سه‌شنبه 31 ارديبهشت 1398 - 1:57
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

اكرم اماني

 

بر سرير خرد: گزيده قابوسنامه

 

بر سرير خرد: گزيده قابوسنامه

عبدالجواد موسوي

اميركبير، كتابهاي جيبي، 1388

 

كتاب حاضر از سري كتابهاي گزيده سخن پارسي مي باشد.

آنچه امروز ما به عنوان ذخاير فرهنگي به آن مي نازيم و آن را نشانه اي از اعتلاي تمدن و فرهنگ گذشته خودمي دانيم به چه كارمان مي آيد؟ اگر تنها دلبسته ادبيات باشيم مي توانيم بحث زيبايي شناسي را طرح كنيم و اينكه چگونه مي توان از خواندن اين متون لذت برد يا چگونه مي توان از شيوه هاي هنري اين متون براي خلق آثار جديد بهره گرفت. بدون شك از چنين نظر و منظري به آثار ادبي نگريستن بركات بسياري را به دنبال خواهد داشت و حداقل ما را در برابر هجوم شيوه هاي منحط و مبتذل فرهنگي و هنري تا حدودي حفظ خواهد كرد.

از بين متون كهن ادبي كتاب قابوس نامه متني است كه برخي از فضلاي اين عصر آن را نمونه اي درخشان از فرهنگ و تمدن ايراني دانسته اند، و كتابي است كه آداب و رسوم زيستن را به ما مي آموزد و دعوي ارشاد و اصلاح دارد. كتاب «برسرير خرد» از سري كتابهاي گزيده سخن پارسي مي باشد كه به بررسي گزيده قابوسنامه مي پردازد.

همانطور كه پيشتر اشاره شد عنصرالمعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زياد نويسنده كتاب قابوسنامه برآن بوده كه آداب و رسوم درست زيستن را به مردم بياموزد و با اين كتاب به ارشاد مردم پرداخته است. بنظر عبدالجواد موسوي متن كامل قابوسنامه را نمي توان ذيل يك عنوان قرار داد البته موضوع آن پند واندرز است وليكن تناقضات موجود در آن سبب شده با متني چندوجهي مواجه شويم. از اين رو نويسنده سعي كرده است تا در گزيده قابوسنامه علاوه بر متني يكدست مطالبي را انتخاب كند كه مردم بيشتر با آن سروكار دارند، عناويني همچون: در شناختن ايزد تعالي، در سپاس داشتن از خداوند، در فزوني طاعت از راه توانش، در شناختن حق پدرومادر، در پيري و جواني، در مهمان كردن و مهمان شدن، در مزاح كردن، در خفتن و آسودن، در امانت نگاه داشتن، در آيين دوست گرفتن، در حق فرزند و حق شناختن، در انديشه كردن از دشمن، در آيين زن خواستن و ...

كتاب با شرح مختصر و كوتاهي از عنصرالمعالي نويسنده قابوسنامه آغاز مي شود و در ادامه نويسنده با جملات كوتاهي از قابوسنامه به شرح و توضيح آن ها مي پردازد كه در ذيل به نمونه از آن اشاره شده است:

«بپرهيز از سخن غامض و چيزي كه تو داني و ديگران را به شرح آن حاجت آيد مگوي»

اين فراز در باب سي و پنجم آمده است. آنجا كه صاحب قابوسنامه از آيين و رسم شاعري سخن مي گويد، اما بنظر مي رسد اين حكم حكيمانه تنها به شعر محدود نمي ماند...

نويسنده در مطلبي با عنون همراز مولانا اين چنين مي گويد كه: عنصرالمعالي دعوي عرفان ندارد. قابوسنامه را هم به هيچ عنوان يك متن عرفاني نمي توان خواند. اگرچه به سبك و سياق بسياري از متون فارسي سخن را با شناختن ايزد تعالي و ستايش پيامبر اسلام و سپاس داشتن از خداوند آغاز كرده و فرزند را به برپاداشتن نماز و گرفتن روزه دعوت مي كند اما رويكرد او به اين مفاهيم بيش از آنكه مفاهيم بيش از آنكه ديني و يا عرفاني باشد كاملاً مبتني بر خرد است. با اين حال گهگاه بارقه هايي از سخن عارفانه در كلام او نيز ديده مي شود.

نويسنده در ادامه در عناويني چون: تفكر معادانديش، تفكر حسابگرانه، مظهر اعتدال و واقع نگري و حكمت محتشمان به شرح و توضيح قابوسنامه و نگاه عنصرالمعالي در اين باره مي پردازد چنانچه در قسمتي از آن مي گويد: اگرچه عنصرالمعالي گاه از جاده هنجارهاي اخلاقي و ديني خارج مي شود و هواي نفساني خود را با آرايه هاي شرعي و حكمي ارائه مي كند اما قابوس نامه سرشار از نگاه اخروي و تفكر معادانديش است...

موسوي در بخش آخر و قبل از اينكه گزيده قابوسنامه را بياورد در چندصفحه به نقدي از عنصرالمعالي مي پردازد و مي گويد: «... پرواضح است كه محبت در حق دوستان و آشنايان اغلب حاصلي جز ناسپاسي و دشمني ندارد اما براستي در جهاني كه مولف قابوسنامه تصوير مي كند يعني جهاني انباشته از سوءتفاهم و بي اعتمادي مي توان زيست؟ مگر نه اينكه امروزه مدام افسوس همان گذشته اي را مي خوريم كه اندك مهر و معرفت و اعتمادي در آن وجود داشت؟ پس چگونه مي توانيم به خود و ديگران بقبولانيم كه راه نجات و رستگاري ما در حفظ منافع فردي است؟...»

 

 

دوشنبه 24 آبان 1389 - 15:34


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری