شنبه 29 دی 1397 - 6:15
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

مهندات

 

مهندات (مجموعه مطالعات فرهنگ، زبان و ادب فارسي در شبه قاره هند) دفتر نخست

به اهتمام: سيد عبدالرضا موسوي طبري

انتشارات سوره مهر                 

 نوبت چاپ اول 1388

 

كتاب حاضر مجموعه مطالعات فرهنگ، زبان و ادب فارسي در شبه قاره هند است كه توسط طبري گردآوري و تدوين شده است.

مهندات به معني هندي شده است كه در اين مجموعه به تصحيح مطالعات و تأليفاتي مي‌پردازد كه از حدود هشتصد سال پيش و همزمان با ورود فرهنگ و هنر و ادبيات فارسي به شبه قاره هند منتشر شده است.

اين مجموعه به چند بخش تقسيم مي‌شود كه بخش اصلي آن به ادبيات اختصاص دارد. در بخش ادبيات با تعدادي از نويسندگان و قسمتي از آثارشان آشنا مي‌شويم نظير: حاذق گيلاني، احمد گلچين، نامه‌هاي تاج الدين اختان دهلوي و ارتباط او با عمادالدين فقيه كرماني، نظامي گنجه‌اي، شيخ ابوالفيض فيضي، رأي رايان انند رام مخلص و 000

در اين بخش نخستين مطلب، مكتوبي است به جا مانده از مرحوم احمد گلچين معاني در شرح احوال حكيم حاذق گيلاني همراه با گزيده‌اي از اشعار حاذق كه به گفته نگارنده پيش از اين هرگز منتشر نشده است.

گزيده شعرهايي كه از حاذق در اين گفتار آمده منقول از مجموعه خطيبي (كتابت شده در سده يازدهم) متعلق به استان گلچين ماني بوده است كه ايشان آن چنان كه خود در خاتمه گفتار اشاره كرده به كتابخانه عبدالحسين بيات اهدا كرده است.

صدوهفتاد بيت از مثنوي گنج و طلسم در گفتار حاضر آمده است.حاذق گيلاني، اين مثنوي را به پيروي از مخزن الاسرار نظامي سروده و به جهانگير شاه، اتحاف كرده است.

او در اين مثنوي درباره شيوه شاعري عرفي شيرازي، اظهار نظر كرده و مثنوي‌هاي او را عاري از طرز فصاحت و ملاحت دانسته است.

در ادامه مطالب بالا به دو بيت او اشاره كرده است:

عرفي ما در غزل استاد بود

خانه خراب و ده آباد بود

مثنويش طرز فصاحت نداشت

كان نمك بود و ملاحت نداشت

همچنين از ميان مطالب اين بخش، مقاله‌اي است از دكتر بهروز ثروتيان با عنوان هند و هندو در آثار نظامي گنجه‌اي. به نقل از نويسنده دكتر بهروز ثروتيان سال‌هاست كه با آثار حكيم نظامي مأنوس است و اين بار به اقتضاي موضوع مجموعه حاضر به كندوكاوي تازه دست زده است تا هند و هندو را از نظرگاه نظامي به ما بشناساند.:« هند و هندو در آثار نظامي گنجوي جلوه‌اي خاص دارد. افزون بر كتابات عرفي و ادبي درباره هندوستان و مردم هند در ايران، ديدگاه شاعر عارف آذربايجان خود از نظر فرهنگ مردم هندوستان جايگاهي قابل توجه دارد و پيشاپيش بايد گفت كه مثنوي رازناك و ضد حماسي شرفنامه را نظامي گنجه‌اي اساساً به خاطر آن آفريده است تا جغرافياي تاريخي و تاريخ فرهنگ ملت‌ها را از عهد باستان به رشته نظم بكشد كه از نظر پژوهشگران اين اظهار نظر و نوشته شاعر، ارزش انكارناپذيري دارد و داراي ارزش تاريخي است.

يكي ديگر از مطالب بخش ادبيات، معرفي شرحي است از ديوان بيدل(محفوظ در كتابخانه گنج بخش پاكستان)كه مؤلف آن شناخته شده نيست. كه به باور نويسنده اين بخش هم ناقص است و هم نثر بي‌كيفيتي دارد اما از آنجا كه شرحي از اشعار غامض حضرت ابولامعاني در ميان نسخ خطي كتابخانه‌هاي مختلف، جز يكي دو مورد سراغ داده نشده است نگارنده همين متن را نيز كه بيش از يك قرن قدمت ندارد غنيمت شمرده و جهت استفاده علاقه‌مندان شرح دو غزل آن را استنساخ نموده است.

غم انتظار تو برده‌ام به ره خيال تو مرده‌ام

قدمي به پرسش من گشا نفسي چو جان به بدن درآ

كه در مفهوم اين بيت آمد است: يعني غم انتظار بسيار به رحمت و فضل خاص تو برده‌ام و به ره خيال انتظار آن رحمت و فضل خاص تو مرده‌ام از حول و قوت خود پس يك قدم از تجله خاص تو به پرسش من مرده غم انتظار گشا و 000 يك نفس و يك دم چون جان به بدن اين غم‌زده درآي كه تا زندگي ابدي به حول و قوت تو يابم.

نيز از ديگر مباحث اين بخش، نوشتاري است در احوال و آثار سيد سراج الدين خراساني، نذير احمد، ترجمه فرهاد ساساني.

در اين خصوص قسمتي از آن را مرور مي‌كنيم: «نخستين شاعر دربار دهلي كه ديوانش به تازگي كشف شده است سراج الدين خراساني است او شاعري فارسي گوي و با سليقه بود ولي متأسفانه سروده‌هايش آن قدر كمياب بوده كه پژوهشگران تا مدت‌ها هيچ نسخه‌اي از ديوانش نيافتند و چون آثارش در دسترس نبود از بسيار جهات درباره شخصيتش اختلاف نظر وجود داشت» كه در ادامه صفحات بعدي سعي شده است بر مبناي اطلاعات گردآمده از نوشته‌هاي خود شاعر كه با منابع ديگر نيز تكميل و سنجيده شده است تصويري از زندگي و آثارش ارائه شود.

از ميان آثار او قصيده‌اي است بيانگر احساسش درباره زيارت خانه خدا، مكه :

هوس بارگي كعبه گرفتست مرا

زين هوس كار بسامان شود انشاءالله

جان پرد درد دل خسته و مجروح مرا

ديدنش مرهم درمان شود انشاءالله

كعبه جانان من و جان به وصالش مشتاق

جان مسكين بر جانان شود انشاءالله

گرچه درياست مرا پيش و ندارد پايان

از پي كعبه به پايان شود انشاءالله

به نقل از كتاب حاضر، سراجي علاوه بر شاعري، در نثر نيز سرآمده بوده و مولف كتاب در حالي كه به دستاوردهايش در شعر اشاره مي‌كند ذكري از موفقيتش در مقام نثرنويس به ميان مي‌آورد كه نمونه‌هايي از اين نثر نوشته‌ها در اين بخش آمده است.

در گزيده‌اي از اين نثر خطاب به پسرش نوشته است:‌«اي فرزند! جهد كن تا دشمن نيندوزي و اگر دشمنت باشد، دلتنگ و ملول خاطر مشو كه هر كه را دشمن نباشد، دشمن كام بود، چنانكه در مثل آمده: هر كه محسود اقران نشد، صاحب قرآن نشد. در نهان و آشكار از كار او غافل نشوي و از مكر و تدبير او بر حذر باشي و هيچ‌وقت از حمله او ايمن نشوي و حال خود را از او نهان داري تا از ابواب غفلت و اسباب آفت دور باشي.»

مطلب ديگر اين بخش «در سراپا و بحر طويل توفيق كشميري»، ذبيح الله حبيبي نژاد، است كه نويسنده در قسمتي از شرح حال وي آورده است:« مولوي شيخ محمد لاله‌جو مشهور به توفيق كشميري از شعراي پارسي‌گوي شبه قاره هند به سال 1112 هـ.ق در شهر «سري نگر» چشم به جهان گشود. توفيق با بهره‌جويي از محضر دو شاعر نامي كشمير، ملاساطع و محمدرضا مشتاق، بر فنون شاعري تسلط كافي پيدا كرد تا اين كه در دوران حكومت «راچه سوكهه جيون مل» بر كشمير به مقام ملك الشعرايي توفيق يافت.»

همچين آورده است توفيق به آواز و موسيقي نيز علاقه وافر داشت و اين علاقه در غزل‌ها و مثنوي‌هاي او به خوبي نمايان است.

عاشق نغمه‌ام و شيفته آوازم

سر خوش كاسه تنبور و كدوي سازم

نبض از خود شدنم در كف موسيقا راست

چه كنم هست به بال دگري پروازم

بنابر قول نگارنده توفيق در معني بندي و تلاش مضمون تازه چنان كه از قديم طور اهل كشمير است، نظير نداشت وي در ادامه مي‌نويستد: عصر توفيق نه تنها در كشمير بلكه در سرتاسر شبه قاره و حتي ايران، عصر انحطاط شعر و شاعري بوده است. بنابراين او در انتقاد از اين وضعيت گفته است:

بس كه اهل حرفه افتادند در فكر سخن

آبكش سقا تخلص كرد و درزي سوزني

اين زمان صاحب كمالي منحصر در دولت است

هركه زر دارد به دور خود بود ملا غني

نويسنده در ادامه به طور مبسوط به آثار توفيق پرداخته و نمونه‌هايي از آنها را آورده است. در شعري با عنوان «در تعريف سخن» قسمتي از آن را مرور مي‌كنيم:

خوب من! از سخنانت كه همه لطف و اداست

زنده گشتم، سخن خوب بلي آب بقاست

بس كه از حسرت سيب ذقنت شد محزون

دست در زير ز نخ كرده، به از شاخ ستون

گوي خوبي نبود سيب زنخدان يارب

كه بود در خم چوگان هلال غبغب

از ديگر مطالب بخش ادبيات كه در مجموعه حاضر به آن پرداخته شده است، قطعات و معميات ملك الشعرا شيخ ابوالفيض فيضي آگره‌اي است كه با مقدمه، تصحيح و تعليقات نگارنده منتشر مي‌شود. اين قطعات كه بيشتر حاوي نكات تاريخي است بي‌شك ما را در بررسي احوال و آثار فيضي و همين طور دوران حيات او ياري مي‌كند.

در قسمتي از مقدمه اين موضوع مي‌خوانيم: شرح زندگي و احوال فيضي همچون داستاني پر كشش و خواندني است او علاوه بر آن كه شاعر است در تفسير و اخلاق هم تأليفاتي دارد. دست به كار ترجمه هم زده و سمت‌هاي دولتي نيز داشته است از طرفي متهم به تشيع است و از طرفي منتسب به الحاد. پدرش عالم و فقيه و برادرش دانشمندي اديب است زماني مورد خش و غضب پادشاه وقت قرار مي‌گيرد و پس از چندي از نزديكان و معتمدين خاص او مي‌گردد و به مقام ملك الشعرايي دربار و آموزگاري شاهزادگان مفتخر مي‌شود.

منم فيضي كه در ميدان معني

چو من چابك سواري تيز تگ نيست

به جلد شعر من از پوست تا مغز

هجاي مردم ناپاك رگ نيست

بدين مي‌ماند اين پاكيزه گفتار

كه در ديوان حافظ نام سگ نيست

از ديگر مطالب اين بخش، منظومه منبع الانهار است از شاعر نامي دربار ابراهيم عادلشاه، ملا ملك محمد معروف به ملك قمي كه عليرضا قوجه‌زاده با استفاده از چهار نسخه آن را تصحيح نموده و مقدمه‌اي جامع و مفيد بر آن نگاشته است.

ملاملك محمد مشهور به ملك الكلام و متخلص به ملك، از سخن سرايان نامي و چيره دست عصر صفوي است كه در حدود 934 يا 935 هـ .ق در شهر قم چشم به دنيا گشود و در آنجا نشو و نما يافت. او در همان دوران كودكي و به گفته آزاد بلگرامي در صغر سن به مشق شاعري افتاد و قدم به وادي سخن نهاد.

معجز عساست به نيرنگ و ساز

سحر كلام ملك است اين طراز

گوش بنه بي‌گله‌اي بر سخن

نيست از اين به صله‌اي در سخن

آنچه شه از نغمه، ملك از سخن

يافته هند از شه و ايران ز من

دومين  بخش اين مجموعه به تاريخ اختصاص دارد. در اين بخش متن فتوحات فيروز شاهي كه از فيروز شاه تغلقي به يادگار مانده توسط سيد سعيد ميرمحمد صادق بر اساس دو چاپ تصحيح و تنظيم شده است. به باور نويسنده امتياز متن حاضر نسبت به چاپ‌هاي پيشين كه هريك بيشتر از نيم قرن پيش در هند و پاكستان انتشار يافته تعليقات مفيد است.

به نقل از كتاب حاضر، فيروز شاه تغلقي در سال 709 هـ.ق متولد شد. پدرش سپه‌سالار رجب بود كه به همراه دو برادرش سلطان غياث الدين تغلق غازي و ابوبكر در زمان سلطان علاءالدين خلجي از خراسان به دهلي آمد. مادر او «رانه مل بي بي نائله» نام داشت. او دختري از راي‌هاي ديبالپور بود كه پس از ازدواج با سپه‌سالار رجب، سلطان تغلق نام او را به بي‌بي كدبانو تغيير داد. فيروز شاه در هفت سالگي پدرش را از دست داد و نزد عمو و پسر او پرورش يافت. او به هنگام بر تخت نشستن عمويش، غياث الدين تعلق شاه، چهارده ساله بود و در طي مدت چهار و نيم سال حكومت وي فيروز قوانين سلطنت داري را از او آموخت.

همچنين در قسمت ديگري  در باب فتوحات فيروزشاهي آمده است: فيروز شاه نخستين فرمانرواي مسلمان هند است كه شرح احوال خود را نوشته و نكات عمده و ويژگي‌هاي سياست اداري و مذهبي خويش را به اختصار شرح داده و از چگونگي بنياد شهرها و مرمت بناها و نيز اصلاحات و رفع مظالم از كسبه و سركوبي كافران مطالبي را به اختصار شرح داده است. فيروز شاه در مقدمه اين اثر مي‌گويد: به ازمنه‌ي سابق،‌مسلمانان به اندك جريمه شدي و اقسام تغذيب مثل بريدن دست و پاي و گوش و بيني و كور كردن چشم و كوفت  استخوان‌هاي اعضاي به ميخ كوب و سوختن اندام به آتش و زدودن ميخ آهني بر دست و پاي و پوست كشيدن و پي بريدن و دو پاره كردن آدمي و ديگر انواع سياست، شيوع تمام داشت. حق سبحانه تعالي مرا توفيق دارد كه جميع آنها را منسوخ ساختم.

عنوان بخش ديگر اين مجموعه علوم و فنون است كه در اين بخش ابتدا مقاله‌اي را مي‌خوانيد با عنوان «سنت باغ‌هاي ايراني در شبه قاره هند» از دكتر محمدمهدي توسلي در اين مقاله نويسنده از باغ‌هايي در شبه قاره هند سخن گفته است كه ويژگي‌هاي يك باغ ايراني را در خود جمع كرده باشد. اين باغ‌ها در چند بخش ذيل عناوين باغ‌هاي شمال هند، باغ‌هاي مركزي، باغ‌هاي بنگال شرقي(بنگلادش)، باغ‌هاي دكن و جنوب هند، معرفي شده‌اند.

در قسمتي از مقدمه اين بخش چنين آمده است: رسم ساختن باغ به عنوان محلي براي استراحت و گردش از ديرباز در ايران و كشورهاي شرقي به ويژه توسط پادشاهان و اميران رواج داشته و امري ذوقي و حياتي بوده و گاه جنبه مذهبي داشته است. اين باغ‌ها در جاهاي مناسب كه فضايي باز و دلگشا با جوي‌هاي متعدد و منظم آب و سبزه و گل و درختان گوناگون داشته، ساخته مي‌شدند. باغ‌ها را بيشتر در بيرون شهر، كنار چشمه‌ها و جويبارها و در دامنه كوهستان‌ها ساخته‌اند.

در ادامه اين بخش به تعدادي از اين باغ‌ها اشاره شده است: باغ الهي، باغ بحرآرا، باغ نسيم، باغ صادق خان و 000

نيز معروف‌ترين باغ‌هاي سبك ايراني در ناحيه مركزي هند در «اگرا»، «الله آباد»، هاريانا و بنگال شرقي احداث شده‌اند: باغ جهان آرا بيگم، باغ چندر بهان، باغ قندهاري بيگم، باغ مهابت خان و 000

همچنين به تعدادي از باغ‌هاي دكن و جنوب هند نيز اشاره شده است. باغ نامدار، باغ انبه جهرمي، لعل باغ ميسور، باغ دريا دولت و نوبهار در خصوص باغ تاج محل آمده است: تاج محل باغ و مجموعه‌اي آرامگاهي در هند است كه در سده يازدهم هجري به  فرمان شاه جهان، پنجمين شاه گوركاني هند، براي همسرش «ارجمند بانو» در شهر «اگرا» ساخته شد. ارجمند بانو، نوه پسري غياث بيك اعتمادالدوله تهراني بود. اعتمادالدوله در 984 هـ .ق از قزوين به هند رفت و پس از چندي ديوان سالار دربار شاه شد. ارجمند بانو (ممتاز محل) پس از ازدواج با شاهزاده خرم(كه بعدها شاه جهان شد) همواره در تمام سفرها در كنار شوهرش بود در يكي از سفرهايش به برهان‌پور پس از زادن چهارمين فرزند در ذيعقده 1040 هـ.ق درگذشت و جسدش را موقتاً در همانجا به خاك سپردند شش ماه بعد پس از انتقال جنازه به اكبرآباد آن را در پانزدهم جمادي الآخر 1041 هـ.ق در محلي واقع در جنوب اگرا در ساحل رود جمنا دفن و بناي تاج محل را شروع كردند.

نكته بسيار ظريف در كل مجموعه تاج محل كه وصفش به تفصيل در اين بخش آمده است عنايت بسيار به كتيبه‌هاي قرآني است كه عمدتاً درباره بهشت و قيامت است كه باغ و درختان تاج محل را تمثيل جاودانگي و حيات دانسته و با الگويي ملكوتي يعني بهشت انطباق داده است در بيان نمادين، باغ، مجموعه آرامگاهي آن و دروازه اصلي مجموعه را نماد مدخلي دانسته‌اند كه پيامبر اكرم(ص) در معراج از طريق آن وارد بهشت شد، حوض مرمرين مرتفع وسط باغ را نماد حوض كوثر و چهار نهر چهار سوي آن را نماد چهار نهر جاري در بهشت انگاشته‌اند.

از ديگر مطالب اين بخش رساله‌اي است با عنوان «تفريح القلوب» كه ترجمه ادويه قلبيه ابن سيناست. احمد الله مدراسي (از طبيبان و پارسي نويسان شبه قاره در قرن يازدهم و دوازدهم هجري قمري) اين رساله را از عربي به فارسي برگردانده و سيد حسين رضوي برقعي آن را به شكلي منقح و منزه درآورده است.

نگارش نوشتاري درباره داروهاي ويژه اندام دل آدمي، چنانكه بوعلي بدان پرداخته، در گستره تاريخي پيش از آن از آغاز اسلام تا سال تأليف همانند ديگري نداشته است.

اين ترجمه در شانزده فصل ذكر شده است كه در قسمتي از فصل ششم اين تأليف آمده است: اسباب استعداد فرح و علم، منحصر در اسبابي نباشند كه اتصال آنها به جوهر روح است يعني كميت و كيفيت، بلكه گاهي اسباب نفساني ديگر نيز روح را معده احد الامرين مذكورين نمايند و گمان آن است كه اعداد آنها نيز به واسطه احداث يكي از اسباب جوهريه بود يعني اسبابي كه تصرف آنها در جوهر روح است به اعتبار كميت و كيفيت جايي كه مزاج و قوام روح را تعديل مي‌نمايند و مقدار او را تكثير و طبيعت را فاصل.

همچنين در فصل هفتم از عوارضات قلبي مي‌گويد كه «دو حالتند كه باهم تشابه دارند يكي ضعف قلب و دوم توحش و ضيق الصدر. و في الواقع ميان هر دو فرق است و همچنين قوت قلب و تنشط و انشراح صدر نيز متشابهند و ميان اين دو نيز فرق است مشكل به جهت تلازم آنها در اكثر امر و براي اينكه اولين را دو حالت انفعاليه ظن نموده‌اند و ثانيين را دو حالت فعليه، و دو طرف هر واحد از قسمين به چند وجوه، فرق ظاهر شود» كه در ادامه نيز به وجوه افتراق آنها اشاره شده است.

كه وجه اول آن چنين است: «اول آنكه ميان هر دو تلازم نيست چرا كه هر ضعيف القلب، محزان نبود و نه محزاني، ضعيف القلب باشد و نيز هر قوي القلب، مفراح نيست و نه هر مفراحي، قوي القلب است.»

بحث ديگر اين بخش مقاله‌اي است تحت عنوان تاثير و دگرگوني مضامين و قواعد تصويري ايراني در نقاشي مينياتور مغول، از ميراكاء ، كه مريم صابري‌پور نوري فام از انگليسي به فارسي برگردانده است.

در قسمتي از اين بحث مي‌خوانيم تاريخ نقاشي مغول، چنان حال و هواي ايراني دارد كه نويسندگاني مانند ك.كرس‌ول، نقاشي مغول را هندي ايراني و شهيد سهروردي آن را صرفاً هنر ايراني  مستعمره‌اي ناميده‌اند. اما اكنون براي تشخيص نقاشي مغول به عنوان يك گونه متمايز، راهي دراز در پيش داريم.

البته اين مسأله از دين آن به نقاشي ايراني، چه در شكل‌گيري و چه در تداومش نمي‌كاهد.

در ميان بسياري از هنرهاي زيبا كه در برخي شهرهاي مشهور شرق آسيا رايج بود تعداد اندكي جايگاه والاتري نسبت به كتاب‌سازي و تذهيب پيدا كردند. نقاشي مينياتور و خوشنويسي به عنوان يكي از خاص‌ترين اشكال هنري ايران اسلامي ظهور كردند و اين بر وضعيت هنر اطراف تاثير گذاشت. ايران براي هنرهاي پالوده، فرهنگي و زيبا الگو شد و هنر تصويرسازي كتاب ايران بر مكتب‌هاي نقاشي عثماني، ازبك و مغول تاثير گذاشت.

نگارنده مجموعه حاضر در خصوص منابع اين كتاب مي‌گويد: بخش قابل توجهي از اين منابع در داخل و از كتابخانه‌هاي مختلف گردآوري شده و بخش ديگر هم از كتابخانه‌هاي هند و همچنين اروپا و مخصوصاً به دليل وجود بسياري از متون و كتاب‌ها در كشور انگلستان از آنها هم استفاده شده است.

سيدعبدالرضا موسوي طبري درباره مجموعه مهندات مي‌نويسد: دفتر مطالعات زبان و ادب فارسي در شبه قاره هند در صدد است تا در كنار فعاليت‌هايي كه انشاءالله در آينده نزديك پر رنگ‌تر خواهد شد مجموعه‌اي را به طور مستمر با عنوان مهندات منتشر كند. نويسنده در ادامه تاكيد مي‌كند كه براي مطالب اين مجموعه تقريباً‌ هيچگونه محدوديتي جز موضوع آن كه بايد به نوعي به شبه قاره مربوط شود قائل نشده‌ايم و از هر مطلبي خواه تصحيح متن باشد، خواه تحقيق و تأليف، خواه ترجمه يا فهرست‌نگاري به شرط برخورداري از كيفيت لازم استقبال مي‌كنيم.

گفتني است رونمايي از اين كتاب در هند با حضور سفير و استادان ادبيات فارسي كشور هند برگزار شد البته قرار بود دفتر نخست اين مجموعه به صورت همزمان در ايران و هند منتشر شود كه اين كتاب چند ماه زودتر از ايران در هند منتشر شد و انتشار اين مجموعه در ايران به دلايلي به تأخير افتاد.

در پايان كتاب فهرستگان، فهرست‌ واژه‌هاي كتب منتشره مربوط به زبان و ادبيات فارسي و تاريخ اسلامي در هند، فهرست واره مقالات منتشره در اين خصوص و همچنين فهرست پايان‌نامه‌هاي تحصيلي درباره زبان و ادبيات فارسي در شبه قاره آورده شده است.

 

 

 

 

سه‌شنبه 18 آبان 1389 - 10:49


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری