سه‌شنبه 21 آذر 1396 - 8:14
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

منظومه ستايش

 

نگاهي مختصر به مجموعه جماراني از اشک

جماراني از اشک اثري از سيد مهدي موسوي است که توسط انتشارات اميرکبير به چاپ رسيده است. اين اثر کوتاه و مختصر که در قالب کتابچه اي جيبي به رشته تحرير درآمده، مجموعه اي است ادبي و متشکل از چند بخش که به نجوا ها، نيايش ها و ستايش هاي سيد مهدي موسوي از و با امام راحل (ره) مي پردازد. در اين بررسي نگاهي خواهيم داشت به اين اثر کوتاه از دريچه هاي مختلف و به قاعده کوتاهي اثر ( نزديک به 50 صفحه در قطع جيبي ) به کوتاهي اين بررسي نيز مي انجامد.

پيش از هر چيز بايد جماراني از اشک را بر گرفته از احساسات ناب سيد مهدي موسوي دانست. و اينگونه است که نمي توان آن را در قالب يک بيانيه، نصايح، اخبار، تذکره و يا اينگونه موارد جاي داد. جماراني از اشک حرفي است که از دل برآمده و بر دل نشسته و خواهد نشست. شايد بتوان آن را گفتگوي مريدي با مراد خويش دانست و پيش از هرچيز آن را تحت عنوان نجواهايي شاعرانه دسته بندي کرد. اين مجموعه نبشته را بايد با شيوه اي ديگر به نقد نشست. چرا که آنچه نويسنده اثر به دنبال آن است بسيار فراتر از دست يافتن به تصنعات ادبي و رعايت دستور زباني است. جماراني از اشک را بايد اينگونه پذيرفت: منظومه اي از نيايش در ستايش مردي از قافله خوبان. و نويسنده در اين بازي تنها گزيده هاي دل را قلمي مي کند. با اين مقدمه بايد پذيرفت که از بسياري از ايرادات ظاهري و شکلي بايد گذشت و دست اختيارات و خلاقيت را در دل نوشته هاي سيد مهدي موسوي بيشتر پذيرفت. با چنين برداشت ابتدايي از اثر به ادامه بررسي خود مي پردازيم.

حجم کوچک کتاب و تعداد کم عناوين آن را از فهرست بندي بي نياز کرده است و اولين بخش اثر مقدمه اي از ناشر است که آن هم با زباني ادبي و شعر گونه به رشته تحرير درآمده است. مقدمه اي که آنچنان شبيه مقدمه هاي معمول نيست و بيشتر با نوع زبان خود و به طور غيرمستقيم کليتي از موضوع اثر را در بر گرفته و شروع خوبي براي ورود به کتاب شده است.

جماراني از اشک عنوان بخش بعدي کتاب است که نام کلي اثر نيز از آن وام گرفته شده. در اين بخش نويسنده به بيان گوشه هايي از واقعه ارتحال حضرت امام پرداخته است و با بيان ويژگي هاي زيبايي از خانه حضرت امام ( جماران ) و فضاي حزن آلود آن در آن روزها در کنار نمايش حضور امام در جاي جاي آن به بيان مرثيه اي زيبا و مملو از ستايش پرداخته است. اشاره هايي از قبيل سجاده حضرت امام، کتاب قرآن ايشان، محل وضو گرفتن، انگشتري و... نکاتي است که نويسنده با بهره بردن از آن ها به فضا سازي مرثيه خود پرداخته است. زبان روان و سليس اثر در کنار نثر شاعرانه اي که گاه تا مرز شعريت نيز پيش مي رود از نکاتي است که به اين بخش زيبايي خاصي بخشيده است.

بخش بعدي با عنوان شجره طيبه اشاراتي دارد به ريشه هاي حضرت امام (ره). در اين بخش نويسنده توانسته در نثر شاعرانه خود از ويژگي هاي وزين بودن نيز تا حدودي استفاده نمايد و با به کار بردن واژگاني کمتر قلمي شده و بکر و جابجايي افعال بر زيبايي اثر خود يفزايد. اين بخش نيز از ويژگي هاي کلي موجود در اثر که ذکر شد بهره مي برد و در اين موارد با بخش قبلي و همچنين بخش هاي ديگر اثر مشابهت فراوان دارد.

غزالان بزم غنا نيز در جملاتي کوتاه به بيان گوشه هايي از پيام حضرت امام مي پردازد. ترکيب جملات به کار رفته در اين بخش از ابهام و ايهام بالاتري برخوردار است و نويسنده توانسته با به کار گرفتن آرايه هاي استعاره و تشبيه نثر شاعرانه خود را تاثير گذار تر نمايد. همچنين بايد ترکيب بندي کلمات را نيز مورد توجه قرار داد که بسيار بديع و تازه مورد استفاده قرار گرفته اند. اين بخش نسبت به بخش قبلي از پيچيدگي زباني بالاتري برخوردار است.

دهان حيرت باز مانده بود؛ عنواني است که در بخش بعدي مي بينيم. اين قسمت نيز به بيان خاطره هاي تشعيع پيکر مطهر حضرت امام مي پردازد و واگويه اي است از ويژگي هاي حسي آن موقعيت. در اين بخش هم نويسنده استفاده خوبي از زبان فاخر خود نموده است و به کار بردن کلمات وزين و واژه هاي سنگين باعث محکم تر به نظر رسيدن نثر آن گشته است. استفاده از تکنيک هاي گوناگون ادبي، به عنوان مثال نسبت دادن ويژگي دهان به حيرت در جمله: دهان حيرت باز مانده بود... ( در معمول مي گويند دهانش از حيرت باز مانده بود ) از ظرافت ها و خلاقيت هاي است که بسيار به چشم مي خورد و حوزه تاثير گذاري اثر را بالا مي برد.

در بخش بعدي زير عنوان ترنم بليغ اشکهايت، نويسنده به بيان چند ويژگي از حضرت امام پرداخته و به اختصار جملاتي را بيان کرده است. در اين بخش نيز ويژگي هاي ادبي به کار رفته در بخش هاي قبلي به چشم مي خورد و شاعر به خوبي توانسته از زبان احساس استفاده کرده و نبض مخاطب را با خود همراه کند. به کار بردن واژگاني مثل ادراک هاي گرسنه، تکلم سپيد، ترنم بليغ اشک ها و... از ويژگي هايي است که به اين جملات زيابي خاصي بخشيده است.

در بخش بعدي هم نويسنده باز به گوشه هاي ديگري از شخصيت حضرت امام اشاره مي کند و باز هم از همان شيوه هاي هاي ادبي قبل استفاده مي نمايد. توجه به عنوان اين بخش ( دست هاي شيواي تو ) خود نشان دهنده نوع واژگان و ترکيب هاي به کار رفته در آن است و نسبت دادن شيوايي به دست ها از هنرمندي هايي است که در بخش قبلي نيز به وضوح استفاده شده بود.

بخش بعدي با عنوان مردي آمد؛ به شروع حرکت حضرت امام اشاره دارد و چون پيام مشخصي را ابرازمي کند کمتر به پيچيدگي هاي زباني توجه کرده است و بيش از آن محتواي جملات خبري بکار رفته به بازگويي گزاره هايي مي پردازد که بخشي از واقعيت است. در اين بخش به واقع نويسنده به تکنيک هاي ادبي خاصي نپرداخته است.

بخش بعدي را شايد بتوان مکمل بخش قبلي دانست. در اين بخش تحت عنوان گفتند امام آمد؛ نويسنده همان مفاهيم بخش قبل را با زباني ادبي تر و شاعرانه تر ارائه مي کند و باز هم همان ويژگي هاي ادبي و تکنيک هايي به کار رفته است که موجب زيبايي اين بخش نيز مي شود.

بخش هاي ديگر اثر با عناوين: با بحجتي شگفت، ستودن ممکن نيست، بر کتيبه ابرها، حواشي رنگين کمان، صحن لايزالي، اي خلوص منزه، تمثال جلوه ناک تو، مجال يک دو قلم نيست و از ديار پارسايي، همچنان به همان شيوه ادبي که به صورت پراکنده در مورد بخش هاي بالا اشاره شد به رشته تحرير درآمده است و هرچند از نظر محتوايي به گوشه هايي ديگر از شخصيت و زندگي حضرت امام پرداخته است؛ اما از نظر ويژگي هاي ادبي و دستور زباني تفاوت خاصي با بخش هاي توضيح داده شده ندارد.

در نهايت جماراني از اشک را بايد دلنوشته هايي نجوا گونه در ستايش مرادي توسط مريدش دانست. شايد بررسي ويژگي هاي ادبي و دستوري اثر تا حدودي مخاطب را با نوع آن آشنا کند؛ اما انچه پر اهميت تر به نظر مي رسد همان طور که در ابتداي اين نوشتار نيز ذکر شد؛ اين است که بدانيد اين اثر را نبايد در غالب هاي معمول بررسي کرد و گاها ايرادي وارد دانست . و اين موضوع نه به دليل بي نقص بود آن، بلکه به دليل فارغ بودن از قيد و بند اين نکات بودن اثر است. به هر حال آنچه در مورد جماراني از اشک بايد گفته مي شد ذکر گرديد و آنچه مي ماند اثري است کوتاه، جذاب، محکم و برآمده از احساسات ناب که مطمئنا بر دل مخاطبان بي شمارش خواهد نشست.

با تشکر از موسسه انتشارات اميرکبير و سيد مهدي موسوي عزيز در خلق و انتشار چنين اثر ارزنده اي.

 

 

سه‌شنبه 25 آبان 1389 - 10:57


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری