سه‌شنبه 25 تير 1398 - 19:39
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

احياگري و مردم سالاري ديني

 

احياگري و مردم سالاري ديني

نويسنده: دكتر عماد افروغ

انتشارات سوره مهر

چاپ اول: 1389

 

موضوع نوشتار حاضر پرداختن به ابعاد مختلف احياگري امام خميني(ره) و همچنين پرداختن به مسئله مردم سالاري ديني است.

نگارنده در خصوص اين اثر مي نويسد: در بحث احياگري، ابعاد احياگري امام (ره) چه احياگري ديني، چه سياسي، چه در ساحت داخلي و چه خارجي را با توجه به مباني فلسفي، عرفاني و فقهي آن مورد بررسي قرار داده ام. ابعاد مختلفي كه مي توانست به گونه اي مرتبط با احياگري امام باشد. حتي مسئله فقهي و بحث زمان و مكان و اينكه در موضوع شرايط اجتماعي، سياسي دخالت داده شود وسعي كردم آن ابعاد را كه به گونه اي به احياگري امام و انقلاب اسلامي مرتبط است بررسي كنم.»

اين كتاب به دو بخش عمده مباني و قلمرو احياگري ديني امام خميني و مردم سالاري ديني به مثابه فلسفه سياسي نوظهور تقسيم شده است.

نويسنده در بخش اول تلاش دارد تا بر پايه هستي شناسي يا حكمت متعاليه صدرايي و با اشاره به نوآوري ها وابتكارات و انبساط تفكر صدرايي از سوي امام (ره)  و با مرور بر مفهوم احيا و احياگري، مباني و اركان اساسي احياگري ديني و قلمرو آن را تحليل كند.

دكتر افروغ در خصوص احياء در مقدمه اين اثر مي نويسد: وقتي سخن از احيا به ميان مي آيد بايد به اين نكته اساسي توجه داشت كه در احيا قرار نيست اتفاقي بديع و نوظهور و بدون سابقه و صبغه تاريخ از يك سو و قابليت هاي جوهري متعلق احيا از سوي ديگر رخ دهد. منظور از احياگري ديني نيز طرح مجدد و مغفول دين در عرصه هاي مختلف و متناظر با جوهره و صبغه تاريخي آن است. براين اساس در امر احياء ذهن ناخواسته به سوي يك حيات مجدد و يا زنده شدن پس از يك مرگ و يك خزان بيداري پس از خفتگي، حركت و جنبش بعد از سكون و ... حركت مي كند.

وي در ادامه به قلمرو احياء دين مي پردازد و آن را در احياي دين در ساحت خارجي و داخلي بررسي مي نمايد: «امام در جهت احياي دين و به طور خاصي در دو سنگر داخلي و خارجي تلاش ها و طبعاً‌دستاوردهايي داشت.

به نظر مي رسد دستاوردهاي بيروني و حركت احياگرانه امام تحت الشعاع ابعاد داخلي و چالش هاي بيروني مرتبط با آن قرار گرفته و چندان مورد توجه و عنايت واقع نشده است.

از مواردي كه در اين بخش مطرح شد است مباني هستي شناسي (فلسفي و عرفاني) و انسان شناسي احياگري ديني است كه در اين راستا نگاه دقيق و عميق امام خميني(ره) در اقدام به انقلاب اسلامي ايران مورد بررسي قرار گرفته است.

«نكته اي كه در اين زمينه مورد اتفاق همگان است اين است كه امام در كنار وجه بارز فقهي و اجتهادي (كه آن هم از نوآوري ها و احياگري هاي امام مي تواند به شمار آيد)، فيلسوف و عارفي متأله نيز بودند و از اين منظر نيز مي توان انقلاب اسلامي را به عنوان انفجار نور و سلوك عارفانه و مرحله يا سفر چهارم صدرايي تفسير كرد.

امام به تاسي از حركت جوهري و آراء فيلسوفان گذشته از جمله ملاصدرا جايگاهي ويژه براي انسان قائل است و از تعابيري همچون: عصاره هستي، كوچك شده عالم، عصاره همه موجودات و .. استفاده مي كند. چون علاوه بر نگرش صدرايي ايشان ديدگاه امام نسبت به انسان به بحث هاي بعدي اين مجموعه كمك مي كند.»

از ديگر مواردي كه در ادامه به آن اشاره شده است، تحجر و مقدس مابي در قالب جدايي دين از سياست است كه در اين منشور امام ضمن اشاره به جايگاه پراهميت روحانيون به مثابه حاملان امانت وحي، كاشفان حقيقت تفقّه، پايگاه محكم اسلام در برابر حملات، انحرافات و كجرويها و ... خصوصياتي چون: قناعت، شجاعت، صبر، زهد و طلب علم، عدم وابستگي به قدرتها،‌احساس مسئوليت در برابر توده ها و غني بودن و ابتكار حوزه ها از نظر منابع و شيوه هاي بحث و اجتهاد، به حذف روحانيون وابسته، مقدس نما و تحجرگرا كه به تعبير ايشان كم هم نبودند و نيستند مي پردازند.

شبهه تصلب گرايي، جايگاه مردم و مشروعيت دوسويه در نظام ولايي و زمان و مكان و احياگري فقهي ازموارد ديگري است كه به اجمال درخصوص هركدام بحث شده است.

حضرت امام در عبارات مختلفي علاوه بر تصريح بر مقولاتي از قبيل نظارت و امربه معروف و نهي از منكر كه در ادامه به آن پرداخته شده است بر وجه غير تحميلي و غيراجباري مديريت اسلامي نيز تاكيدي ويژه دارند.

نويسنده در خصوص ويژگي اين اثر معتقد است: اگر يك وجهه قوتي در اين كتاب باشد اين است كه تمام ابعاد انديشه اي امام در اين خصوص مطرح شده و وجهه بارز و خاص ديگر آن اين است كه احياگري امام ريشه در تفكر صدرايي ايشان دارد يعني تفكر فلسفي امام اين قابليت را فراهم كرده كه حتي مفهوم جمهوري اسلامي، زمان و مكان حق مردم را مطرح كند. پاي اصالت جامعه را به ميان بكشد و اين قابليت يكي از قابليت هاي تفكر صدرايي است كه البته امام آن را بسط داده اند. افروغ در ادامه مي نويسد: اگر ما آن را فهم نكنيم نمي توانيم فرق ميان يك فقيه صدرايي و يك فقيه غيرصدرايي را متوجه شويم يك فقيه صدرايي مي تواند راهبرد و رهبر اين انقلاب باشد و آن را پيش ببرد.

در بخش دوم تحت عنوان مردم سالاري ديني به مثابه فلسفه سياسي نوظهور، درباره دمكراسي و قابليت هاي آن و همچنين تئوكراسي و قابليت هاي آن و نقدهايي كه برآن وارد است، بحث شده است و از دل اين دو بحث مردم سالاري ديني با تكيه بر انديشه امام مطرح شده است كه نويسنده براي آن 12 ويژگي برشمرده است.

هشدار وي در اين خصوص اين است كه اگر مراقبت نشود و هم مولفه حقانيت و هم مقبوليت به نقد كشيده نشود اين امكان به وجود مي آيد كه هم بدي هاي دموكراسي و هم بدي هاي تئوكراسي به سراغ آن بيايد.

در قسمتي از مبحث تئوكراسي آمده است: اين نوع از حكومت به طور عمده ناظر بر حاكميت و حكومت خدا روي زمين است. طرفداران اين نوع از حكومت يا آن را از طريق حلول و تجسد فردي دنبال مي كنند يا آن را در قالب هايي چون نمايندگان نهادي خدا، براي مثال كليسا، يا رهنمودهاي مستقيم الهي و يا حكومت هدايت شدگان جست و جو مي كنند. كه به طور قطع، حكومت مستقيم، شخصي و بلاواسط خدا روي زمين ادعايي كفرآميز و انكار مجرد بودن خداوند است...

اين كتاب يكي از آثار نهگانه نويسنده است كه توسط انتشارات سوره مهر در اين حوزه منتشر شده است.  در پيشگفتار مشترك مجموعه نهگانه آثار انتشار يافته، نويسنده همواره به اين نكته اشاره كرده كه «اميد نگارنده آن است كه با ارائه مباحث مطرح در اين آثار، ضمن ارتقاي آگاهي به عنوان زمينه اصلاح جامعه از برخي پندارهاي ناصواب، بتواند با طرح چالش هاي عمده سرنخ هايي براي مطالعات و تحقيقات بعدي خود و ديگران به دست دهد.»

 

 

سه‌شنبه 18 آبان 1389 - 11:50


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری