پنجشنبه 8 تير 1396 - 6:43
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان آذربايجان شرقي

 

نگاهي دوباره به حديث شريف "مصباح هدايت"

 

 

مقدمه

سطحي نگري و عدم دقت کافي در معاني برخي از احاديث، باعث بوجود آمدن غلط هاي مشهوري شده است که با تامل بيشتر، تفاوت معني دار بين دو برداشت ظاهري غلط و عميق درست روشن مي گردد.حديث مشهور "ان الحسين مصباح الهدي و سفينه النجاه" از اين آفت مصون نمانده و نگاهي ظاهربينانه، از آن ارائه شده است.

براساس اين نگاه حديث شريف مي فرمايد: همانا حسين (ع) چراغ هدايت و کشتي نجات مي باشد. در اين مقاله سعي شده است با موشکافي معناي کلمه "مصباح" به مفهوم عميقي از اين فرمايش پيامبر اکرم (ص) ارائه و در کنار آن از اقيانوس بيکران معرفتي حديث شريف، در حد توان استفاده گردد.

·        سيري کوتاه در مفاد کلي حديث

اين حديث شريف از وجود مقدس پيامبر اسلام (ص) با عبارت " ان الحسين مصباح الهدي و سفينه النجاه " (سفينه البحار- 1/257) و (خصائص الحسينيِه، ص 45) و (ناسخ التواريخ- ص57) صادر گرديده که در سمت راست عرش الهي نوشته شده است. متن حديث شامل يک لقب از ده ها لقب سيدالشهداء (ع) مي باشد و اين لقب مصباح هدايت و کشتي نجات است. يعني غير از مقام امامت آن حجت الهي در شيوه زندگي و الهام بخشي راه و رسم جهاد و شهادت نيز، آن حضرت راهنماي بشر است و در غرقاب هستي و طوفان هاي اجتماعي، کشتي نجات بخشي است که هرکسي به ولاي او چنگ زند از امواج بي ديني و ذلت نجات يافته و به ساحل عزت و کرامت مي رسد. مصباح حسيني در شب تاريک تاريخ همواره درخشان بوده و راه را نشان داده است. (فرهنگ عاشورا- ص426).

اين سخن شريف پيامبر در عين ايجاز مفاهيم "شفاعت"، "سبل الله بودن"، صراط، ولايت، رهبري و مانند آن را در خود جاي داده که پاسخگوي تمامي ارادتهاي ارادتمندان و توسلات و گريه هاي عاشقان و حوائج دردمندان عالم مي باشد.

اگر گفته شود: چرا اين همه زيارت، توسل، گريه و اظهار ارادت به آن حضرت و يا گراميداشت،تعظيم و احترام به ساحت مقدسش انجام مي گردد؟ کافي است بگوييم چون حسين (ع) مصباح هدايت و کشتي نجات است. پس چه دليلي محکم تر از اين، که رسول مکرم الهي ما را به اين نکته ارشاد و راهنمايي کرده است.

قابل ذکر است دو ويژگي مذکور در حديث، منحصر به وجود مقدس سيدالشهداء نبوده؛ بلکه ساير معصومين و حتي انبياء و اولياي الهي نيز آن دو را دارا مي باشند. با اين تفاوت که مظهر اتم و محل تجلي دو ويژگي مذکور، در وجود سيدالشهداء(ع) مي باشد و اين به خاطر ويژگي هاي منحصر به فردي است که خداي حکيم در فرزند پيامبر قرار داده است.

 

·        بررسي مفهوم لغوي "مصباح" و مفاد آن

محل تامل بيشتر حديث "مصباح هدايت" در کلمه مصباح است که به نظر مي رسد در ترجمه مشهور آن مسامحه اي صورت گرفته و نياز به تجديد نظر در معاني لغوي و مفاد آن مي باشد. مصباح از نظر ادبي اسم آلت (بر وزن مفعال) است که با معناي لغوي و مفهوم آن در ارتباط است.

- راغب اصفهاني در مفردات در ضمن معناي کلمه "صبح" مي فرمايد: (والمصباح: مايسقي منه) (مفردات الفاظ قرآن- ص437) يعني ابزار و وسيله اي که توسط آن انسان و يا غير انسان سيراب مي گردد. بنابراين معنا حسين (ع) وسيله اي است که تمامي حق طلبان از چشمه زلال هدايت آن، در طول تاريخ بشري سيراب مي شود و آن شراب طهوري است که دست قدرت ساقي ازل و ابد آن را در دلهاي اهل ايمان ريخته و آنها را مست محبت حسيني کرده؛ به طوري که اين خمارآلودي براي هميشه ادامه داشته و وسيله اي براي هدايت آنها در مسير مستقيم عشق آن حضرت به سوي ذات اقدس احديت مي باشد. مضمون اين مطلب در بيانات متعددي از نبي گرامي اسلام (ص) نقل شده است که به عنوان نمونه دو حديث يادآوري مي گردد:

1- "انّ لقتل الحسين حرارة في قلوب المومنين لا تبرد ابدا" (مستدرک الوسائل- 10/ ص318).

2- "انّ للحسين (ع) في بواطن المومنين محبة مکنونة" (بحارالانوار- 43/272 و 281و مستدرک الوسائل 10/ ص318).

- در لسان العرب و المنجد و مصباح المنير ضمن معناي " صبح" مصباح را به معناي معروف آن يعني سراج آورده اند که يکي از مصاديق مادي ابزارهايي است که کشف ظلمت مي نمايد؛ تامل در معناي اصل و مشتقات آن، روشن مي نمايد که اولا در معناي "صبح" نوعي انکشاف و ظهور ملاک بوده و ثانيا اين انکشاف و ظهور اعم از ماديات (مانند چراغ) و معنويات مي باشد.

بنابراين با توجه به مطالب گذشته و با در نظر گرفتن مجموعه احاديث مرتبط- سيدالشهداء- ترجمه "مصباح" به چراغ (سراج عربي) در حديث، که به عنوان بيان مصداق مطرح است، درست نبوده و جامعيت مفهوم مصباح را زير سوال مي برد. بيان اين حقيقت و وجه تامل آن به شرح ذيل تقديم خوانندگان تيزبين مي گردد.

 

·        وجوه تامل در ترجمه مصباح به معناي چراغ

1- اگر مصباح را به معناي " چراغ"  بگيريم تنها به يکي از مصاديق محدود و مادي آن توجه و ساير معاني آن را فراموش کرده و دايره مفهوم آن را خيلي تنگ نموده ايم . چون اولا چراغ، يک فضاي محدودي را مي تواند روشن نمايد؛و در اين صورت تاريکي شب گمراهي، هنوز پابرجا بوده و سالک نمي تواند ادامه مسير دهد در حاليکه مصباح، همچون نور خورشيد، در همه جا و در حال پرتو افشاني بوده و سالک را به سرمنزل مقصود مي تواند راهنمايي نمايد. وجود مقدس سيدالشهداء همان خورشيد نور افشاني است که با زدودن تاريکي  گمراهي ها و جهالت، انسان سالک را به صبح حقيقت و حق محض مي رساند.

ثانيا از نظر طول زماني نيز، نورانيت چراغ محدود بوده و شامل همه قرون و اعصار نمي گردد؛ در حالي که مصباحيت سيدالشهداء، از اول خلقت بشر و در همه عصرها و مکان ها بوده و هدايت را به همراه خود داشته است.

بنابراين نورانيت انسان کامل اقتضاء مي کند، هيچگونه محدوديت زماني و يا مکاني در رساندن سالکان به حقيقت نداشته باشد و اين مفهوم با مصباح به معناي چراغ منافات دارد.

2- اگر مصباح را به معناي "چراغ" ترجمه نمائيم با احاديث متعدد ديگر و مضامين زيارتي سيدالشهداء منافات خواهد داشت که در آنها صراحتا از وجود مقدس حضرتش به "نور" تعبيير شده است. به عنوان نمونه اشاره به برخي از احاديث و فقرات زيارتي مي نماييم.

الف - در حديثي قدسي از قول خداي سبحان نقل شده است:

"انه نور اوليايي و حجتي علي خلقي والذخيرة للعصاة"(خصائص الحسينيه، ص45)

ب - در ضمن يک حديث طولاني از رسول مکرم اسلام (ص) به روايت انس نقل شده است که آن حضرت فرمود: " فَفَتَق نُور ولدي الحسين فَخَلَق منه الجنّةَ و الحور العين فالجنّةَ والحورالعين من نور ولدي الحسين و نور ولدي الحسين من نورالله و ولدي الحسين افضل من الجنه والحور العين" (خصائص الحسينيه، ص48). يعني حسين (ع) نور است و نور آن حضرت جلوه اي از نور باريتعالي مي باشد که در قرآن شريف آمده است: " الله نورالسموات والارض..."(آيه 35، سوره نور) که اشاره به حقيقت ظهور وجود، دارد.

ج - در زيارت هاي مطلقه- اربعين- عيد فطر و قربان سيدالشهداء مي خوانيم:

" اشهد انک کنت نوراً في الاصلاب الشامخه و الارحام المطهره" (مفاتيح الجنان- ص819 و 782 و 756).

د – در زيارت نيمه شعبان خطاب به سيدالشهداء مي گوئيم:

"اشهد انک نورالله الذي لم يطفأ ولا يطفأ ابدا" (مفاتيح الجنان- ص717).

بنابراين حسين (ع) "نورالله" بوده و خاموش شدني نيست. لازم به ذكر است، ائمه (عليهم السلام) داراي دو وجودند:

الف) وجود نوري[1] محض كه سابقه آن به قبل از خلقت عالم و آدم باز مي گردد. چنانكه در زيارت جامعه مي خوانيم: «خلقكم الله انوراً، فجعلكم بعرشه محدقين».

ب) وجود نوري مادي. نور حسين (ع) نيز نخستين آفريده خداوند است. ولي در همان عالم نور براي نور حسين (ع) ويژگي خاص است و آن اين كه مشاهده آن موجب حزن مي شد، همان گونه كه براي رسولان الهي از جمله، آدم، ابراهيم و نوح عليهم السلام اتفاق افتاد[2].(ثارالله، ص 68).

3- خداوند سبحان در آيات متعدد قرآن مانند « قد جائکم من الله نورّ و کتابّ مبينّ» (آيه 15، سوره مائده)

از قرآن بعنوان "نور" ياد کرده که بر پيامبرش نازل شده است. و از طرف ديگر براساس حديث صحيح و متواتر ثقلين نيز، اهل بيت پيامبر همتاي قرآن معرفي گرديده که اين مسأله نيز يکي از وجوه مشترک قرآن و عترت را، که هر دو جلوه اي از ذات مقدس الهي هستند، اثبات مي نمايد و آن ويژگي "نورانيت" آن دو است که بوسيله آن نورانيت، ظلمات مادي و معنوي، فرصت ظهور نخواهد داشت.

4- نکته مهم ديگر اين است که هدايت "چراغ"، صرفا از نوع ارائه طريق و راهنمايي مي باشد؛ در حالي که هدايت ويژه سيدالشهداء، از نوع دستگيري عاشقان تشنه لب و رساندن آنها به محبوب علي الاطلاق است که از آن تعبيير به "ايصال به مطلوب" مي گردد. يعني چراغ فقط راه را نشان مي دهد ولي سيدالشهداء نه تنها راه را نشان مي دهد بلکه از سالکان طريق توحيد دستگيري نموده و آنها را به حرم امن الهي و لقاء محبوب مي رساند و به همين دليل است که ذات مقدس پيامبر و آل پاک او در متون ديني، گذشته از آنکه تعبير به صراط و سبيل شده اند بلکه بعنوان "باب الله" مطرح هستند و اين يعني همان "مصباحيتي" که معناي چراغ "تاب تحمل" آن را ندارد.

پس با توجه به نکات ياد شده، کاملا روشن است که حسين (ع) "نور درخشان هستي" است که انسان هاي شايسته را، به سوي توحيد ربوبي هدايت کرده و ارادتمندان خود را، به فيض لقاي دوست نائل مي نمايد. به طوري که هميشه و در همه حال، اين هدايتگري مصداق کامل دارد. در نتيجه امام حسين (ع) "نور هدايت" است نه "چراغ هدايت".

پس در تبيين بخش اول حديث شريف "مصباح هدايت" مي توان گفت: هدايتگري سيدالشهداء با جان نثاري آن حضرت در راه دين جد بزرگوارش تابيدن گرفته و با شهادت آن امام همام، اسلام ظهوري دوباره پيدا نمود . در واقع تجلي و درخشش نور حسيني در روز عاشورا آشکار شده و تا ابد " راه " را براي روشندلان عالم هموار کرد. از بدن پاره پاره آن حضرت گرفته تا سر بريده در بالاي نيزه، همه تشعشع انوار هدايت حسيني بود. دير راهب و تنور خولي ملعون شاهد پرتو افشاني سيدالشهداء بود، کوفه و شام، شاهد افشاگري و هدايتگري انسان هاي آزاده اي توسط آن حضرت بود؛ به طوري که تک تک آنها براي دوران هاي بعد، "منشاء هدايت" شدند.

در طول قرن هاي مختلف نيز، بارگاه ملکوتي آن حضرت، علم هدايت شده و دلهاي حقيقت جو را به سوي خود، همچون آهنربايي جذب و مشعل هدايت را شعله ورتر نموده است.

نام و ياد حسين (ع) مجالس سوگواري و عزاي حضرتش در طول سال و به ويژه در ايام محرم، نور محبت و هدايت سالار شهيدان را جلوه‌ي ديگري بخشيده و عاشقانش را در مسير عزت، اقتدار، ظلم ستيزي و سلوک عارفانه پيش مي برد. به طوري که امروز در سراسر دنيا آن فرمايش اعجاز گونه زينب (س) در مجلس يزيد كه فرمود: اكنون هر كيد و مكري كه تواني بكن و هر سعي كه خواهي به عمل آور و در عداوت ما كوشش فرو مگذار و با اين همه سوگند به خدا كه ذكر ما را نتواني محو كرد و وحي ما را نتواني دور كرد (منتهي الامال، ص 511) خود را پيش از پيش نشان داده و همه آزادگان عالم با نام و مرام سيدالشهداء  آشنا بوده و از آن الگو مي گيرند. فداکاري رزمندگان اسلام در طول 8 سال دفاع مقدس در ايران اسلامي و مقاومت مردم غيور و مظلوم فلسطين و لبنان در برابر استکبار جهاني همه و همه برگرفته از انوار هدايت آن امام مظلوم مي باشد. واين است معناي هدايت، ولايت باطني و معنوي، رمز توسلات و اظهار ارادت ها.

گر بحار اولا مركب، نخله طوبي قلم         كاتبان دهر اگر چه، حشره تك وورسا قلم

حاش لله مدحت شخصيتون اولسون رقم     لفظ «مصباح الهدي» ايلر كفايت يا حسين

بررسي بخش دوم حديث "مصباح هدايت"

در بخش دوم حديث شريف آمده است: "حسين (ع) کشتي نجات است"که اين مضمون نيز در احاديث و روايات ديگر آمده است. باتوجه به اين جمله مي توان گفت : اولا آن حضرت براي کسي کشتي نجات است که سوار کشتي شده و آنگاه اميد نجات داشته باشد و ثانيا ايمان به وجود طوفان ها و امواج خروشان و گردبادهاي سهمناک دريايي داشتن و خود را داخل آن ديدن است که انسان عاقل با تمام وجود به دنبال نجات خود مي باشد. در غير اين صورت آرزوي نجات خيالي بيش نخواهد بود. کشتي نوح نجات دهنده افرادي بود که با هدايت آن حضرت سوار بر کشتي نبوت شدند و بقيه افراد غرق گشتند.

بنابراين در اينجا ناجي و ابزار نجات و فرد طوفان زده، سه ضلع مثلثي را تشکيل مي دهند که بدون وجود يکي، ديگري معناي خود را از دست مي دهد.

کشتي نجات امام عشق، زمان و مکان نمي شناسد. اگر زماني که انسان بوده بر ساحل درياي مصائب و معاصي گذر انداخته و چشم براه گرفتاران درمانده بوده و از آنها دستگيري کرده است . اگرچه انبيا و اولياء دست کمک به اين کشتي و نجات يافته اند اما اوج خودنمايي اين کشتي نجات در روز عاشورا بود که دين خدا را از خطر نابودي حتمي براي هميشه نجات داده و دينداران دين شناس را کمکي شد تا براي رهايي از درياي طوفان زده نفس که منشاء تمام بدبختي ها و طغيان ها مي باشد و رسيدن بر ساحل امن توحيد ربوبي اقدام نمايند.

آري، توسل به آن حضرت، گريه و زاري، التماس، اظهارت محبت و حركت در راه آن حضرت همه و همه در واقع سوار شدن بر كشتي نجات است. پس همان طوري كه كشتي انسان را از غرق شدن در درياي طوفان زده و سقوط در آن نجات مي دهد، حسين (ع) نيز انسان را از طوفان سركشي هواي نفس، تاريكي گناهان و در نتيجه از آتش قهر و غضب الهي رهايي بخشيده و به ساحل عبوديت و مقام رضوان الهي مي رساند. شهادت امام حسين (ع)، دين را از نابودي و اضمحلال آشكار، كه در نتيجه جهالت و گمراهي آشكار اهل دين بود، نجات داد. همان طوري كه در زيارت اربعين امام صادق (ع) به صراحت مي فرمايد : «بذل المهجته فيك ليستنقذ عبادك من الجهالة و حيرة الضلالة » (مفاتيح الجنان، ص 818). يعني اي حسينيان! اولاً حسين (ع) در راه خدا ايثارگري كرد، قلب و هسته مركزي وجود شريف خود را، با خدا معامله كرد تا بندگان خدا را، از دو بيماري و گرفتاري ناداني و سردرگمي نجات دهد. پس بايد به خودمان مراجعه و بررسي كنيم كه آيا قادر به تشخيص دين خدا و تشخيص حق از باطل، هستيم يا نه؟

اگر پاسخ سؤال مثبت است، بدانيد كه حسين (ع) ما را از ناداني و گمراهي نجات داده و اگر خداي ناكرده، گمراهي و جهالت، شك و ترديد در وجود ما وجود دارد، در آن صورت قطعاً سوار كشتي نجات حسيني نبوده ايم و بيراهه مي رويم. در عصر حاضر، شيطان صفتان و شيطان پرستان، بندگان زر و زور و قدرت، با انواع شگردهاي تبليغي و با تبليغات مسموم رسانه اي و سايت هاي مبتذل در عرصه سياست و قدرت، اقتصاد و ثروت، و سكس و شهوت، سعي در فريب افكار عمومي و رسيدن به خواسته هاي شوم خودشان داشته و دين و مذهب را، بستر مناسبي براي پياده كردن طرح شيطاني خود انتخاب كرده اند؛ آنها نخواسته اند و نمي خواهند و نمي توانند دين و مذهب را از بين ببرند چون اين كار شدني نيست. مگر در قرآن شريف نمي خوانيم: فطرة الله التي فطر الناس عليها (آيه 30 سوره روم)؛ دين همزاد بشر است و همراه آن نيز خواهد بود. بنابراين آنها يك راه بيشتر ندارند و آن نيز تحريف اديان و تقابل آنها با يكديگر، پوچ و بي محتوا ساختن دين الهي است كه در اين صورت با يك تير دو نشان زده اند، هم آنها به اهداف شوم خودشان مي رساند و هم دينداران نادان، به زعم خودشان به نداي فطري خودشان پاسخ داده اند و اين بهترين راهي است كه انتخاب كرده اند. در تحريفات برون ديني از راه مسائلي چون پلوراليسم ديني، با تمسك به آموزه هاي ديني تحريف شده خودشان، واردشده و در تحريفات برون ديني نيز، از طريق قداست شكني و حساسيت زدايي ديني، فرقه سازي و توليد نحله ها و عرفان هاي مدرن مانند وهابيت، بابيت، شيطان پرستي، كيهان درماني و ... و وارد كردن مطالب ساختگي، اهداف پليد خود را پيگيري كرده و به طور خلاصه به دنبال دين و مذهبي كاملاً باز و آزاد هستند كه نه تنها خواسته هاي مختلف دينداران را در بر گيرد، بلكه اينها نيز از آن طريق به مقاصد خودشان نائل شوند، به طور قطع ريشه ي همه اين بدبختي ها و سرگرداني ها، همان جهالتي است كه حسين (ع) فدايي آن شد تا جهان بشريت نجات پيدا كند؛ حال در اين شرايط حساس و غبارآلود، تنها آگاهي و عقلانيتي كه برگرفته از دين الهي باشد مي تواند انسان را نجات دهد و آن نيز جز در سوار شدن بر كشتي نجات حسين (ع) محقق نخواهد شد.

در اين مجال، براي عينيت بخشيدن به مفهوم حديث شريف مصباح هدايت، نمونه هايي از مصاديق نجات بخشي سيدالشهدا را از گرفتاري هاي مختلف، ذكر مي كنيم:

1- امام صادق (ع) در حديثي مي فرمايد: « ان الي جانبكم قبراً، ما اتاه مكروبٌ الا نفس الله كربته و قضي حاجته» (كامل الزيارات، ص 552) اين حديث شريف اشاره به نجات بخشي حرم مطهر سيدالشهداء داشته و موضوع آن نيز، رهايي غم و گرفتاري و برآورده شدن حاجت زائر مي باشد.

2- در حديث ديگري امام صادق (ع) مي فرمايد: « من ذكرنا عنده ففاضت عيناه و لو مثل جناح بعوضة غفرله ذنوبه و لو كانت مثل زبد البحر» (كامل الزيارات، ص335 ) از اين كلام نوراني استفاده مي شود گريه بر سيدالشهداء باعث آمرزش گناهان و در نتيجه رهايي از سخط خداوند را به دنبال دارد.

و احاديث زياد ديگري در اين باب وجود دارد كه مضمون آنها اين است شعر گفتن براي حسين (ع)، مرثيه خواني، گريه، توسل و زيارت و هر نوع اظهار ارادت ديگر باعث نجات از درياي گناهان، خشم پروردگار، آتش قهر الهي، اندوه و غم، دل مردگي شده و رحمت و رضوان الهي، بهشت، حيات دل و مانند آن را به دنبال خود دارد.

 

تذكر چند نكته :

1- نجات دهندگي اگر چه مختص به سالار شهيدان نمي باشد ولي در عين حال تفاوت اساسي با نجات دهندگي ساير امامان دارد. به عبارت ديگر، اگر چه همه ائمه كشتي نجات هستند ولي كشتي نجات حسيني ويژگي خاصي دارد و به فرموده امام رضا (ع) آدمي را سريعتر و زودتر به مقصد مي رساند. بنابراين افرادي كه بيش از اندازه گرفتار طوفانهاي وحشت زده هستند و راه درازي را در پيش رو تا رسيدن به ساحل نجات دارند، امام حسين (ع) بهترين كشتي نجات است. گريه بر سيدالشهداء به نظر بزرگان صاحبدل از نماز شب- كه مركب راهوار براي سلوك شبانه اهل معرفت مي باشد- زودتر انسان سالك را از غم فراق نجات داده و به عالم وصال مي رساند.

كشتي نجات حسيني، يك شبه ره صد ساله را پيموده و جبران عقب ماندگي هاي خيلي زياد معتكفين حضرتش را مي نمايد. مثلاً حر بن يزيد رياحي را در نظر بگيريد كه حتي در كمتر از يك شب و در مدت خيلي كوتاه، روز عاشورا خود را به كشتي نجات حسيني رسانده، از ورطه هلاكت بيرون كشاند.

2- نجات دهندگي امام حسين (ع) همانند مصباحيت او، منحصر و محدود به زمان حيات و يا بعد از حيات او نمي باشد، بلكه قبل از حيات حضرتش را نيز، شامل مي گردد.

انبياء عظام در طول حيات مبارك خودشان، به كرات بر دامن حضرت سيدالشهداء چنگ توسل زده و از مصائب و گرفتاري ها نجات يافته اند. به عنوان نمونه حضرت يوسف (ع) در خروج از چاه متوسل به خمسه طيبه شد و نجات بر او زماني حاصل شد كه كلمه « بحق الحسين» را ادا نمود. همچنين آن حضرت بعد از سالها زنداني شدن، متوسل به پنج نور پاك شد و همين كه «بحق الحسين» را گفت، زندانبان آمد و گفت: «يوسف ايها الصديق افتنا الخ» و خلاصي حاصل شد.(وسائل المحبين، ص 511).

درخصوص نجات حضرت يعقوب از غم فراق يوسف (ع)، وقتي كار به او خيلي سخت شد، عرض كرد پروردگارا، آيا رحم نمي كني به من، در حالي كه چشمهايم از كثرت گريه، بي نور شده و نور ديده ام از دست رفته است، پس خداي متعال بر او وحي فرستاد كه اين دعا را بخوان: « اللهم اني اسألك بحق محمد و علي و فاطمه والحسن والحسين ان تردّ عيني و نور عيني». (وسائل المحبين، ص 511) پس به محض اينكه اسم مبارك حسين (ع) را بر زبان جاري كرد، بشير آمد و از نور ديده اش خبر آورد و روشنايي چشمهايش برگشت.

3- نجات دهندگي سيدالشهداء محدود به خود آن حضرت نبوده و بلكه به ارادتمندان و زائران كوي امام عشق نيز تسري پيدا مي كند و آنها نيز خود و ديگران را از عذاب الهي نجات داده و به سوي بهشت عاشقان سوق مي دهند.

به عنوان مثال از سيف تمار نقل شده كه از امام صادق‌(ع) شنيدم كه مي فرمايد: «زائر الحسين مشفع يوم القيامة لمأة رجل كلهم قد وجبت لهم النار ممن كان في الدنيا من المسرفين» (كامل الزيارات، ص 547) يعني: «زائران حسين (ع) در روز قيامت شفاعت كننده به صد نفري است كه همه آنها مستحق آتش جهنم باشند» يا در روايت ديگري وارد شده است « انه يقال لهم خذوا بيد من اجببتم فادخلوه الجنة» يعني: « به درستي كه براي آنها گفته مي شود كه بگيريد دست هر كسي را كه مي خواهيد و آنها را داخل بهشت نمائيد».

بنابراين طبق حديث فوق، حسين (ع) مايه هدايت و نجات امت، در ظرف زمان دنيا مي باشد كه تشنگان حقيقت را هدايت و سالكان كوي ارادت را نجات داده و آنها را ساكن وادي توحيد و بهشت رضوان الهي مي كند.

 

منابع و مآخذ :

1-     قرآن كريم.

2-     ابراهيم مصطفي و همكاران، المعجم الوسيط، استانبول، دارالدعوة، 1410 ه. ق.

3-     ابن منظور، لسان العرب، دار احياء التراث العربي، 1408، ه . ق.

4-     جعفر بن محمد قولويه، كامل الزيارات، ترجمه سيدمحمدجواد ذهني تهراني، تهران، پيام حق، 1377 ه . ش.

5-     راغب اصفهاني، حسين، مفردات الفاظ القرآن، بيروت، الدار الشاميه، 1416 ه. ق.

6-     سپهر محمدتقي، ناسخ التواريخ، تهران، كتابفروشي اسلاميه، 1307 ه. ش.

7-     شريعتمدار تبريزي، محمدحسين، وسائل المحبين (شرح و ترجمه خصائص الحسينيه)، تهران ، دارالكتب الاسلاميه، 1372 ه. ش.

8-     شوشتري، جعفر، خصائص الحسينيه، تهران، داراكتب الاسلاميه، 1372 ه.ش.

9-     عندليب همداني، حسين، ثارالله، خون حسين(ع) در رگهاي اسلام، قم، انتشارات خيمه، 1387 ه.ش.

10-  قمي، عباس، مفاتيح الجنان، قم، مركز چاپ و نشر معارف اهل بيت (ع)، 1383 ه .ش.

11-  ..................، سفينه البحار، تهران، فراهاني.

12-  ..................، منتهي الامال، تهران، مطبوعاتي حسيني، 1372 ه.ش.

13-  محدثي جواد، فرهنگ عاشورا، قم، نشر معروف، 1418 ه ق.

14-مجلسي محمدتقي، بحارالانوار،

15-نوري طبرسي حسين، مستدرك الوسائل و المستنبط المسائل، مؤسسه آل البيت عليهم السلام، لأحياء التراث، 1407 ه.ق.

 



[1] - ر ك، بحارالانوار، ج 25، ص 1 به بعد.

[2] - بحارالانوار، ج 43، ص 243 به بعد.

 

محمد فتح الله زاده

كارشناس تشكلهاي ديني اداره كل تبليغات اسلامي آذربايجان شرقي

 

چهارشنبه 17 آذر 1389 - 10:53


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری