سه‌شنبه 31 مرداد 1396 - 17:42
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

اكرم اماني

 

قيمت كتاب اساساً پايين است، كتاب بايد كالا تلقي شود

 

گفت‌وگو با سيدحسن ميركريمي، مديرعامل انتشارات چاپ و نشر بين‌الملل

 

 

عنوان چاپ و نشر بين‌الملل به چه معناست و در رابطه با نحوه شكل‌گيري انتشارات چاپ و نشر بين‌الملل صحبت بفرماييد؟

سازمان تبليغات اسلامي در گذشته‌ معاونتي به نام معاونت بين‌الملل داشته است كه در اين قسمت بخش انتشاراتي هم وجود داشته و كتاب‌هايي نيز به زبان‌هاي خارجي منتشر مي‌كرده است، كه فكر كنم اين كتاب‌ها شامل 9 زبان مي‌شدند و آن‌ها را بيشتر در قالب معاونت بين‌الملل براي خارج از كشور ارسال مي‌كردند. در سال‌هاي بعد فعاليت انتشاراتي معاونت بين‌الملل به شركت تبديل مي‌شود، يعني در سال 1376 شركتي را با همان اسم بين‌الملل تأسيس مي‌كنند و علت آن هم اين بوده كه سازمان تبليغات اسلامي در آن زمان مأموريت خارج از كشور هم داشته است كه بعدها با تشكيل سازمان ارتباطات اسلامي مأموريت‌هاي برون‌مرزي به اين سازمان واگذار مي‌شود و مأموريت‌هاي سازمان تبليغات اسلامي فقط در داخل كشور تعريف مي‌شود. با اين وجود نام بين‌الملل همچنان روي اين شركت باقي ماند.

نحوه انتخاب كتاب‌ براي انتشار توسط چه سيستم يا گروه يا فرد خاصي صورت مي‌گيرد و معيارتان چيست؟

شركت چاپ و نشر بين‌الملل يك ناشر عمومي نيست كه در تمام زمينه‌ها كتاب چاپ كند بلكه حوزه كار انتشارات مشخص و در رابطه با دين مي‌باشد. اما در خود حوزه دين طيف وسيعي از موضوعات همچون: فقه، كلام، تاريخ، حكمت و فلسفه، سيره و زندگي ائمه معصومين و... نيز وجود دارد.

شركت چاپ و نشر بين‌الملل در صدد ارتقاء توليدات خودش است، منتهي اين ارتقاء دادن به منزله اين نيست كه ما بخواهيم نوع مخاطبانمان را تغيير بدهيم، يعني اينكه از طبقه ميانه و عامه جامعه به سوي طبقات دانشگاهي برويم. نه، بلكه شركت سعي كرده است براي طبقه عامه‌ جامعه كه مخاطبان كتب ديني هستند محصولاتي كه با سليقه آن‌ها متناسب باشد را ارائه دهد. ما سعي‌مان بر آن بوده است كه بتوانيم كتاب‌ها و محصولات متنوع با موضوعات جديد- چه در حوزه ادبي و چه در حوزه داستان- را به مخاطبانمان عرضه كنيم.

در مورد نحوه انتخاب كتاب نيز سعي كرديم كتاب‌هاي مختلف كه در رابطه با دين هستند را سفارش دهيم كه نويسندگان كار كنند و با چند نويسنده نيز قرارداد بسته‌ايم كه آثاري را با موضوع ديني توليد كنند كه نوع كلام و ادبيات و قلم آن متناسب با نسل امروز باشد. به طور مثال در اين زمينه كتابي با عنوان «او سلمان شد» را منتشر كرديم كه رماني مربوط به زندگي سلمان فارسي است، در واقع كتاب در قالب اين داستان سير تفكري كه سلمان طي مي‌كند تا به آن جايگاه ويژه‌اش در اسلام مي‌رسد و جزء صحابه نزديك حضرت رسول مي‌شود را بيان مي‌كند. و از ادامه اين داستان تا زمان رحلت ايشان را در كتاب ديگري با عنوان «او سلمان ماند» منتشر كرده‌ايم.

آيا براي انتخاب موضوع در حوزه دين دچار محدوديت‌هاي خاصي هم شده‌ايد؟

چون انتشارات چاپ و نشر بين‌الملل وابسته به سازمان تبليغات اسلامي است و در حقيقت يكي از نهادهاي اين سازمان محسوب مي‌شود طبيعتاً رسالت و خط مشي شركت در اساسنامه مشخص و تصريح شده است.

خط مشي شركت ترويج دين مبين اسلام همراه با ضابطه‌ها و اصولي كه در سازمان تبليغات و شركت وجود دارد تعريف شده است. بالطبع ما هم دنبال موضوعاتي رفته‌ايم كه هيچ محدوديتي درباره آن‌ها وجود نداشته باشد به طور كلي شركت نگاه ارتجاعي، حزبي و جناحي به موضوعات ندارد بلكه نگاه شركت به گونه‌اي است كه بتواند حوزه دين آثار قابل قبولي را ارائه دهد كه در آخر بتواند از آن‌ها دفاع كند كه بحمدالله تا به حال اين توفيق را داشته‌ايم. البته ممكن است گاهي كتاب‌هاي ضعيفي هم چاپ شده باشد اما در كل هدف‌گذاري‌هاي شركت منطبق با هدف‌گذاري‌هاي فرهنگي كشور است يعني شركت كتابي نداشته كه وزارت ارشاد در مورد آن به ما تذكر داده باشد به دليل اينكه حوزه شركت تخصصي است و همراه با سياست‌گذاري‌هاي سازمان تبليغات اسلامي باعث شده كه در اين راه خيلي جدي و دقيق عمل كنيم.

فكر مي‌كنيد كتب شما مخاطبان خاصي دارد يا تمام افراد جامعه به مطالعه آن‌ها مي‌پردازند؟

ما نمي‌توانيم ادعا كنيم كه همه مردم جامعه آثار شركت را مطالعه مي‌كنند چون در هر صورت بخشي از جامعه ما اصلاً كتاب نمي‌خوانند و بخش ديگر كتاب‌هاي خاصي را مطالعه مي‌كنند.

در واقع شركت سعي دارد آثاري را منتشر كند كه متناسب با هر سليقه‌اي باشد اما اين ادعا را هم نداريم كه شركت مي‌خواهد همه افراد جامعه و همه مخاطبان كتاب‌هاي انتشارات را بپسندند چون هيچ كس موفق به دستيابي به چنين چيزي نمي‌شود. چرا كه حتي خود من هم به لحاظ سليقه‌اي و مطالعاتي بعضي از كتاب‌ها را دوست ندارم اما به لحاظ صنفي چرا، كتاب‌هاي مختلف را نگاه و بررسي مي‌كنم. به طول مثال گاهي ممكن است يك كتاب آشپزي براي يك خانم نهايت آمالش باشد اما براي شخص ديگري نه. به هر صورت سعي شركت بر آن بوده است كه طيف موضوعاتش وسيع باشد.

رابطه شما با نويسندگان به چه صورت است و كتب براي انتشار چگونه پيشنهاد مي‌شوند؟

شركت تقريباً يك سابقه 15 ساله را پشت سر گذاشته است. در ابتداي كار شركت دوستان ما در سازمان تبليغات كتاب‌هايي را ارائه دادند و شركت هم آن‌ها را چاپ كرد. اما در حال حاضر برنامه‌ريزي شركت به گونه‌اي بوده كه با دو يا سه گروه از افراد كار مي‌كنيم. گروه اول افرادي هستند كه از گذشته با انتشارات در ارتباط بوده‌اند و به دليل حسن شهرت و عملكرد حرفه‌اي شركت تمايل دارند با انتشارات همكاري كنند، گروه دوم كساني هستند كه در سال‌هاي جديد با شركت ارتباط برقرار كردند يعني هنگامي كه با انتشارات آشنا شدند، آثارشان را به شركت ارائه دادند، و گروه سوم كساني هستند كه شركت به دنبال آن‌ها مي‌رود و درصدد هستيم كه ارتباطمان را با اين گروه تقويت كنيم. به طور مثال كتاب هفته در صفحه آخرش گاهي اسم نويسندگان و مترجمين را مي‌آورد و آثارشان را معرفي مي‌كند. مثلاً كتاب حدائق المقربين آقاي ميرهاشم محدث را زماني كه مجله را مي‌خواندم ديدم كه آماده بود و بلافاصله با ايشان تماس گرفتم و گفتم شركت اين آمادگي را دارد كه كتاب شما را چاپ كند و ايشان هم بر ما منت گذاشتند و كتاب را به شركت دادند كه الان در مراحل توليد است. يا اينكه با افراد ديگري تماس گرفتيم و سفارشاتي به آن‌ها داديم مثل همان كتاب سلمان كه پيشتر عرض كردم.

به طور مثال شركت با آقاي جهانگير خسروشاهي قرارداد بسته است كه ايشان چند رمان براي شركت در حوزه شخصيت‌هاي ديني تهيه كنند. در كل شركت سعي مي‌كند يك رابطه دوستانه و محترمانه با مؤلفين برقرار كند تا ضمن حفظ شأن و حقوق نويسندگان حقوق مادي و معنوي شركت هم لحاظ و حفظ شود.

آيا با نويسندگان شهرستان‌ها هم رابطه داريد؟

بله. شركت محدوديتي بين تهران يا شهرستان‌ها قائل نيست زيرا دوستاني كه با شركت همكاري مي‌كنند از سراسر كشور هستند. به طور مثال نويسنده كتاب «حسينعلي» آقاي معير در لاهيجان زندگي مي‌كنند، كه اين كتاب مشابهي ندارد و يكي از كتاب‌هاي بسيار خوب شركت است. همچنين مترجم بسيار خوبي به نام آقاي غلامحسين انصاري و نويسنده‌هاي مختلفي از جنوب كشور داريم، بنابراين شركت محدوديتي در ارتباط با شهرستان‌ها ندارد.

نحوه توزيع كتاب‌هاي چاپ و نشر بين‌الملل چگونه است؟ آيا اين شبكه توزيع در شهرستان‌ها هم فعال است؟

يكي از بحث‌هايي كه تقريباً همه به آن اذعان دارند مشكل نحوه توزيع كتاب در ايران است و آن هم به اين علت است كه قيمت كتاب در ايران حاشيه سود كمي دارد. يعني شركت كتابي را توليد مي‌كند و تخفيفي هم براي آن قائل مي‌شود و آن را به دست همكاران بخش فروش قرار مي‌دهد. واقعيت كتاب در ايران اين است كه قيمت كتاب در ايران با قيمت كتاب در خارج از مرزهاي ايران تفاوت بسيار اساسي دارد. به طور مثال اگر ما در ايران كتابي را به قيمت 5 هزار تومان توليد كنيم معادل ريالي همان كتاب در خارج از ايران در كشورهاي حوزه خليج‌فارس 25 هزار تومان مي‌شود.

يعني اگر ما بتوانيم كتاب‌هايمان را به همان قيمت خارج از كشور قيمت‌گذاري كنيم مي‌توانيم شبكه توزيع منسجمي را در كشور راه‌اندازي كنيم كه كتاب را به شكل بسيار زيبا و در خور شأن يك كار فرهنگي به اقصي نقاط ايران برسانيم. طبيعتاً افرادي كه در اين كار حضور دارند بايد از يك حاشيه سود قابل قبولي برخوردار باشند تا بتوانند به كارشان ادامه بدهند. در حال حاضر ما در كل كشور افرادي را مي‌بينيم كه با انگيزه‌هاي مختلف- خير و فرهنگي- وارد عرصه و توزيع كتاب مي‌شوند اما موفق نيستند و نهايتاً به مشكل برخورد كرده‌اند و مجبور شدند تا با شكل‌هاي غيرحرفه‌اي كه مناسب شأن كتاب و شأن فرهنگي كشور نيست به كار خود ادامه دهند.

و اين بدان علت است كه قيمت كتاب اساساً پايين است، اگر كتاب كالا تلقي شود مثل ساير كالاها قيمت‌گذاري شود وضعيت بهتر و مناسب‌تر خواهد بود.

براي اينكه انتشارات چاپ بين‌الملل نيز بتواند حوزه توزيع خود را با درصد نقص كمتري اداره كند به همان راه‌كارهاي قديمي متوسل شده است. يعني اينكه شركت نمايندگان يا همكاراني در سطح استان‌ها دارد كه با آن‌ها ارتباط‌هاي مداوم و پيوسته‌اي دارد، آن‌ها هم كتاب‌هاي شركت را مي‌شناسند و با شركت در ارتباط هستند، سفارشي را براي شركت مي‌فرستند و شركت هم سفارش را از طريق شركت‌هاي باربري كتاب بسته‌بندي مي‌كند و در اختيار آن‌ها قرار مي‌دهد و آن‌ها كتاب را در باربري يا به آدرسي كه مي‌دهند تحويل مي‌گيرند و شركت هم وجه آن را از طريق شماره حساب اعلام شده از طرف شركت دريافت مي‌كند؛ اما شبكه توزيع منسجم و مدرن به آن شكل نداريم.

من تعريفي راجع به كشور مصر درباره توزيع كتاب شنيدم كه جالب است؛ روش توزيع كتاب در اين كشور شبيه توزيع روزنامه است يعني اينكه آن‌ها كتاب‌هاي جيبي متناسب با نيازهاي جامعه‌شان توليد مي‌كنند و به وسيله موتور و دوچرخه در روزنامه‌فروشي‌ها هر روز توزيع مي‌كنند و هفته بعد كتاب جديد را توزيع مي‌كنند و اين روش براي خوانندگان نيز به عادت تبديل مي‌شود. بنابراين كتاب را تقاضا مي‌كند و سريعاً تحويل مي‌گيرد. اين شبكه در سراسر كشور مصر گسترش پيدا كرده است.

به طور متوسط تيراژ كتاب انتشارات چقدر است؟

تيراژ متوسط شركت 3000 نسخه است. البته شركت چند عنوان كتاب دارد كه با تيراژ 2500 نسخه مي‌زند اما بيش از 95 درصد عناوين كتاب‌ها 3000 نسخه هستند به استثناء كتاب «اجوبه الاستفتائات» مقام معظم رهبري كه تيراژش 5000 نسخه است.

آيا كتب را به زبان‌هاي ديگر هم ترجمه مي‌كنيد؟ ملاك ترجمه‌ها چيست؟ و آيا اين كتب نيز مخاطب و فروش دارند؟

همانطور كه خدمتتان عرض كردم شركت چاپ و نشر بين‌الملل يك سابقه اوليه و مقدماتي دارد كه base و موضوع كارش ترجمه كتاب بوده است. و بعضي از آن ترجمه‌ها بسيار حرفه‌اي و فوق‌العاده بوده‌اند. البته بعضي از كتاب‌هاي آن زمان هم ترجمه‌هاي ضعيفي داشتند كه از سيستم شركت خارج شدند به طوري كه الان شركت نمونه‌اي از آن ترجمه‌هاي ضعيف را هم ندارد. طبعاً ترجمه‌هاي خوب و قوي كه آن زمان انجام شده است هنوز هم توليد مي‌شوند و مخاطبان خاص خودش را هم دارد، ترجمه‌هايي به زبان‌هاي انگليسي، آلماني، فرانسه و عربي، همچنين يك قرآن به زبان چيني داريم كه كار ترجمه‌اش مربوط به شركت نيست.

كتاب‌هاي ترجمه شده به انگليسي و قرآن‌هاي ترجمه شده در ايران دو وجه دارند يا شيعه غير انگليسي زبان به انگليسي ترجمه كرده است كه براي خواننده غيربومي بودن آن مشخص است و دوم آن‌هايي كه به زبان انگليسي و توسط انگليسي زبان ترجمه شده است و از روي منطق، استدلال و تفسير اهل سنت تفسير شده است. به طور كلي ما ترجمه انگليسي بومي شيعه فقط يك مورد داريم و آن هم ترجمه قرآن مرحوم ارمينگ- شيعه آمريكايي- است. ترجمه زبان روسي نيز ترجمه خانم والديابلاخف كه ترجمه بسيار خوبي است و مشتري اصلي اين كتاب خود كشور روسيه و كشورهاي روسي زبان هستند. كه شركت آن را چاپ مي‌كند. چندين كتاب نيز به زبان آلماني داريم، ترجمه كتاب‌هايي از شهيد بهشتي و شهيد مطهري و بسياري از بزرگان ديگر كه توسط خانم هيلا كماليان ترجمه شده است. ايشان آلماني زبان هستند اما فاميلي خودشان را از همسرشان- آقاي كماليان- گرفته‌اند، ايشان مجري و كارگردان برنامه‌هاي آلماني سيماي جمهوري اسلامي نيز هستند.

در حال حاضر با توجه به سياست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي كه اعلام كردند از ترجمه‌ كتاب‌هاي فارسي به زبان‌هاي خارجي استقبال مي‌كنند در واقع اين سخن شركت را در كار ترجمه مصمم‌تر كرد و شركت ترجمه كتب را شروع كرده است.

در حال حاضر شركت با يك ناشر لبناني به توافق رسيده است كه كتاب را در ايران با آرم شركت چاپ و نشر بين‌الملل و در لبنان با آرم مشترك شركت و ناشر لبناني چاپ شود. در كل قصد شركت اين بود كه اولاً بازار كتاب لبنان را محكي بزنيم و دوماً بحث شبكه توزيع است؛ زيرا كتاب‌هايي به زبان عربي در ايران به جز در قم به آن صورت كارايي ندارد و عملاً يك ناشر ايراني نمي‌تواند كتاب به زبان خارجي را در داخل كشور چاپ كند و توزيع آن در خارج از كشور نيز مستلزم هزينه‌هاي زيادي مي‌باشد؛ زيرا شركت بصورت حرفه‌اي نمي‌تواند در نمايشگاه بين‌المللي يا نمايشگاه عرب زبان حضور داشته باشد. لذا با ناشر لبناني به توافق رسيديم چون ناشر لبناني سنديكا دارد و بحث توزيع را حل كرده است پس سنديكايي حركت مي‌كند و در نمايشگاه‌ها به صورت كارناوال و سلسله‌وار حركت مي‌كند و كتاب شركت در زمره آثار آن‌ها در كل كشورهاي عربي توزيع مي‌شود و اين هدف شركت چاپ و نشر بين‌الملل است.

سهم چاپ و نشر بين‌الملل در بازار نشر كتاب چقدر است؟

سؤال بسيار سختي است، در واقع بايد بگويم كه شركت ناشري است كه كتب ديني چاپ مي‌كند و در اين حوزه هم ناشران مختلف و زيادي هم در تهران و هم در ساير شهرستان‌ها حضور دارند. البته عمده ناشران ديني در تهران، قم و مشهد مستقر هستند، و جواب سؤال شما را بايد در بازار و از مخاطبين و ناشرين پرسيد اما بدون اينكه بخواهم تعريفي از شركت بكنم به اين نكته استناد مي‌كنم كه در حوزه توزيع بازار ما اشباع شده است يعني شركت كتابي در انبار ندارد كه نتوانسته باشد به فروش برساند و اين امر نشان دهنده اين است كه انتشارات كتاب‌هايي را كه توليد مي‌كند، توزيع هم مي‌شود و مي‌توانم بگويم كه سهم انتشارات در بازار كتاب در حوزه ديني به آن مقدار است كه تمام كتاب توليد شده خود را توزيع مي‌كند. برخلاف بعضي از ناشرين محترم، كه تا مرحله توليد كتاب چاپ مي‌كنند اما در مرحله توزيع و فروش مشكل دارند كه بحمدالله انتشارات چاپ و نشر بين‌الملل اين مشكل را ندارد.

حدوداً 10 روز پيش شركت چاپ پنجم يك كتاب را انجام داد، بلافاصله و كمتر از يك هفته تقاضاي چاپ ششم همان كتاب آمد و الان هم زير چاپ است. دوره متوسط توزيع كتاب‌هاي شركت سه ماهه است يعني مؤسسه كتابي با تيراژ سه هزار نسخه را معمولاً سه ماهه به فروش مي‌رساند، و اين سهم شركت در بازار كتاب است.

براي ارتقاء سطح كيفي چاپ و نشر بين‌الملل چه تمهيداتي داريد؟ هم محتوايي هم شكلي؟

بحث محتوايي را تقريباً در طي صحبت‌ها هم بدان اشاره كردم كه در هر صورت كتاب‌هايي كه يك ناشر توليد مي‌كند بالاخره بايد چرخه اقتصادي آن هم بچرخد. چون نگاه شركت به نشر كتاب يك نگاه اقتصادي نيست سعي مي‌كنيم به محتواي كتاب‌ها اهميت بدهيم و مثل بعضي از ناشرين كتاب‌هايي را كه محتوا ندارند اما پرفروش هستند را چاپ نمي‌كنيم.

الحمدالله شركت چاپ و نشر بين‌الملل با حفظ تمام شرايط صنفي در عرصه نشر حضور دارد يعني مؤسسه مانند ساير ناشرين كاغذ آزاد مي‌خرد، ماليات را به موقع پرداخت مي‌نمايد، كارمندان شركت از تمام حق و حقوق‌هايي كه بايد برخوردار باشند در سطوح و طبقات خودشان برخوردارند و قيمت‌گذاري‌هاي شركت مشخص و معين است. برخي از ناشرين معترضند كه چرا شركت قيمت‌گذاري پايين دارد؟ اين بدان علت است كه معمولاً اما در بحث شكلي كار عناصر مختلفي حضور دارند از حروف‌نگاري تا ويراستاري و ... شركت سعي مي‌كند كه كتاب را به بهترين شكل به مخاطبان خود عرضه كند.

از نظر سازماني ارتباط چاپ و نشر بين‌الملل با انتشارات اميركبير به چه صورت بوده است؟ آيا كارهايتان در موازات با يكديگر قرار نمي‌گيرد؟

زماني كه من وارد شركت چاپ و نشر بين‌الملل شدم، شركت وابسته به انتشارات اميركبير بود در حالي كه شركت داراي اساسنامه مستقل و هيئت مديره و مجمع بود. در واقع اين امر يك تصميم مديريتي بود كه اين دو انتشارات يكي باشد و رياست وقت سازمان هم موافق اين كار بودند و اين امر صورت گرفت و تا چند سال گذشته نيز اين جريان ادامه داشت و با فهمي كه مديريت طرفين داشتند تداخل كه نبود هيچ، همكاري هم بين دو انتشارات وجود داشت. به طور مثال چندين كتاب در حوزه آثار ما است كه اميركبير قبلاً ناشر آن بوده است اما چون در حوزه دين بوده و به دليل حجم كتاب‌هاي اميركبير امكان تجديد چاپ نداشتند و آن كتاب‌ها را به شركت واگذار كردند و چاپ و نشر بين‌الملل آن‌ها را چاپ كرد و جزء كتاب‌هاي بسيار موفق شركت هم بوده است.

اين زمان اوج همكاري دو انتشارات بود و هيچ تداخلي هم وجود نداشت. اما بعد از تغيير و تحولاتي كه صورت گرفت درك درستي از اين نوع رابطه وجود نداشت و در واقع تصور مديران اميركبير اين بود كه شركت تحت مديريت اميركبير است. اين مشكل باعث شد كه رياست سازمان جناب آقاي خاموشي به اين نتيجه برسند كه اين انفكاك در حوزه مديريتي هم صورت بگيرد و عنوان وابستگي شركت به اميركبير حذف شود. و امروزه شركت چاپ و نشر بين‌الملل ادعا دارد كه هم در حوزه كتاب و هم در حوزه مديريتي و هم در حوزه توليد نسبت به ساير ناشران افتخارات بيشتري دارد. توليدي كه بتوان بالاي سر آن ايستاد و ادعا كرد كه اين كتاب در حوزه نشر سازمان تبليغات اسلامي توليد شده است.

ضمن اينكه حالت خصومت و دعوايي هم وجود ندارد چون 7-6 هزار ناشر در ايران وجود دارد كه مؤسسه چاپ و نشر بين‌الملل يكي از آن‌هاست. طبيعتاً انتشارات اميركبير هم انتشاراتي است كه برد بين‌المللي دارد و در بين مردم شناخته شده مي‌باشد.

بازار استقبال در نمايشگاه امسال از شركت چاپ و نشر بين‌الملل به چه صورت بوده است؟

نمايشگاه بين‌المللي يك تعريف غير بازرگاني براي شركت دارد. يعني شركت همه ساله در نمايشگاه حضور دارد و تعدادي آثار مؤسسه را كه حدود 500 عنوان كتاب مي‌شد در نمايشگاه امسال ارائه كرديم. مؤسسه، شركتي است كه كتاب‌هايش را توزيع مي‌كند و در اختيار ناشرين ديگر قرار مي‌دهد.

به نظر من نمايشگاه بايد نمايشگاه باشد، نگاه شركت به آن نگاه نمايشگاهي است يعني شركت حتي وكالت و نمايندگي ناشر ديگري را نه تقاضا مي‌كند و نه اينكه اگر پيشنهاد شود مي‌پذيرد. مؤسسه فقط به عنوان چاپ و نشر بين‌الملل در نمايشگاه حاضر مي‌شود و بيشتر سعي دارد اطلاع‌رساني انجام دهد.

هر سال يك فهرست از آثار جديدمان را در نمايشگاه عرضه مي‌كنيم و جايي را براي اينكه مخاطبين ما بتوانند چند دقيقه‌اي در آنجا صحبت كنند درست مي‌كنيم و كتاب اهداء مي‌كنيم، تلاش شركت در نمايشگاه بر اين است كه وجه معرفي‌اش بيشتر و قوي‌تر از فروش باشد. به طوري كه فروش بازرگاني مؤسسه در ايام نمايشگاه نسبت به روزهاي ديگر كمتر است در حالي كه براي ناشرين ديگر نمايشگاه فرصتي براي فروش است.

در نمايشگاه امسال ما نويسنده كتاب امام حسين در انديشه مسيحيت، آقاي آنتوان بارا كه مسيحي هستند را به ايران دعوت كرديم و يك جلسه نقد و بررسي با حضور افراد صاحب نظر در حوزه اديان و جمعي از اصحاب رسانه در حوزه رياست سازمان گذاشتيم.

يك جلسه سخنراني نيز در سراي اهل قلم با همكاري مديريت نمايشگاه برپا كرديم كه با استقبال خوبي نيز روبه‌رو شد چرا كه در جلسه هم بحث و نقد و گفت‌وگو و هم پرسش و پاسخ وجود داشت و بازتاب رسانه‌اي خيلي وسيعي هم در داخل و هم در خارج از كشور داشت. البته در اين راستا دوستان روابط عمومي و مجموعه دفتر رياست سازمان تبليغات نيز با شركت همكاري كردند.

يكي از روزنامه‌هاي كويت گزارشي 3-2 صفحه‌اي از اين برنامه را در صفحات روزنامه خود به اين موضوع اختصاص داده بود، در سايت‌هاي خبري، برنامه‌هاي راديويي و تلويزيوني، مجلات و روزنامه‌هاي مختلف داخل كشور نيز انعكاس يافته بود و اين فرصت مناسبي براي معرفي مؤسسه چاپ و نشر بين‌الملل بود.

آيا در نمايشگاه خارج از كشور نيز حضور داشته‌ايد؟

ببينيد ما بايد نمايشگاه‌هاي خارج از كشور را دسته‌بندي كنيم و ببينيم در چه كشورهايي در حوزه كتاب فارسي يك بازار و پتانسيل وجود دارد. در افغانستان زمينه برگزاري نمايشگاه استاندارد وجود ندارد. البته در چند مرحله در آنجا نمايشگاه برگزار شد به اين شكل كه در كنار لوازم‌التحرير و خرماي صادراتي و... كتاب هم براي فروش وجود داشت. ممكن است كه ما در بعضي از كشورها ايراني و فارسي زبان زياد داشته باشيم اما اينكه آن‌ها چه كتابي مي‌خواهند و آيا در آن فرصت نمايشگاه دست از كار خود مي‌كشند و به نمايشگاه مي‌آيند دقيقاً مشخص نيست.

مشكل ديگر در حوزه نمايشگاه بين‌المللي اين است كه ما علاوه بر كتب فارسي كتاب‌هاي زبان عربي نيز توليد مي‌كنيم به دليل تجربه و حضور شركت در نمايشگاه‌هاي عربي اگر كتاب‌هاي عربي به كشورهاي عرب زبان برود به چند مشكل برمي‌خوريم: اول اينكه اكثر كتاب‌هاي زبان عربي، كتاب‌هاي فقهي هستند و كشورهاي عربي هم زياد به دنبال فقه و فقاهت نيستند، و اين كتاب‌ها مصرف سالانه ندارد كه مخاطب هر سال آن‌ها را بخرد طبيعتاً مخاطبان اين آثار محدود به قشر خاصي مي‌شوند دوم اينكه بيشتر كتاب‌هاي شركت در حوزه اهل‌بيت(ع) مي‌باشد كه اين موضوع هم به خودي خود در كشورهاي عربي دچار سانسور مي‌شود.

در زمينه تاريخ اسلام نيز چون ما به موضوع سقيفه اشاره كرده‌ايم براي اعراب ممنوع است و باز دچار سانسور مي‌شود و بقيه كتاب‌هاي شركت نيز اجازه ورود به نمايشگاه را پيدا نمي‌كند و اگر شركت در نمايشگاه‌هاي عربي غرفه‌اي را بگيرد، اين غرفه به غير از چند كتاب فقهي و عرب چيز ديگري براي عرضه ندارد و غرفه خالي مي‌ماند و بعد اعراب مي‌گويند يعني بضاعت ايران در اين زمينه در همين حد است؟! ديگر نمي‌گويند كه اولاً ما فارسي زبان هستيم و بقيه كتاب‌هاي ما يا دچار سانسور و يا ممنوع‌الورود شده‌اند. بنابراين حضور در اين نمايشگاه‌ها اصلاً به سود شركت نيست ما در حوزه نمايشگاه‌هاي بين‌المللي دچار يك پارادوكس هستيم؛ اينكه بعضي از ناشران در نمايشگاه‌هاي خارجي شركت مي‌كنند هيچ فايده‌اي ندارد چون كار آزموده شده را دوباره آزمايش مي‌كنند و به هيچ نتيجه‌اي هم نمي‌رسند، بنابراين بايد دنبال راه‌حل مناسبي براي اين قضيه باشيم. به طور مثال آقاي انصاريان كه يكي از ناشران خوب و ناشر اول در كتاب‌هاي خارجي هستند در نمايشگاه مسكو شركت كردند و 110 كارتن كتاب به مسكو بردند و همه را هم برگرداندند. فروختن كتاب در كشورهاي خارجي كار ساده‌اي نيست، ما همينطوري و بدون برنامه نمي‌توانيم در نمايشگاه‌هاي خارجي شركت كنيم. به طور مثال بايد با ناشران خارجي مذاكره كنيم و بگوييم ما در حوزه شيعه يا تاريخ ايران و يا موضوعاتي كه در آن‌ها غني و قوي هستيم آثاري را ارائه مي‌دهيم، ترجمه آن با شما توليد و فروش مشترك و سود آن را هم بين دو طرف تقسيم مي‌كنيم. يعني يك تعريفي را ارائه دهيم كه به هدف فرهنگي و در نهايت به الزامات اقتصادي‌مان هم برسيم. اين كار هنوز صورت نگرفته است و يا اگر هم گرفته من از آن بي‌اطلاع هستم.

البته در بعضي از حوزه‌ها مثل حوزه كتاب كودك كارهايي صورت گرفته است اما اين كارها شاخه‌ گل‌هايي هستند كه در كوير روئيده‌اند و هنوز تا رسيدن به گلستان زمان زيادي مي‌خواهد.

چه برنامه‌هايي براي آينده داريد و چشم‌انداز آينده‌ نشرتان را چگونه مي‌بينيد؟

مؤسسه تلاش مي‌كند كه كا رخود را با حمايت‌هاي معنوي و مادي توسعه دهد. شركت در روند كلي خود مشكلي ندارد الحمدالله در بستري قرار گرفته‌ايم كه ذائقه مخاطبان خود را به دست آورده‌ايم، مؤلفين مورد نياز خودمان را تا حدودي شناسايي كرده‌ايم اگر چه در شركت به روي همه مؤلفين باز است و شركت از ساير نويسندگان استقبال مي‌كند اما افرادي كه در حال حاضر با آن‌ها كار مي‌كنيم افرادي هستند كه يك اعتماد متقابلي بين آن‌ها و مؤسسه شكل گرفته است.

در اكثر وزارتخانه‌ها، استان‌ها و نمايشگاه‌هايي كه شركت كرده‌ايم استقبال خوبي از كتاب‌هاي شركت مي‌شود. در واقع نتيجه‌گيري شركت در همان حوزه توزيع و فروش است. يعني در حوزه توزيع كتاب‌هاي شركت به اين نتيجه مي‌رسيم آثاري كه توليد كرده‌ايم از توفيق نسبي برخوردار بوده است- تأكيد من بر نسبي بودن به اين خاطر است كه اگر احياناً دوستاني كه مصاحبه را مي‌خوانند نقدي داشتند آن را عنوان كنند- اين توفيق نسبي را از ميانگين سه ماهه فروش كتاب و بعد سودآور بودن شركت بدست مي‌آوريم.

اميد مؤسسه و ما اين است كه بتوانيم اين روند را ادامه بدهيم و سهم و جايگاهمان را در بازار كتاب حفظ كنيم و آن را توسعه و گسترش بدهيم.

فقط مسئله‌اي كه بحث روز است و كمي باعث نگراني شركت شده اين است كه در آينده با تحولاتي كه در حوزه اقتصادي شاهد آن هستيم مثلاً هدفمند كردن يارانه‌ها و غيره و احياناً تورمي كه نهادهاي رسمي اعلام مي‌كنند بعضي از كالاها و بعضي از موضوعات خيلي سريع‌تر به حاشيه زندگي رانده مي‌شوند.

يعني كتاب جزء ملزومات ضروري و سبد خانوارها نيست، اگر وضع اقتصادي بهتر شود آهسته آهسته به كتاب هم عنايت بيشتري مي‌شود و اگر اين اتفاق معكوس شود كتاب زودتر از چرخه زندگي خارج مي‌شود.

به طور مثال اگر كسي وضع اقتصادي‌اش خوب باشد به فكر بيمه عمر هم مي‌افتد و آينده خود را تأمين مي‌كند اما اگر همين شخص در خرج روزانه خود دچار مشكل باشد اصلاً فكر آينده نيست كتاب هم همين وضع را دارد و خيلي زود از اقتصاد خانواده‌ها كنار گذاشته مي‌شود. و اين نگراني و دغدغه شركت و بقيه ناشران است كه اگر احياناً اين اتفاق در آينده بيفتد چه وضعيتي پيش خواهد آمد؟!

البته اميدوارم كه چنين اتفاقي هرگز رخ ندهد و اين پيش‌بيني‌ها در مسئولين شده باشد كه با تغييرات اقتصادي آينده مشكل اساسي در حوزه فرهنگ بوجود نيايد. چون يكي از بخش‌هاي بسيار ضعيف در حوزه فرهنگ بحث كتاب است كه حاشيه سود خيلي كمي دارد و اين حاشيه سود كم باعث مي‌شود افراد خيلي زود به مشكل برخورد كنند.

اما در مجموع الحمدالله تا اينجا كار شركت خوب بوده است و مسئولين هم تا جايي كه ما اطلاع داريم از شركت رضايت دارند اگرچه اين‌ها كافي نيست و ما اميدواريم كه همكاري‌هايمان توسعه پيدا كند و كار شركت گسترش بيابد و بهتر از اين‌ها عمل كنيم، ان‌شاءالله.

 

 

دوشنبه 1 آذر 1389 - 9:18


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری