دوشنبه 27 آذر 1396 - 8:28
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان آذربايجان شرقي

 

آخرين احرام سيد الشهداء(ع)قبل از عزيمت به عراق

 

يكي از گناهان كبيره و معاصي نابخشودني دروغ بستن به پيغمبر (ص) و جانشينان آن حضرت مي باشد بطوري كه فقهاء عظام و مراجع عاليقدر شيعه در رساله هاي عملّيه، نسبت دروغ عمدي بر پيغمبر (ص) و امام (ع) را يكي از مبطلات روزه شمرده اند كه اگر روزه دار عمداً مطلبي را كه پيامبر و امام معصوم نفرموده و يا عملي را كه انجام نداده اند به آنان نسبت بدهد با كار حرامي روزه خود را باطل كرده است.

حتّي فقهاء تصريح دارند كه نه تنها با گفتن، بلكه با اشاره و نوشتن دروغ به پيغمبر و امام نيز روزه باطل مي شود.

پس گفتن يا نوشتن اينكه حضرت سيّدالشّهداء عليه آلاف التّحيه و الثّناء در آستانه عزيمت به عراق، با تبديل احرام حجّ تمتّع خود، به عمره مفرده، از احرام خارج شدند هرگاه از روي علم و عمد بوده باشد، مسئله روشن است و اگر از روي ناآگاهي بوده باشد جاي تأسف است كه با وجود صراحت آيه قرآن و احكام فقهي مسئله آنچه را كه در افواه عامّه غلط مشهور گرديده مي گويند و يا مي نويسند؟ و تبديل احرام حجّ به عمره اگر آگاهانه به حضرت امام حسين عليه السّلام نسبت داده شود، جسارت به مقام شامخ و ساحت مقدس آن بزرگوار روحي له الفداء محسوب مي شود.

اگر نسبت دادن چنين مطلبي از كساني باشد كه خودشان اهل تحقيق نبوده و علم كافي ندارند جاي تعجب نيست، بلكه تعجب وتأسف از صاحبان علم و دانشمندان و پ‍ژوهشگراني است كه بدون دقت نظر در چنين مطلب مهم فقهي كه با مذهب تشيع مرتبط است، فقط آنچه را كه غلط مشهور گرديده نقل مي كنند و از صحت و سقم قضيه ناآگاه هستند.

البته سعي و تلاش رجال علمي از مورخين و محدثين و ذاكرين مقاتل و گويندگان و مدّاحان اهل بيت عصمت و طهارت (ع) كه بعد از شهادت سرور آزادگان حضرت اباعبدالله الحسين عليه السّلام تا به امروز، حوادث جانسوز عاشورا و اهداف قيام آن حضرت و خطبه هاي آن بزرگوار را در نهضت خونين كربلا، با تحمل زحمات نوشته و گفته اند، جاي بسي تقدير است و شكي نيست كه قلم و بيان آنها در زنده نگه داشتن اين نهضت مقدس تا به امروز كه هر ساله بيش از پيش بر رونق آن افزوده مي شود، سهيم مي باشد، جزاهم الله خير الجزاء كه در حقيقت ما هر توشه اي كه در اين باره داريم از خوشه خرمن آن بزرگان است.

اما آنچه مايه تعجب بوده عبارت از اين است كه چرا افرادي بدون علم و آگاهي و بدون تحقيق، در موقع ذكر وقايع و حوادث تاريخي در فعل و عمل حضرت امام حسين (ع) در فريضه مهم حجّ و عمره، از خود اظهار نظر نموده اند با علم به اينكه فريضه حجّ از اركان اسلام است و با علم به اينكه امام معصوم (ع) مفترض الطاعه بوده و فعل و قول و عمل او بر همه حجت شرعي است.

بر همين اساس در سال نوآوري و شكوفائي در ايّامي كه اختصاص به عزاداري آن حضرت دارد، اين كمترين نوكر آستان مقدس آن حضرت (ع) تحقيقاتي را كه در سنوات عديده در مورد احرام سيدالشهداء (ع) داشته ام با قلمي قاصر به رشته تحرير در مي آورم و مبحث تحقيق بر اساس سه محور مي باشد:

1- عدم جواز و مشروعيت تبديل احرام حجّ تمتّع به عمره مفرده در فقه شيعه بر مصدود.

2- جواز خروج از مكّه مكّرمه بر شخص محصور و مصدود بعد از انجام اعمال عمره تمتّع.

3- نوع حجّ و يا عمره حضرت امام حسين (ع) قبل از عزيمت به عراق چه بوده است؟

با استعانت از خداوند تعالي و عنايت خامس آل عبا حضرت سيدالشهداء عليه السّلام قبل از ورود به مبحث علمي مسئله لازم است جهت روشن شدن مطلب احكام محصور و مصدود كه در مناسك حجّ فقهاء عظام و كتب فقهي بيان گرديده، ذكر شود كه آيا محصور كيست و مصدود كدام است و اين افراد چگونه بايد از احرام خود مُحّل گردند؟ كه اگر در اين باره دقت بيشتري شود، معماي قضيه روشنتر خواهد شد.

 (محصور و مصدود)

قاعد عظيم الشّأن انقلاب اسلامي حضرت آيت الله العظمي امام خميني رضوان الله عليه در مناسك حجّ در باب محصور و مصدود چنين مي فرمايند:

مصدود عبارت است از كسي كه دشمن او را منع كند از عمره يا حجّ، و محصور آن است كه بواسطه مرض ممنوع شود از عمره يا حجّ.

اگر كسي احرام عمره را بست و بعد از آن دشمني يا كسي ديگر از قبيل عمّال دولت يا غير آنها، او را منع كنند از رفتن به مكّه و راه ديگري نباشد جز آن راهي كه ممنوع است يا اگر باشد مؤونه آن را نداشته باشد مي تواند در همان محلّ كه ممنوع شده يك شتر يا گاو يا يك گوسفند قرباني كند و از احرام خارج شود و احتياط واجب آن است كه به نيت تحليل قرباني كند و به احتياط واجب قدري از مو يا ناخن خود را بگيرد و در اين صورت بر او همه چيز حلال مي شود حتي زن.

تحقق پيدا مي كند مصدود بودن در حجّ به اينكه به هيچ يك از وقوف اختياري و اضطراري عرفه و مشعر نرسد، بلكه تحقّق پيدا مي كند اگر نرسد به چيزي كه به فوت آن، حجّ فوت مي شود هر چند از روي علم و عمد نباشد، بلكه ظاهراً تحقق پيدا مي كند به اينكه بعد از وقوفين منع كنند او را از مني و مكّه و نتواند نايب بگيرد، بلكه اگر منع كنند از اعمال مني يا اعمال مكّه، با عدم امكان نائب ... .

كسي كه مصدود شد از آمدن به مكّه يا از اتمام اعمال يا از بجا آوردن اعمالي كه به ترك آنها، حتّي به غير عمد حج باطل مي شود به دستوري كه گفته شد از احرام خارج شده ( مناسك حج حضرت امام خميني ره باب محصور و مصدود).

تمام فقهاء شيعه در كتب فقهي خود اتفاق نظر دارند كه مصدود و محصور با شرايطي كه از مناسك حجّ حضرت امام ره به آن اشاره گرديد، واجب است با قرباني و تقصير و يا حلق از احرام خارج شوند و دليل متيقن آن صراحت آيه شريفه است كه خداوند متعال در قرآن منزل مي فرمايد:

وَ اَتِمّوا الحَجَّ وَ العُمرَهَ لِلّهِ فَاِن اُحصِرتُم فَما استَيسَرَ مِنَ الهَدي وَ لا تَحلِقُوا رُؤوُسَكُم حَتّي يَبلُغَ الهَديُ مَحِلَّهُ فَمَن كانَ مِنكُم مَريضاً اَو بِهِ اَذيً مِن رَأسِه فَفِديَهٌ مِن صِيامٍ اَوصَدَقَهٍ ( بقره آيه 196).

و حجّ و عمره را براي خدا به اتمام برسانيد و اگر محصور شديد ( و موانعي مانند ترس از دشمن يا بيماري اجازه نداد كه پس از احرام بستن وارد مكّه شويد) آنچه از قرباني فراهم شود ذبح كنيد و از احرام خارج شويد و سرهاي خود را نتراشيد تا قرباني به محلّش برسد و اگر كسي بيمار بود و ناراحتي در سر داشت ( و ناچار بود سرخود را نتراشد) بايد فديه و كفّاره اي از قبيل روزه يا صدقه يا گوسفندي بدهد).

از آيه شريفه استفاده مي شود كه شخص محصور و مصدود واجب است با قرباني و تقصير و حلق از احرام خارج شود و محل قرباني مصدود كه دشمن او را منع كرده همان محلّ مصدود شدن وي مي باشد و محلّ قرباني محصور محلّ قرباني است.

بطوريكه حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله در سال ششم هجري در ماه ذيقعده با عده اي از مسلمانان كه عدد آنها را هفتصد و تا يكهزار و چهارصد تن نقل كرده اند ، از مدينه به طرف مكّه بقصد انجام عمره مفرده حركت كردند و آن حضرت در ذي الحليفه كه اكنون بنام مسجد شجره معروف است با پوشيدن لباس احرام به عمره محرم شدند و آن حضرت در اين سفر هفتاد شتر كه نشانه قرباني بر آنها زده بودند به همراه خود بردند تا مشركين بدانند كه قصد پيامبر فقط انجام اعمال عمره است  و براي جنگ به مكّه عزيمت نكرده اند.

پيامبر عظيم الشّأن اسلام (ص) با همراهان خود لبيك گويان تا (‌عسفان) كه در دو منزلي مكّه است پيش راندند و در آنجا به مردي بشير نام كه از قبيله خزاعه بود، برخوردند و رسول خدا (ص) اوضاع مكّه را از او پرسيدند كه بشير در پاسخ آن حضرت عرض كرد، كه قريش از حركت شما مطلع گرديده و همگي جهت جلوگيري از حركت شما به مكّه از شهر خارج شده و سوگند ياد كرده اند كه نگذارند به هيچ قيمتي شما داخل شهر مكّه شويد و حتّي خالدبن وليد را با دويست نفر سوار جلوتر از خود فرستاده اند.

به نقل مورخين در آن سال مشركين مانع ورود آن حضرت به مكّه شدند و قراردادي در چند ماده بين رسول خدا (ص) و مشركين نوشته و امضاء گرديد كه به صلح ( حديبّيه ) معروف است.

بدنبال امضاء اين قرارداد، حضرت رسول اكرم (ص) با نحر قرباني و سرتراشي از احرام عمره خارج شدند و سپس منادي آن حضرت (ص) در بين مسلمانان ندا كرد كه قرباني ها را ذبح و نحر كرده و سرها را بتراشيد و از احرام خارج شويد.

پس شخص مصدود اگر بعد از احرام بستن به حجّ يا عمره در محلي كه مصدود گرديد، اگر هيچ راهي براي اتمام اعمال بعد از احرام نبوده باشد در همان محل بايد با قرباني و سرتراشي از احرام خود خارج شود چون مقدور نيست كه چنين شخص مصدودي با تبديل احرام حجّ به عمره يا با تبديل عمره تمتّع به عمره مفرده از احرام خارج شود.

وقتي كه دشمن كسي را از ورود به مكّه و يا ورود به عرفه و مشعر و اعمال مكّه مانع مي شود مگر با تبديل احرام به عمره دشمن از ممانعت خود منصرف خواهد شد تا چنين شخص بتواند در مكّه اعمال عمره تبديل شده را انجام دهد؟

در نتيجه ادّعاي اينكه مصدود با تيديل احرام به عمره، از احرام خارج مي شود اصلاً معني ندارد، كه در اينجا بايد پرسيد آيا براي انجام اعمال عمره تمتّع و يا حجّ تمتّع، ورود به مكّه بر شخص مصدود لازم است و براي انجام عمره مفرده، ورود به مكّه لازم نيست؟ كه جواب منفي است چون در هر دو حالت ورود به مكّه لازم است و شخص محرم را كه مصدود گرديده بطور كلي دشمن از انجام تمام اعمال مكّه منع كرده است.

از بيان حكم مصدود در اسلام، چنين استفاده مي شود كه اگر حضرت اباعبداله الحسين (ع) به حجّ تمتّع احرام بسته بودند، به حكم مصدودي كه هيچ راهي براي اتمام و انجام اعمال نداشت، عمل مي كردند كه همان ذبح قرباني و سرتراشي است و با انجام آن از احرام حجّ خارج مي شدند.

پس بدلائل متقضي كه ذكر خواهد شد، به يقين مي توان ادّعا نمود كه در قضيه احرام حجّ امام حسين (ع) در حقيقت احرام حجّي وجود نداشت تا در محلي كه مصدود گرديد با قرباني و سرتراشي از احرام خارج شوند و يا بقول غلط مشهور احرام حجّ خود را به عمره مفرده تبديل نمايند، بلكه آن حضرت در آستانه خروج از مكّه در حال احرام حجّ تمتّع نبودند و اين مطلب را به چند دليل مي توان اثبات نمود.

اولاً براساس شواهد معتبر تاريخي و روائي، حضرت امام حسين (ع) صبحگاهان بعد از اداي فريضه صبح آماده حركت به سوي عراق شده اند بطوريكه همه مورّخين در ساعت خروج آن حضرت اتفاق نظر دارند و در مورد تاريخ حركت سيدالشهداء (ع) از مكّه ، با وجود اختلاف، صحيحترين خبر، قول مرحوم سيدبن طاووس در كتاب لهوف است كه معتبرترين مقتل در نزد اماميه مي باشد كه آن مرحوم مي گويد: امام حسين (ع) روز سه شنبه سوم ذيحجّه و به قولي روز چهارشنبه هشتم ذيحجّه ( روز ترويه) سال 60 هجري پيش از آنكه از شهادت مسلم مطّلع شود، ‌از مكّه خارج شدند زيرا امام حسين (ع) روزي از مكّه بيرون آمد كه در همان روز مسلم به شهادت رسيده بود.

پس خروج آن حضرت يا در روز سوم بوده و يا روز هشتم ذيحجّه بوده است كه اگر روز سوم صحيح باشد در آن روز وقت استحبابي احرام حجّ كه در روز ترويه ( شتم ذيحجّه ) مستحب است، نرسيده بود تا امام (ع) در موقع خروج در حال احرام حجّ بوده باشند.

و اگر تاريخ خروج آن حضرت از مكّه در روز هشتم صحيح بوده باشد، باز امام حسين (ع) در آن روز به حجّ احرام نبسته بودند تا از احرام آن خارج شوند بخاطر اينكه امام (ع) در آخر خطبه معروف خود كه در مقاتل و كتب تاريخ نقل شده، و اين خطبه را يك روز قبل از حركت خود از مكّه ايراد فرموده اند، همگان را از حركت خود مطّلع كرده اند.

و آن حضرت با بيان اين جمله به خطبه خودشان پايان داده اند كه فرمود:‌

مَن كانَ باذِلاً فينا مُهجَتَهُ وَ مُوَطِّناً عَلي لِقاءِ اللهِ نَفسَهُ فَليَرحَل مَعَنا فَاِنّي راحِلٌ مٌصبِحاً اِنشاءَالله.

يعني آگاه باشيد: هريك از شما كه حاضر است در راه ما از خون خويش بگذرد و جان خود را در راه شهادت و لقاء پروردگار نثار كند، پس آماده حركت با ما باشد كه من فردا صبح حركت خواهم كرد انشاءاله)

امام (ع) در ميان نوزده نفر از بني هاشم و حدود شصت نفر از اصحاب خود، كه در كربلا با آن حضرت بودند و در ميان جمع كثيري از افرادي كه در مكّه حضور داشته و سخنان آن حضرت را مي شنيدند، به همه اعلان نمود كه فردا صبح حركت خواهند كرد،‌حتي حضرت سيدالشهداء (ع) بعد از ايراد فرمودن اين خطبه، رأي كساني را كه از روي مصلحت مي خواستند آن حضرت را از عزيمت به عراق منصرف نمايند، قبول نكرد. پس نتيجه مي گيريم كه اگر صبح روز هشتم تاريخ حركت امام (ع)‌ بوده،  اين خطبه را امام (ع) در روز هفتم ذيحجّه خوانده اند و امام (ع) با علم به خروج، قبل از فرا رسيدن روز مستحبّي احرام حجّ ( روز ترويه) قطعاً به حجّ تمتّع احرام نبسته اند.

ثانياً مستحب است احرام حجّ در روز هشتم ذيحجّه انجام گيرد و قطعاً اباعبداله الحسين (ع) كه امام معصوم است به تمام مستحبّات عمل مي كردند پس با وجود خوف و خفقان و جوّ حاكم در مكّه چرا زودتر احرام بسته اند بطوريكه در كتب معتبره مسطور است كه يزيد عليه اللعنه عمروبن سعيد بن عاص را با لشگري به سوي مكّه فرستاد و او را والي امر موسم و امير تمام حجّاج نمود و به او سفارش كرد كه مخفيانه امام حسين (ع) را دستگير كند و اگر نتوانست به قتلش برساند و عمروبن سعيد در همان سال با عده اي از شياطين بني اميّه دسيسه كرد و به آنها امر نمود كه امام حسين (ع) را در هر حال به قتل برسانند و زماني كه حضرت امام حسين (ع)‌از اين امر آگاه گرديد، براي حفظ حرمت حرم امن الهي از مكّه خارج گرديدند و يك روز قبل از حركت، عزيمت خود به عراق را در مجمع عام اعلان كردند، آيا با اين شرايط چه انگيزه باعث شده بود كه امام (ع)‌عمل مستحبّي را كه همان احرام حجّ در روز هشتم بود، ترك كرده و جلوتر از وقت استحباب، احرام بسته باشند بلكه يقيناً قضيه عكس آن است يعني امام (ع)‌ نه به حجّ تمتّع احرام بسته اند و نه كار مستحبّي را ترك كرده اند و قبل از ترويه احرام حجّ تمتّع تحقق نيافته است.

ذكر اين نكته نيز لازم است كه حضرت امام حسين (ع) بنقل از تاريخ، 25 بار از مدينه به مكّه سفر كرده بودند حتّي مسير مدينه به مكّه را با وجود مركب، با پاي پياده پيموده اند و حجّ واجبي بر ذمّه آن حضرت نبود تا با وجود آن اوضاع و احوال بر حجّ تمتّع محرم شوند و دعاي معروف عرفه را كه به دعاي امام حسين (ع) در روز عرفه مشهور است، در سال 57 هجري در پائين جبل الرّحمه خوانده اند.

ثالثاً حضرت امام حسين (ع)‌علاوه بر علم امامت كه خود يك مبحث كلامي است از اخبار حضرت رسول اكرم (ص) و حضرت اميرالمومنين علي (ع) از شهادت خويش حتي زمان و مكان شهادتش با خبربود، آيا با وجود همه اينها جاي شك و ترديد باقي مي ماند كه آن حضرت به حجّ تمتّع، آنهم جلوتر از روز مستحبّي، احرام بسته و محرم شده اند؟ تا حكم مسئله مصدود پيش آيد يا بقول غلط مشهور تبديل احرام لازم باشد.

تذكر اين مطلب تاريخي نيز لازم است كه آن حضرت در يكي از سفرهايش كه محرماً از مدينه خارج شده بودند، در زمان حيات حضرت اميرالمومنين (ع) مسئله محصور به آن حضرت اتّفاق افتاد و با قرباني و سرتراشي از احرام خارج شده و به مدينه برگشتند و اين قضيه تاريخي را مرحوم مجلسي در جلد 44 بحار ص 303 و مرحوم كليني در جلد 4 كافي ص 369 از حضرت امام صادق (ع) نقل كرده اند كه حسين بن علي عليهما السّلام وقتي از مدينه با حال عمره خارج شدند و در وسط راه مدينه و مكّه مريض شده و به علت مريضي نتوانستند به راه خود ادامه دهند و اين خبر در مدينه به حضرت اميرالمومنين علي عليه السّلام رسيد،‌ پس حضرت علي (ع) در طلب آن حضرت از مدينه خارج و ( در سُقياء) كه محلّي مابين مدينه و وادي صفراء مي باشد به امام حسين (ع) رسيدند در حاليكه امام حسين (ع) مريض بود پس اميرالمومنين (ع) فرمود: فرزندم از چه ناراحتي؟ ( علت مريضي تو چيست؟) امام حسين (ع) عرض كرد: از سر درد ناراحت هستم، پس اميرالمومنين (ع) شتري خواست و آن را نحر كرد و امام حسين (ع) را حلق نمود و او را از احرام خارج كرده و به مدينه بازگرداند و وقتي بهبود يافت عمره بجاي آورد كه اين مطلب نيز مؤيّد بحث ما در حكم محصور و مصدود است.

اما مطلب ديگر در مورد احرام عمره تمتّع حضرت امام حسين (ع) مي باشد، كه لازم است در اين باره بحث شود كه آيا حضرت اباعبداله الحسين (ع) به احرام عمره تمتّع، محرم شده بودند؟ يا خير، در روشن شدن مطلب، به شرايط احرام عمره تمتّع اشاره مي شود:

1-         احرام عمره تمتّع بايد در ماههاي حجّ ( شوال، ذيقعده و ديحجّه) انجام گيرد و در غير اين ماهها احرام عمره تمتّع صحيح نمي باشد.

2-         محل احرام بستن به عمره تمتّع يكي از مواقيت پنجگانه است باين معني كه از خارج حرم مانند تنعيم، كه از آنجا مي شود به عمره مفرده احرام بست، نمي توان به عمره تمتّع محرم شد، بلكه واجب است به يكي از ميقاتهاي پنجگانه رفته و از آنجا به عمره تمتّع احرام بسته شود.

3-         بعد از اتمام اعمال عمره تمتّع در مكّه ( طواف، نماز، سعي، تقصير) شخص متمتّع گرچه از احرام خارج شده ولي خروج وي از مكّه، تا زمان وقوف به عرفات، حرام است و بايد در مكّه بماند و سپس براي حجّ محرم شده و به عرفات برود.

4-         عمره تمتّع قسمت اول حجّ تمتّع مي باشد و بعد از اعمال عمره تمتّع، انجام اعمال حجّ واجب است.

حضرت امام حسين (ع) در آخر ماه رجب سال 60 هجري از مدينه خارج شده و در ميقات مسجد شجره به عمره مفرده احرام بستند بخاطر اينكه ماه رجب از ماههاي حجّ نيست و بعد از ورود به مكّه با انجام اعمال عمره مفرده از احرام خارج شدند و آن حضرت ماههاي شعبان و رمضان و ذي قعده و چند روزي از ذيحجّه را كه بيش از چهار ماه مي باشد در مكّه ماندند.

هرگاه امام (ع) در صدد آن بودند كه به عمره تمتّع محرم شوند، در ماه حجّ از مكّه خارج شده و به يكي از مواقيت پنجگانه مي رفتند و به عمره تمتّع محرم مي شدند، و اين مطلب در تاريخ نقل نشده و كسي به آن اشاره نكرده است.

و اگر گفته شود احرام عمره مفرده اگر در ماه حجّ انجام گيرد، در حجّ مستحبّي مي توان با تبديل آن به تمتّع، حجّ بجا آورد، در جواب بايد گفت: كه اين موضوع از مبحث ما خارج است. توضيح مطلب اينكه هرگاه امام حسين (ع) از طرف عمّال يزيد مصدود نمي شدند، چون حجّ واجب به ذمه نداشتند، مي توانستند با تبديل عمره مفرده در ماه حجّ به عمره تمتّع، حجّ مستحبّي انجام دهند كه اين عمل مربوط بخود آن حضرت بود و كسي نمي تواند در اين باره اظهار نظر نمايد.

و در صورتيكه فرض شود امام حسين (ع) در ماه حجّ به عمره تمتّع احرام بسته بود و بعد از اتمام اعمال آن مصدود شدند، در اين صورت نيز آن حضرت با مصدود شدن، مي توانستند از مكّه خارج شوند، بطوريكه در مناسك حجّ محشّي از حضرت امام (ره) سؤال مي شود كه آيا بعد از انجام عمره تمتّع اگر شخص متمتّع مصدود شود آيا مي تواند بدون اعمال حجّ از مكّه خارج شود؟ كه در جواب مي فرمايند: مي تواند از مكّه خارج شود و چيزي بر او نيست. ( يعني نه قرباني لازم دارد و نه احتياج به سرتراشي است)

پس حضرت امام حسين(ع) به عمره تمتّع محرم نشده بودند و در صورت محرم شدن با انجام اعمال آن از احرام خارج شده بوده اند و اگر بعد از آن مصدود شدند مي توانستند از مكّه خارج شوند.

اگر چنانكه ادّعا شود حضرت اباعبداله الحسين (ع) با توجه به اينكه بيش از چهار ماه در مكّه اقامت كرده و موقتاً ساكن مكّه گرديده بودند و اين چنين شخص مقيم در مكّه مي تواند حجّ افراد و يا حجّ قِران بجا بياورد و در حجّ قِران و افراد، بعد از احرام بستن در حال احرام مي مانند و با همان احرام از مكّه به عرفات و مشعر رفته و روز عيد قربان از احرام خارج مي شوند و شايد امام حسين (ع) در مكّه در حال احرام حجّ افراد و يا قران مصدود گرديده و حجّ خود را به عمره مفرده تبديل كرده اند، در جواب بايد گفت كه در مصدود نوع حجّ و عمره فرق نمي كند وقتي بعد از احرام بستن انسان مصدود شود و هيچ راهي براي ادامه اعمال احرامي كه بسته است، نداشته باشد، حكم او همان حكم مصدود است كه بايد با قرباني و سرتراشي از احرام خارج شود.

از مطالب گذشته بحث چنين به نتيجه مي رسيم كه حضرت اباعبداله الحسين (ع) در آخرين سفر خويش به مكّه مكرمه قبل از عزيمت به عراق، نه در حال احرام حجّ تمتّع بوده اند و نه عمره تمتّع انجام داده بودند و به مرحله آخر مبحث مي رسيم كه آن حضرت (ع) چه احرامي بسته بودند؟

همانطوريكه ذكر گرديد امام حسين (ع) در آخر ماه رجب به عمره مفرده از ميقات مسجد شجره ( ذي الحليفه) محرم شدند و با رسيدن به مكّه و انجام اعمال عمره، از احرام خارج شدند و چون در هر ماه انجام عمره مفرده شرعاً مستحب است، آن حضرت نيز در هر ماه قمري كه در مكّه اقامت داشتند يك عمره مفرده بجاي آورده اند و معلوم است كسي كه در شهر مكّه است اگر بخواهد عمره مفرده انجام دهد بايد از مكّه خارج شده و از ادني الحلّ مانند تنعيم كه نزديكترين محلّ به مكّه مي باشد به عمره مفرده احرام بسته و براي انجام اعمال آن كه طواف و نماز آن و سعي مابين صفا و مروه و تقصير يا حلق و طواف نساء و نماز آن مي باشد، به مكّه برگردد و بعد از انجام نماز طواف نساء ، تمام محرّمات احرام بر وي حلال مي شود.

اما كسي كه در شهر مكّه است اگر بخواهد حجّ تمتّع بجا آورد براي احرام عمره تمتّع آن كه قسمت اول حجّ تمتّع است بايد از مكّه خارج شده و به يكي از ميقاتهاي پنجگانه معروف مانند مسجد شجره در مدينه و يا يلملم و قرن المنازل برود و از ميقات احرام به بندد و از ادني الحلّ همانند تنعيم نمي شود به عمره تمتّع احرام بست، توضيح اينكه حجّ تمتّع بر كساني واجب است كه محل زندگي آنان شانزده فرسخ و بيشتر از مكّه فاصله دارد و حجّ افراد و قران مخصوص كساني است كه در مكّه مقيم مي باشند.

كسي كه حجّ واجب به ذمّه ندارد مي تواند در ماههاي حجّ عمره مفرده بجاي آورد و واجب نيست كسي كه حجّ واجب خود را انجام داده، اگر چه در مكّه بوده باشد، حجّ انجام دهد.

همانطوريكه حضرت امام حسين (ع) در ماه حجّ، عمره مفرده بجاي آورد و اين دو مطلب (‌عمره در ماه حجّ و عمره مفرده امام ع)‌ از دو روايت صحيح از راويان موثق ، استفاده مي شود كه دليل مدّعاي ما است و هر دو روايت از حضرت امام صادق عليه السلام نقل شده است.

مرحوم كليني هر دو روايت را در كتاب اصول كافي كه از كتب اربعه شيعه است در جلد 4 صفحه 535 نقل كرده اند و همچنين صاحب وسائل الشيعه در ابواب عمره و صاحب بحار الانوار در جلد 45 صفحه 85 اين دو روايت صحيح را نقل كرده اند و ما جهت سنديت، عين هر دو را نقل مي كنيم:

روايت اول كه مستند صحيحي است، صحيحه ابراهيم بن عمر اليماني است كه مي گويد: از حضرت امام صادق عليه السّلام سؤال شد:

اَنَّهُ سُئِلَ عَن رَجُلٍ خَرَجَ في اَشهُرِ الحَجِّ مَعتَمِراً، ثُمَّ رَجَعَ اِلي بِلادِهِ، قال ع: لا بَأسَ وَ اِن حَجَّ في عامِهِ ذلِكَ وَ اَفرَدَ الحَجَّ فَلَيسَ عَلَيهِ دَمٌ فَاِنَّ الحُسَينَ بنَ عَلّيٍ عَليهِ السَّلامُ خَرَجَ قَبلَ التَّروِيَهِ بِيَومٍ اِلي العراقِ وَ قَد كانَ دَخَلَ مَعتَمِراً.

از امام صادق (ع) درباره كسي سؤال شد كه در ماههاي حجّ عمره بجا آورده و آنگاه به شهر خود بازگشته است كه آن حضرت فرمودند: جايز است و اگر در همان سال حجّ بجاي آورد و حجّ افراد انجام دهد بر او قرباني نيست و در ادامه امام (ع) مي فرمايند:

حسين بن علي عليه السّلام قبل از ترويه به يك روز به جانب عراق حركت كردند، در حالي كه با عمره مفرده به مكّه وارد شده بودند).

و روايت دوّم صحيحه معاويه بن عمّار است كه مي گويد:

قُلتُ لِابي عَبدِ اللهِ عَلَيهِ السَّلامُ: مِن اَينَ اِفتَرَقَ المُتمتّع وَالمُعتَمِرُ؟ فقال (ع): اِنَّ المُتمتّع مُرتَب‍طٌ بِالحجّ والمُعتَمِرُ اِذا فَرَقَ مِنها ذَهَبَ حَيثُ شاءَ فَقَد اِعتَمَرَ الحُسَينُ بنُ عَلِيٍّ عَلَيهِ السَّْلامُ في ذي الحجّهِ ثُمَّ راحَ يَومَ التَّروِيَهِ اِليَ العراقِ وَالنّاسُ يَروُحوُنَ اِلي مِني وَ لابَأسَ بِالعُمرَهِ في ذي الححجّهِ لِمَن لا يُريدُ الحجّ.

( به امام صادق عليه السّلام عرض كردم: فرق عمره تمتّع با عمره مفرده چيست؟

آن حضرت فرمودند:‌عمره تمتّع با حجّ مرتبط است وكسي كه عمره مفرده انجام مي دهد وقتي كه آن را به پايان رساند، به هر كجا كه بخواهد مي تواند برود و امام حسين بن علي عليهما السَّلام در ذي حجّه عمره بجاي آورد و سپس در روز ترويه به عراق رفت در حالي كه مردم به سوي مني مي رفتندو كسي كه نمي خواهد حجّ بجاي آورد، جايز است كه در ماه ذي حجّه عمره بجا آورد).

از اين دو روايت صحيحه بوضوح استفاده مي شود كه امام حسين (ع)‌ در ماه حجّ به عمره مفرده محرم شده اند و آن حضرت قبل از خروج از مكّه در حال احرام حجّ تمتّع و يا عمره تمتّع نبوده اند تا در هنگام مصدود شدن از طرف دشمن و عمّال يزيد عليه اللعنه به حكم مصدود عمل نمايند و يا به اصطلاح غلط مشهور تبديل حجّ به عمره يا عمره تمتّع به مفرده پيش آيد، تا عوام النّاس حجّ ناقص از آن تعبير آورند و زعيم حوزه علميه نجف الاشرف و مرجع جهان تشيّع حضرت آيت اله العظمي سيد محسن حكيم رضوان اله تعالي عليه در كتاب مستمسك العروه الوثقي جلد 11 ص 192 به اين موضوع اشاره كرده و هر دو روايت صحيحه را بر نقل مقاتل ترجيح داده و چنين مي نويسند:

( و امّا تكيه بر آنچه در بعضي از كتابهاي مقاتل آمده است، كه امام حسين (ع) عمره خود را به عمره مفرده تبديل نمود كه ظاهر در اين است كه عمره، عمره تمتّع بوده و به مفرده تبديل شده، صحيح نمي باشد).

با شرحي كه بيان گرديد،‌گمان نمي رود با مطالعه دقيق آن،‌كسي بگويد كه امام حسين (ع) حجّ تمتّع خود را به عمره يا عمره تمتّع را به عمره مفرده تبديل كردند.

 

سيد رسول چاوشي

كارشناس ارشد پژوهش اداره تبليغات اسلامي آذربايجان شرقي

 

 

شنبه 13 آذر 1389 - 13:17


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری