چهارشنبه 22 آذر 1396 - 12:48
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

بيست و هشت روايت از پانزده خرداد

 

کتاب خاطرات 15 خرداد اثري است تاريخي که به کوشش علي باقري و توسط دفتر ادبيات و انقلاب اسلامي انتشارات سوره مهر به زيور چاپ درآمده است. پررسي يک اثر تاريخي از زواياي گوناگوني قابل توجه است و مي توان آن را با نگاه هاي متفاوتي به نقد نشست. آنچه بيش از هر شيوه ديگر توجه مخاطبان را به اينگونه نقدها جلب مي کند. بررسي صحت يک اثر تاريخي مي باشد. تمرکز بر راستي آزمايي يک اثر و درآوردن نکات خلاف واقع از ان يکي از شيوه هاي نقد اثار تاريخي است. اما اين شيوه نتنها کاري بسيار دشوار و ظريف است؛ بلکه به دايره وسيعي از اطلاعات و نيز دسترسي به منابع نياز دارد. از طرفي چنين بررسي جامعه و دقيقي بسيار بيش از يک بررسي مختصر زمان و فضا مي طلبد. هرچند چنين سنجش و آزموني بايد صورت بگيرد اما جايگاه آن در اين بررسي نمي باشد.

اگر بپذيريم که تاريخ برعکس ظاهر خود امر و دانشي سيال است و هر روز به رشد و نمو و تغيير خود ادامه مي دهد؛ مي توانيم اثر پيشرو را در قالب چنين شيوه اي نگاه کنيم. تا کنون روايت هاي مختلفي از ماجراي پانزده خرداد چهل و دو صورت گرفته است و هرکسي از ظن خود با اين حادثه تاريخ يار گشته. اگرچه واقعيت مسئله انقدر بزرگ است که به راحتي مي توان به اجماعي کلي در مورد حوادث و علل وقوع آن در نگاه هاي مختلف دست يافت. اما فراتر از اين اجماع نظر و در لايه اي دروني تر هر حادثه را مي توان از نگاه هاي متعددي بررسي کرد که قاعدتا داراي نکات آموزنده، برداشت هاي نو و بديع و ريزبيني هاي خاص يک شخص است. هر حادثه اي را مي توان به تعداد چالشگران آن حادثه و افراد حاضر در بطن واقعه، روايت پذير دانست. و چنين است که علم تاريخ در دل زمانه جاري مي شود و راه خود را به جلو پيدا مي کند و هر روز روايتي و نگاهي و نتيجه گيري جديدي از ماجرايي در گذشته به دست مي دهد. اگر چنين بود که تاريخ نوشته شده بود براي تکرار، نه مدخل درس گرفتن مي شد و نه جايگاه تجربه را به خوبي به دوش مي کشيد.

از طرف ديگر نگارش تاريخ شيوه هاي خاص خود را دارد. شايد بتوان يکي از نقاط ضعف اثر پيش رو را نداشتن شيوه اي مستقل دانست. همانطور که در مقدمه اثر نيز ذکر گشته است اين مسئله نيز ناشي از انگيزه هاي متفاوت جمع آوري کننده اين خاطرات و ساخت چارچوبي دورتر از تاليف کتابي تاريخي است. چنين که در مقدمه ذکر شد که اثر پيش رو مجموعه اي است پياده شد از روي نوار ها و ويدئو ها که قرار بر ساخت اثري ويدئويي از روي آن ها بوده است و در نهايت به دلايل مختلف اين امر عملي نشده و ساعيان امر ترجيح داده اند که اثر را در قالب کتاب رو.انه بازار نشر گردانند. وجود نفاوت در نگاه به نوع اثر در مرحله جمع آوري اطلاعات ( و نوع اين جمع آوري ) نکته اي است که کتاب را با چالش هاي مختلفي از جمله جالش تکرار و زياده گويي مواجه ساخته است. وجود حالتي چون مصاحبه هاي باز در ضبط هاي صوتي و تصويري مصاحبه شوندگان موجب شده که تکرار در آن بيش از معمول به چشم بخورد و نيز گاها مصاحبه از مسير خود خارج شده و ديگر نتوان آن را تنها نگاه به تاريخ دانست. قوت گرفت بحث تحليل در مقابله بيان خاطره امري است که بخصوص در روايت راويان خارج از متن حادثه بسيار به چشم مي خورد. هرچند نمي توان وجود مباحث تحليلي را امري نقصان پذير براي اثر مورد نظر عنوان کرد. اما رعايت حدود آن شايد با ترتيب دادن مصاحبه هاي بسته تر و گاها حتي با شيوه هاي پرسش و پاسخ، ممکن تر مي نود. و اين همان موضوعي است که ناشي از تفاوت در هدف شروع کار و ميوه حاصله از آن مي باشد.

اما چنين شيوه اي ( حال با هر نتيجه اي که در نهايت تبديل به هر نوعي از اثر مي شود ) همانطور که در مقدمه اثر نيز به آن اشاره شده منشا نکات مثبت فراواني است ( که البته قابل انکار نيست در صورت پيمودن مسير اصلي مشخص شده براي پروژه و رسيدن به هدف پيشبيني شده قطعلا اين نکات مثبت خودنمايي فراوان تري داشت. ). رفتن سير توجه تاريخ از سمت رهبران و موثران واثعه به سمت مردم عادي حاضر در صحنه و عناصر خردتر، يکي از اين ويژگي هاست که غالبا در نگارش آثار تاريخي کمتر مورد توجه قرار مي گيرد و نگاه تاريخ هميشه به سمت موثران در آن مي باشد. اين ويژگي مثبت را مي توان در جاي جاي اثر مشاهده کرد.

از طرفي اگر بدون در نظر گرفتن کتاب به قضيه نگاه کنم؛ مجموعه ضبط و جمع آوري شده منبع اطلاعات همين کتاب را مي توان گنينه اي ارزشمند از تاريخ بياني و شفاهي حادثه خرداد چهل و دو دانست که همين جمع آوري نکته بسيار مهم و ارزشمندي مي باشد. در اين زمينه دو نکته قابل توجه است. اول اينکه زمان به عنوان يک موضوع مهم گاها روايت پذيري و منبع يابي و مطلع يابي را دچار مشکل مي کند. بعد از گذشت قريب به پنج دهه از حادثه مزبور کم کم پيدا کردن مطلعين ناشناخته حادثه مشکل مي شود و هرچند تاريخ هميشه روايت خود را ارائه مي دهد؛ اما روايتي نو در صورت مشمول مرور زمان شدن صورت نخواهد گرفت. و چند سال پيش رو شايد اخرين فرصت هاي دست يابي به بسياري از گنجينه هاي ارزشمند تاريخي در مورد حادثه خرداد چهل و دو باشد. اين نکته وقتي اهميت دو چندان خود را به رخ مي شکد که بدانيم بسياري از اين افراد امکان قلمي کردن خاطرات خود را ندارند و چنين انگيزه  و تواني در آن ها موجود نبوده است. و اين وظيفه تاريخ نگار قلم به دست است که جلوي پاک شدن اين اطلاعات ارزشمند را با دريافت نقل هاي شفاهي اين افراد ثبت نمايد.

در نهايت نيز بايد به اين نکته اشاره کرد که تاريخ تنها اثري مکتوب و در کتب تاريخي نيست. آنچه تاريخ يک ملت مي شود که در نسل هاي آن ملت سينه به سينه و پشت به پشت جلو رود، روايت شود و انگيزه هاي تاريخ سازي مجدد ان ملت گردد. تاريخ بدون روايت موجودي مرده است که هيچ کاري از عهده اش بر نخواهد امد. با چنين نگاهي به تاريخ است که درک وسيع تري از تاريخ شفاهي به دست مي آيد و نيز لزوم وجود شيوه هاي گوناگون روايت گري. روزگاري اگر روايت تاريخ شفاهي بر عهده نقال و... بود اين وظيفه امروز و با توجه به تفاوت جايگاه جوامع به سدت رسانه هاي ارتباط جمهي سپرده شده است و انسان امروز نيازمند دريافت اطلاعات از وسائل گوناگون است. چنين است که اثر را با هدف اوليه اش زيبنده تر تصوير خواهد کرد.

در ادامه نگاهي مختصر خواهيم داشت به ساختار و شکل اثر مورد بررسي. کتاب خاطرات پانزده خرداد، با مقدمه اي نسبتا کامل شروع مي شود که توضيحات خوبي در مورد اثر ارائه داده است و مخاطب را آماده ورود به آن مي نمايد. بعد از اين مقدمه کامل اثر مستقيما به اصل مطلب مي پردازد و با ارائه متن بيست و هشت مصاحبه شفاهي در مورد اين حادثه تاريخي کار خود را به پايان مي برد. رعايت شيوه مصحابه ( که به صورت کاملا باز صورت گرفته و مصاحبه شونده تقريبا زا آزادي انتخاب موضوع و بيان برخوردار بوده ) در تمامي اين بيست و هشت بخش رعايت شده است. حضور هيچ کسي در اين بخش ها به عنوان مصاحبه کننده احساس نمي شود و مخاطب به صورت مستقيم با شخص خاطره گو ارتباط برقرار مي کند. اين امر را بايد از نکات مثبت اثر دانست که خوشبختانه طي يک روال منظم در تمام بخش هاي اثر به خوبي رعايت شده است. همين نکته به تنوع بخشي اثر نيز کمک کرده است و نگاه و شيوه بيان متفاوت مصاحبه شونده ها به موضوعات بر جذابيت هاي اثر افزوده است. چنان که در اين بخش ها مي توان خاطراتي صرفا خاطره و حادثه اي، خاطراتي مستقيم، خاطراتي دست به دست چرخيده و بيان شده و... را يافت. تفاوت در سطوح تحليل نيز از موارد مثبت اين شيوه بوده است که در مواردي خاطره را به سمت تحليل وقايع پيش برده است. ديگر معلول اين علت، انحراف از موضوع اصلي در بعضي خاطره گويي ها و فراتر رفتن از موضوع اثر است. اين مورد را مانند موارد قبلي نمي توان نکته اي مثبت ارزابي کرد و شايد نويسنده مي توانست با کمي دخل و تصرف ( در عين وفادار بودن به موضع مصاحبه شونده ) از اين موضوع جلو جلوگيري کند. همچنين تکرار برخي خاطرات از زبان افراد مختلف نيز از نتايج اين شيوه نگارش و مکتوب کردن بوده است که در مواردي که ارائه دهنده نگاه هاي متفاوتي بوده است جذابيت هايي ايجاد کرده و قابليت مقايسه و برداشت هاي مختلف را به وجود آورده است؛ و در مواردي نيز که تکرار صرف يک واقعه بوده آنچنان در جذابيت بيشتر اثر موثر نبوده است. در نهايت يان بخش را مي توان مثبت ارزيابي کرد و در انتخاب شويه با کمي تعديل همين شيوه در پيش گرفته شده را مورد پذيرش قرار داد.

آخرين بخش اثر نيز اعلام آن مي باشد که براي يک اثر تاريخي از واجبات است و کار علاقمندان به تاريخ را در بهره بردن بيشتر از اثر بسيار ساده خواهد کرد.

در نهايت کتاب خاطرات پانزده خرداد را بايد اثري دانست که هرچند نمي تواند به عنوان يک منبع دقيقا به شرح آن حادثه تاريخي با تمام جزئيات بپردازد؛ اما مي تواند براي مخاطبان علاقمند به تاريخ و اين حادثه که خود تا حدودي از آن شناخت دارند بسيار جذاب و پرکننده خلا هاي ذهني تاريخ اسنادي و معمول آن باشد.

با تشکر از انتشارات سوره مهر در انشار چنين آثاري و نيز آرزوي توفيق و کوشش هاي مثمر ديگر براي علي باقري.

 

 

يكشنبه 14 آذر 1389 - 10:19


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری