سه‌شنبه 21 آذر 1396 - 8:6
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

شعر بي نقاب

 

نگاهي به مجموعه شعر شبيه اسماعيل، اثر اسماعيل محمدپور

اين مجموعه که در سال هشتاد و هفت به همت مرکز آفرينش هاي ادبي حوزه هنري و انتشارات سوره مهر به بازار نشر آمده است؛ مجموعه است از دو بيتي ها، غزل ها و سپيد سرايي هاي اسماعيل محمد پور در ادامه نگاهي داريم به بخش هاي مختلف اين دفتر.

صفحه آغازين اثر زينت بخشيده شده با مقدمه اي کوتاه از علي رضا قزوه است. از همين چند خط نوشته تحسين کننده و شگفت زدگي علي رضا قزوه مي توان پي برد اثر پيش رو اثري است آبرومند و بسيار در خور توجه. در کل آنچه بيش از هرچيز در شعر اسماعيل محمد پور مورد توجه است؛ سادگي بيان و صراحت قلم اوست. اين دو ويژگي است که توانسته شعر او را باور پذير و تاثير گذار نمايد و فارغ از تصنعات شعري آن را شعر گرداند. در ادامه نگاهي به بخش ها و اشعار مختلف اين دفتر نگاهي مي اندازيم و ان ها را از منظر ويژگي هاي مختلف به بحث مي نشينيم.

اولين قسمت با عنوان يکي بود، آن يکي هم بود، با ده اثر سپيد بسته شده است. حرف اضافه را به عنوان اولين اثر اين بخش مي توان از آثار تاثير گذار کل اثر برشمرد. بازي با حرف اضافه با در کنار بابا، استفاده از ارجاعات به شعرهاي دوران کودکي و کتاب هاي دبستان و ديالوگ سازي در اثر از ويژگي هاي بارز اين اثر اجتماعي است. حرف اضافه از اولين جمله اش ( با با جمله بساز پسر! : درنگي با خجالت. : اجازه آقا؟ بابا خانه ندارد. ) فرياد مي زند که اثري است به شدت اجتماعي و با دست مايه قرار دادن فقر به عنوان يک مشکل اجتماعي توانسته حرف خود را به خوبي بزند.

تيتر عنوان اثر بعدي اين بخش است که باز هم با درون مايه اي اجتماعي مسئله فقر را به تصوير کشيده است. تفاوت اساسي اين اثر در مقايسه با اثر قبلي استفاده از واژگاني به روز تر و کمتر ساتفاده شده تر در شعر است. واژگاني مثل سکوهاي نفت، نفت برنت شمال، اقتصاد و... از واژگاني است که نشاندن ان در شعر کاري بسيار مشکل است و در اين اثر نيز گاهي از اثر بيرون زده و نماي آن را نازيبا مي نمايد. از اين واژگان نيز که بگذريم بايد زبان اين اثر را کمي پيچيده تر بدانيم. ترکيب هايي مثل پدرم نان را بخش مي شود، تفاله اجسادمان، در بازارهاي جهاني دوباره تيتر مي شويم و... ترکيب هايي است که ساختار اثر را دگرگون ساخته است.

دو اثر بعدي ( براي گهواره خالي و فسيل ماهي هاي موج گرفته ) را بياد آثاري با دورن مايه جنگ دانست که با زباني نو و نگاهي جزئي نگر مسئله از جنگ را بيان کرده است. نکته مثبت و بارز اين آثار در اين است که شاعر نخواسته کل جنگ را در شعرش بريزد و تنها با بيان گوشه اي از آن شعر خود را سراييده است.

اثر بعدي با نام جاذبه سروده شده است. ويژگي بارز اين اثر بازي با واژگان و حرف ها و تقطيع هاي خاص آن است که خوانش شعر را تحت تاثير قرار داده و با جايگذاري آن در حالت هاي مختلف بخوبي توانسته مسير شعر را به سمت دلخواه خود بکشاند. به عنوان مثال نگاه کنيد بندهاي: آرام آرام از سيب مي افتد... و سرش درد مي کند براي جاذبه... .

کنار بي تفاوتي شما شعري است کاملا شخصي که با ارائه چند بند متفاوت توانسته جذابيت لازم را در خود ايجاد کند. خلاقانه بودن بندها و سلاست در بيان احساس از ويژگي هاي مثبت اين شعر است. اين مهم نيز چه در بندهاي ساده اي مثل: هر روز عصر نان بگيرم... تا کار مهمي کرده باشم... و چه در بندهاي زيرکانه تري مثل: ... و ساعتم را به وقت رسمي تنظيم کنم... تا دقيقه اي زودتر زندگي نکنم... کاملا به چشم مي خورد.

بچه انقلاب و احتمال عنوان دو اثر بعدي است که آن ها نيز به مسائل اجتماعي و بخصوص فقر پرداخته است. فارغ از تمامي ويژگي هاي مثبت که برآمده از توانمندي شاعر و قلم زيباي اوست؛ رد پايي از تکرار را مي شود در اين دو اثر ديد. آنگونه که نمي توان گفت اين شعر شناسنامه دارد و متعلق به اسماعيل محمد پور است. براي درک اين تفاوت هاي مطالعه آثاري همچون دفترهاي پنجم و ششم سيد علي صالحي خالي از لطف نيست. اگرچه نمي توان اين نکته را ايرادي بر تن شعر اسماعيل محمد پور دانست. چه آنکه ساختار و زبان شعر کمتر ايرادي را به خود ديده است و زباني محکم و بياني خلاقانه دارد.

شاعر از دلنشين ترين آثار اين بخش است. شايد حديث نفسي باشد و شايد نه. اما آنچه بيان شده زيبايي بسياري از ارجاعاتش وام گرفته است. اشاره به داستان ها و شعرها و ضرب المثل هاي مختلف از ويژگي هاي بارز اثر است که در کنار کاربرد خلاقانه و متفاوت افعال چهره جذابي به اين اثر بخشيده است.

يکي بود، آن يکي هم نبود نام آخرين اثر اين بخش است که نام کلي بخش نيز از آن وام گرفته شده. اين اثر نيز ويژگي هايي مشابه شعر تيتر را دارد و با واژگاني غريبه با شعر و اصطلاحاتي روزنامه اي به شعر گويي پرداخته است. درون مايه اين شعر بيش از هر چيز بوي سياست مي دهد و به مسئله استعمار پرداخته است.

در نهايت بخش اول اثر را بايد حاوي اشاعري با دورن مايه هاي غالبا اجتماعي دانست. هرچند اين مسئله به طور کامل رعايت نشده است. اشعار اين بخش براي شگفت زده کردن هر مخاطبي کافي است و ارزش خوانش چندين باره را دارد. بيان نو از مهمترين ويژگي هاي اين بخش است که مي توان گفت آثار اسماعيل محمد پور را به زبان رسانده است.

بخش بعدي اثر با عنوان يک چند سبد سيب، مجموعه اي از پنجاه و شش دو بيتي با مضامين مختلف است. از نظر محتوايي مي توان گت دو بيتي هاي ابتدايي با مضامين عاشقانه و غنايي آغاز مي شود و هرچه جلوتر مي رويم آثار به سمت اشعاري با مفاهيم مذهبي پيش مي رود. در اين زمينه نيز تنوع اشارع زياد بوده و در حوزه خاصي تمرکز نداشته است. دو بيتي هاي در رساي ائمه (ع) و... از مشخصه هاي اين بخش است.  کيفيت اشعار نيز از آثاري کاملا خلاقانه، غافلگير کننده و محکم تا آثاري ساده و تکراري در نوسان است و نمي توان براي کليت اين بخش کيفيتي يکدست قائل شد. اتفاق از ويژگي هاي مثبت بعضي از دوبيتي هاي موجود در اين بخش است که مخاطب را جذب خواهد کرد. بيان نو و استفاده از شيوه هاي نوين سرايش مانند داشتن نيم نگاهي به ويژگي هاي غزل پست مدرن و استفاده از آن از ويژگي هايي است که در مقبوليت اثر بسيار موثر بوده است. در اين زمينه نگاه کنيد به واژگان به کار رفته در قوافي دو بيتي ها که به خوبي با تازگي و غيرقابل پيشبيني بودن خود اين نکته را نشان مي دهند. از نظر ساختاري نيز هرچند شاعر تسلط کامل خود را به امر سرايش نشان داده است اما استفاده فراوان از اختيارات شاعري گاهي بيش از حد معمول محسوس گشته است و اوزان نامرتب در پاره اي از آثار کيفيت اثر را تحت تاثير قرار داده است. در نهايت اين بخش را که طولاني ترين قسمت اثر است بايد مجموعه اي نامرتب از دوبيتي هايي با کيفيت هاي متفاوت دانست که از اثاري بسيار ساده و ابتدايي و قلمي شده تا اثاري شگفت انيگز و بديع را دربر مي گيرد. به هر حال شاعر توانسته با دسته دوم آثار خود نبض مخاطب را در دست گيرد و مطلما هيچ کس اين دفتر شعر را در ميانه خوانش بر زمين نخواهد گذاشت.

آرامش سپيد نام آخرين بخش از اين دفتر مي باشد؛ که با مجموعا بيست غزل بسته شده است. مشخصه هاي اصلي شعر اسماعيل محمد پور که در لابلاي مباحث بالا مطرح شد در غزل هاي انتهايي اثر نيز با شدت بيشتري به چشم مي خورد. دغدغه هاي شاعر از تمامي ابيات غزل ها بارز است و پرداختن به موضوعاتي مثل فقر، جنگ، مسائل اجتماعي، وطن و عشق از نمونه هاي پر رنگ آن است. غزل اسماعيل محمد پور محکم، روان، سرشار از اصطلاحات و ترکيب هاي بديع و تازه و استفاده از واژگان امروزي است. از يان رو شعر او به راحتي با مخاطب عام ارتباط برقرار مي کند و در نظر پسنيده مي شود. اين تازگي در کاربرد خلاقانه افعال و استفاده از قافيه هاي کمتر قلمي شده بيش از پيش به چشم مي خورد و طراوت خاصي به غزل هاي او بخشيده است. وام گرفتن از ادبيات غزل پست مدرن نيز از ويژگي هاي انکار ناپذير غزل هاي محمدپور است. هرچند که غزل هايش را نمي توان واجد تمامي ويژگي هاي اين سبک دانست و آن را غزل پست مدرن ناميد.

در نهايت دفتر شبيه اسماعيل را بايد مجموعه اي از اشعار دلشين دانست که چون از دل برآمده و بي نقاب به بيان دغدغه هايش پرداخته لاجرم بر دل خواهد نشست. و چه خوب که در اين ساده نويسي آثار شعريت خود را از دست نداده اند و شاعر به خوبي توانسته از تکنيک در خدمت آثارش استفاده نمايد. همانطور که در مقدمه نيز آمده است. شايد نتوان اين دفتر را اتفاقي نو در ادبيات فارسي دانست؛ اما از پديده بودن آن نمي توان گذشت و نام اسماعيل محمد پور را بايد به خاطر سپرد و منتظر آثاري فاخرتر و بزرگتر از او بود.

با آرزوي توفيق روز افزون براي شاعر توانمند شبيه اسماعيل، اسماعيل محمد پور و تشکر از انتشارات سوره مهر.

 

يكشنبه 30 آبان 1389 - 14:54


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری