يكشنبه 4 آبان 1393 - 8:43
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ضياء آراسته

 

غرور و تعصب

 

 

نام كتاب: غرور و تعصب

نويسنده : جين آستين

برگرفته از : سيري در بزرگترين كتاب‌هاي جهان

انتخاب :  دفتر معرفي و نقد ادبيات كلاسيك جهان (15 )

تصويرسازي و گرافيك : علي نامور

ناشر : شركت سهامي كتابهاي جيبي وابسته به انتشارات اميركبير

 

پانزدهمين اثر داستاني از 22 داستان برگزيده ادبيات كلاسيك جهان  "غرور و تعصب" نوشته " جين آستين " نام دارد.  جين آستين ( 1775 – 1817 م ) ، در شانزدهم دسامبر 1775 ميلادي در روستاي استيونتن در ناحيه هامپشاير انگلستان از خانواده‌اي روحاني چشم به جهان گشود . پدرش كشيش و مادرش در خدمت كليسا انجام وظيفه مي‌كرد و همه افراد خانواده از دور و نزديك با كليسا سر و كار داشتند . بنابراين پرهيزگاري و تقوي اساس زندگي آستين بود . زندگي جين آستين به مانند شخصيت‌هاي داستان‌هايش داراي هيچ حادثه شگفت‌آور و غيرمترقبه‌اي نبود و در مسيري آرام طي شد . جين به سرنوشتي همچون خواهر بزرگتر از خودش " كاساندرا " پيدا كرد و تا آخر عمر ازدواج نكرد  و در عزلت و تنهايي زندگي كرد و نام خود را در شمار بزرگترين نويسندگان زن دنيا ثبت كرد .

آستين از پنج سالگي كتاب مي‌خواند و از همان دوران با پدر و مادر و ديگر افراد خانواده خود به بحث و مناظره و مكاشفه مي‌پرداخت . وقتي ده ساله بود داستان مي‌نوشت و همه داستان‌هايش لبريز از طنزهاي ظريف و شوخي‌هاي انديشمندانه بود .  وقتي جسد جين آستين به خاك سپرده شد تازه دنيا به ارزش او پي برد و بر ناكامي‌اش گريست . جين در سراسر عمر چهل و دو ساله‌اش فقط يك بار با تمام وجود عاشق شد . محبوبش جوان پاكدل و پرهيزگاري بود كه در خدمت كليسا روزگار مي‌گذراند . آن دو تصميم گرفتند كه با هم ازدواج كنند اما ناگهان او مرد و با مرگ نابهنگام او جين هم تا آخر عمر به مانند خواهرش كه سرنوشتي همچون او را تجربه كرده بود تا آخر زندگي‌اش به تنهايي و در عزلت زيست . 

قرن هيجدهم قرن مكتب رمانتيسم بود . نويسندگان قهرمانان خويش را با هاله‌اي از خيال مي‌آميختند . اما جين آستين شيوه‌اي ديگر را در خلق شخصيت‌ها و  نوشته‌هاي خودش برگزيد كه بعدها بعنوان مكتب ناتوراليسم نامگذاري شد .  در اين مكتب واقعيت زندگي يا طبيعت آن بر خيال و رويا مي‌چربيد .  در داستان غرور و تعصب كه نقادان آن را بعنوان يك شاهكار به حساب آورده‌اند " اليزابت بنت " يك قهرمان افسانه‌اي نيست ، بلكه دختري است مثل هزاران دختر ديگر كه اعمال و رفتاري به مانند آنها دارد . 

 آقاي بنت كه كشيش گشاده‌رو و شوخ طبعي است و دوستدار زندگي ، از ميان دختران خود بيش از همه به اليزابت عشق مي‌ورزد و او را فهميده‌ترين و زيباترين دختر خود مي‌داند . او و همسرش آرزويي جز اين ندارند كه شوهران دلخواهي براي دختران خود بيابند و سراسر داستان در حقيقت تلاش اين دخترانست براي يافتن زوج دلخواه . غرور و تعصب تاريخ زندگي دونفر است : يكي اسير و زبون غرور خويش و ديگري قرباني تعصب و خودخواهي خود . در اينجاست كه وقتي برخورد اين دو نيرو آغاز مي‌شود وصل و لذت و كاميابي نابود مي‌گردد . " مستر دارسي "، جوان توانگر و خوش سيما و جذابي است اما اسير خودخواهي‌ها و تعصب خويش است . اليزابت شخصيت اصلي داستان هم غرورهايي دارد كه نمي‌تواند براحتي از آنها بگذرد .

دارسي : در اين شكي نيست كه تكبر يك ضعف اخلاقي است . اما درباره غرور بايد بگويم كه اين دو با هم فرق دارند . در مواردي كه تفوق فكري وجود داشته باشد غرور جلوه‌گري نمي‌كند ... من به آساني نمي‌توانم كارهاي بي‌رويه ديگران را تاييد كنم يا اگر از كسي رنجشي پيدا كردم از آن چشم بپوشم .

اليزابت : فكر نمي‌كنيد كه اين قصوري است كه انسان نتواند از لغزش ديگران چشم‌پوشي كند ؟

داستان غرور و تعصب بيشتر بر روي دو قهرمان دور مي‌زند : يكي دارسي و ديگري اليزابت . اين دو قهرمان هر دو آراسته به دو صفت آشتي ناپذيرند : يكي غرور دارد و ديگري تعصب . جدال بين اين دو جبهه از ابتدا تا پايان كتاب وجود دارد اما سرانجام نيروي عشق بر هر دوي اينها غلبه مي‌كند . غرور يكي به تواضع و فروتني مبدل مي‌شود و تعصب ديگري در مهر يار به سازش و تسليم تبديل مي‌گردد . وقتي اليزابت و دارسي با هم نامزد مي‌‌شوند خواننده كتاب به يك حقيقت مسلم دست مي‌يابد و آن اينكه شادكامي يا سيه‌روزي هر دو مولود صفت و تمايلات و شيوه تفكر خود ماست . نكته جالب تر اينست كه وقتي اين دو صفت نباشند و نيروي محبت در كار باشد تفاخر و گران‌فروشي و اختلافات طبقاتي هم از ميان مي‌رود  . اليزابت با هوشمندي خود نه تنها يك اشراف‌زاده متكبر را هم‌طراز خود و خانواده‌اش مي‌كند و او را از سرير غرور پايين مي‌كشد بلكه موفقيت مي‌يابد كه يك خصيصه سلب نشدني او را كه عدم سازش در مقابل راي ديگران بود از او سلب كند .

 در نوامبر 1815 ميلادي از سوي كلارك كتاب‌دار سلطنتي نامه‌اي به جين آستين مي‌رسد به اين مضمون كه وليعهد انگلستان از او خواسته كه كتابي درباره خانواده و مفاخر زندگي او بنويسد . جين آستين كه در آن هنگام چهل سال داشت در پاسخ كلارك مي‌نويسد :

 " همانطور كه من قادر نيستم اشعار رزمي بسرايم نمي توام قلم خود را به گرد آنگونه كتبي كه از من مي‌خواهيد گردش دهم . من عادت دارم به ديده ريشخند به دنيا و ساكنان اين جهان بنگرم و همه چيز را با قلم طنز بيارايم . بنابراين تصديق مي‌كنيد كه نوشتن چنين كتابي از من ساخته نيست . "

غرور و تعصب در چاپ اول خود در تيراژ 3000 نسخه و با قيمت 13000 ريال و با تصويرگري علي‌نامور ، توسط شركت سهامي كتاب‌هاي جيبي وابسته به انتشارات اميركبير به چاپ رسيده است.

 

 

 

چهارشنبه 19 آبان 1389 - 13:50


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری