جمعه 2 تير 1396 - 16:42
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

احمد محمد اسماعيلي

 

نمايش مصائب جنگ در کسوف

 

گفتگو با ايوب آقاخاني کارگردان نمايش  کسوف

 

 

 مقدمه : ايوب آقاخاني از جمله نمايش کارگردان ها و نمايش نامه نويساني است که در حوزه کارهاي اجتماعي فعاليت گسترده و چشمگيري دارد . اين ويژگي به خوبي در کارهاي آقاخاني قابل بازخواني است . ارائه مسائل روز اجتماعي که گاهي مي تواند جنبه جهان شمول داشته باشد نظير جنگ و مهاجرت مورد توجه آقاخاني در نمايش کسوف بوده است . جنگ در عصر حاضر بلاي خانمان سوزي است  که اغلب نقاط دنيا را فرا گرفته است . به صورت پيوسته اي از طريق اخبار شاهد تجاوزات رژيم اشغالگر قدس عليه مردم لبنان و فلسطين هستيم . همين چند سال پيش بود که جنگ هاي نژادي در يوگسلاوي مصائب و نسل کشي بي سابقه بشري را رقم زد . حوزه خاورميانه حوزه ملتهب و پر از درگيري است هنوز ملت افغانستان تجربه تلخ حضور طالبان را از سر نگذرانيده بودند که کشورشان توسط آمريکائيها مورد اشغال قرار گرفت . اين اتفاق براي مردم عراق هم رخ داد . کسوف بخشي از واقعيت هاي تلخ جنگ و آوارگي مردم و حضور در جاهاي ديگر را به اميد زندگي بهتر به مخاطب نشان مي دهد .

 

 

نوشتن متن  کسوف چگونه شکل گرفت ؟

متن  نمايشنامه کسوف را در سال 1386 نوشتم  . در آن موقع شرايط اجراي نمايش فراهم نشد .  اما هميشه منتظر موقعيت مناسبي براي اجراي اين نمايش نامه بودم . بعد از اجراي نمايش مرثيه اي براي يک سنگين وزن در سال گذشته تصميم گرفتم اجراي بعديم يک کار جمع و جور با سوژه اي انساني درباره مسائل آدمهاي امروز دنيا باشد . بنابراين بازنويسي مجدد متن نمايش کسوف از اسفند ماه سال 1388 را آغاز کردم . در بازنويسي مجدد متن که چند ماهي به طول انجاميد دوست خوبم افشين هاشمي کمک و مشاوره هاي زيادي به من انجام دادند . بعد از ارائه متن نمايش به مرکز هنرهاي نمايشي خوشبختانه متن مورد تصويب قرار گرفت و گروه را براي اجراي نمايش انتخاب و تمرين ها شروع شد . همواره تراژدي جنگ و تاثير آن بر جوامع بشري براي من به عنوان يک دغدغه مهم وجود داشته است . وقوع جنگ و مصائبي که به وجود مي آورد و زندگي آدمها را تحت تاثير خودش قرار مي دهد در اين سالها به شيوه هاي مختلف تکرار شده است  و با اجراي امپراتور و انجلو در چند سال قبل و اجراي کسوف سعي مي کنم با نوشتن و اجراي نمايش نامه ديگري سه گانه ام را درباره اين تم و موضوع تکميل کنم .  در نمايش کسوف به غربت ، عشق و مهاجرت پرداخته ام . مرزهاي جغرافيايي در عصر حاضر آدمها را از يکديگر دور کرده اند و وقوع جنگ باعث شده آدمها در موقعيت هاي مشابه قرار بگيرند و در نتيجه ما را دچار حالي کند که همه چيز به جز همدلي در آن بي معني بنظر برسد . غربت در اين شرايط معاني ويژه تري خواهد داشت .

 

در نمايش کسوف شخصيت پردازي يکي از ويژگي هاي اصلي نمايش محسوب مي شود ؟

 در حال حاضر جنگ و کشتار وسعت بيشتري پيدا کرده است و آدمها به اميد يافتن مکاني امن ، بدون درگيري تن به مهاجرت از موطنشان مي دهند . البته چطور ممکن است آدمها از جايي به جاي ديگري سفر کنند به اميد ايمني ، جاي امن وپناهگاه و به آن نرسند . جنگ در زمان حال پژواک ديگري پيدا کرده است. در نمايش کسوف تلاش کردم تا با شخصيت پردازي خاص و ويژه  و نوع رابطه ديالتيکي که بين سه شخصيت اصلي نمايش وجود دارد موقعيت هاي مختلفي را در حين ديدن اجرا پيش روي مخاطب قرار بدهم . خوشبختانه در طول اجراهاي نمايش مخاطب با کار ارتباط خوبي برقرار کرده است .

 

با توجه به تعداد محدود بازيگران نمايش از بازيگران با تجربه اي در کارتان استفاده کرده ايد ؟

 حميدرضا آذرنگ و نسيم ادبي با درک درست از شخصيت هاي نمايش بازي بسيار موفق و خوبي ارائه کرده اند و خوشبختانه با توجه به مدت کم تمرين بازيگران به خوبي با شرايط کار هماهنگ شدند و من هم به عنوان بازيگر سوم نمايش تمام تلاشم را انجام دادم تا تاثير بدي روي بازي بازيگران نداشته باشم .

 

شخصيت مرزباني که ايفا مي کنيد چه ويژگي هايي دارد ؟

اين مرزبان در محل خدمتش از زن و مردي که قصد عبور از مرز را دارند سوالاتي را مطرح مي کند تا متوجه بشود در زندگي اين زن و مرد چه مي گذرد . شخصيتي که وجوهات انساني زيادي دارد .

 

در ساختار نمايش شاعرانگي تلخ و سياهي ديده مي شود . اين تيرگي به دليل وجود شرايط زندگي آدمهاي نمايش است ؟

جنگ ، غربت و مهاجرت  سفيدي و نقطه اميدبخشي ندارد که بخواهم به آن بپردازم و در نمايش مورد استفاده قرار بدهم . اما  تلاش انساني شخصيت هاي نمايش نامه سفيدترين بخش محسوب مي شود واين مسئله مهم است که اين آدمها واکنش نشان مي دهند نسبت به وجود تراژدي پيراموني در باره جنگ. بنابراين نبايد بيش از اين انتظار سفيدي در نمايش داشت .

 

اين نوع آدمها نسل به نسل محکوم به تحمل اين مصائب و مشکلات پيرامون رخ دادن جنگ هستند ؟

بله ، اين گونه است . در کسوف از طريق برخورد شخصيتها و تعريف آنچه که پشت سر دارند و آنچه که در آينده خواهند داشت  خواه يا ناخواه مقوله نسل هاي مختلف را پيش مي کشاند  و انگاري همه آنها يک سرنوشت مشترک موروثي تلخ دارند  وبايد در هر مقطع زماني با واقعيتهاي تلخ و سياه جنگ روبه رو شوند .

 

ميوند شخصيت اصلي نمايش آدم عادي و زجر کشيده اي محسوب مي شود ؟

ميوند آدمي شيرين عقل ، تنها وروستايي به نظر مي رسد که شرايط بحراني و جنگي در کشورش باعث مهاجرت او مي شود . اين آدم عاشق و دلبسته مي شود ، ازدواج مي کند بچه دار مي شود . البته براي رسيدن به خوشبختي نياز به تحقق مسائلي است . يک آدم بي وطن که  در موطنش غريب و بي کس است و پناه به کشور ديگري آورده است و مجبور است با انجام سخت ترين کارها بتواند امرار معاش کند . بهرحال اين آدم فقط مي تواند به زندگي عادي و معموليش ادامه بدهد .

 

 

 

 

سه‌شنبه 2 آذر 1389 - 14:20


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری