دوشنبه 20 آذر 1396 - 5:23
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

نيما نوربخش

 

در متن اثري واقع گرا و اجتماعي

 

نگاهي به گروه فيلمسازي ( لطفا مزاحم نشويد )

 

محسن عبدالوهاب متولد 1336 تهران است . وي فعاليت سينمايي خود را از سال 1359 وبا تدوين فيلم هاي مستند و داستاني آغاز کرد . عبدالوهاب سال ها به مستند سازي مشغول بود و طي سال هاي اخير در کارگرداني دو فيلم گيلانه و خون بازي با رخشان بني اعتماد مشارکت داشت . لطفا مزاحم نشويد نخستين فيلم مستقل داستاني عبدالوهاب است که تفاوت زيادي با دو تجربه قبلي اش دارد .  اين فيلم را هيات انتخاب جشنواره فيلم فجر ، به عنوان فيلم اول کارگردانش محسوب کرد و آن را در بخش مسابقه فيلم هاي اول قرار داد . عبدالوهاب ضمن اعتراض خواستار کناره گيري فيلمش از اين بخش و شرکتش در بخش ديگري شد که مورد موافقت مسئولين جشنواره قرار گرفت .

عبدالوهاب ، لطفا مزاحم نشويد را  ( تهران در گذر يک روز ) مي داند و تاکيد مي کند که فيلم ،گسترش سه موقعيت در سه قصه است ، قصه اول داستان زني است که در اثر اختلاف با همسرش ، تصميم مي گيرد از او جدا شود . باران کوثري و افشين هاشمي بازيگران اين اپيزود هستند . قصه دوم درباره روحاني اي ( هدايت هاشمي ) است که دزدي کيف و مدارکش را به سرقت مي برد و در اپيزود سوم ، شاهد زوج سالخورده اي هستيم که در خانه اي زندگي مي کنند و در اثر ماجرايي دچار وحشت مي شوند . تنها بازيگر حرفه اي اين بخش حامد بهداد است و بقيه نقش ها به عهده نا بازيگران است .

محمد احمدي تهيه کننده و مدير فيلمبرداري فيلم درباره چگونگي ساخت اين پروژه گفت : آقاي عبدالوهاب توسط يکي از دوستان مشترکمان به من معرفي شد . البته ناگفته نماند من از قبل با کارهاي مستند ايشان ، به جز تجربه هايشان با خانم بني اعتماد آشنايي داشتم . جداي از شخصيت جذاب عبدالوهاب که در برخورد اول متوجه آن شدم ، فيلمنامه نيز به شدت من را مجذوب خودش کرد . شايد اگر تهيه کننده ديگري اين فيلمنامه را مي خواند به دليل ساختار اپيزوديک کار ، آن را به رغم جذابيت هايش کنار مي گذاشت ، آن چنان که بسياري از دوستان در مقام هشدار به من گفتند فيلم اپيزوديک در سينماي ايران جواب نمي دهد اما گرماي فيلمنامه و شخصيت خود آقاي عبدالوهاب و تجربه ايشان در عرصه سينماي مستند و تشابه نگاه مان به سينما به من اين اميد را داد که لطفا مزاحم نشويد مي تواند از آب وگل در آمده و فيلم خوبي شود . قرارداد ما و مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي براي ساخت فيلم در زمان آقاي آفريده بسته شد . دوستان مرکز فيلمنامه را پسنديدند و براي مشارکت اعلام آمادگي کردند . اين همکاري از دوره آقاي آفريده شروع شد و تا هنگام تغيير و آمدن آقاي شفيع آقا محمديان ادامه پيدا کرد . فيلمبرداري فيلم با دوربين ديجيتال، 45 روز طول کشيد . فيلم تا رسيدن به کپي صفر 340 ميليون تومان هزينه در برداشت . تبديل فيلم به نسخه 35 ميليمتري در ايران و توسط آقاي کامراني انجام شد .

محمد احمدي درباره مديريت فيلمبرداري لطفامزاحم نشويد گفت : من و آقاي عبدالوهاب باهم صحبت مي کرديم و خيلي هم صحبت مي کرديم . من به عنوان فيلمبردار کار بايد ذهنيت خود را به ذهنيت کارگردان نزديک مي کردم . ما حتي تمرين هم  مي کرديم . آقاي عبدالوهاب وقت زيادي را صرف تمرين با بازيگرها کرد. ايشان حدود سه ماه با بازيگرها يا به عبارت بهتر نابازيگرهاي اپيزود سوم تمرين کردند . من هم تا جايي که فرصت داشتم و در گير کارهاي اجرايي فيلم نبودم با يک دوربين هندي کم به هنگام تمرين با بازيگر ها آن ها را همراهي مي کردم

محسن عبدالوهاب ( کارگردان فيلم ) درباره چگونگي ساخته شدن فيلم گفت : اين فيلم قرار بود با سرمايه آقاي محمد احمدي و مشارکت مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي ساخته شود . در زمان آقاي آفريده فيلمنامه خوانده شد و تصميم به مشارکت مرکز در توليد اين فيلم گرفته شد . آقاي آفريده با همکاري آقاي اربابي ، مدير نظارت و ارزشيابي وقت ارشاد زمينه اي را مهيا کردند تا اين فيلم توليد شود . اما توليد اين فيلم مصادف شد با رفتن آقاي آفريده از مرکز ، اين در حالي بود که ما قسط اول را دريافت کرده بوديم و فيلم کليد خورده بود . روزي آقاي احمدي سر لوکيشن ( محل فيلمبرداري ) آمد و گفت قسط هاي بعدي اين فيلم را پرداخت نکرده اند و من بيشتر از اين تاب کشش مالي اين فيلم را ندارم و بهتر است اين فيلم را به جاي چهار اپيزود در سه اپيزود جمع کنيم .

عبدالوهاب درباره کاربرد طنز در فيلمش گفت : زماني که شروع به نوشتن فيلمنامه کردم ، خيلي دوست داشتم فيلمي بسازم که طنز هم در آن باشد ، البته نه به دليل اين که در حال حاضر بخش مهمي از سينماي اکران در اختيار آثار کمدي است ، بلکه بيشتر دوست داشتم اين مضمون ها در قالب طنز بيان شود . براي سينماي کمدي هميشه اين نگراني وجود دارد که نکند کار خوب در نيايد و همه چيز لوس شود و از دست برود . اين مسئله زماني تشديد مي شود که ما با فيلمي طرف باشيم که موضوعي ساده و قصه اي يک خطي داشته باشد .

عبد الوهاب درباره همکاري با محمد احمدي(مدير  فيلمبرداري ) گفت : آقاي احمدي به من گفت اگر مايل باشم حاضر است فيلمبرداري لطفا مزاحم نشويد را برعهده بگيرد و من هم اين مسئله را قبول کردم . يکي از دلايل پذيرش من تجربه فيلمبرداري آقاي احمدي در آثار مستند و البته داستاني به عنوان کارگردان بود . بنابراين ما مي توانستيم همان گونه که اتفاق افتاد با همفکري يکديگر کار را به نتيجه برسانيم . دليل ديگر اين بود که خيال مان در برنامه ريزي از بابت مدير فيلمبرداري آسوده مي شد . اين براي کاري که چند قصه اي است و بازيگران متعدد در آن حضور دارند کمک بزرگي است .

افشين هاشمي ( بازيگر ) درباره همکاري با عبدالوهاب گفت : محسن عبدالوهاب به شدت شيفته رئاليسم است ، شيفته واقعيت و واقع گرايي و دوست دارد هر چه بيشتر بازي بازيگر به واقعيت نزديک باشد . آن چه شايد بشود به اصطلاح غلط يا درست ، بازي مستند گونه گفت . اين که مي گوييم به غلط يا درست به اين خاطر است که معتقدم وقتي ما جلوي دوربين يا روي صحنه هستيم ، در مستندگونه ترين شکل هم ، بازداريم بازي مي کنيم .  حال آقاي عبدالوهاب مي خواهد اين بازي هر چه بيشتر به واقعيت زندگي روزمره نزديک باشد . اين ويژگي اوست که به تبع خود سختي هايي هم دارد . بحث کارگردان و بازيگر در کار او بحث بر سر جزييات به ظاهر پيش پا افتاده رفتاري است . ما با آقاي عبدالوهاب تمام صحنه هاي فيلم را جزء به جزء تمرين کرديم ، ولي اين به آن معنا نبود که راه خلاقيت در لحظه بسته است . ما در لحظه اجرا به فراخور صحنه ، گاهي کار جديدي اضافه مي کرديم . طبيعي است که يک سواري واقعي در يک خيابان واقعي ، نياز به واکنش هايي در لحظه دارد.

افشين هاشمي ( بازيگر ) درباره چگونه انتخاب شدن براي فيلم و همکاري با پروژه گفت : معرفي من به پروژه از جانب افشين هاشمي بود . البته آقاي عبدالوهاب از من، وقتي همه خوابيم و دو سه تئاتر را ديده بودند و مي دانم که جزء گزينه هاي اول براي بازي در اين فيلم نبودم . بعد از يک مدت که اين پروژه با تاخيري حدود شش ماهه شروع شد ، با من تماس گرفتند من آن موقع شهرستان بودم . با توجه به حال و هواي پارسال حوصله کار نداشتم ، اما فيلمنامه را براي من ايميل کردند و آن را خواندم ، مسافرت بلندمدت من کوتاه شد و از مشهد به تهران برگشتم . شانسي که در سينما آورده ام اين است که با کارگردان هاي خوبي کار کرده ام . چه يک بوس کوچولو که اولين فيلمم است و با بهمن فرمان آرا کار کردم و اين همکاري در خاک آشنا هم ادامه پيدا کرد ، چه با بهرام بيضايي در وقتي همه خوابيم و چه رضا مير کريمي که در حال حاضر يک حبه قند را کار مي کنيم ، همه اينها کارگردان هاي اخلاق مدار و اخلاق محوري هستند . آقاي عبدالوهاب هم مرد بسيار مهرباني است . به نظرم اين صفتي است که خيلي در ايشان بارز است . صبر وشکيبايي خيلي زيادي دارد و اين براي من جالب بود . فضايي که پيش از شروع کار براي ما فراهم کرد و تمريني که پيش از شروع کار داشتيم ، چيزي است که يک بازيگر براي در آمدن نقشش به آن نياز دارد . اين ها همه مسائلي بود که در لطفا مزاحم نشويد اتفاق افتاد .ما مدت يک ماه تمرين کرديم و بعد من يک ماه به سفر کاري خارج از کشور رفتم . وقتي برگشتم نوبت فيلمبرداري نقش من رسيده بود و رفتيم سرکار . در تمام مدت اين فيلم به تمام عوامل خوش گذشت و فکر مي کنم اين خوب بودن حال همه ، در فيلم منعکس است.

هاشمي درباره اينکه وقتي فيلم کامل شده را ديده واکنشش چه بوده ، گفت : وقتي فيلم را ديدم خيلي از نتيجه کار شگفت زده شدم . به نظرم لطفا مزاحم نشويد فيلمي است که با بودجه بسيار کم ، ولي با همدلي بسيار زياد ساخته شده . وقتي هم که جايزه ام را گرفتم ، عين همين جمله را گفتم . به نظرم اين فيلم خوب هدايت شده و نمره قبولي خوبي گرفته ، اما در مورد اينکه مي توانست بهتر ساخته شود و حمايت هاي بيشتري از آن شود يا نه ، بله ، اين ها همه معضلاتي است که کساني که در سينماي مستقل کار ميکنند ، دائم با آن سر و کار دارند.

حامد بهداد ( بازيگر ) درباره اينکه چگونه براي فيلم انتخاب شده، گفت : تئاتر سگ سکوت را با باران کوثري بازي مي کردم که آقاي عبدالوهاب که با خانواده کوثري آشنايي دارد ، به باران گفته بود که براي يکي از نقش هايم حامد را مي خواهم . خانم بني اعتماد به من و باران سفارش کرده بودند که اگر آقاي عبدالوهاب از شما همکاري خواست ، حتما قبول کنيد . البته من حتي اگر اين سفارش را از جانب خانم بني اعتماد نداشتم ، باز هم اين کار را مي کردم .

بهداد درباره همکاري با عبدالوهاب گفت : ايشان فرد دقيقي است . از طرفي من بازي در ضد سينما و در واقع ضد بازي را بلدم و وقتي فيلمنامه را هم خواندم خيلي از آن خوشم آمد . فيلمنامه بسيار دقيق و موجز وعالي نوشته شده بود . آقاي عبدالوهاب به نظر من شخصيت محتاطي دارد و به خاطر اين احتياط ممکن است دچار وسواس و دقت شود . به همين علت ، صحنه اي در کار وجود ندارد  که قبلش ما سه چهار بار آن را سخت تمرين نکرده باشيم . جاهايي بود که من از وسواس آقاي عبدالوهاب واقعا خسته مي شدم ، اما اين فقط خستگي بود و منصرف نمي شدم ، چون مي دانستم که هر نما جواب ميدهد . اگر فکر مي کرديم که در نمايي که داشتم ، سراغ سينماي ديگري و جنس بازي ديگري رفته ام ، بلافاصله آن را تکرار مي کرديم . نمايي نبود که بدون دقت و بررسي آقاي عبدالوهاب کار کرده باشم . چون به شدت اعتقاد داشتم که اين جور وقت ها بايد از خودت سلب مسئوليت کني . همان طور که در فيلم کوتاه رقص با ماه خودم را در اختيار عبدالرضا کاهاني قرار دادم . به همين سبب آمادگي ورود به چنين سينمايي را داشتم و از جنس بازيگري در سينماي روز سوم ، حس پنهان و هفت دقيقه تا پاييز فاصله گرفتم . حالا هم به خاطر اين که روايت فيلم از جانب بازي من صدمه نخورده ، بسيار راضي هستم.

بهداد درباره اينکه از نتيجه بازي اش در فيلم راضي است يا خير ، گفت : از کار با آقاي عبدالوهاب به شدت احساس مسرت مي کنم و از خدا مي خواهم که يک بار ديگر براي آقاي عبدالوهاب بازي کنم ، چون سينماي او سينماي نابي است . از طرفي هم بايد از تهيه کننده کار ، دوست خوبم آقاي احمدي تشکر کنم که فضاي بسيار خوبي را براي ما فراهم کرد . ما در اين فيلم ، فضايي پراز دوستي وهمکاري را سپري کرديم که بسيار خوب بود. 

            

 

يكشنبه 7 آذر 1389 - 9:40


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری