چهارشنبه 22 آذر 1396 - 7:1
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

با زخم هاي شعر

 

 

نگاهي به مجموعه شعر زخم و نمک اثر سيد عبدالجواد موسوي

مجموعه شعر زخم و نمک اثر سيد عبدالجواد موسوي است که به همت مرکز آفرينش هاي ادبي حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي و توسط انتشارات سوره مهر به بازار نشر فرستاده شده است. اين مجموعه که مزين به سه مقدمه ارزشمند از دکتر رضا داوري اردکاني، علي معلم دامغاني و يوسفعلي ميرشکاک گشته است؛ در پنج بخش مختلف به دسته بندي سروده هاي سيد عبدالجواد موسوي پرداخته است. زخم و نمک اولين دفتر سيد عبدالجواد موسوي است که مي توانست بسيار زودتر از اينها شکل بگيرد. نوشته شدن مقدمه هايي ارزشمند از بزرگاني که نام برده شد، نشان از سطح بالاي کار سراينده مجموعه و وجود ويژگي هاي خاصي در آن است. به خصوص که هر سه مقدمه در ستايش اثر و موثر، قلم زده اند. و همين نکته است که مخاطب آشنا به مجموعه شعر معاصر را علاقمند به خواندن اين دفتر مي نمايد. به صورت کلي آنچه در اين دفتر به چشم مي خورد ترکيبي است از نگاه هاي دور و سبک هاي پراکنده در سرايش. اينگونه است که نمي توان شاعر را غزل سرا، نيمايي سرا و ترانه سرا و... ناميد. البته اين موضوع به دليل اولين مجموعه شاعر بودن نيز مرتبط است. بخصوص در مورد سيد عبدالجواد موسوي که احتمالا گنجينه وسيعي از سروده هايش را به همراه دارد و اين موضوع قطعا انتخاب را با دشواري هايي همراه ساخته است. در مورد مقدمه ها اما بايد گفت مقدمه دکتر داوري اردکاني به نسبت نگاه فني تري به اثر داشته و مي توان ويژگي هاي نقد شعر را در آن مشاهده کرد. و در مقابل مقدمه علي معلم دامغاني و يوسفعلي ميرشکاک بيشتر به خود شاعر و نيز ويژگي هاي کلي شعر او و او پرداخته اند. البته اين موضوع را چنانچه از مقدمه بودن اين بخش ها پيداست نبايد به عنوان کمبود در نظر گرفت. چراکه تنها حضور چنين نام هايي در ابتداي يک دفتر شعر کافي است براي ارزشمند نام نهادن آن دفتر.

همانطور که ذکر شد اين مجموعه از پنج بخش تشکيل شده است که در اين بررسي نگاهي اجمالي خواهيم داشت به اين بخش ها و ويژگي هايي از سروده هاي سيد عبدالجواد موسوي را در آن بررسي مي کنيم.

کبود رو به مرگ نام اولين دفتر اين مجموعه است که با بيست و يک شعر به کار خود پايان داده. اين دفتر کاملا در غالب غزل سروده شده است و آثار از نظر شکل کار تشابه ساختاري فراواني با يکدگر دارند. غزل هاي سيد عبدالجواد موسوي از نظر ساختار واژگاني نه کاملا تنيده در ادبيات امروز و نه آنچنچنان وام گرفته از شعر ديروز است. نمي توان اشکال استفاده از واژگان کهن را بر آن وارد دانست و نه مي توان چنين واژگاني را در شعر او ناديده گرفت و از کنارشان گذشت. غزل ها همگي بدون استثنا با زباني ساده و امروزي سروده شده اند و در مقابل کاربرد وازگان کهن در دل اين زبان معيار چنان درست در شعر او نشسته است که نتنها به عنوان يک اشکال به چشم نمي آيد؛ بلکه دلنشيني غزل ها را دوچندان نموده و استحکام شکلي اثر را به استحکام محتوايي آن متصل نموده است. کمتر پيش امده واژه اي از روي عادت در شعر آمده باشد و کمتر مي بينيم در غزلي شاعر به اصطلاح قافيه بسته باشد. نمکته ديگر در مورد ساختار غزل هاي اين دفتر کمترين استفاده از اختيارات شاعري است و تقيد شاعر به اصول سرايش ( هرچند از خلاقيت بي نصيب نبوده است ) مثال زدني است.

از نظر محتوايي غزل هاي اين دفتر را نمي توان حول محور يک موضوع بررسي کرد. در اين غزل ها از اشعاري غنايي و عاشقانه گرفته تا سروده هايي فلسفي و حتي عميقا مذهبي به چشم مي خورد. شاعر گاها خيلي مستقيم به بيان حرف خود پرداخته و در مواردي بسيار به غيرمستقيم گويي روي آورده است و در نهايت هرچند مي توان غزل هاي اين دفتر را در چند دسته خاص دسته بندي کرد. اما نمي توان آن را کاملا در قيد و بند ان ها خلاصه نمود.

زير تيغ نام دفتر دوم اين مجموعه است که با دوازده شعر کاملا متفاوت از دفتر اول سروده شده است. البته اين تفاوت هرچند به صورت اساسي در ساختار و محتواي اشعار به چشم مي خورد، اما يکي بودن سراينده اين دفتر ها تا حدودي واضح مي نمايد. شايد اين موضوع به دليل سبک خاص و نگاه ويژه سيد عبدالجواد موسوي به جهان باشد. به هر روي آثار اين دفتر از نظر ساختاري شباهتي به دفتر اول ندارند و در مقايسه با خود نيز از غالب و سبک خاصي پيروي نمي کنند. در اين دفتر از شعر نيمايي، چارپاره و حتي شبه ترانه ها را مي توان شماهده کرد و در ساختار شعري شايد واضح ترين نقطه تشابه اين اشعار زبان به شدت عاميانه آن ها باشد. به صورتي که گاها حتي نمي شود گفت در محاورات عادي نيز مردم اينگونه سخن مي گويند. در اين مورد مثال هاي فراواني در دفتر زير تيغ مي توانيد مشاهده کنيد. به عنوان مثال نگاه کنيد به بيت زير از شعر، آخ اگه بارون بزنه از همين دفتر:

بذا چار ستون بي پناها رو بلرزونه ... بزا آسمون غرمبه اونا رو بترسونه

يا به دو بيت مطلع شعر سنگ صبور توجه کنيد:

شکستم هيش کي صدامو نشنيد ... صداي تلخ گريه هام نشيد

هيش کسي محرم و انيسم نشد ... ملتفت صورت خيسم نشد

گمان نمي کنم با توجه به مثال ها نياز به توضيح بيشتري در اين زمينه باشد.  البته استفاده از اين ويژگي را نمي توان نقطه ضعف يک اثر دانست. اما بايد تبحر شاعر در استفاده از ان را محک زد. در اين باره به نظر نگارنده هرچند شاعر با شناخت کامل و تبحر کافي به سرايش پرداخته، ولي از خلاقيت، زيرکي و رندي در شعر او خبري نيست و شعرهاي اين دفتر در مقابل غزل هاي دفتر اول در سطحي پاين تر قرار گرفته اند.

از نظر محتوايي اما آثار اين دفتر را مي توان در يک دسته بندي کلي با نام اشعار اجتماعي طبقه بندي کرد که همگي در اين زمينه و به شرح مشکلات اجتماعي پرداخته اند.

تقدير خاموشي با شش سروده سومن دفتر اين مجموعه را شکل داده است. در مورد اين شش اثر از نظر ساختاري سکوت بهترين کار است که نگارنده در اندازه ورود نقد بر آن نيست و چه خوب که گلچين شده چنين تا در نهايت زيبندگي و استحکام ساختاري قرار داشته باشد. زبان محکم، فصيح و روان اين اشعار همانطور که به مهدي اخوان ثالث تقديم شده است هر آشنا با شعري را به ياد زبان محکم شاعر خراساني مي اندازد. از طرفي نيز بايد نگاهي به محتواي اثر انداخت. به نظر مي رسد بعد از عبور شاعر در دفتر اول و دوم از مسائل ظاهري تر و ملموس تر در اين مجموعه عرفان به عنوان دغدغه شعري صاحب اثر نمود بيشتري دارد و آثار از جهان بيني وسيع تري برخوردار گشته اند. به هر روي شايد بتوان دفتر سوم را خلاصه ترين و بهترين دفتر اين مجموعه دانست.

از درون چاه نام دفتر بعدي مجموعه زخم و نمک است که با شش شعر نيمايي بسته شده است.. همانگونه که ذکر شد نيمايي بودن اشعار ويژگي اصلي شعرهاي اين دفتر است و بهره گري از داستان هاي کودکي و تمثيل ها از ديگر ويژگي اشعار ابتدايي آن. به نظر مي رسد در شعرهاي اوليه شاعر درگير اطاله کلام گشته و گاها شعر بيش از حد معمول بون حرف تازه به پيش مي رود و در مواردي از حس نيمايي آن کاسته شده و به کلام نزديک مي گردد. هرچند اين موضوع کاملا کنترل شده و در دست شاعر اتفاق افتاده و توانمندي شاعر را در دو سروده بسيار کوتاه انتهايي اين دفتر به خوبي مي توان مشاهده کرد. از نظر محتوايي نيز اين دفتر تا حدوددي با شعرهاي اختصاصي فردي ميانه دارد و به گونه اي به تعريف رابطه هاي فردي با اجتماع مي پردازد.

آخرين دفتر اين مجموعه با نام صراط مستقيم ده سروده اييني را در خود جاي داده است. اين سروده ها که اغلب در ستايش امامان معصوم صورت گرفته، از نظر ساختاري در شيوه هاي گوناگون و اغلب به صورت کلاسيک سروده شده اند. تفاوت اين سروده ها با هم نوعان خود در محتواي ان و کلام ناب ان ها مي باشد. عدم افراط و تفريط و استفاده از ويژگي هاي اصلي معصومين در بيان شاعرانه، نگاهي جديد را ايجاد کرده و به نظر مي رسد سيد عبدالجواد موسوي مي تواند روزنه جديدي در شعر آيين امروز ايران باشد.

در نهايت مجموعه زخم و نمک را بايد ترکيبي از شعرها و حرف ها دانست که نشانه سال ها سکوت سراينده است. که در غير اين صورت چنين پراکندگي در شکل و مضمون و محتوا به چشم نمي خورد. و البته اين ترکيب به خوبي دلشين گشته و توانسته مخاطب خود را از مجموعه راضي نگه دارد. شاعر مجموعه زخم و نمک هيچگاه در تنگناي شعري قرار نگرفته است و قلم تواناي او مويد شعرهاي قدرتمند اوست. زخم و نمک را مي توان سرآغازي براي سيد عبدالجواد موسوي دانست و از يان پس بايد منتظر اتفاق تازه اي از او ماند.

با آرزوي توفيق روز افزون براي شاعر خردمند روزگار و تشکر از انتشارات سوره مهر.

 

چهارشنبه 17 آذر 1389 - 12:38


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری