پنجشنبه 8 تير 1396 - 18:46
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

پژوهشي در مسئله اسراف

 

بررسي کتاب اسراف در قرآن و حديث اثر محمد صادق غلام جمشيدي

 

اثر محمد صادق غلام جمشيدي نگارشي است پژوهشي در باب مسئله اصراف که توسط معاونت پژوهشي و آموزشي شرکت چاپ و نشر بين الملل به بازار نشر ارائه شده است. از اين نويسنده-پژوهشگر پيش از اين نيز آثاري در زمينه هاي نزديک مشاهده کرده بوديم که با شيوه اي تقريبا مشابه به بررسي موضوعات مختلف از ديدگاه قرآن و حديث پرداخته بود. چند نمونه از اين آثار نيز قبلا به نقد و بررسي گذاشته شد؛ که نکاتي مشابهي در اين نقدها به چشم مي خورد. در بررسي اين اثر ابتدا نگاهي کلي داريم به شيوه پژوهش آن و سپس بخش هاي مختلف آن را با نگاهي نقادانه بررسي خواهيم کرد.

اسراف در قرآن و حديث، همانطور که از نامش پيداست به بررسي مسئله اسراف از ديدگاه اسلام ( به طور کلي ) پرداخته است. اين پزوهش نيز همانند بسياري از پژوهش هاي مشابه در زمينه هاي اسلامي اثري است که پايايي و روايي خود را از منابع معتبر نظري و کتب ديني وام گرفته است و در واقع بايد آن را پژوهشي کاملا کتابخانه اي برشمرد. استفاده از قرآن به عنوان منبع اصلي و نيز رجوع به کتب معتبر ارائه حديث و در نهايت تحليل هاي نويسنده بيشترين سهم در نگارش اثر را داشته است. اثر پيش رو هرچند در شماسل کتاب دسته بندي شده است اما بسياري از ويژگي هاي يک تحقيق نظري را داراست و با استنادهاي متوالي به منابع مختلف معتبر سعي در ارائه بي نقصي از موضوع خود داشته است. همانطور که در نقدهاي پيشين نيز در مورد ويژگي هاي پژوهش هاي اسلامي و تفاوت هاي خاصش با ساير پژوهش ها بخصوص پژوهش در زمينه علوم انساني ( به عنوان عاملي داراي مشابهت نسبي ) گفته شد؛ پزوهش در زمينه علوم اسلامي امري است سهل اما ممتنع؛ که از سويي بسيار ساده مي نمايد ( بخصوص در مسائلي که سحاسيت زيادي را برنمي انگيزد. مثل مسئله اسراف ) و از سوي ديگر رسيدن به نتايج مورد نظر و نو در ان بسيار پيچيده و مشکل است. به واقع پژوهشگر در اين زمينه اگرچه به راحتي مي تواند با در کنار هم چيدن منابع مختلف در زمينه کاري پژوهش خود سر و شکلي به اثرش بدهد و در واقع به استخراج تمامي آيات و روايات و احدايث مرتبط با پژوهشش نائل آيد؛ اما اين بخش از تحقيق چيزي است که بسيار صورت گرفته و اين دسته بندي ها تا زماني که به نتيجه گيري خاصي منجر نشود انچنان جايگاه متفاوتي با هم نوعانش نخواهد داشت. مسئله در آثاري همچون اثر محمد صادق غلام جمشيدي به واقع اين است که در نهايت جمع آوري و دسته بندي اطلاعات در مورد يک موضوع خاص از منابع اسلامي، چيزي به عنوان ثمره اين جمع آوري صورت نگرفته و استخراجي از ان پيش نيامده و در نهايت برگي به دانش افزوده نگشته است. هرچند نمي توان انکار کرد اين مسئله بسيار پيچيده تر و ظريف تر از آن است که انتظار استخراج يافته هاي جديد از ان را به همين سادگي داشته باشيم و اين امر بيشتر از کسي بر مي آيد که در علم فقه به اجتهادي جامع رسيده باشد.  پس نقد صورت گرفته هيچگاه ارزش ذاتي اثر و زحمت پژوهشگر را زير سوال نمي برد و همين اثر نيز خوشبختانه تا حدودي در مسئله تحليل مستغرق شده است و بيش از اين نمي توان انتظاري داشت.

در ادامه همانطور که ابتداي بررسي گفتيم به بررسي بخش هاي مختلف اثر مي پردازيم...

پيش از شروع فصل هاي اصلي دو بخش مقدمه و اهميت و ضرورت بحث اسراف به چشم مي خورد که به صورت خلاصه موضوع پژوهش و نيز اهميت آن مرود توجه قرار گرفته است. قابل ذکر است که بحث بررسي اهميت و ضرورت انجام يک پژوهش از قسمت هاي مهم ان است که بهتر با توجه به استانداردهاي معمول در جاي اصلي خود قرار گيرد. هرچند نبايد از اين موضوع غافل شد که تبديل يک اثري پژوهشي به کتاب لاجرن باعث ايجاد تغييراتي مختصر مي شود که قابل چشم پوشي است. اما انتظار تفصيل بيشتر اين بخش و توضيحات کامل تر مسئله اي است که به اعتقاد نگارنده از ملزومات يک تحقيق به شمار مي رود.

در ادامه، فصل اول کتاب با عنوان واکاوي مفهومي در چهار گفتار مختلف به بررسي مفهوم اسراف در لغت و اصطلاح و نيز تعاريفي از اسراف در قرآن و حديث و منابع فقهي پرداخته است و در نهايت نيز واژه اسراف را با واژه هاي نزديک و مشابه اش مقايسه نموده و تفاوت هاي ان را ذکر کرده است. اين بخش نه نکته پيچيده اي براي بيان دارد و نه نيازمند برري خاصي است. مفهوم يابي تحقيق هرچند امري بسيار ضروري است اما از پيچيدگي هاي ساير مراحل تحقيق برخوردار نيست و با رعايت نکات ساده اي که در اينجا هم بخوبي رعايت شده است مفوهم اصطلاحات مورد نظر را مي توان در منابع جستجو و به صورت طبقه بندي شده ارائه کرد. در اين زمينه اثر مورد نظر شرايط مناسبي داشته و توانسته ديد کامل و جامعي از اصطلاح مورد نظر را در ذهن مخاطب شکل دهد. در نهايت در مورد فصل تنها مي توان به ارائه پيشنهاداتي فکر کرد. به عنوان مثال به نظر مي رسد آوردن لغات مشابه اسراف در فرهنگ هاي مختلف و بررسي تطبيقي آن با مفاهيم فرهنگي خودمان، خالي از لطف و نتيجه نمي بود.

فصل دوم و سوم اثر را بايد به عنوان تقسيم بندي کلي پژوهش از مسئله اسراف دانست. طبقه بندي مسئله اسراف در دو بعد اسراف در مال و اسراف در غير مال هرچند بسيار کلي به نظر مي رسد اما توانسته به خوبي جامعيت را به موارد مورد اشاره بدهد. فصل دوم به عنوان اسراف در مال در پنج گفتار به بررسي اين موضوع از دريچه هاي مختلف پرداخته است. گفتار اول تحريم اسراف و دليل هاي ان را بيان داشته و در گفتار دوم ادله حرمت ( حرام بودن ) اسراف و موارد استثنا بررسي شده است. گفتار سوم حکم وضعي اسراف را به طور مختصر ذکر کرده است و گفتار چهارم به بررسي فبلسفي علت تحريم اسراف و تبذير پرداخته است. در نهايت نيز گفتار پنجم اين فصل، که بايد ان را مهمترين و کاربردي ترين گفتار آن دانست؛ به ارائه يک تقسيم بندي از موارد اسراف در مال خودي و غير پرداخته است. شايان ذکر است که منابع اورده شده در اين فصل نه تنها با توجه به قرآن و حديث بوده است؛ بلکه به اجماع و عقل نيز نظري مساعد داشته. در کل اين فصل هرچند در بعضي قسمت ها بيش از حد تلخيص گشته است اما از طبقه بندي مناسبي برخوردار است و به خوبي توانسته مسئله اسراف در مال را در يک تقيم بندي مناسب شرح دهد.

فصل سوم کتاب همانطور که اشاره شد به بحث اسراف در غيرمال پرداخته است. تقسيم بندي صورت گرفته در اين فصل تفاوت زيادي با فصل پيشين خود دارد و از شکل ساختاري يکساني بهره نمي برند. در فصل سه نويسنده با آوردن پنج گفتار، در هريک از آن ها نوعي از اسراف در غيرمال را توضيح داده است. ااسراف در قتل، نفس، قدرت طلبي، عقايد و امور جنسي تشکيل دهنده عناوين و موضوعات اين پنج گفتار هستند. دو نکته قابل ذکر در مورد اين گفتار ها وجود دارد. اول آنکه به نظر مي رسد گاهي پژوهشکر از مقصود و هدف اصلي خود دور شده است و به ذکر توضيحاتي اضافه پرداخته است که هرچند مناسب جايگاهش اين نيست. از طرفي اين پرداخت اضافه همراه شده است با تلخيص هاي بيش از حد در نقاط مهم. بريا مثال نگاهي داشته باشيد به گفتار پنجم که از اسراف در امور جنسي شروع مي شود و تا اهميت ازدواج در اسلام پيش مي رود؛ و در مقال گفتار چهارم که بحث بسيار زيابي اسراف در عقايد را به تلخيص بسيار بيان مي کند. نکته دوم در مورد فصل سوم اين است که آنچنان مشخص نيست منبع اين تقسيم بندي گفتار ها چيست و چگونه اين پنج طبقه بندي از اسراف براي پژوهشگر به عنوان اسراف هاي اصلي شکل گرفته است. البته تا حدودي اين موضوع مشخص است اما اگر نويسنده توضيحاتي کامل در يان زمينه مي داد بر اعتبار اثر افزوده مي شد.

در نهايت چهارمين فصل اثر به عنوان آخرين فصل آن در سه گفتار ريشه ها و پيامدهاي اسراف را بررسي نموده است. گفتار اول به برسي ريشه ها و گفتار دوم به بررسي آثار اسراف پرداخته و نويسنده گفتار سوم را به راه هاي نجات و درمان از بيماري اسراف اختصاص داده است. هرچند در نهايت و پس از فصل چهار اثر بخشي به عنوان نتيجه گيري به ذکر خلاصه مسئله و نتايج حاصله پرداخته است اما فصل چهار را نيز مي توان نتيجه فصول قبل دانست و از آن به عنوان ثمره تحقيق ياد کرد.

در نهايت کتاب اسراف در قرآن و حديث را مي توان پژوهشي در حدود خود موفق دانست که توانسته تا انجايي که پيش رفته موفق و کامل باشد. هرچند که تجزيه و تحليل صورت گرفته در آن به وسعت بحث مورد بررسي کتاب نيست و اين مسئله بسيار جاي کار دارد. در واقع نويسنده در بخش جمع آوري و طبقه بندي و ترکيب منابع و اطلاعات عملکرد مساعد و کاملي داشته اما در تحليل آنها به نتيجه خاصي نرسيده است. شايد بتوان اثر محمد صادق غلام جمشيدي را اثري صادقانه از منابع مختلف اسلامي در باب موضوع اسراف دانست که در خود الزامي بر نتيجه گيري هاي مفصل تر نديده است. اين مشابهت در ساير آثار اين پژوهشگر نيز به چشم مي خورد و البته همانطور که در ابتداي بررسي ذکر شد اين مسئله در علوم اسلامي تا حدودي منطقي به نظر مي رسد و نمي تواند به عنوان ضعف، پوششي بر نقاط روشن اثر باشد.

با آرزوي توفيق روزافزون براي محمد صادق غلام جمشيدي و آرزوي استمرار براي شرکت چاپ و نشر بين الملل در توليد آثار مشابه.

 

 

سه‌شنبه 9 آذر 1389 - 10:35


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری