شنبه 4 خرداد 1398 - 14:14
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ضياء آراسته

 

گرسنگي

 

 

گرسنگي

نويسنده : كنوت هامسون

برگرفته از : سيري در بزرگترين كتاب‌هاي جهان

انتخاب :  دفتر معرفي و نقد ادبيات كلاسيك جهان ( 21 )

تصويرسازي و گرافيك : علي نامور

ناشر : شركت سهامي كتابهاي جيبي وابسته به انتشارات اميركبير

 

بيست و يكمين اثر داستاني از 22 داستان برگزيده ادبيات كلاسيك جهان ، كتاب  " گرسنگي " نوشته " كنوت هامسون  " است .  كنوت هامسون ( 1859 – 1952 م ) داستان نويس نروژي ، در چهارم اوت 1859 ميلادي از يك خانواده برزگر نروژي به دنيا آمد و چندي را در كشتزارهاي شمال نروژ با فقر و تهيدستي گذراند . سپس به شهر آمد و به صورت كارگر روزمزد به كارهاي مختلف پرداخت . كنوت بعلت زندگاني پرمشقت خود راهي آمريكا شد  و قسمتي از سالهاي نوجواني و جواني خود را در آن سرزمين گذراند . در قاره نو رفتگر، مامور كنترل اتوبوس و چندي در مناطق روستايي كارهاي كشاورزي و پادويي كرد . هامسون وقتي پس از مدت‌ها به موطن خود بازگشت كتابي در هجو آمريكا نوشت كه نامش را در ذهن آمريكاي متجدد نام نهاد . در همين دوران بود كه هامسون كتاب گرسنگي را بصورت پاورقي در يك مجله دانماركي نگاشت و آن را به تدريج تا سال 1890  ميلادي كامل كرد . انتشار همين اثر دروازه شهرت و محبوبيت را به سوي او گشود .

كنوت هامسون به خاطر رنج‌ها و محنت‌هايي كه از مردم شهر و زندگي شهرنشيني كشيده بود همواره از شهرنشيني ابراز تنفر مي‌كرد و مردم شهرنشين را انسان‌هاي سيه‌روزي ‌مي‌دانست . هامسون دركتاب ديگري از خود به نام " غناي‌زمين " از زندگي در دامان طبيعت و مهرفطري انسان به طبيعت به نيكي ياد كرده و كناره‌جويي از شهرنشيني را سعادت شمرده است . هامسون از جمله نويسندگاني است كه دو جنگ بزرگ عالم‌گير را به خود ديده است . در دومين جنگ جهاني وقتي ارتش آلمان نروژ را تسخير كرد به خلاف انتظار همه ، نويسنده به مرام نازي‌ها روي خوش نشان داد و قلم به ستايش آنان گشود . اين گرايش به آلمان‌ها براي هامسون گران تمام شد تا جايي كه مردم ديارش از او روي برگردانند و نويسنده‌اي را كه روزي جايزه نوبل ادبي را از آن خود كرده و براي هموطنانش شهرت به ارمغان آورده بود جزو جنايتكاران جنگي به شمار آورند و سرانجام روزي كه نروژ روي آزادي را به خود ديد مردم او را پاي ميز محاكه كشاندند . وكلاي مدافع هامسون پس از تلاش بسيار او را بعنوان آنكه دچار بيماري رواني و عقلاني است از مرگ رهانيدند و با پرداخت هشتاد و پنج هزار دلار جريمه آزاد ساختند اما از آنجا وي را به يك بيمارستان رواني فرستادند تا در آنجا بستري شود . كنوت هامسون نود و دو سال عمر كرد و سرانجام در نوزدهم فوريه 1952 ميلادي در اثر از كارافتادگي قلب بدرود حيات گفت . روزي كه مي‌مرد كسي براي بدرقه جنازه‌اش شركت نكرد و اين براي ملتي ميهن‌پرست مانند نروژ مصيبتي بزرگ بود كه قهرمان خود را با خفت و خواري به خاك مي‌نهاد .

 "هنريك ايبسن " زبان و ادب سرزمين نروژ را جلوه‌اي ديگر داد . ايبسن نمايشنامه‌نويسي بود كه در اروپا هم‌نظيرش ديده نشده بود . وجود او و داستانسراي ديگري به نام بيورنسن مقام ادب نروژي را در جهان تثبيت كرد . پس از آن دو شاعران و نامداران ديگري ظهور كردند . اما آنچه توجه جهانيان را بيش از پيش به متوجه نروژ ساخت كنوت هامسون بود كه بدبختانه پايان عمرش به خاطر تمايلات سياسي‌اش با شكست و غم و اندوه همراه بود .

كتاب " گرسنگي " وقتي به سال 1890 ميلادي انتشار يافت داستانسراي عاليقدري به مانند آندره‌ ژيد او را يك نابغه به شمار آورند و بركتاب تقريظ نوشتند . گرسنگي در واقع سرگذشت خود هامسون است . گرسنگي از داستان‌هايي است كه مي‌توان آن را از مكاتيب " واقعيت تجسمي " ناميد . هامسون در اين كتاب كه شماره صفحات آن به سيصد مي‌رسد كوشيده است رنج و فشار و ناراحتي عصبي انسان را همراه با عكس‌العمل مغز در برابر چنين‌ فشارهايي توصيف كند و به حق ‌از عهده اين كار استادانه برآمده است . در ساعات و روزهايي كه نويسنده جوان و ناكام در اثر بي‌غذايي و ضعف قواي بدني و تحمل بيش از حد فشارهاي زندگي به يك نوع بيماري نامشخصي مبتلاء شده است قوه مدركه او دچار عدم تعادل مي‌شود . توهمات و تخيلاتي كه به او دست‌ مي‌دهد همه گوياي آنست كه كه مغزش عليل و ناتوان شده است و حواسش از كار افتاده است ، اما او اين دگرگوني‌ها را براي خود امري طبيعي مي‌شمارد . او نمي‌خواهد بپذيرد كه از جاده عفاف منحرف شده است . اعمال او بيشتر شباهت به ديوانه‌اي را پيدا كرده است كه آدم خوبي است و اگر آزارش به كسي مي‌رسد حدودش از خوردن يك نان شيريني بدون اجازه صاحبش ، يا خنديدن بي‌مورد ، يا گريستن ناگهايي و يا پرسش‌هاي بي‌مورد و غيرمنطقي تجاوز نمي‌كند . كنوت هامسون با نگارش كتاب گرسنگي انسان جالبي را خلق كرده است ، انساني كه كه غير خودش كس ديگري نيست و اين تابلوي زنده و پرهيجان در حقيقت چيزي نيست جز زندگي‌نامه دوران جواني و گمنامي و تهيدستي خود او .

داستان گرسنگي روايت احوال مرد نويسنده‌اي است كه در اسلو پايتخت نروژ در آخرين سالهاي قرن نوزدهم آواره خيابان‌ها و كوچه‌هاي شهر خود است . صاحب‌خانه‌اش او را از خانه بيرون انداخته و روزنامه‌اي هم كه گاه و بيگاه براي آن مقاله‌ يا مطلبي مي‌نگاشته از چاپ آثارش خودداري كرده است . تلاش او براي يافتن شغل هم بي‌نتيجه باقي مانده است و او با وجود اندام درشت و نيرومندي بازو نتوانسته براي خود ساده‌ترين و حقيرترين شغلي بيابد تا حداقل بتواند شكم گرسنه خود را سير و تن لرزان خود را گرم كند . به گورستان مي‌رود تا شايد بتواند در آنجا احساس آرامش بيشتري كند و مطلب باب پسند سردبير خود و قابل چاپ بنويسد . مرد نويسنده با وجود سه شبانه‌روز گرسنگي و خوردن تنها يكي دو قطعه نان خشك همچنان اميدوار به روزي است كه زندگي روي خوش به او نشان دهد و بتواند به مانند بقيه آدم‌ها زندگي كند . خواب هم به چشمان مرد نمي‌آيد . درسايه درختان خزان‌زده پارك كفش‌هايش را از پاهايش درآورده و به زير سر خود مي‌گذارد تا شايد بتواند براحتي بخوابد . رخوت و ناتواني بر مرد مستولي شده است و در آن حال گوش‌هاي او هرصدايي را بهتر مي‌شنود و پوست او هر نيش خار را احساس ‌مي‌كند . پارك هم به مرد آرامش نمي‌دهد ، از جاي خود بلند مي‌شود و آوارگي خود را در دل كوچه‌هاي شهر ادامه مي‌دهد .

اين نويسنده كه فعلاً هنري جز نوشتن ندارد و آنچه تا به امروز از او به چاپ رسيده است نه تنها مكنتي براي او گرد نياورده بلكه شهرت و افتخاري هم براي او كسب نكرده است . نمي تواند به سردبيران بقبولاند كه اگر آثارش باب روز نيستند انديشه‌هايي در آنان هست كه ارزش چاپ دارند و مي‌توانند هريك پنچ يا ده كرون به صاحبش سود برسانند .

" بسيار خوب. اين بار سعي خواهم كرد بهتر بنويسم.  اين بار موضوعي را انتخاب مي‌كنم كه شما آن را بپسنديد . "

مرد به سراغ دكاني مي‌رود كه فروشنده به خاطر آشنايي به او نسيه مي‌دهد. مغازه‌دار به اشتباه اسكناس پنج كروني را به او مي‌دهد . مرد نويسنده با وجود عذاب وجدان اما با اين توجيه كه هرگاه مقا‌له‌اش چاپ شود پول را بازمي‌گرداند پول را برنمي‌گرداند . اولين كاري كه مرد انجام  مي‌دهد رفتن به سراغ يك رستوران و خوردن غذايي مطبوع است .

" پول‌ها آزارم مي‌دهند . گويي من آنقدر با تهيدستي خو گرفته‌ام كه اگر پولي در جيب داشته باشم آرامش فكرم به هم مي‌خورد. براي رهايي از شماتت وجدان ، به اولين زن تهيدستي كه مي‌رسم پول‌ها را در دستش مي‌گذارم و مي‌گريزم ... « بيا اي زن ناتوان فرتوت ... من آدم بزرگوار و سخاوتمندي هستم ... اين پول‌‌ها را كه همه ثروت و همه هستي من است بگير و براي من دعا كن ... برو و براي اطفال گرسنه‌ات غذايي بخر ... »

كنوت هامسون آثار پر ارزش ديگري نيز دارد كه از آن جمله‌اند داستان‌هاي پان ، ويكتوريا ، آخرين شادي ، خانه به دوشان ، و ماه اوت . آخرين اثرش كه در سال 1940 ميلادي منتشر شد آخرين شادي يا به سوي سعادت پيشين نظرافكن نام دارد . امروز بيست سال از تاريخ مرگ او مي‌گذرد و مردم نروژ به ويژه نسل جوان از گناه او درگذشته‌اند و خاطر و نامش را بسيار عزيز مي‌دارند .

  گرسنگي، در چاپ اول خود در تيراژ 3000 نسخه و با قيمت 13000 ريال و با تصويرگري علي‌نامور ، توسط شركت سهامي كتاب‌هاي جيبي وابسته به انتشارات اميركبير به چاپ رسيده است.

 

 

 

دوشنبه 1 آذر 1389 - 9:53


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری