چهارشنبه 22 آبان 1398 - 7:47
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ضياء آراسته

 

ايران در اوايل عهد ايلخانان رنسانس ايراني

 

 

ايران در اوايل عهد ايلخانان – رنسانس ايراني

نويسنده :  جورج لين

ترجمه : سيد ابوالفضل رضوي

چاپ و شمارگان : اول ، 1389 – 1000 جلد

ناشر : موسسه انتشارات اميركبير

 

كتاب ايران در اوايل عهد ايلخانان نوشته جورج لين ، در يك مقدمه و نه فصل تنظيم شده و مطالب را با نظمي منطقي و ساختاري محتوايي در خود جاي داده است . مقدمه كتاب حرف اصلي مولف كتاب را در خود دارد مبني بر اينكه ورود هولاكو آغازگر عصر جديدي بود ، و ايران دهه‌هاي آغازين عهد ايلخانان ، تحول چشمگيري را در حيات فرهنگي و سياسي خويش تجربه كرده است . مترجم كتاب جرج لين حكومت هولاكو و آباقا را نمود همگرايي رعايا و حكومت دانسته و آن را عصر نوزايي برشمرده است . بي شكت ايران از جمله سرزمين‌هايي بود كه در نتيجه حمله مغولان آسيب فراواني ديد و بخش مهمي از آبادترين نواحي آن  دستخوش قتل و غارت و تخريب مغول‌ها قرار گرفت . ورود هولاكو به ايران نيز قاهرانه و در برخي مناطق با خشونت زياد همراه بود . با اينحال در راستاي تامين منافع به گونه‌اي متفاوت‌تر از اسلاف خود در راستاي برقراري نظم و امنيت و يكپارچگي قلمرو آرام و محتاط‌تر عمل نمود. هولاكو براي حكومت به ايران آمده بود و خيل عظيم كارگزاران و حكام ايراني كه به جبر و اختيار دعوت او را فراسوي مرزها لبيك گفته بودند ، او را همراهي كردند . ورود هولاكو آرام بود و خودآگاه يا ناخودآگاه ، پاياني بر نابساماني‌ها و زياده‌ستاني‌هاي موجود قلمداد مي‌شد . به نظر مترجم كتاب حاضر با همين فرضيه يعني قائل بودن به تمايز ميان دوران هجوم و دوران حاكميت ايلخانان و نتايجي كه در پرتو حكومت ايلخانان حاصل شده به رشته تحرير درآمده است . چرا كه از نظر نگارنده كتاب دهه‌هاي آغازين حاكميت ايلخانان به لحاظ دگرگوني‌هايي كه در جامعه ايراني ايجاد كرده است يك دوره نوزايي به شمار مي‌رود كه در تاريخ ايران پس از اسلام سابقه نداشته است . از نظر سيد ابوالفضل رضوي مترجم كتاب ، ترجمه اين اثر مرهون ديدگاه متفاوت مولف كتاب درباره تاريخ ايران در عصر نامسلماني ايلخانان و جايگاه آن در برگشودن افقي نو در مطالعات مربوط به تاريخ اين عهد بوده است .

جرج لين مولف كتاب ايران در اوايل عهد ايلخانان ، پژوهشگر موسسه مطالعاتي شرق و آفريقاشناسي (soas) در سال 1952 در انگلستان متولد شده است . زبان فارسي را در شهر قندوز افغانستان آموخته و به مدت پنج سال در حد فاصل سالهاي 1352 تا 1357 ش در ايران بسر برده است . حوزه پژوهشي لين ، تاريخ ايران در دوران ميانه ، تاريخ اولوس تولوي و مناسبات ايران و چين در قرون ميانه است . كتاب حاضر رساله دكتراي جرج لين است كه در سال 2003 ميلادي به وسيله انتشارات راتلج به چاپ ر سيده است .

از نظر جرج لين نويسنده كتاب ، در اواسط قرن هفتم هجري ، مغول‌ها ديگر يك تهديد خارجي نبودند و هولاكو اميد‌هاي مردمي به شمار مي‌رفت كه به جاي غرب عربي به شرق نظر داشتند . حكومت ايلخاني احياء كننده ايران و استقرار دوباره فرهنگ ايراني در جبهه مقدم اسلام بود . ممكنست چنگيزخان براي انتقام آمده باشد اما نوه او هولاكو ، براي تحقق عدالت آمد و عملكرد او از سر بصيرت بود .  يكي از ايراني‌ها كه شاهد تهاجم مغول‌ها بوده است در بياني تاثرانگيز انعكاس عملكرد تاسف‌برانگيز آنها را چنين خلاصه كرده است : " آمدند ،  كندند ، سوختند ،  كشتند ، بردند و رفتند . "  واقعه نگار روسي نيز در اين باره مي‌گويد : " هيچ كس دقيقا ً نمي‌داند كه اينها چه كساني‌اند ، از كجا آمده‌اند ، زبانشان چيست ، از كدامين نژادند و چه آييني دارند ... تنها خداي مي‌داند كه چه كسي هستند و از كجا آمده‌اند ." در فصل منابع از كتاب حاضر به اين نكته اشاره مي‌شود كه بيشتر منابع موجود درباره حمله مغول و دوره حكومت ايلخانان  توسط دولت‌مردان عالي‌رتبه‌، بزرگان ديني ، شخصيت‌هاي ادبي و ديوان‌سالاران  برجسته نوشته شده‌اند ، نه توسط ديوان سالاران گمنامي كه بايگاني‌هاي سلطنتي را با جزئيات بي‌اهميتي از زندگي روزمره مملكتي پر ‌مي‌كردند .  از جمله اين تاريخ نگاران جويني ( 83- 1226 م ) است . به دنبال دوران وحشت پس از حمله اوليه مغول‌ها به ايران ، جويني همراه با ديگر بزرگان مغولي ، تركي و ايراني در اردوي سلطنتي پرورش يافت . او در خصوص جامعه و حكومت عصر مغول و بسياري از وقايعي كه آنها را شرح مي‌دهد ، شناخت دقيق و منحصر به فردي داشت . وي با حمايت امير ارغون حاكم قبلي مغول در آناتولي و عراق عجم ف به خدمت هولاكو پيوست ؛  و پادشاه را در حركت موفقيت‌آميزش از خراسان تا پايتخت جديدش در مراغه همراهي نمود و هنگام انهدام استحكامات اسماعيليه در كوه‌هاي البرز در سال 1256 م حضوري فعال داشت . فتح‌نامه الموت ، گزارشي رسمي از پايان كار ركن‌الدين خورشاه امام جوان اسماعيلي نيز به دست جويني نوشته شده است . از نظر مولف ديدگاه سنتي در خصوص هولاكو ، بعنوان يك جنگجوي خون‌آشام و پسر و جانشين او ، بعنوان يك جبار متوحش ، و سال‌هاي آغازين حكومت مغول در ايران ، بعنوان يك دوره كاملا ً بازدارنده ، صحيح نيست و مي‌بايست بار ديگر منابع را مورد بازنگري قرار داد و تصوير دوباره‌اي از اين دوران ترسيم كرد .

 در فصل عقوبت آسماني يا مشيت پنهان الهي به اعزام هولاكوخان توسط برادرش به ايران اشاره مي‌شود و اينكه به قول جويني منگوقاآن چون از شمايل برادر خويش هولاكو مخايل جهانداري مي‌ديد و از عزايم او مراسم جهانگيري تفرس مي‌نمود ... وي را براي اعزام به ايران برگزيد ... در توصيف جويني از پيشروي هولاكو در سراسر خراسان در اوايل دهه 1250م به طور كلي اشارات مختصري در خصوص ويراني قبلي منطقه و سردرگمي توده‌هاي مردمي آمده است . قصد هولاكو از مبادرت به لشكر‌كشي در خطه غربي انهدام اسماعيليان و منقاد كردن مستعصم ، خليفه بغداد بيان شده است . در نهايت ، قصد وي نابودي مركز قدرت اسماعيليان و پراكنده نمودن پيروان ايشان و همين‌طور ريشه كن كردن خلافت عباسيان بود و در نتيجه همين دو اقدام ،‌ تاريخ در مورد هولاكو بعنوان فردي بي‌رحم و نه چندان كارآمد قضاوت كرده است .

در فصل سقوط بغداد و پيامدهاي آن و همچنين مرزهاي ناآرام ، به علل و عوامل سقوط بغداد به عنوان يكي از بزرگترين مصيبت‌هاي تاريخ اشاره مي‌شود و نويسنده به وضعيت جانشيني بعد از هلاكو پرداخته و وضعيت ايلخانان را در مواجهه با شرايط داخلي و خاريج تشريح مي‌كند . هولاكوي مضطرب از جنگ و خونريزي بيشتر ، از نصيرالدين‌ طوسي مي‌خواهد كه نامه‌اي به خليفه نوشته و او را به تعقل و دست برداشتن از لجاجت دعوت كند . هولاكو به خليفه مستعصم ، در صورتي كه سرنوشت اجنتاب‌ناپذير را مي‌پذيرفت ، وعده خوشبختي و خلعت داده بود . با وجود اين خليفه نامه نصيرالدين طوسي را نپذيرفت و پاسخي همراه با توهين و دشنام فرستاد. در خصوص سهم مسلمانان و ايرانيان در انهدام بغداد و ارزيابي ميزان صدمات فاجعه مداخله آنها به صراحت نمي‌توان اظهار نظر كرد . در دهه‌هاي نخست سلطه مغول بر فلات ايران ، آنچه كه قدرت و حكومت آنها را تهديد مي‌كرد ، منشاء خارجي داشت . آمدن هولاكو با استقبال عمومي همراه بود ليكن از حكومت وي انتظار زيادي مي‌رفت و مخالفت با او چشمگير بود . هيتوم پادشاه كيليكيه از اولين كساني بود كه پادشاه جديد مغول را در پيشروي به سوي غرب مورد استقبال قرار داد . هولاكو در پيشروي خود در سراسر ايران ، هرگونه اثري از شورش را به سرعت از ميان برده بود و حكومت‌هاي محلي كه خود را در قلمرو وي مي‌ديدند ، اگر هم راضي نبودند ، در ظاهر از همكاري با ماموران هولاكو اظهار رضايت مي‌كردند . بعد از هولاكو پسرش آباقا بر تخت جانشيني مي‌نشيند . اكثر مورخين نسبت به دومين ايلخان نظر مساعدي داشته‌اند . به ويژه از سلطنت وي به مانند پدرش بعنوان دوران سعادت مسيحيان تحت حكومت مغول‌ها ياد مي‌كنند . البته موقعيت آباقا در راس حكومت ايلخانان به استحكام موقعيت پدرش نبود و در سراسر دوران حكومت دل مشغولي فراوان وي امنيت بخشيدن به مناطق مرزي بود .

آباقا به اميد تشكيل يك اتحاديه عليه مملوك‌ها كه احتمال پيوستن دولت شهرهاي صليبي جنوب مديترانه نيز در آن وجود داشت ، روابط خويش با قدرت‌هاي اروپايي را آغاز كرد . آباقا در سال 1281 م ماموريت حمله به مصر را به برادرش منگو تيمور واگذار كرد ، اما طبق معمول از پشتيباني ارمني‌ها و گرجي‌هاي وفادار برخوردار شد . آباقا در سال 1282 م بدون آنكه به مطلوب خويش مبني بر گرفتن انتقام شكست پدرش از مملوك‌ها دست بيابد درگذشت .

از نظر مغول‌ها اهميت چنداني نداشت كه رعاياي خود در لباس چه مذهبي هستند تنها علاقه آنها به مشاجرات مذهبي در اين بود كه چگونه عمل كنند تا امكان اين را پيدا كنند تا از اين مشاجرات در جهت مقاصد بزرگ خود بهره‌برداري كنند . امپراتوري چنگيزي از همان آغاز لشگركشي‌هاي وي در غرب ضعف و شكنندگي ذاتي را در خود داشت . وسعت سرزمين‌هاي تحت سلطه چنگيزيان ، و شمار گسترده مردم و فرهنگ‌هاي بسيار متفاوتي كه مغول‌ها به دنبال حاكميت بر آنها بودند ‌، در ايجاد يك حكومت يكپارچه ، يك نقطه ضعف به شمار مي‌رفتند . ريشه منازعه در مرزهاي شرقي ايران را نيز ‌مي‌توان در تجزيه مستمر امپراتوري مغول جستجو كرد .

در فصل ايالات كتاب ايران در اوايل عهد ايلخانان به وضعيت شهرهاي كرمان ، شيراز و هرات و ساير بلاد در زمان  حكومت مغولان و ايلخانان پرداخته مي‌شود . ظهور حكومت ايلخاني امنيت راه ، به ويژه در راهها  ، افزايش داد ؛ و موجب رونق مبادلات تجاري و فرهنگي شد . تاثير حكومت ايلخانان بر زندگي روزمره مردم اندك بود اما در آذربايجان بويژه در مناطق شرق درياچه اروميه ، حضور مغول‌ها امري فراگير بود . ثبات و امنيتي كه از حضور حكومت ايلخانان در شهرها بوجود آمده بود حتي شيخ مصلح‌الدين سعدي شيرازي را در سال 1256 م با تصور امنيت و ثبات به شهر و زادگاه خود بازگرداند . وي چند سال پيش به دليل آنچه خطر و اغتشاش ناشي از تجاوز مغول مي انگاشت شيراز را ترك كرده بود . سعدي در مقدمه اثر خود ، گلستان ، دليل بازگشت به وطن پس از سالهاي دراز هجران و دوري را با عنوان بازگشت ثبات به منطقه به دنبال سالها اغتشاش پس از هجوم نخستين تورانيان به ايران ذكر مي‌كند .گلستان به ابوبكر بن سعد ، اتابك و حاكم شيراز و خادم وفادار مغولان كه در عمليات فتح بغداد در سال 1258 م با ايشان همراهي كرد اهدا شده است .

بپرسيدم اين كشور آسوده كي شد                            يكي گفت سعدي چه شوريده رنگي

چنان بود در عهد اول كه ديدي                              جهاني پر آشوب و تشويش و تنگي

چنين شد در ايام سلطان عادل                                اتابك ابوبكر بن سعد زنگي

خاندان جويني از جمله خاندان‌هاي تاثير گذار در عهد ايلخانان بوده‌اند . نوشته‌هاي آنها با وجود تمامي ايرادات منتقدين همچنان از منابع قابل اعتماد آن دوران هستند . اثر علاء الدين عطاملك جويني ، بعنوان يكي از منابع اصلي تاريخ آسياي ميانه و دوره فتوحات مغول در ايران مورد توجه بوده است . منتقدين ديدگاه او را كه مغولان را سزاوار نكوهش نمي‌دانست نمي‌پسنديدند . جويني‌ها در خاندان خود داراي مهارت‌هاي ادبي منحصر به فرد بودند ، چرا كه به مانند حكومت و سياست ، استعداد در سخن‌سرايي نيز آشكارا در ضمير خاندان جويني وجود داشت . سعدي دوران حمكراني ايشان را يك عصر طلايي و عصر پيش از آنها را دوران ستيز و فساد مي‌دانست . سعدي جويني‌ها را منجيان اسلام مي‌پنداشت . از ديد سعدي ، جويني‌ها البته صاحبان احسان بودند و مهم‌تر زماني كه به دلايل نامشخص مجبور به فرار از شيراز موطن محبوب خود گشت براي وي مامني فراهم آوردند . اين در حالي است كه ابياتش به يك دوستي عميق نيز اشاره دارد .

خنك عراق كه در سايه حمايت توست

حمايت تو نگويم عنايت يزدان

ز باس تو نه عجب در بلاد فرس و عرب

كه گرگ بر گله يارا نباشدش عدوان

با وجود تنفر جويني ‌ها از فداييان ملعون ، انزجار از آنان ، آنها را در مقابل ارزش معنوي كتابخانه مشهور الموت نابينا نكرد  و توانستند با اعمال نفوذ بر هولاكو ، اجازه يابند تا هر آنچه از آن مخزن ارزشمند بخواهند از نابودي نجات دهند. سرانجام دسيسه‌هاي دست پروده سابق و رقيب بعدي صاحب ديوان يعني مجدالملك يزدي در نهايت سبب نابودي  غير مستقيم دو برادر جويني شد . مجدالملك اشراف‌زاده‌اي از خانواده‌اي قدرتمند بود كه پس از تصدي وزارت براي اتابكان يزد به خدمت بهاءالدين جويني درآمد و سرانجام مورد توجه شخص صاحب ديوان قرار گرفت .

فصل ديگر كتاب حاضر به بررسي نقش فيلسوف ، وزير ، منجم ، و وقايع نگار دربار ايلخانان يعني خواجه نصيرالدين طوسي مي‌پردازد . خواجه نصير شخصيت بلند مرتبه معاصر با جويني‌ها بود و فراتر از نفوذ سياسي قابل توجه خويش از حيث نبوغ عقلي نيز مورد احترام بود . خواجه نصير با موقعيتي پر افتخار و نفوذي فراوان به اندرون ديوان هلاكوخان راه يافت . بسيار ي از آثار خود را طي دوراني كه با اسماعيليان مي زيست تكميل كرد و اين در حالي بود كه حامي او ، هلاكوخان ، به ساخت رصدخانه‌اي براي استفاده او در مراغه دستور داد . سه پسر نصيرالدين پس از مرگ پدر به خدمت ايلخانان بعدي ادامه دادند . نصيرالدين با صدو پنجاه رساله و نامه انتسابي نويسنده‌اي پركار بود و يكي از بزرگ‌ترين دانشمندان ، فلاسفه ، رياضيدانان ، منجمين  و اطباي دوران محسوب مي‌شد . هر چند بيشتر آثارش به فارسي هستند اما بيشتر به عربي مي‌نوشت .

در فصل شعرا ، صوفيان و قلندران مترجم كتاب به اين مطلب اشاره مي‌كند كه مولف كتاب دوران حكومت ايلخانان را در مقايسه با دوران نابسامان حدفاصل حمله مغول تا پيدايش حكومت ايلخاني دوران فعاليت ادبي و فرهنگي دانسته و اين دوران را عصر اوج حيات ادبي و فرهنگي مي‌داند . از نظر مترجم رونق فرهنگي اين دوران را قبل از اينكه به حساب ايلخانان گذاشته شود مي‌بايست حاصل انديشه و كنش ايرانيان مسلمان براي مقابله با قوم غالب دانست و تلاشي در راستاي رفتارهاي غيرمدني آنها قلمداد كرد .  جلال‌الدين رومي ، سعدي ، صفي‌الدين بنيان‌گذار طريقت صفويان ، مورخيني مانند رشيد‌الدين و جويني ، تنها در خيل مشهورترين برجستگان اين دوره به شمار مي‌آيند . توسعه تفكر صوفيانه و آفرينش شعر عرفاني واكنشي عليه بي‌ثباتي سياسي و اجتماعي ناشي از تهاجمات مغول و شيوع خشونت بي سابقه حاصل از آن كه فروپاشي كلي اركان زندگي مردم را به دنبال داشت به حساب مي‌آيد . قلندران در اين دوران گروه بسيار متمايزي بودند كه در فضاي قرون ميانه سر برآوردند و در نيمه دوم قرن سيزدهم به نحو شاخصي در قلمرو ايلخاني ظاهر شدند . قلندران را مي شد جداي از ظاهر عجيب ايشان از وسايلي كه معولا ًبا خود حمل مي‌كردند بازشناخت . معمولا ً كشكول سياهي و چماقي چوبين همراه داشتند . قلندران رفتارهاي نابهنجار خود را با نيروي حشيش توجيه مي‌كردند .0 آنها اصرار زيادي داشتند كه درگير جستجوي خداوند و تنوير دل هستند و اين امر را متضمن پايمال نمودن خود و خودخواهي مي‌دانستند .

از نظر نويسنده كتاب ساليان آغازين حكومت ايلخاني نوزايي گرايش‌هاي فرهنگي را در خود داشت كه به تدريج از اوايل قرن هفتم آشكار شد . علل اين نوزايي بسيارند اما ثبات نسبي ، نوزايي حيات اقتصادي از طريق تجارت و امنيت خاطري كه به يكباره پس از ماندگاري اربابان ساكن مراغه ايجاد شد ، بستر لازم را براي نمو آن گرايش‌ها فراهم كردند .

در فصل پاياني كتاب با عنوان بازگشت پادشاه پيدايش حكومت ايلخاني در واپسين سالهاي دهه پنجم قرن هفتم هجري نويد پايان يك دوره طولاني هرج و مرج دانسته شده كه از اوايل قرن آغاز شده بوده است . شهرت هولاكو تا بيش از سيصد سال بعد به قوت خود باقي مي‌ماند چرا كه وقايع نگار عصر صفوي ، مجدالدين محمد حسيني ، بنيانگذار ايلخانان را چنين توصيف مي‌كند : " هولاكوي كبير ، فردي خردمند و حكيم دوست بود . " كه در جلسات مناظره وي فلاسفه ، علماء و دانشمندان حضور مي‌يافتند و عشق وي به كيمياگري او را به صرف مبالغي افسانه‌اي براي آن علم كشانيد . ماموريت دادن هولاكو به خواجه نصيرالدين طوسي براي ساخت رصدخانه‌اش در مراغه و حمايت وي از انديشمندان و فلاسفه تمامي حاكي از آنست كه بزرگان دستگاه ايلخاني را نمي‌توان به مثابه يك هويت منفك و جداي از سرزميني دانست كه بر آن فرمان مي‌راندند .

كتاب ايران در اوايل عهد ايلخانان ( رنسانس ايراني ) نوشته جورج لين و با ترجمه سيد ابوالفضل رضوي توسط انتشارات اميركبير با قيمت 100000 ريال به چاپ رسيده است. 

 

 

يكشنبه 7 آذر 1389 - 14:7


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری