرح فصوص الحكم ابن عربي، «جامع الاسرار و منبع الانوار» است و در كتاب«رياض» نيز تاليفاتي چون: «في علم التوحيد» و «تلخيص اصطلاحات الصوفيه» اثر كاشاني و «البحر الحضم في تفسير القرآن الاعظم» از او نقل شده است»

فصل سوم به بررسي آثار و تاليفات سيدحيدرآملي(ره) اختصاص دارد: «علامه سيدحيدر (ره) در مقدمات نص النصوص ابتدا به شمار تاليفات خود به ترتيب زمان تاليف با ذكر محتواي هركتاب اشاره مي كند.»

در ادامه اين فصل، طرح كتاب شناسي هانري كربن و عثمان اسماعيل يحيي بررسي مي شود: «هانري كربن فرانسوي در مقدمه كتاب جامع الاسرار و منبع الانوار فهرستي از كتابهاي سيدحيدر(ره) را ارائه داده است كه با فهرست عثمان يحيي هماهنگي دارد او در اين فهرست سي و پنج اثر از سيدحيدر (ره) را آورده است.

نيز آخرين موضوع اين فصل پايان حيات علامه (ره) است. به نقل از اثر حاضر، زمان و مكان ارتحال و محل دفن علامه بزرگوار دقيقاً مشخص نيست و اقوال در تذكره ها مختلف است. مرحوم مدرس تبريزي معتقد است كه علامه (ره) رساله العلوم العاليه را در سال 787 به پايان رسانده است.

فصل چهارم به نبوت، رسالت و ولايت اختصاص دارد. از منظر كتاب حاضر نبوت خبر دادن از حقايق الهي و معارف رباني از نظر ذات، و صفات و اسماء و افعال است . كه بر دو قسم است: « نبوت تعريفي و نبوت تشريعي» نبوت تعريفي خبر دادن از ذات و صفات و اسماء و افعال خداوند است. نبوت تشريعي، نيز جمع موارد نبوت تعريفي به همراه تبليغ و احكام و تاديب مردم به اخلاق و آموختن حكمت و قيام سياسي است. اين نبوت مختص به رسالت است پس به نبوت تعريفي و تشريعي كه تواماً براي مردم تبليغ شود و آنها را به تعليم حكمت و قيام سياست دعوت كند رسالت گفته مي شود. نيز ولايت عبارت است از قيام براي خدا و تبديل كردن اخلاق خود به اخلاق الهي و محقق شدن اوصافش به اوصاف باري تعالي.»

همچنين در ادامه اين فصل به فرق بين نبي، رسول و ولي و بحث در رابطه با اين موضوع كه ولايت بالاتر از نبوت است و نبوت بالاتر از رسالت پرداخته مي شود.

نكته اي كه در اين راستا و از منظر اثر حاضر ظريف به نظر مي رسد اين است كه: «اگرچه ولايت بزرگتر از نبوت و نبوت بزرگ تر از رسالت است وليكن ولي بزرگتر از نبي نيست. نبي هم بزرگتر از رسول نيست زيرا نبي علاوه بر مرتبه ولايت داراي مرتبه نبوت هم هست و به همين ترتيب رسول كه پس از ولايت داراي دو مرتبه ديگر، يعني رسالت و نبوت نيز هست. بنابراين در بين آنها نه مساوات وجود دارد و نه ترجيح. منظور از ترجيح ولي بر نبي و رجحان نبي بررسول است و دقت در اين مساله به خاطر شناخت اين نكته است كه مراد از اينكه ولايت بزرگتر از نبوت است همانا اين است كه بعد ولايت در يك شخص معين بزرگتر از جانب نبوت است و جانب نبوت بزرگتر از جانب رسالت اوست. نسبت به رسالت نيز به همين ترتيب است نظير پيامبر ما(كه هم ولي، هم نبي و هم رسول بود) بعد ولايت او بالاتر از بعد نبوتش و بعد نبوت او بالاتر از بعد رسالتش بود ساير رسولان نيز چنين هستند.

همينطور در دنباله اين فصل به بررسي ديدگاه هاي شيخ شرف الدين قيصري، شيخ محيي الدين عربي(ره)، آقامحمدرضا قمشه اي، حضرت امام خميني(ره)، علامه سيدجلال الدين آشتياني در خصوص موضوع ولايت و نبوت و رسالت پرداخته شده است.

به نقل از نوشته حاضر، امام خميني(ره) در كتاب مصباح الهدايه و ديگر آثار ارزشمند خود وجوه مختلفي براي ولايت و نبوت قائل شده اند. حضرت امام دايره ولايت مطلقه و نبوت را فراتر از آن چيزي دانسته اند كه عرفاي عظام درصدد بيان آن برآمده اند و معتقد است كه حقيقت محمديه در مقام اول مبعوث بر جميع اسماء و اعيان ثابته و در مقام ثاني مقدم بر جميع مراتبي است كه عرفاي بزرگوار گذشته آن را بيان داشته اند.

بنابر قول نويسنده مجموعه حاضر، از آنجا كه به حق ائمه معصومين(ع) در امر ولايت اجحاف شده يا در بعضي از متون عرفاي عامه، برخوردي چندگانه با آن شده است. حساسيت علامه سيدحيدر(ره) را نسبت به آن برانگيخته است به طوري كه با همه توان همراه با درد و داغ و اظهار تاسف و تعجب از بي مهري عرفاي اهل سنت در حق ائمه معصومين(ع) درصدد اثبات ولايت آنها از سه راه نقل و عقل و كشف برآمده است. از برجستگي هاي اين شيوه، بيان و نقد نظرات مخالفين، خصوصاً شيخ محيي الدين عربي(ره) در باب خاتميت ولايت است. وي نهايتاً ادعاي طرف مقابل را يا بي دليل دانسته يا اينكه دليل آنها را مبتني بر نقل و عقل و كشف حقيقي نمي داند. نويسنده در ادامه خاطرنشان مي كند: شايد تنها موضوعي كه علامه سيدحيدر(ره) بيش از حد در تاليف خود به آن پرداخته است، موضوع ختم ولايت باشد و اين مسئله ناشي از شدت نگراني او نسبت به كم لطفي عامه است كه عملاً يا به خاطر جو اجتماعي حاكم، حق مسلم اهل بيت(ع) را ناديده گرفتند. از اين رو سيدحيدر (ره) به صورت پيوسته و سلسله اي، دلايل خود را در اين باره ارائه مي دهد و به توضيح و تبيين آنها مي پردازد تا اينكه اولاً حق اهل بيت در باب ولايت و خاتميت محفوظ بماند، ثانياً مكتب عرفان را از خطر انحراف و سير قهقهرا نجات دهد زيرا عرفان بدون ولايت حقيقي از نظر او عرفان نيست و سالك عارف را به سرمنزل مقصود نمي رساند.

اين فصل به دوازده بخش منقسم مي شود كه در هر يك از اين بخشها ولايت به اعتبار اطلاق و تقييد و براساس كتاب جامع الاسرار، تعيين خاتم الانبياء مطلقاً و مقيداً و تعيين خاتم الاوليا مطلقاً و مقيداً و بحث هاي مربوط به آن نقد نظريات شيخ اعظم در باب خاتم ولايت مطلقه و مقيده از طريق نقل، عقل و كشف و ... بررسي مي شود.

نبوت مقيده، عبارت از اخبار عيني و الهي ناشي از معرفت ذات حق و شناسايي و علم به اسماي الهيه و حقايق اعيان ثابته است.

همينطور مقام ولايت مطلقه، مقام حصول جميع كمالات وجودي و صفات كمالي و مجمع مظاهر و مراتب و فعليات و حصولات است.

سيدحيدر آملي مي فرمايد: «بدانكه براي نبوت و ولايت دو اعتبار وجو دارد اعتبار اطلاق و اعتبار تقييد يعني اعتبار عام و خاص و تشريعي و غيرتشريعي و ارثي و غيرارثي. پس مطلق نبوت مخصوص حقيقت نبي ما(كه از آن به روح اعظم و عقل اول تعبير شده) است.

در تعريف نبوت مطلقه آمده است كه آن نبوت عبارت است از: اطلاع نبي بر حقايق الهي و دقايق رباني بنابرآنچه كه هست همچنين عبارت است كه از اطلاع بر حقايق موجوداتي كه ممكن الوجود هستند اعم از اينكه وجود داشته باشند يا موجود نباشند از ماهيات معدومه و اعيان ثابته.

نيز اثبات خاتم ولايت مطلقه از طريق نقل، عقل و كشف بالتفصيل آيات، دلايل عقلي اثبات خاتميت ولايت مطلقه،‌اثبات خاتم ولايت مطلقه از راه كشف و شهود، و همچنين بحث در تعيين خاتم ولايت مقيده و اثبات آن براي حضرت مهدي(عج) از ديگر بخش هاي اين فصل مي باشد.

همينطور بخشهاي پاياني اين فصل شامل: اثبات خاتميت ولايت مقيده از راه نقل و عقل و بحث درخصوص حضرت مهدي(عج) و مسائل غيبت و اثبات خاتم ولايت مقيده از راه كشف مي باشد.

علامه  (ره) نبوت مطلقه را نيز مخصوص حقيقت محمديه (ص) مي داند كه از آن به روح اعظم و عقل اول تعبير مي شود«كنت بنياً و آدم بين الماء و الطين» مويد نبوت مطلقه نبي اكرم(ص) است. نبوت مقيده هم مخصوص مظاهر مقيده اين حقيقت مطلق از حضرت آدم(ع) تا عيسي(ع) است.

از سوي ديگر وي ولايت مطلقه را نيز مخصوص حقيقت محمديه مي داند: «مظهر كامل اين حقيقت علي ابن ابي طالب(ع) است اما نزد شيخ عربي(ره) حضرت عيسي(ع) است. ولايت مقيده هم مخصوص مظاهر جزئيه اين حقيقت كامل است كه مظهر آن حضرت مهدي(عج) است و نزد شيخ عربي(ره) نفس خودش مي باشد.»

نيز آمده است ولايت حقيقت محمديه از آن جهت مطلق است كه جامع اسماء و صفات الهي است. افق وجودي او نزديكترين افق به معدن اصلي است به عبارت ديگر حقيقت محمديه مساق اسم اعظم است و ساير انبياء و اولياء مظهر يكي از اسماي الهي هستند و به اعتبار آن اسم مقيد مي شوند.

همچنين در ويژگي استدلال علامه سيدحيدرآملي در طريقه نقلي مي خوانيم: از ويژگي هاي طريقه او انتخاب آيات و روايات و اقوال بزرگاني است كه اكثر قريب به اتفاق در آن وحدت نظر دارند. نظير آيه: «اطيعوالله و اطيعوالرسول و اولي الامر منكم» كه در اينجا منظور از «اولي الامر» حضرت علي(ع) است علامه سيدحيدر(ره) با روشي كه استدلال فرمودند بر حلاوت موضوع بيش از ديگر مفسران افزوده اند. همچنين ايشان از احاديث نبي اكرم(ص) در اين زمينه كه به ازليت ولايت حضرت علي(ع) حكم مي كند استناد كردند.

اما در فصل پاياني كتاب حاضر، نيز به جمع بندي نظرات محققين و تلخيص ديدگاه سيدحيدر(ره) به عنوان نتيجه نهايي پرداخته شده است.

علامه سيدحيدرآملي(ره) با برهاني كردن عرفان در برابر فلاسفه از يك سو و ولايي كردن عرفان در برابر عرفا از سوي ديگر در دو شرايط زماني متفاوت تاريخ فلسفه و عرفان اسلامي را وارد مرحله جديدي كرده است كه نمود اصلي آن در عصر فلسفه اسلامي يعني عصر صفويان بوده است.

آملي(ره) در زمينه جامعيت انديشه عرفاني بر مبناي ولايت توانست انديشه محيي الدين(ره) را در انديشه خود ادغام كند و با طرح پيوند شريعت و طريقت سازگاري عميق اين دو را به اثبات رساند او در اين رهگذر به نقد ديدگاههاي صوفي نماها مي پردازد و مرز شيعه و عارف واقعي را از اعمال و شبهات آنها كه بعضاً اعتراض جماعت شريعت را در پي داشته است به نحو محسوس جدا مي كند.

نويسنده كتاب حاضر، ‌منصوري لاريجاني در سال 1337 در روستاي رينه لاريجان متولد شده است. وي داراي دكتراي روابط بين الملل از دانشگاه امام حسين(ع) و دكتراي عرفان از دانشگاه آزاد اسلامي است لاريجاني تاكنون 21 عنوان كتاب در موضوعات گوناگون مرتبط با حوزه تخصصي خود منتشر كرده و هم اكنون نيز استاد دانشگاه امام حسين(ع) مي باشد.

 

 

 

شنبه 20 آذر 1389 - 12:1


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری