سه‌شنبه 21 آذر 1396 - 2:34
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان گيلان

 

پيام عاشوراي حسيني (ع) و خرافه زدايي از آئين عزاداري

 

 

هر نهضتي در جهان بشري پيام و هدفي دارد و تلاش و پيشواي آن نهضت بر اين است که در نهايت علت اصلي نهضت خود را به گوش جهانيان ابلاغ نمايد .

اگر از ما بپرسند که نهضت کربلا را در يک نگاه بيان کنيد حق اين است که بگوئيم حضرت سيدالشهدا عليه السلام براي  بقاء فرهنگ اسلام عليه ظلم وبيداد هيأت حاکمه زمان ، يعني يزيد و يزيديان قيام کرد و پيامش هم اين است که تا يزيد و يزيديان در دنيا هستند قيام و مبارزه عليه آنها نيز ادامه دارد.

(( امروز وظيفه ما چيست ؟ ))

اينک از خود مي پرسيم که در اين عصر و زمان پس از گذشت 1336 سال از نهضت عاشورا وظيفه ما چيست ؟ آيا فقط بنشينيم وگريه کنيم ؟ وهر کس حادثه  عاشورا را هرطور توجيه کرد  گوش کنيم و ديگر هيچ ! يا هدف بزرگ صاحب اين نهضت خونين را بشناسيم و به دنبال آن حرکت کنيم به قول آن شاعر : 

 همين نه  گريه بر آن شاه تشنه لب کافي است

                                              اگر چه گريه بر آلام قلب ، تسکين است

ببين که مقصد عالي اوچه بُد اي دوست

                                             که درک آن ، سبب عِزّ وجاه وتمکين است

 

بايددانست که ياد آوري حوادث گذشته در تاريخ بشر هميشه دو جنبه دارد :

اول جنبه ي الگو پذيري و فضيلت آفريني

و دوم جنبه تخديري و فضيلت براندازي

ياد آوري حوادث در بخش اول باعث بلوغ فکري و فرهنگي در بين مردم خصوصا قشر جوان خواهد بود که بدنبال علت ها مي روند و مرتب مي پرسند : چرا و از کجا و به چه منظوري فلان حادثه رخ داد ؟ اگر در پاسخ به اين سئوال ها ، احساس مسئوليت کرديم و درست جواب داديم نتيجه مطلوبي بدست خواهد آمد واگر از عهدۀ پاسخ بر نيامديم ممکن است اين نهضت ، به انحراف کشيده شود و دروغ و افسانه جاي واقعيت را در آن حادثه بگيرد و صد البته نتيجه اي که به دست مي آيد نه تنها نا مطلوب بوده بلکه پرسش کنندگان را فرسنگها راه از اهداف اصلي آن نهضت دور خواهد ساخت .

 

آنچه در اين مجال ، بدان مي پردازيم پاسخ کوتاهي است به سوالهاي زير :

1- مقصود ما از عزاداري چيست ؟

-2 آيا حضرت سيد الشهداء محتاج عزاداري ما است ؟

1 - عزاداري چه نتايجي در بر دارد ؟ و دهها سوال از اين قبيل که مردم بويژه نسل جديد ما با شوق واشتياق زائد الوصفي مي خواهند بدانند که چرا عزاداري مي کنيم ؟ به قول يکي از محققين بزرگ معاصر  : آيا نمي توان همين عزاداري ها را با تشکيل چند سمينار و کنگره و کنفرانس انجام داد؟ وو...

اميد است با عنايت و لطف خداوند متعال و توجه حضرت سيد الشهداء عليه السلام که با خون مطهر خود و ديگر شهداء کربلا به جهانيان ثابت کردند که خون بر شمشير پيروز است بتوانيم با استمداد از روح مطهر آن حضرت چند کلمه اي در اين باب بنويسيم .

 

يکي از دلايلي که شيعيان و دلباختگان اهل بيت (ع) را وادار مي کند که در طول سال به ويژه در ايام عاشوراي حسيني با دل و جان براي حضرت سيد الشهداء عزاداري کنند حق شناسي از آن حضرت و ياران با وفاي او است که با فداکاريها و ايثارگريهاي کم نظير خود ضمن اينکه با خون خود نهال اسلام را آبياري نموده و تا ابد اسلام را بيمه کردند [ چنانچه در حديث معروف نبوي (ص) است که فرمودند:

                               *     لَولَا اَ لشهاده لِا ندرَسَت آثار الّنبّوه *

اگر شهادت نبود آثار نبوت کهنه شده و از بين مي رفت]

به علاوه راه مبارزه عليه ستمکاران را به مسلمانان ، بلکه به تمام افراد بشر آموختند و به ما آموختند که اگر مي خواهيم با سرافرازي و عزت زندگي کنيم ناگزير بايد زير سايۀ حق باشيم و عليه ظلم و فساد مبارزه کنيم . چنانچه از سالار شهيدان کربلا نقل شده که فرمود :

** موتُ في عِزٍّ خَيرٌ مِن حَياهٍٍ في ذُلّ

مرگ با شرافت بهتر از زندگي همراه با ذلت است .

آري شهادت امام حسين عليه السلام داراي صدها پيام ديگر است که هر کدام از آنها چراغ پر فروغي است که تمام زواياي زندگاني بشريت را تا دامنه محشر منور خواهد ساخت حتي شعاع درخشان نهضت عاشورا جوامع غير توحيدي را نيز در بر گرفته و روشن ساخته است . پس مي توان گفت که عزاداري براي حضرت امام حسين عليه السلام يک نوع سپاسگزاري از آن حضرت است که شيعيان و پيروان آن حضرت و ساير ملل اسلام در تمام فصول سال به ويژه در ايام عاشورا با إبراز عشق و علاقه به آن حضرت و ياران با وفايش مراتب اخلاص و حق شناسي خود را از طريق سينه زني ، زنجير زني، مرثيه خواني ، مجلس آرايي ، اطعام عمومي ، و قرباني کردن و امثال آن نشان داده ، و با عزاداري مطلوب ، و با ريختن اشک ماتم بر مصائب جانگداز آن حضرت ، ارادت خود را به خاندان جليل نبوت

 عرضه مي دارند. و هر کس در هر کجا که هست به نيت ياري آن امام معصوم (ع) خود را به تکيه اي يا مسجد و حسينيه اي مي رساند و در جمع عزاداران مي نشيند و وظيفه اش را نسبت به سرور شهيدان کربلا گلگلون کفنان عاشورا خصوصاً علمدار نامدار سپاه امام حسين (ع) حضرت قمر بني هاشم عبّاس عليه السلام انجام مي دهد .

 

گفتيم آيا حضرت سيد الشهدا عليه السلام محتاج عزاداري ماست ؟ خير او به مقامي دست يافته که نيازي به هيچ فردي از افراد جامعه ندارد ولي ادب مسلماني ما ايجاب مي کند کسي که جان و مال و فرزندان خود را براي آزادي و آزادگي ما از قيد و بند ستم فدا کرده ، ما نيز در طول عمر خود به دفاع از حقانيت او برخيزيم نسل ا ندر نسل اين برنامه را زنده نگهداريم تا نسلهاي آينده با حقيقت عاشورا و نهضت بزرگ کربلا آشنا شوند و با بازسازي برخي از اين حادثه بزرگ ، ضمن زنده نگاه داشتن اين حادثه عظيم ، روح فداکاري و ايثار را در جوانان تقويت کنيم که انشاء اللّه آنان نيز در مواقع حساس براي دفاع از نواميس امت اسلام از خطر کردن نهراسند ، و درس جانبازي و سربازي و فداکاري را از آن حضرت و اصحاب با وفايش بياموزند

چنانچه در جنگ تحميلي هشت ساله اين کشور عزيز 1367 - 1359 نشان دادند و با تقديم بيش از

240000 شهيد و بيش از پانصد هزار معلول و هزاران آزاده سر فراز با دلاوريهاي کم نظير خود اجازه ندادند حتي يک وجب از خاک ميهن عزيز ما به دست دشمن بيافتد .

اين است يکي از نتايج عزاداري آن حضرت

چه نتيجه اي از اين بالاتر که روح سلحشوري ملت ما از همين عزاداري ها تقويت مي شود و معني تَولّي يعني دوستي و تَبّري يعني بيزاري از دشمنان اهل بيت را به امت اسلام مي آموزد و دشمن شناسي را به فرزندان ما تعليم مي دهد

 

ما با يادآوري صحيح نهضت عاشورا و زنده نگه داشتن اين قيام خونين راه بدست آوردن آزادي را به ديگر ملت هاي مسلمان جهان نيز تعليم مي دهيم و خدا را شکر که نمونه اش را در جنگ سي و سه روزه صهيونيسم با مردم جنوب لبنان در سال 1385 و مقاومت اسلامي حزب اللّه لبنان به رهبري قهرمان نامدار حزب اللّه سّيد حسن نصر اللّه روحاني ولايتمدار لبناني که از تبار اهل بيت است مشاهده کرديم که با تأسّي از مکتب حضرت ثار اللّه ابا عبداللّه الحسين چگونه بر چهارمين ارتش نيرومند دنيا پيروز شده و دماغشان را به خاک مذّلت ماليدند .

سبزيم چو  از  نسل  بهاران  هستيم                 پاکيم   چو  از  تبار   باران   هستيم

ننگ  است  به ما تن به مذلت دادن                 چون  وارث خون سر بداران هستيم

بر    خيز  که  بوي  کربلا  مي آيد                 آواي   حسين   سر   جدا   مي آيد

بر  خيز   که   آهنگ   پيام  مهدي                 از   حنجرۀ   روح   خدا    مي آ يد

 

و اين است نتيجه عزاداري و سوگواري با اخلاص براي حضرت سيد الشهداء که به قول فرآن کريم با ياري خدا جمعيت ا ندک ، بر جمعيت بي شمار غلبه پيدا مي کند :

                 *    کَم مِن فِئَهٍ قليلَهٍ غُلِبَتٍ فِئَهٍ کَثيرهٍ باِذن اللّه    سوره مبارکه بقره / 249

بسا جمعيت اندک بر سپاه کثير به اذن خدا پيروز مي شود

آيا نمي شود به جاي عزاداريها با تشکيل کنفرانسها و ميزگردها و سمينارها و امثال آن به نتيجه رسيد ؟

پاسخ اين سوال را از يکي ازمحققان نامدار کشور مي خوانيم :

ايشان نوشته است : علت اينکه بايد اين صحنه ها به وجود بيايد اين است که غير از شناخت ، عامل ديگري به غير از عامل احساسي و عاطفي نيز در ما تقويت شود که با تقويت و تحريک اين عواطف است که نهضت مي تواند اثر گذار باشد .

 

نمونه اين تاثير را مي توانيد در زندگي فردي و اجتماعي خود بيابيد ...

تا آنجا که مي نويسد : مردم در اين کشور با نام حضرت سيد الشهداء و عزاداري آن حضرت به حرکت در آمدند اين شور و هيجان جز در تمام عاشورا پيدا نمي شود و جز با همين مراسم سنتي عزاداري يا نظائر آن حاصل نمي شود .

آري تجربه نيز اين معني را ثابت کرده که همين هياهو و نمايش هاي قدرت حسيني و تئاترهاي خياباني که در هيچ کشور دنيا نمونه اش بطور کامل پيدا نمي شود که در شب و روز عاشوراي هر سال تمام مردم با دل و جان براي يک فرد بنام حضرت سيد الشهداء اينگونه عزاداري بي نظير نمايند  همگي بريزند در خيابانها و ميدانهاي شهر و روستا و فرياد بزنند   اي واي کشته شد حسين ، عطشان حسين ، مظلوم حسين ، بي سرو سامان توأم يا حسين ، مظلوم کربلا حسين و...

و با اين شعارها عواطف يکديگر را تحريک کنند و اشک ماتم بريزند و حادثه عاشوراي حسيني را با تعزيه داري ها و شبيه خواني هاي درست ، در نظر خود مُجسّم کنند به همين دليل است که حضرت روح اله امام امت (ره) فرمودند :      آنچه داريم از محرم و صفر داريم

و امروز ما شاهديم که در تمام کشور هاي جهان حتي در کشورهاي غربي، مسلمانان به منظور ارج نهادن به شهيد کربلا و زنده نگاهداشتن نهضت عاشورا اطعام مي کنند، حتي غير مسلمان ها نيز از خوان گسترده امام حسين عليه السلام بهره مند مي شوند و در ايران اسلامي و کشورهايي چون لبنان ، پاکستان ، افغانستان مراسم مخصوص همراه با پذيرايي هاي بي نظير از عزاداران و مهمانان حسيني مراتب اخلاص و ارادت خود را به شهيد کربلا و ياران با وفايش ا براز مي دارند که در نوع خود عزاداري مردم شريف ايران اسلامي مثال زدني است .

 

(( و اما خرافه زدايي از عزاداري )) 

عزاداري آري ، خرافه پردازي و دروغگويي هرگز !

همه مي دانيم که گريه بر حضرت سيد الشهداء اجر عبادتهاي بزرگ دارد براي نمونه يکي دو روايت نقل مي کنيم : زيد شحّام از حضرت امام صادق عليه السلام روايت کرده که آن حضرت به مردي بنام جعفربن غفّان که از مرثيه سرايان ا هل بيت (ع) بود فرمود :

   **  ما مِن اَحدٍ قالَ في الحسينِ شعراً فَبکي واَ بکي بهِ اِلّا اَوجَبَ اللّه تعالي لَهُ الجنتهّ و غفر لَه **

کسي نيست که براي امام حسين عليه السلام مرثيه بگويد پس بگريد و بگرياند جز آنکه خداوند تعالي ، براي او بهشت را واجب گردا ند و او را بيامرزد .

و حضرت امام رضا عليه السلام به مردي به نام ريان بن شبيب فرمود : اي پسر شبيب !

** ان بکيت علي الحسين حتي تصير دموعَُک علي خَدّيک غفر هللّه لک ... **

اگر بر مظلوميت امام حسين (ع) گريه کني تا اينکه اشک هاي چشمت بر گونه هايت جاري شود خداوند تو را مورد آمرزش قرار دهد .

اين ها نشان مي دهد که عزاداري و گريستن بر امام حسين عليه السلام بسيار ارزشمند و حائز اهميت است اما چيزي که ما بدنبال آن هستيم و مي خواهيم چند جمله اي راجع به آن با شما خوانندگان ارجمند عرض کنيم اين است که مبادا بنام عزاداري خرافه هايي را رواج دهيم که صاحب عزا را از خود دلگير کنيم و در بسياري از موارد به جاي آثار مطلوب گرفتار بدعت و گناهان ديگري شويم که زحمات پيشينيان خود را از بين برده و به جاي پاسداري و ارج نهادن به اصول و آرمانهاي نهضت امام حسين عليه السلام ضد ارزشها را جايگزين کنيم ! و به جاي بيان حقيقت نهضت عاشورا به خرافه سازي و دروغ پردازي بپردازيم و براي اينکه مردم را بگريانيم نهضت بزرگ عاشورا را خدشه دار کرده و به نقّالي و افسانه سازي مردم را سرگرم نموده ، و بي شرمانه به امام معصوم و ا هل بيت مظلومش تهمت بزنيم و خلاصه به جاي گرم کردن بازار کربلا به فروش کالاهاي بي ارزش خود و گرم کردن بازار خويش بپردازيم !

اينک به بعضي از خرافه ها اشاره مي کنيم :

 

(( خرافه اول ))

يکي از خرافه هايي که از دير زمان در مملکت ايران در ايام عزاداري حضرت امام حسين عليه السلام خصوصاً در روز عاشورا در تمام ايران به چشم مي خورد مسئله قمه زني بود که خدا را سپاس ميگوئيم مقام معظم رهبري حضرت آيت اله خامنه اي با درايت مخصوصي آن را از ميان برداشت و بحمد اللّه اکنون در سراسر ايران کسي اقدام به اين عمل نمي کند درست است که حضرت سيد الشهداء را دوست داريم و حسرت مي خوريم چرا در روز عاشوراي سال 61 هجري نبوديم تا جان خود را فداي آن حضرت کنيم حال به جاي فداکاري در راه آن حضرت با قمه زني و شکافتن سر خود با دست خود يا با دست ديگران و خونين کردن لباس خود گمان نکنيم که قدم کوچکي توانسته ايم در راه آن حضرت برداريم خير اين عمل و امثال آن هرگز خدمت به آن حضرت نيست بلکه در جهان امروز دهان ياوه گويان را عليه شيعيان باز خواهد کرد خدا را شکر که ملت بزرگ ايران اسلامي گوش به فرمان مقام معظم رهبري و علما و مراجع تقلد خود هستند هيچگاه عملي انجام نمي دهند كه موجبات وهن و سر شکستگي نظام مقدس جمهوري اسلامي باشد .

(( خرافه دوم ))

برداشتن عَلَمهاي چهارصد يا پانصد کيلو گرمي با عرض هشت يا ده متر است همه مي دانيم که عَلَم به معني علامت و نشانه است به راستي اگر حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام علمدار کربلا عَلَمي را با اين اوصاف روز عاشورا در دست داشت چگونه مي توانست در آن روز در کوتاه ترين مدت چهار هزار نفر از سپاه عمر سعد را چون شير از خود براند و دلاورانه وارد فرات شود و آب بردارد ؟ از اينها که بگذريم اگر با دقت عَلَمها را ملاحظه فرماييد مي بينيد مجسمه هاي بسياري از جنس پولاد و نيکل و امثال آن از مارها و عقرب ها و ساير حيوانات در آن ديده مي شود که هيچ نوع پيامي از پيام هاي عاشورا را در بر ندارد و حال آنکه اصل عَلَم برداري و عَلَمداري نشانه قهرماني و فداکاري هاي کم نظير حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام و علامت جان نثاري آن سردار سپاه کربلا در راه نهضت برادرش حضرت سيد الشهداء عليه السلام است پس نبايد طوري عمل شود که شخصيت حضرت قمر بني هاشم (ع)زير سؤال برود .

 

از جوانان متدين ايران اسلامي اعم از ترک و کرد و بلوچ و عرب وعجم وگيل و ديلم وهمه جاي نقاط ايران اسلامي که از مادران پاک خود با ولايت اهل بيت عليه السلام زاده شده اند و عشق و علاقه به حضرت سيد الشهداء را سرمايه جمال و کمال باطن خود مي دانند مخلصانه مي خواهيم که در کار عَلَم برداري تجديد نظر کنند و از عَلَم هاي کوچک و بي ريا و بدون پيرايه استفاده کنند همان طوري که در گذشته در اين کشور اسلامي معمول بود تا پاداش بيشتري دريافت نمايند و کارشان هم موجب رضايت خدا و رسول و ائمه معصومين عليه السلام باشد .

 

 

(( خرافه زدايي از نوحه سرايي و نوحه خواني ))

اگر بخواهيم خرافه هايي را که در مرثيه سرايي و نوحه خواني و روضه خواني وارد شده در اين مقاله به رشته تحرير در آوريم به قول معروف  مثنوي هفتاد من کاغذ خواهد شد .

به نظر اينجانب دلسوزان از ا هل علم و معرفت در حوزه علميه قم با همفکري و هم انديشي زعماي اين حوزه مقدسه بنشينند و کتابهايي را از نو در زمينه مقتل امام حسين عليه السلام به رشته تحرير در آورند و پس از تدوين و نگارش و چاپ و انتشار آن ، همانطوري که در اين کشور اسلامي هزاران بار براي

بعضي از کالاهاي تجاري تبليغات پر سر و صدا راه مي ا ندازد براي معرفي اينگونه آثار از رسانه هاي عمومي کمک گرفته شود و صدها بار در فواصل مختلف برنامه هاي پر بيننده به آگاهي مردم اين کشور اسلامي برسانند که چنين کتابهايي در دست انتشار است يا منتشر گرديده است تا نوحه سرايان و روضه خوانان ارجمند و طلاب با فضيلت و عالمان بزرگواري که با مغز و انديشه مردم اين مرز و بوم سر و کار دارند و مي خواهند تشنگان محبت اهل بيت ، و عاشقان حسين (ع) را سيراب کنند از چشمه هاي زلال معرفت سيرابشان کنند و کم کم اغلاطي را که در گذشته معمول بوده از منابر حسيني زدوده شود و همه مردم بطور يکنواخت نسبت به حقيقت عاشورا و حادثه کربلا معرفت و آگاهي بيشتري حاصل کنند و اگر با معرفت و آگاهي اشک بريزند البته پاداششان هم بسيار بزرگ است .  که گفته اند :

هر قطره اشک در عزايش بحري است                     کز  يک  غم  او  حجيم  را  سيل  برد

 

(( و اما علت اصلي قيام عاشورا امر به معروف و نهي از منکر است ))

براي اينکه مقاله طولاني تر نشود در اين جا کلام پر باري از خود حضرت سيد الشهداء عليه السلام نقل مي کنيم که در بر گيرنده علت اصلي قيام آن حضرت است و محتاج به هيچ تفسير و توضيحي نيست امام عليه السلام ضمن وصيت نامه اش به برادرش محمد بن حنفيه مي نويسد : ...

** ... إني لَم اَخرُج اَشَراً وَ لا بَطَرَاً وَ لا مُفسِداً وَ لا ظالماً و اِنَّما خَرَجتُ لِطلَب الِاصلاح في اُمَّهِ جَدّي وأبي صلّي اللّهُ عليه و الهِ

اُريدُ اَن امُرَ بالمَعروُفِ وَ اَنهي عَن المُنکَر وَ اسيرُ بسيرَه جِدّي وَاَبي ... **

(مردم جهان بدانند که ) من به منظور شرارت و قدرت طلبي و ظلم و تعدي قيام نمي کنم من فقط با هدف اصلاح در ميان امت جدم قيام نموده ام ، و اراده ام جز امر به معروف و نهي از منکر نيست و راهم نيز راه جدم پيامبر و پدرم علي بن ابي طالب است ...

اينک از شما خوانندگان ارجمند مي پرسم ، حضرت امام حسين در زمان حيات برادرش حضرت امام حسن مجتبي عليه السلام قريب ده سال در حکومت ننگين معاويه زندگي کرد ولي حرفي از قيام نزد چرا ؟ براي اينکه معاويه پليد با آنکه در باطن اصلاً ايمان به خدا و رسولش نداشت ولي ظاهرش را طوري حفظ کرده بود که دليلي براي قيامش عليه او نداشت مخصوصاً که محيط کامل مقام ولايت يعني برادر عظيم الشان خود يعني حضرت امام حسن مجتبي عليه السلام بود . همانطوري که قيام ابي عبداللّه الحسين با معاويه نيز دليل عقلاني داشته است چنانچه رسول خدا در حق اين دو برادر فرمود :

** الحَسَن وَالحُسينُ اِمامان قاما اَو قعَدا **

حسن و حسين هر دو امام امت اند چه هر دو قيام کنند چه هر دو بنشينند  يعني صلح کنند

پس شيعه مخلص و واقعي اهل بيت ميدا ند که هيچ اشکالي به کار امام معصوم وارد نيست . صلح وي براي خدا و به فرمان او و قيامش هم براي رضاي خدا و طبق فرمان حق است .

ناگزير خواهيم پذيرفت قيام نکردن امام حسين عليه السلام عليه معاويه به خاطر ظاهر فريبي معاويه بود و مردم او را  مسلمان مي دانستند با آن که بي دين ترين افراد  بود چون ظاهر اسلام  را حفظ مي کرد ولي وقتي حکومت به يزيد پليد رسيد امام حسين عليه السلام فرمود :

** اِنّا لِلّهِ وَ اِنِا اِلَيه راجعُون وَ عَلَي الاِسلامِ الّسلام اِذ قد بُلِيت اِلامّهُ بِراعِ مِثلِ يزيد **

وقتي زمان امر امت به دست يزيد بيفتد پس بايد فاتحه اي اسلام را خواند

 

زيرا اين فرد پليد با فساد اخلاق خود ظاهر اسلام را حفظ نکرد به همين دليل قيام بر ضد اين ستمکار فاسد را واجب دانسته و به مردم کوفه نوشت :

که رسول خدا صلي الله عليه و اله  فرموده اند :        ** مَن رَاي سلطاناً جِائراً مستحِلاً لِحُرُم اَلله **

هر کس پادشاه ستمکاري را ببيند که حرام هاي خدا را حلال شمارد و پيمان خدا را بشکند و مخالف سنت رسول خدا (ص) عمل کند و در ميان بندگان خدا به گناه و ستم رفتار نمايد او با گفتار و کردار خود آن را تغيير ندهد و در مقابل آن ستمکار نايستد بر خداست که او را با آن ظالم محشور گرداند .

آري سالار شهيدان اسلام از اين جهت بر ضد يزيد قيام کرد و قيامي که تا ا بد مکتب اسلام را بيمه کرد . در خاتمه با تقديم اين قطعه شعر مقاله را به پايان مي برم  .

 

* حسين (ع) اسوه تقوا و شهامت *

از  ازل  پرتو  نور  تو  به  گيتي  جان داد                          عاشقت  جان تو جان  را  به خدا آسان داد

تو   حسيني   و    گل    باغ    رسوللهي                          چه کسي جز تو  به  اسلام چنين عنوان داد

جان  عالم   به   فداي   غم   تنهايي   تو                        که  خدا سوختگان  را  ز  غمت درمان  داد

سوخت گر  ز  آتش بيداد همه بال و پرت                        حق جزاي تو به محشر، همه ي  رضوان داد

تا  زلال   کرمت   سير  کند   تشنه   لبان                       روز عاشور ، خدايت ، جگر   عطشان   داد

اي حسين اي که جهاني است گداي در تو                      کي؟ کجا؟ جز تو به معشوق،تن عريان داد ؟

جز تو اي اسوه تقوي و شهامت چه کسي                        اکبر و اصغر خود  را  به  خدا  قربان  داد ؟

جز تو اي ماه  فروزنده  به عالم چه کسي                        با خلوص دل خود ، جان به ره جانان داد ؟

جز تو اي خون خداوند ،  حسين بن علي                         چه کسي  پيکر خود  زير سم  اسبان  داد ؟

جز  تو   اي   زاده   آزاده   زهراي  بتول                         چه کسي هستي خود  را  به  ره قرآن داد ؟

جز تو اي  زاده  پيغمبر  خاتم  چه  کسي                         درس  جانبازي  ايثار   به   سربازان   داد ؟

جز تو اي قافله  سالار شهيدان  چه کسي                       بانک هيهات ...  به دشمن ز بن دندان داد ؟

جز  تو  اي  فاني في الله  به  ميدان  جهاد                      چه کسي بر سر ني ، سر ، به سر پيمان داد ؟

 

جز تو اي سرور خوبان دو عالم چه کسي                         دخت  مظلومه  او  گوشه  ويران جان داد ؟

جز تو اي شمس  هدي اي پسر  شير خدا                        چه کسي درس شهامت به بشر اينسان داد ؟

خوش به حال تو به فرداي قيامت ( صديق )

که  خدا  اسم  تو  در  جمع  عزاداران  داد

 

حجت الاسلام يوسف صديق عرباني 

محقق و استاد دانشگاه گيلان

 

چهارشنبه 17 آذر 1389 - 10:48


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری