دوشنبه 27 آذر 1396 - 14:9
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان سيستان وبلوچستان

 

امامت و جانشيني

 

 

مقدمه :

از بدو پيدايش جوامع حتي در مقياس دونفره و....نياز بـه اتخاذ تصميم پس از گفتگو و مشاوره به صورت بديهـي، احساس وبالنتيجه مي توان گفت : كه امري فطري وذاتي بوده ومي باشدكه در صحنه عمل ، بروز وظهور يافته ومي يابـد.با حساب ساده وسرانگشتي از كاملتريــن انسانها ودين انتظاري جز نصب امامان معصوم (ع) وراهنمايي در نص وسيره ، شناخته ومعلوم نمي رود.لذا در آيات پاياني وحي بررسول مكـــرم (ص) ، آنهم در حجه الوداع ابلاغ امريه لازم ، انتصاب امامت نازل وبزرگترين عيـد آسماني نمود كامل يافت .آري تداوم هـدايت در ولايت و وصايت رسالت عينيت پيدا كرده تا قامت قيامت امتـــداد خواهد داشت.

سپاس پــروردگار مهــربان ورسول علم وايمان راكه با نعمت امامت ، اتمام واكمال ديــن را عنايت فـــرمودند  شايستـه آنكه يقين عملي ارمغــان باورمان ولطف عزيز لايزال ياورمان.

 امامت :

 پس از اينكه دانستيم  خداوند بايستي براي راهنمائي بشر پيامبري بفرستد ورسول اكرم (ص) را فرستاده ومعجزه اي مهم به دست اوسپرده پس ما بايـد از دستورات حضرتش اطاعت نموده وهر چه او دستور داده اجرا نمائيم زيرا گفته او گفته خداست واوخودراآخرين پيغمبر خداخوانده است.

بنابراين بعداز اوپيغمبري نخواهد بود وچون بشر احتياج دارد كه در هر زمان راهنمائي داشته باشد تا بتواند از قوانين مقدسه اسلام پيروي نمـــوده وازآنها استفاده كند وآن دستورات شرح وتفسير شود لذا پيغمبراسلام بدستور خداوند متعال جانشين براي خود معين فرمودوبه مردم توصيه نمودكه از امـــراوسرپيچي نكنند،واوراپيشواوامــام خود خوانندومعلوم است چنين كسي كه از جانب پروردگار معين مي شود براي راهنمائـي ورهبري مردم بايستي از هرگونه نقصي مبرا باشد وكاري انجام ندهد كه زيان بـــه جامعه وارد آورد.چه اگر سهو وخطايي نمودومـــردم بيچاره در اثــر اشتباهات  او به ضلالت افتادندحقوق آنها تضييع گرديده وچنين كاري شايسته مقام خداوندي نيست.

بنابراين امام كسي است كه پس از پيغمبر رهبري مردم را به دستور پيغمبـر (ص) يا امام سابق به عهده گرفته وبايد از هر گونه عيبي مبرا باشد.از اين رو پس از درگذشت پيغمبر (ص) علي (ع) خليفه و وصي او بمقام  امامت رسيد چه حضرتش بارها درباره او صحبت كرده ودر آشكاروپنهان اورا ستوده واو را بــه خلافت وامــامت معرفــي نمـــوده است.

 حسن سعيد . اصول دين .ص 97و98

  تمام مسلمين گفتارهاي حضرتش را در مورد مختلفه ثبت وضبط كرده اند و از طرفي هيچكس نبود كه مقام عصمت وپاكي واز از خود گذشتگي در راه خدا راچون علي (ع) دارا باشدوبـــراين مطلب دوست ودشمن گواهي داده اند.وما دانستيم  كه بايستي امام معصوم وپاك باشد. چنانچه نسبت به علم ودانش حضرتش كار بجايي رسيد كه دشمن سرسخت زانوي عجز بـه زمين زده وحيات خودرا مرهون دانش او مي داند ودر اين باره آنقدر موافق ومخالف نوشته انــد كه جاي شك و ترديدي باقي نمانده است.

معلوم است كه رهنما بايستي خــودراه را بشناسدتا ديگـــران را راهنمائي كند وپس ازاو يازده فرزندانش هريك امام و ولي امر مي باشند و زندگاني آنان وگفتار كردارشان بهترين گـــــواه برصدق اين مدعي است واين مختصر گنجايش ندارد تا تمام مطالب ذكر گردد.

 پيشوايي در اسلام :

 يكي از موضوعات بسيار مهم قابل اهميتي كه امروز مورد توجه جهانيان قرارگرفته است موضوع اداره امور جامعه بشريت است كه چگونه بايد بني آدم را اداره نمود تا هركس بــه حقوق خويش برسد وعدالت اجتماعي برقرارگرددوهمــه بتوانند در سايه نظم وآرامش زندگاني سعادتمندانه اي بنمايند. براي رسيدن به اين مقصود بهترين راه را حكومت دمــوكراسي مـــي دانندكه از آن به حكومت مردم برمردم تعبير مي نمايند، چه مردم خودحكومتي را بوجود آورده واداره امور كشور را بدست او مي سپرندواوهم با كمال قدرت براي رفاه جمعيت قيام واقدام مي نمايدتا عواطف مردم را نسبت به خود جلب نموده ومردم اورا محترم بشمارندولي اين منطق در مقـــام حرف ، سخن بسيار دلچسب وشيرين است وهركس با طرفداران چنين مسلكي روبه رو شود بي اختياردل بــه او داده وشيفته وفريفته اين مرام مي گردد.اما چون به مرحلــه عمل مي رسد ودر جهان مــورد آزمايش قرارمي گيرد باز نوبت به كساني مي رسد كه بيشتر مي توانند براي خود وسائلي مشروع ،نامشروع ايجاد كنند وباايجاد بيم واميد مردمي ساده لـوح را فــريب داده وبرمسند حكم بنشينند وزمام امور را بدست گيرند.

 گذشته از اينكه نمي توانند حقايق را درك كنند در اسلام موضوع پيشوايي ورهبــري وزمامداري يكي از مسائل بسيارمهم است ، چه اسلام كاملترين وآخرين دينــي است كه خـداوند براي بشر فرستاده وناچار بايـــــد در اين باره كه نيازمنــدي بشر بــه آن براي حفظ خويش امري واضح وآشكاراست دستور جامعي بدهد كه همه كس در هر زمان ومكاني از آن برخـوردار شود وتكليف خويش را دريابد پس زمامداري واداره شئون مسلمين يكي از وظايف بسيارسنگين بــوده وكسي كه عهده دار اين امر مي شود بايستي بدون ترديد از طرف پروردگار معين گردد.

 اصول دين ص 99و100و101

پيغمبر اسلام بنا به دستور پروردگارخود زمامدار وفرمانده مسلمين بوده وپس از خود هم علي (ع) را زمامدار وپيشواي مسلمين معرفي نمودوبعــداز اوهم يازده فرزندانش به امامت رسيدند وبـراي اينكه در همه حالات مسلمانان از رهبري كسي كه مــورد توجه پـروردگار است بهره مند شوند دستوري كلي داده كه هر كس با رعايت آن دستورمي تواند رهبر وپيشواي خود را بشناسد وتنها كسي مي تواند اين مقام را حائز گرددكه آنقدر در مقام عبوديت وعشق به پـروردگار ثابت قــدم باشد كه به مقام عصمت ويالاا قل عدالت رسيده باشد.به اين معني كه شخص زمامــدار بايستي جز خداچيزي  رادر نظر نگيرد و قدمي در راه نافرماني او برندارد.او بايد تسليم خـــــدابوده وبرطبق دستور او با بندگان خدا رفتار كند وهمه رابه يك چشم ببيند وفضيلت وبرتـري را بـه پــاكدامني وتقوي بشناسد واز آن احترام كند.

چنين زمامداري فرزندش با ديگران در نظر او يكسان وبسته بيگانه وهمــه در پيش او يكنواخت محاكمه مي شوند وبه حقوق خــود مي رسند وسزاي خوب وبد اعمال خودرا مي يابند وطبعا در چنين اجتماعي خدا برمردم حكومت مي نمايدودر نتيجه مردمي نيرومند وبا تقوا تربيت شده كـه گوي سبقت رادر امــور مادي ومعنـوي از ديگران مي رباينــد واگر روزي زمامــداربه نا فرماني پروردگا دست زد واسير نفس خويش گرديدخودبخود از مقــام خويش معزول شده وديگـري كه صلاحيت چنين مقامي را داشته باشد به جاي او مي نشيند وبه امـــور مــردم رسيدگي مي كند. چون زمامدار خدارادرنظر داردو مي داند كه او درهمه حال ناظر اوست هيچگاه فكري كــه براي ملت وجامعه زيان آور است در مغز خويش نمي پروراند ومـــردم هم چون بـه اين اساس معتقد هستند همه تسليم اومي گردند وبا راهنمائي او به سير تكاملي خود ادامه مي دهند ودر نتيجـــه اجتماعي رشيد وتوانا بوجود آمده كه از كوچك وبزرگ ،توانا وناتوان در آن بــه راحتي زندگــي مي كنند.

 امامت در قرآن :

 1.اي پيامبر امامت را ابلاغ كن

((ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك وان لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس ان الله لايهدي القوم الكفرين))  مائده /67

اي پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت برتو نازل شده است ، كاملا (به مردم ) برسان! واگر نكنـي رسالت اورا انجام نداده اي ! خدا تورا از (خطرات احتمالي) مردم ، نگاه مي دارد وخداوند ،جمعيت كافران (لجوج) را هدايت نمي كند.

 اصول دين . صفحه ي 103و 102   1-احمد سعيدي . دستوراتي از قرآن 0صفحه 133

2-ولي الله و امام كيست

(( انما وليكم الله ورسوله والذين امنواالذين يقيمون الصلوه ويوتون الزكوه وهم راكعون)) 

  مائده /55

سرپرست وولي شما، تنها خداست وپيامبر او وآن ها كه ايمان آورده اند، همان ها كه نماز را

برپا مي دارند، ودرحال ركوع، زكات مي دهند.

3. از ولي امروامام اطاعت كنيد

(( يا ايهاالذين ء امنوا اطيعوا الله واطيعوا الرسول واولي الامر منكم فان تنازعتم في شيء فردوه الي الله والرسول ان كنتم تومنون بالله واليوم الاخرذالك خير و احسن تاويلا))  نسا/59

اي كساني كه ايمان آورده ايد! اطاعت كنيد خدارا! واطاعت كنيد پيامبر خداواولوالامر (اوصياي پيامبر) را ! وهرگاه در چيزي نزاع داشتيد ، آن رابه خداوپيامبرباز گردانيد (وازآن داوري بطلبيد) اگربه خدا وروز رستاخيز ايمان داريد ! اين (كار) براي شما بهتر وعاقبت وپايانش نيكوتر است.

 4. با معصومين وامامان همراه باشيد

(( يا ايها الذين ء امنوا اتقوالله وكونوا مع الصدقين))  توبه /119

اي كساني كه ايمان آورده ايد ! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد، وبا صادقان باشيد.

 5. از اهل بيت سوال كنيد.

((وما ارسلنا قبلك الا رجالا نوحي اليهم فسئلوااهل الذكران كنتم لاتعلمون))  انبيا/7

ماپيش ازتو، جزمرداني كه به آنان وحي مي كرديم ، نفرستاديم ! (همه انسان بودند وازجنس بشر!) اگر نمي دانيد از آگاهان بپرسيد.

 6. امامان طاهر ومعصومند

(( انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت ويطهركم تطهيرا))  احزاب /33

خداوند فقط مي خواهد پليدي وگناه راازشما اهل بيت دور كند وكاملا شماراپاك سازد.

7. هرامتي امامي دارد

(( انما انت منذر ولكل قوم هاد))  رعد/7

توفقط بيم دهنده اي ! وبراي هرگروهي هدايت كننده اي است.

 دستوراتي از قرآن . صفحه 134

 مقصد اول : دروجوب نصب امام است

 وجه اول :آن كه هر دليلي كه دلالت بروجوب فرستادن پيغمبران مي كند، بـرنصب امام نيزمي كند، چه معلوم است كه مــردم رادر انتظام اموردين ودنياي ايشان ناچاراست از رئيس وسركرده اي كه در امور مختلفه ايشان را به راه راست هدايت نمايد ورفع مخاصمه ومنازعـه ومجادله ومغالبه ايشان را كه بالضروره در معاملات ومعاشرت ايشان رو مي دهد ، بروجه حق وثواب ازايشان بكند وهمه عقول براين معني مفطورند، وچنين كسي يا نبي است يا امام كـه جانشين اوست ، خصوصا بعد از حضرت رسالت كه خاتم پيامبران است وبعد ازاو اميــد بعثت پيغمبر ديگر نيست.

وجه دوم : آن كه نصب امام لطف است ولطف برخداواجب است عقلا. ايضا اصلح برحق تعالي واجب است وشكي در آن نيست كه اصلح به حال عباد ودر جمع احوال وازمان وجـــود رئيس وحاكمي است علـــي الاطلاق كه اختيار دين ودنيـاي ايشان به دست او باشد  وچنين

 رئيس يا پيغمبر است يا امام ودر زماني كه پيغمبر نباشد ، منحصر است به امام.

وجه سيم :آن كه چون بعثت حضرت رسول (ص) مخصوص زمان آن حضرت نبـود، بلكه مبعوث است بركافه خلق تا روز قيامت ، از براي ايشان كتابي آورد وشريعتي از جانب خدا مقرر شد وآداب وسنن در هر امــري حتي خوردن وآشاميدن وجماع كردن وبيت الظاء رفتن از براي ايشان مقرر كرد . ودر فرايض ومواريث وقضايا واحكام واقعه حقه به وحي الهي مقرر نمـــود و مدت بعثت آن حضرت مدت قليلي بود ودر آن مدت جمع قليلي ظاهرا اذعان كردند كه اكثر آنها نيز در باطن منافق بودنـــد.

وجه چهارم :آن كه مخالفان نيز معترفند كه عادت مقرره حق تعالي در جميع انبياء (ع) از آدم تا خاتم آن بود كه تا خليفه اي ازبراي ايشان تعيين نمي كرد ، ايشان را از دنيا رحلت نمي فرمود ، وسنت حضرت رسول (ص) در جميع غزوات وسفرهاي جزئي كه آن جناب از مدينه مشرفه مي فرمود ، آم بود كه تعيين رئيس وخليفه مي فرمود ، ودر جميع بلاد وقراي اسلام نيز البته حاكمي نصب مي نمود و امر ايشان را به خود نمي گذاشت ، پس چون دراين مفارقت كبري وسفر بي منتها ، احوال ايشان را مهمل وامور ايشان را معطل مي گذاشت؟!

وجه پنجم : مرتبه امامت ، چنان كه دانستي نظير منصب جليل نبوت است ، اگر امام را مردم توانند اختيار كرد ، بايد كه مردم نبي را نيز اختيار توانند كرد واين باطل است به اتفاق ، وايضا بر مصالح عامه عباد ، عقول ناقصه امت كي مي توان حكم كرد؟

علامه محمدباقر مجلسي .حق اليقين . صفحه 41

حق اليقين .صفحه 43و 42

اما آياتي كه دلالت مي كند بر آن كه امام از جانب حق تعالي است ، به چندين آيــه اكتفا  مي كنيم :

دليل اول :آيه وافي هدايه : (( اليوم اكملت لكم دينكم واتممت عليكم نعمتي ...))  مائده /3  يعني (( امروز كامل گردانيدم از براي شمادين شما را وتمام گردانيدم برشما نعمت خودرا)) وشك نيست در آن كه امام از معظم اركان دين است وهيچ نعمتي براي اصلاح دين ودنياي امت اعظم از امام نيست ،پس بايد كه حق تعالي نصب امام را براي امت كرده باشد ،

 با آن كه احاديث مستفيضه از طرق خاصه وعامه وارد شده است كه اين آيـــه شريفـه بعداز نصب اميرالومنين (ع) در غدير خم نازل شد.

دليل دويم :در آيه كريمه (( وقالوا لولا نزل هذا القرآن علي رجل من القريتين عظيم * اهم يقسمون رحمه ربك نحن قسمنا بينهم معيشتهم في الحياه الدنيا ورفعنا بعضهم فــوق بعض درجات ليتخذ بعضهم بعضا سخريا ورحمه ربك خير مما يجمعون))  زخرف /31و32

مفسران خاصه وعامه گفته اند كه يعني (( كفار قريش مي گفتند كه چرا فرستاده نشد اين قرآن به دو مرد عظيم از اهل مكه وطائف)) مانند وليدبن مغيره كه در مكه بود وعروه بن مسعود كـه در طائف بود كه ايشان اموال وبساتين بسيار دارند ، حق تعالي در رد قـــول ايشان فرمود كـه :

 ((آيا ايشان قسمت مي كنند رحمت پــروردگار تورا- يعني پيغمبري تورا بــه هــركس خواهند مي دهند ؟- ما تقسيم كرديم ميان ايشان معيشت ايشان را در زندگاني دنيا و بعضي را بلند تـر كرديم از بعضي به حسب دنيا به درجات بسيار تا آن كه به يكــديگــر محتاج باشند وبعضي از ايشان بعضي را به كارهاي خود بدارند وبه اين سبب احوال عالم منظم گردد وحال آن كه رحمت پروردگار تو بهتر است از آنچه ايشان جمع مي كنند از اموال فانيه دنيا))

يعني هرگاه ما قسمت اموال وزخارف  دنيا را كه نزد ما قدري واعتباري ندارد  به ايشان نمي گذاريم ، بلكه خود تقسيم مي كنيم ، پس چگونه قسمت نبوت را به ايـــن رفعت شان  ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌به اختيارايشان گذاريم ، وهر گاه دانستي كه مرتبه امانت نظير درجه نبوت  است  وبعد از نبوت  هيچ رحمت ونمعتي به امامت نمي رسد ،پس بايد كه آن را نيز به اختيار مردم نگذارد وخود نصب و تعيين نمايد ، واين معني نهايت وضوح را دارد از اين آيات كريمه ، اگر رمد تعصب وعناد ديده بصيرت مخالفان را نپوشاد.

دليل سيم :حق تعالي مي فرمايد كه : ((وربك يخلق مايشاء ويختارماكان لهم الخيره سبحان الله وتعالي عمايشركون))   قصص/68[1]

 يعني ((پروردگار تو مي آفريند هر چه را مي خواهد نبوده است ايشان را اختيار.منزه است خدااز آنچه ايشان شريك او مي گردانند)) ، ودلالت اين آيه نيز ظاهر است بر آن كه برگزيننده براي امور دين ودنيا خداست نه خلق ، مفسران عامه روايت كرده اند كه اين آيه بر رد آنها نازل شد كه گفته اند چرا خدا پيغمبري را به ديگري نداد.

دليل چهارم :آيات بسيار است كه دلالت مي كند بر آن كه خدا همه چيز را در قرآن مجيد بيان فرموده است ،مثل (( ما فرطنا في الكتاب من شيء ...))  انعام /38

يعني (( تفسير نكرديم در كتاب از هيچ چيز)) . ((وكل شي ء فصلناه تفصيلا))  اسراء/12

(( وهرچيزي را تفصيل داده ايم تفصيل دادني)). (( ولا رطب ولا يا بس الا في كتاب مبين))  انعام /59  (( وهيچ خشك وتري نيست ، مگر آن كه در كتاب ظاهر كننده هست )).

پس هرگاه حق تعالي در قرآن مجيد همه چيز را بيان فرموده باشد ، چون تواند بود كه تعيين امام (را) كه اهم امور است بيان نفرموده باشد؟!

دليل پنجم : فرموده است كه : (( اطيعوا الله واطيعوا الرسول واولي االامر منكم))   نساء /59

يعني (( اطاعت كنيد خدارا واطاعت كنيد رسول را وآنها را كه صاحبان امرند از شما ها))، وچنان كه اطاعت خداو رسول عام است ، بايد كه اطاعت اولي الامر نيز عام باشد، ومعلوم است كه حق تعالي امر نمي كند كه مردم در همه امور اطاعت هر صاحب امري وصاحب حكمي بكنند.

 مقصد دوم : در بيان شرايط امامت است.

بنابرقول متكلمين مشهور آن سه شرط معتبراست

شرط اول : آن كه امام بايد افضل باشد از همه امت در جميع جهات ، خصوصا در علم ، ولا تفضيل مفضول وترجيح مرجوح لازم مي آيد وآن به حسب عقل قبيح است . ايضا حق تعالي مي فرمايد :

 حق اليقين. صفحه  44و43

(( افمن يهدي الي الحق احق ان يتبع امن لا يهدي الا ان يهدي فما لكم كيف تحكمون))  يونس /35

يعني (( آيا كسي هدايت مي كند به سوي حق تعالي سزاوارتر است به آن كه پيروي او كنند يا كسي كه خود هم هدايت نمي تواند يافت ، مگر آنكه ديگري او را هدايت كند ؟ پس چه مي شود شما را كه نمي فهميد و چگونه حكم مي كنيد به تجويز عدم افضليت امام ؟)) وباز فرموده است كه : (( هل يستوي الذين يعملون والذين لا يعلمون انما يتذكر اولوالالباب))  زمر /9  يعني (( آيا مساوي مي باشند با هم آنها كه صاحب علم و رايي اند وآنها كه صاحب علم نيستند ؟ متذكر نمي شوند اين را مگر صاحبان عقل ها))

شرط دوم : از شرايط امامت عصمت است .اجماع علما ي اماميه منعقد است برآن كه امام نيز مثل پيغمبر معصوم است . از اول عمر تا آخر عمر از جميع گناهان كبيره وصغيره ، واحاديث متواتره برايــن مضمون بسيار است ، وايضا امام امين خداست بردين ودنياي مردم . پس هـــرگاه خــود در احكام الهي خيانت كند، كسي قابل امامت خواهد بود ؟ بلكــــه محل ملامت خواهد بود به قول خدا كه فرموده است : (( اتامرون الناس بالبر وتنسون انفسكم وانتم تتلون الكتاب افلا تعقلون))  بقره /44

يعني (( آيا امرمي كنيدمردم ا به نيكي وفراموش مي كنيد نفس هاي خود را با آن كه كتاب خدا را مي خوانيد ؟ آيا عقل نداريد و قباحت ايــن امــر را نمي فهميد ؟)) وباز فرموده است : اي گروه مومنان چرا مي گوييد چيزي را كه نمي كنيد ؟ حقق تعالي بسيار دشمن مي دارد كه بگوييد چيزي را كه نمي كنيد))

ومعلوم است كسي كه مستحق اين ملامت ها باشد ،قابل خلافت وامــــامت نيست ، وايضا چون حق تعالي خطاب كرد به ابراهيم كه من گردانيدم  تورا امام از براي مردم ، حضرت خليل از اين عطاي رب جليل بسيار شاد واز براي فرزندان خود طلب كرد وگفت : (( از ذريه من نيز امامان قرار ده)) حق تعالي فرمود : (( لا ينال يهدي الظالمين )) يعني (( نمي رسد عهد امامت من به ظالمان)) وهـــر صاحب معصيتي ، ستمكار است  بـرنفس خود ، ودر هر وقت از اوقات عمر خود كه معصيت كند ، بر او صادق خواهد بود كه عهد امامت به او نمي رسد.

حق اليقين . صفحه ي 45و 44

 شرط سوم : از شرايط امامت نزد اماميه ، هاشمي بودن امام است وآن به خصوصي كه بر خصوص هريك از ائمه وارد شده است ، معلوم خواهد شد.

  ان شاءالله تعالي وسنيان به هيچيك از اين سه شرط قائل نيستند واين سه صفت را متكلمان ذكر كـــــرده اند وگفته اند بايد صفاتي كه در پيغمبران مذكور شد ، در او باشد يا آن كــــه شبهه در نسبش نباشد وپدرايشان دني ومادر ايشان غير عفيفه نباشد واز عيوبي كه موجب تنفر خلق است ، مبرا باشد ، مانند خوره وپيسي وكـــوري وگنگــــي و

  در رشتخويي وكج خلقي وبخل ودنائت نفس ، ودنائت صنعت، مانند جولايي وحجامي وافعالي كه دلالت بر ضعف عقل كند وامثال اينها ، وسلطان المحققين نصيرالمله والدين در بعضي از رسائلش گفته است كه در امام (ع) هشت شرط معتبر است :

شرط اول : معصوم بودن اوست از گناهان صغيره وكبيره.

شرط دويم : آن كه عالم باشد به هر چه در امامت محتاج به آن است از علوم ديني ودنيوي ، مثل احكام شرعيه وسياسات مدنيه وآداب حسنه ودفع دشمنان دين ورفع شبهات ايشان ، زيرا كه غرض از امامت بدون اينها حاصل نمي شود.

شرط سيم : شجاعت براي دفع دشمنان وفتنه ها وبر انداختن اهـــــل باطل و غالب گردانيدن حق ، زيرا كه اگر او كه سر كرده است بگريزد ، ضرر عظيم به دين مي خورد ، به خلاف گريختن بعضي از رعايا.

شرط چهارم : آن كه در جميع صفات كمال ، مانند شجاعت وسخاوت ومروت وكـــرم وعلم وهرچه از صفات كمال باشد، از همـــه رعيت خــــود كامل وباشد ، والا تفضيل مفضول لازم آيد وآن قبيح است عقلا.

شرط پنجم : آن كه پاك باشد از عيوبي كه باعث نفرت مردم گردد، خواه در خلقت مانند كوري وخوره وپيسي ، وخواه در خلق ، مانند بخل وحرص وكج خلقي ، وخواه در اصل ، مانند دنائت نسب و ولدالزنا بودن وتهمت در نسب اويا پدران او، وخــــواه در فرع، مثل صنعت هاي پست وافعال ركيكي كه اينها منافات بالطف دارند.

شرط ششم : آن كه قرب ومنزلت او نزد حق تعالي از همـــه كس بيش تـــر باشد.

شرط هفتم : آنكه معجزه ها از او ظاهر شود كه ديگران از او عاجز باشند تا آنكه در وقت ضرورت دليل حقيقت او باشد.

حق اليقين . صفحه ي 46

 شرط هشتم : آن كه امامت او عام باشد وامامت منحصر در او باشد ، والا موجب فساد ميانه رعيت گردد، واثبات اين مدعا به اجماع واحاديث متواتره اولي است.

مقصد سوم :   در بيان صفات وخصايص امام است

كه از احاديث معتبره ظاهر مي شودوآنها در احاديث ما بسيار است ودر حيوه القلوب مذكور است ودر اين رساله بعضي را ايراد مي نماييم.

كليني به سند معتبر از امام محمد باقر (ع) روايت كرده است كه امــام را ده علامت است: پاكيزه وناف بريده وختنه كرده متولد مي شود . چــون از شكم مادر به زير مي آيد ، دست ها را بر زمين مي گذارد وصدا بـه شهادتين بلند مي كند ، ومحتلم نمي شود وخباثت جنابت در او به هم نمي رسد ، وديده اش به خواب مي رود دلش به خواب نمي رود ، يعني آنچـــه واقع مي شود در آن حال مي داند ، وخميازه وكمانكش نمي كند ، واز پشت سر مي بيند،چنان كه از پيش رو مي بينــد ، وفضله اي كه از او جدا مي شود، بوي مشك از آن مي آيد وزمين را خدا موكل كرده است كه بپوشاند او را وفرو برد . چون زره حضرت رسول اكرم (ص) را مي پوشد ، بر قامتي درست مي آيد وهر كس ديگر كه بپوشد ، خواه دراز وخواه كوتا ، يك شب از قامتش زياد مي آيد ، وملك با او سخن مي گويد تا آخرعمرش.

به سند معتبر از حضرت امام موسي (ع) منقول است كه امام را به چند خصلت مي توان شناخت :

خصلت اول : آن كه امام پيش از او نص امامت بر او مي كند ، چنان كه حضرت رسول (ص) نص بر خلاف اميرالمومنين (ع) كرد.

خصلت دويم : آن كه هر چه از او پرسند ، جواب شافي مي فرمايد واگر نپرسند ، خود ابتدا مي نمايد.

خصلت سيم : خبر مي دهد مردم را به آينده.

خصلت چهارم : آن كه جميع لغت ها و زبان ها را مي داند وهر كسي را به لغت خود جواب مي فرمايد.

 حق اليقين . صفحه ي 46

خصلت پنجم : آن كه كلام هيچ مرغي وحيواني بر او مخفي نيست وهمه را مي فهمد.

ودر اخبار وارد شده است كه ما را شريك خدا مگردانيد وپروردگاري از براي ما قائـــل نشويد وغير اينها آنچه از فضايل وكمالات از براي ما اثبات كنيد، كم گفته خواهيد بود، وحق تعالي فرموده است :

((قل لوكان البحر مدادا لكلمات ربي لنفد البحر قبل ان تنفد كلمات ربي ولو جئنا بمثله مددا)) ،  كهف /109

(( بگو اي محمد! اگر بوده باشد دريا مدادبراي نوشتن كلمات پروردگار من ، هر آينه آخر شود دريا پيش از آن كه تمام شودكلمات پروردگار من هر چند بياوريم مثل آن درياها مددها)) ، ودر احاديث وارد شده است كه ماييم كلمات پروردگار كه فضايل مارا احصا نمي توان كرد، چنان كه گفته اند :

كتاب فضل تورا آب بحر كافي نيست  كه تركنم سر انگشت وصفحه بشمارم

 مقصد چهارم : در طريق شناختن امام است.

واورا به چند وجه مي توان شناخت :

وجه اول : آن كه از همه ظاهرتر وآسان تر است ومناسب لطف ومرحمت وحكمت الهي است ، آن است كه چنان كه دانستي نص حضرت رسول (ص) است بر امامت احدي از امت ، ونص امام سابق بر امام لاحق ، چنان كه معلوم خواهد شد ائمه اثني عشر عليهم السلام همه منصوب اندبه امامت ، از جانب خداورسول وامام سابق.

وجه دويم : افضل بودن امام است از جميع امت يا از جمعي كه مدعي امامت بوده اند ، وبه اجماع امت ، امامت از ايشان بيرون نيست.

وجه سيم : معجزه اي كه مقارن دعوي امامت باشد از آنچه سنيان دعوي مي كنند كه امامت به بيعت معدود قليلي حاصل مي شود، اگر چه يك كس باشد، چنان كه ابي بكر به بيعت عمر خليفه گرديد، وبعضي گفته اندمي بايد پنج كس بيعت كند، چنان كه عمر در شوري به اجماع پنج كس اكتفا كرد، وزياده از پنج نگفته اند.آيا عقل عاقلي تجويز مي كند كه حـــق  تعالي رياست دين ودنيا را كه رتبه نبوت است بر چنين بازيچه اي بنا گذارد واگر رئيس دردهي خواهند تعيين نمايند، تا اكثر اهـل آن قريه اتفاق نكنندبر شخصي ، تعيين اورا  عقلا نمي پسندند ؟

 حق اليقين . صفحه ي 51و50و 48و47

پس معلوم شد كه تعيين اما منوط به يكي از آن سه امراست كه مذكور شد وهريك از اين سه امر در باب هريك از ائمه (ع) به اخبار متواتــــــره از ثقات ومعتمدين روات شيعه اماميه كه علم به صدق وصلاح ايشان داريم ، برما ثابت شده است وبه عين اليقين ، حقيقت آنها را مي دانيم ، واما اگر خواهيم برمخالفان حجت تمام كنيم ، بايد احاديث كتب معتبـره ايشان را برايشان حجت گردانيم. لهذا علماي ما پيوسته از احاديث

  كتب معتبره ايشان حجت آورده اند بر ايشان.

 مقصد پنجم : در بيان آياتي كه دلالت برامامت وفضليت امام علي (ع) مي كند.

در بيان بعضي از آيات است كه دلالت برامامت وفضيلت اميرالمومنين (ع) مي كند:

 آيه اول : آيه وافي هدايه ( انما وليكم الله ورسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلوه و يوتون الزكوه وهم راكعون) ،  مائده /55

( نيست صاحب اختيار واولي به امور شما مگر خداورسول او وآنها كه ايمان آورده اند كه بر پا مي دارند نماز را و مي دهند زكات را در حالـــي كه در ركوع اند. عامه وخاصه اتفاق كرده اند بر آن كه اين آيه در شان آن حضرت نازل شده است .

آيه دويم : آيه كريمه ( يا ايها الذين آمنوا اتقوالله وكونوا مع الصادقين )  توبه /119

( اي گروهي كه ايمان آورده ايد ! بترسيد از خدا وباشيد با صادقان وراستگويان در همه چيز خصوصا در دعوي ايمان به كردار وگفتار). وظاهر است كه مـــراد بودن با ايشان ، متابعت ايشان است در گفتار وكردار ، نه آن كه به بدل وجد با ايشان باشند، زيرا كه آن محال وبي فايده ، ومعني امامت همين است و چون خطاب ها ي قرآن مجيد عــام است وشامـل جميع امت وهمه زمان هاست ، به اتفاي امت ، پس بايد كه در جميع زمـــان ها چنين صادقي بوده باشد كه امت با او باشند ومعلوم است كه صادق في الجمله مراد اين است والا لازم آيد كه هر كس راست بگويد ، متابعت او واجب باشد واين به اتفاق باطل است. پس بايد كه صادق در جميع افعال واقوال مراد باشد وآن معصوم است .

حق اليقين . صفحه ي 55و53و51

 پس ثابت شد وجود معصوم در هر زمان ووجود متابعت ايشان ، وبه اتفاق غير حضرت رسول ودوازده امام معصوم نيستند.

آيه سيم : در احاديث بسيار از طريق موالف ومخالف ، تفسيرآيات صدق وصديق به آن حضرت شده است ، چنان كـــه ابن مردويه وحافظ ابونعيم در حليــه وسيوطي ودر در منثور وديگران از ابن عباس ومجاهد روايت كرده اند در تفسير قول حق تعالي : ( والذي جاء بالصدق وصدق به اولئك هم المتقون)  زمر /33

يعني( آن كسي كه راستي را آورد وتصديق به آن كرد ، ايشان اند از پرهيزكاران ) ، گفته اند آن كسي كه صدق را آورد ، حضرت رسول (ص) است و آن كه تصديق به آن كرد ، علي ابن ابي طالب (ع) است.

آيه چهارم : ( ومن الناس من يشري نفسه ا بتغاء مرضات الله والله روف بالعباد)  بقره /207   يعني  ( از جمله مردم كسي است كه مي فروشد جان خودرا براي طلب خشنودي خدا وخداوند عالم ، مهربان است بر بندگان خود) واحاديث مسفيضه بلكه متواتره از طريق عامه و خاصه وارد شده است كه اين آيه در شان مولاي مومنان نازل شد، در شبي كه كفـــار قريش اتفاق كردند بر قتل حضرت رسول (ص) وآن حضرت از جانب خداوند عالم مامور شد كه از ايشان پنهان شود وبه غار رود .

آيه پنجم : ( وتعيها اذن واعيه ) ،  الحاقه /12  يعني  ( وضبط مي كند و حفظ مي نمايد ايات قرآني وحقايق رباني را كوشي كه حفظ كننده ونگاه دارنده است) . خاصه وعامه به طريق مستفيضه روايت كرده اند كه اين آيه در شان اميرالمومنين (ع) نازل شده است.

 امامت از اصول دين است :

 آنچه مورد نظر ما است اين است كه خدا پيامبر را تهديد مي كنــد كه اگـــر در معرف ونصب جانشين به حق كوتاهي كني وبه خاطر محافظه كاري ووحشت از كارشكني بعضي از منافقان سهل انگاري نمائي رسالت الهي را ابلاغ نكرده اي مااز آهنگ تهديد آيه و وابستگي تمام ابلاغ هاي رسول اكرم (ص) به بيان ونصب جانشين مي فهميم كه امامت از اصول دين است.

 حق اليقين . صفحه ي 73و 63و 61

 در جلد اول كتاب وسائل الشيعه 29 حديث ودر كتاب مستدرك 17 حديث آمده كه بنا واساس اسلام بر چند موضوع است ودر انها مسئله ولايت ورهبري از اساس ترين زير بناها شمرده شده وما گوشه اي از بعضي تعبيرات را

  در اينجا نقل مي كنيم.

الف- همينكه امام باقر (ع) مي فرمايد : زير بناي اسلام برنمـــاز وزكوه وحج وروزه وولايت است .شخصي به نام زراره كه از اصحاب بزرگ امــام بود

   مي پرسد كدام يك از اين زيربناها مهم تر است ؟ امام مي فرمايد : ولايت از همه مهم تر است ودر مقام بيان چنين توضيح مي فرمايد: ( لانما مفتا حهن والوالي هوالدليل عليهن) زيرا ولادت كليد نماز وروزه وحج است وواالي نقش رهبري وهدايت نسبت به ساير مسائل دارد البته مراد از ولايت اطاعت از امام معصوم است زيـــرا در بعضي روايات به جاي كلمه ولايت اطاعت امام آمده جالب اينكه هريك از نمــازوروزه وحج وزكوه بخاطر نبود امكانات مالي وبدني قابل تغيير است اما مسئله قبول رهبري حق در هر حال بايد همچنان ثابت باشد از همـه گذشته پيامبر اكرم (ص) در بيان موضوع نمــازوروزه وحج مـردم را جمع ودر انظار عموم فرياد نزد اما در معرفي ونصب امام مدت ها در بيابان غدير خم براي تمركز واجتماع مردم صبر كرد وهمينكه همه مردم در مكان واحد جمع شدند مسئله رهبري معصوم را بيان فرمود .

دليل سومي كه مي توان براي اهميت امامت آورد حديث معروفي است كه ( من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميته الجاهله )  هر كه بميرد ونسبت به امام وخط امام خودشناسي نداشته باشد گويا به مرگ جاهليت وقبل از ظهور اسلام از دنيا رفته.

در اصول كافي جلد سوم مي خوانيم كساني كه بدون رهبر حق خودرا به زحمت انداخته واعمالي انجام دهند هرگز مورد قبول خداوند نيست نظير كسي كـــه بدون ابلاغ ونمايندگي اجناسي را براي اداره اي خريداري كندكه هرگز از طرف مسئولين مورد لطف قرار نخــواهد گـــرفت آري در اسلام به مسئله انگيزه ها وهدف ها وبه مسئله رهبــــــري ها وخط ها اصالت واهميت فوق العاده اي داده شده است.

 محسن قرائتي . امامت0 صفحه ي 12و 11

 رابطه امامت با توحيد

 هنگامي كه امام رضا (ع) از شهر نيشابور مي گذشت علاقمندان گـــرد اورا گرفته وتقاضاي بيان حديثي كردند امام رضا (ع) حديثي را كه از پدر خود شنيده بود وپدرش از پدرش تا پيامبر اكرم (ص) واو از جبرئيل واواز خداي متعال اين چنين بيان فرمودندكه خداوند مي فرمايد :

(كلمه لا اله الا الله حصني فمن دخل حصني امن من عذابي ) ، توحيد قلعه مـن است كه هر كه در آن وارد شود از عذاب من ايمن خواهد داشت . امام رضا (ع) اين حديث را فرمود وحركت كرد چيزي نگذشت كه مردم ديدند امام رضا(ع) فرياد مي زدند ( بشروطها وانا من شروطها)  بحار جلد 3چاپ جديد

توحيد با شروطش قلعه الهي است ومن خود يكي از آن شروطم .امام رضا (ع) در اينجا ميان توحيد وامامت رابطه شرط ومشروط برقرار نموده ، همان رابــطه  اي كه ميان ماشين وچرخ آن يا ميان نمــاز با وضو است كه بــــدون امامت پاي توحيد مردم مي لنگد وتا مادامي كه توحيــد مطــرح است رهبري معصوم هم مطرح است آن هم رهبري زنده وشاهد.

در حديثي كه در كتاب تفسير نورالثقلين وسفينه البحار آمده چنين مي خوانيم كه :

( ولايه علي بن ابي طالب حصني فمن دخل حصني امن من عذابي)

رهبري علي بن ابي طالب (ع) قلعه خداست كه هر كه وارد آن قلعه شد ايمن است توجه فرمائيدكه هم از توحيد تعبيربه قلعه شده وهم از رهبري علي بن ابي طالب (ع) ونتيجه هر دو هم كه ايمني از عذاب خداست يكي است از اين يك تعبير رابطه عميق ميان امامت وتوحيد روشن مي شود آري  اگر ما رهبري علي را پذيرفتيم او ما را به خدا دعوت مي كند واگر از خدا رهبري خواستيم اومارا به رهبري علي (ع) معرفي مي كند.

نياز به امام :

 آيا تاكنون جامعه اي را ديده يا شنيده ايد كه مردم آن احساس نياز به يك رهبر نداشته وبراي خود رهبري را نپذيرفته اند؟ مگر نه آنست كه حيواناتي هم كه زندگي دست جمعي دارند همچون زنبور عسل براي خود ملكه اي را بطور غريزي پذيرفته اند در تاريخ سياست ها وجنگها كدام موفقيتي را سراغ داريدكه نقش رهبر در آن ناديده گرفته شده باشد؟ جامعه بدون امام يعني جامعه هرج ومرج وكدام عقل ووجدان آنرا مي پذيرد؟

 حضرت علي (ع) مي فرمايد : ( لابد للناس من امير برا كان اوفاجرا) براي جامعه چــاره اي نيست مگر اينكه يك رهبري در كار باشد خواه آن رهبر خوب باشد يا بد ولي بهر حال براي جلوگيري از هــرج ومرج وجــــود امير لازم وضروري است مـــا نبايد درباره نياز به امــام بحث كنيم كه همچون تفسير آفتاب وتوضيح واضحات است بلكه بايد بـــه بـــررسي صفات وشرائط رهبر بپردازيم ملاك ومعيار انتخاب آنرامورد گفتگو قرار دهيم موارد عزل ونصب وراه شناخت رهبر حق را از رهبر باطل باز شناسي كنيم.

خلاصه اينكه نياز به امام بحث ندارد زيرا هر كسي مي داند كه زندگي اجتماعي بدون امام ورهبر دوام ندارد ودر نياز امام ترديد نيست زيرا همه مي دانند كه براي پياده شدن دستورات الهي وحفظ احكام خداقدرت وحكومت لازم است وقدرت وحكومت نياز به امامي لايق دارد.نياز به امام در موردي كه دست انسان به پيامبر نمي رسد وخاتميت حضرت محمد (ص) را پذيرفته جاي ترديد نيست.

 مگر مي شود خدابراي مردمي پيامبر بفرستد وآن رسول با خـــون دل احكام وقوانيني بياورد وبعد همه را رها كرده از دنيا برود آيا اين كار حكيمانه است؟ آيا رها كردن ورفتن با آن حرص وسوزي كه از پيامبــــر با آنهمه زحمت مكتب وامتي را بنيان گــــذاري كرد ورفت چگونه جواب حكمت خدا وسوز پيامبر را مي دهند وكدام مقام مسئول اينقدر بي تفاوت مردم را رها مي كند ؟!

 امامت . صفحه ي 18و 17

 

فهرست منابع

 1-  سعيد ، حسن . كتاب اصول دين . انتشارات كتابخانه مدرسه چهل ستون

2-  مجلسي ، علامه محمدباقر . حق اليقين و موسسه انتشاراتي امام عصر (عج)

3-  قرائتي ، محسن. امامت . انتشارات اسلامي

4-  سعيدي ، احمد . دستوراتي از قرآن ( امرونهي هاي خدادر قرآن ) . انتشارات مسجد مقدس جمكران

 

زهرا لكزايي

كارشناس قرآني اداره كل تبليغات اسلامي سيستان و بلوچستان 

 

دوشنبه 1 آذر 1389 - 9:29


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری