شنبه 25 آذر 1396 - 20:29
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

صديقه مقدس پور

 

عدالت اجتماعي و لزوم تعديل ثروت

 

مقدمه :

نگاه اسلام به تمام ابعاد جوامع انساني ، گسترده و همه جانبه است. نظريات و راهبردهاي اقتصادي آن نيز براي حل مشكلات و مسائل  از معتدلترين ديدگاه ها مي باشد.

نظراسلام در خصوص چگونگي نظام مالي، معيارهاي اقتصادي، مالکيت خصوصي، عدالت اجتماعي و.... مي تواند براي جامعه انساني، اقتصادي پاک و سالم را بنا نهد، اقتصادي که در سايه سار آن، انسان ها بتوانند به تکامل مناسب روحي و منعوي دست يابند.

در همين خصوص مسأله تعديل ثروت براي برقراري عدالت اجتماعي جزء مهم ترين سياست هاي اقتصاد اسلام است. تبيين ابعاد مسئله تعديل ثروت و راه کارهاي تحقق آن در جامعه اسلامي بسيار گسترده است، اما  در اين مقاله به اختصار به برخي از آن ها اشاره مي كنيم.

 

ديدگاه اسلام در باره تنگدستي و فقر

 

فقر، با آثار سوء بسيار ، يکي از ريشه هاي اساسي مفاسد اجتماعي است. نياز به تأمين مخارج زندگي، فرد نيازمند را مجبور به سر فرود آوردن، ذلت پذيرفتن، انحرافات اخلاقي، جنسي و حتي سرقت اموال ديگران مي کند، حتي برخي اوقات ،زمينه قبول عقايد انحرافي و باطل را نيز فراهم مي سازد.

پيامبر اکرم(ص) در مورد افراد معمولي مي فرمايد:«الفقر سواد الوجه في الدارين ؛ فقر وسيله سيه رويي براي انسان در دو جهان است» و در باره خود فرموده اند: «الفقر فخري ؛ افتخار مي کنم که فقيرم » چرا كه فقر براي افراد معمولي بلايي است که نمي تواند با آن برخورد مثبت داشته و از آن در جهت کمال خود استفاده كند. اين فقر مي تواند اخروي باشد و به معناي تهي بودن از اعمال خير و يا دنيوي باشد كه در اين صورت موجب فراهم آمدن عاقبت شر خواهد شد.

 

امام علي بن ابيطالب(ع) در جمله اي خطاب به فرزندش محمد حنفيه فرموده اند: «يا بني اني أخاف عليک الفقر، فاستعذ بالله منه فان الفقر منقصه للّدين و مدهشه للعقل و داعيه للمقت» من براي تو از فقر مي ترسم که به دين و به عقل تو ضربه بزند.

نه تنها فقر باعث بروز مشکلات فردي، بلکه آفتي اجتماعي است که مسبب بسياري از مشکلات جامعه نيز مي شود. در بسياري از موارد، فقر اجتماعي ، مولود ظلم اجتماعي گسترده است، هر چه در جامعه ، فاصله طبقه ثروتمند از حد اعتدال بيشتر شود بر فاصله طبقه فقير از حد اعتدال نيز افزوده مي شود.

هر چند لازم نيست که در جوامع امروزي که داراي روابط بسيار پيچيده اقتصادي هستند، حتما اين ظلم به صورت ساده و آشکار قابل تشخيص باشد، بلکه گاهي اثرات انباشت ثروت در يک مجموعه کلي،  بر روي بعضي از حواشي و متون جامعه باقي مي ماند. چنان که امام صادق(ع) مي فرمايند: «ان الناس ما افتقروا و لا احتاجوا و لاجاعوا ولا غروا الا بذنوب الأغنياء» آنچه بر سر نيازمندان و گرسنگان و برهنگان مي آيد، همه در اثر جنايت و گناه اغنياء و توانگران است.

نگاهي به روايات و احاديث ائمه معصومين (ع) نيز نشان مي دهد كه فقر از سويي عاملي است براي گرفتن وجهه اجتماعي انسان و از سوي ديگر اگر انسان فقير ايمان نداشته باشد به جهت آنکه خود را بي آبرو مي داند، چه بسا به هر کاري دست بزند. در روايات اسلامي آمده است از کسي که در نزد خويش و ديگران بي آبرو شده است خوف داشته باشيد.

امام سجاد(ع) به اين نکته ظريف دردعاهاي بلند و نوراني خود اشاره کرده و مي فرمايند: «اللهم صن وجهي باليسار و لاتبتذل جاهي بالاقتار»خداوندا آبروي مرا با گشادگي در امور زندگي نگهدار و با سختي و تنگدستي حيثيت مرا پايمال نگردان.

متأسفانه اگر فرهنگ جامعه اسلامي با ارزش هاي آن خو نگرفته و الگوهاي کاذب دنيايي در چشم افراد ، تبديل به ارزش شوند، شخص فقير در چنين جامعه اي فردي بي شخصيت تلقي مي شود و حتي ممکن است با مقام علمي شخص فقير به جهت فقرش اعتنايي نشود. در اين باره امام علي (ع) مي فرمايند:«الفقير حقير، لايستمع کلامه و لايعرف مقامه» شخص تهي دست، حقير بشمار مي آيد، بگونه اي که به سخن او توجه نمي شود و منزلت او را نمي شناسند.

اسلام، مال و ثروت را به منزله ستون فقرات جامعه اسلامي و سبب قيام مردم مي داند .

از نظر اسلام، سرمايه و ارزاق مادي وسيله اي است براي قوام فرد و برپايي او. چنانچه در روايت مشهور نبوي آمده است:« لولا الخبز ما صلينا و لاصمنا» اگر نان نبود نه مي توانستيم روزه بگيريم و نه نماز بخوانيم.

 

نظراسلام در باره ثروت

 

خداوند متعال در قرآن كريم مي فرمايد :«ان الانسان ليطغي ، أن رآه استغني» (1) و رسول مكرم (ص) به امتش مي فرمود: «أخوف ما أخاف علي امتي، ان يکثرلهم المال فيحاسدون و يقتتلون» من از آنچه که بسيار بر اين مردم، مي ترسم اين است که روزي أموال عده اي از اينها زياد شود، به رقابت، حسادت، چشم و هم چشمي، تفاخر در ثروت و تکاثر در امکانات مادي پرداخته و همديگر را بکشند.

يکي از آفت هاي ثروت اندوزي فخر فروشي است. برخي انسان ها دوست دارند به واسطه نعمت هايي که خدا به آن ها داده به ديگران فخر فروشي کنند. قرآن کريم در اين باره مي فرمايد:

«و لئن اذقناه نعماء بعد ضراء مسته، ليقولن ذهب السئيات عني، انه لفرح فخور؛ اگر به انسان، بعد از آسيبي نعمتي برسد، بسيار فخر فروشي مي کند. » (2)

روح تعاليم اسلام، ضمن احترام به مالکيت خصوصي و ترغيب به تلاش براي به دست آوردن مال حلال، با ثروت اندوزي هاي فراوان، موافق نيست. در مجموعه معارف اسلامي، طراحي امور به گونه اي است كه اگر کسي بخواهد تمام مبادي حلال و حرام شرعي را رعايت کرده، به همه امور اخلاقي پايبند بوده، ماليات هاي شرعي را بپردازد و توصيه هاي اسلام را در جهت مصرف و هزينه مال به کار گيرد، هرگز داراي ثروت هاي بادآورده نخواهد شد.

اسلام احتکار ثروت و ذخيره کردن آن را ممنوع مي داند و اين عمل را به منزله خبط خون در رگهاي بدن که سبب فلج شدن ساير اعضا مي گردد، تلقي مي کند. لذا جريان و حرکت آن را لازم مي داند.

قرآن کريم در اين باره مي فرمايد:«و الذين يکنزون الذهب و الفضه و لاينفقونها في سبيل الله، فبشرهم بعذاب اليم؛کسانيکه طلا و نقره را انبار کرده و آن را در راه خدا انفاق نمي کنند آنها را به عذاب دردناک بشارت بخش. » (3)

 

تدابير اقتصادي و نظام مالي اسلامي به گونه اي است که اهداف معنوي اسلام در سايه آن محقق شود و تمام ثروت جامعه در دست گروهي خاص قرار نگيرد.

آياتي مانند «کي لا يکون دوله بين الاغنياء منکم» گواه بر اين سخن است. (4)

يکي از مفاسد بزرگ که توسط ثروت اندوزان برخي جوامع ايجاد مي شود اين است که بر تهاجمات فرهنگي دامن مي زنند و سخنان حق را در زير انواع تبليغات مي پوشانند. اين همان فرموده خداوند است که : «و ما ارسلنا في قريه من نذير الا قال مترفوها انا بما أرسلتم به کافرون ؛ به هيچ شهري انذارگري نفرستاديم مگر اين که ثروتمندان آن شهر گفتند ما رسالت شما را باور نداريم. در طول تاريخ اينگونه بوده که همواره مترفان با حق و عدالت مخالفت نموده اند. » (5)

 

اختلاف فزاينده فقر و غنا و جهاني شدن اقتصاد

 

با گذشت زمان ، دنيا روز به روز و آشكارا به دو قسمت ، تقسيم مي شود. از يک سو، اقتصادهاي پيشرفته صنعتي،توسعه يافته و در سوي ديگر، اقتصادهاي در حال توسعه، کمتر توسعه يافته، عقب مانده، توسعه نيافته، ماقبل صنعتي و يا عقب مانده شديد قراردارد و اين بي عدالتي اقتصادي تحت عنوان فرآيند جهاني شدن اقتصاد و با هدف و محوريت منافع امريكا انجام مي شود.

سازمان تجارت جهاني واقع در آمريکا که در حادثه 11 سپتامبر از هم پاشيد، با داشتن 140کشور عضو، حاکم بر مناسبات تجارت خارجي بين کشورها بود. مسلم است که نوع برنامه هاي اقتصادي، حق و حقوق و امتيازات کشورهاي عضو اين سازمان، به صورتي طراحي شده که همه منافع کشورهاي جهان سوم در روند جهاني سازي در حاشيه قرار گيرد و بر ازدياد فقر و غنا در جهان افزوده گردد.

اگر چه روح تعاليم اسلام و معنويات حاکم برآن، کاملاً با ايجاد طبقات فقير و غني در جامعه مخالف است، اما متأسفانه در مرحله عمل، نمونه هاي بارزي از فاصله چشمگير بين فقر و غناء را در کشورهاي مسلمان مي بينيم، زيرا عموماً زندگي اجتماعي در جهان اسلام، غير اسلامي است.

معمولاً زندگي اجتماعي در اکثريت کشورهاي مسلمان، بر پايه برنامه ريزي هايي پيش مي رود که برخلاف روش اسلام است، زيرا زير بناهاي زندگي اجتماعي در تمام جوانب آن، با بينش اسلامي، مخالف است.

در اکثر کشورهاي مسلمان ، شکاف عميقي بين مسلمانان و حاكمان وجود دارد و مسلمانان با اطلاعات كمي كه از اسلام دارند ، نتوانسته اند تصور کاملي از قوانين آن داشته باشند.

 

تعديل ثروت

 

 

مقصود از «تعديل ثروت» يعني در جامعه اسلامي، تفاوت سطح زندگي افراد در حدي نباشد که جامعه را به يک جامعه طبقاتي تبديل کرده و در آن عده اي فقير و عده اي ثروتمند باشند . تعديل ثروت، يک سياست اقتصادي براي دولت اسلامي است که بايد به وسيله حکومت اجرا شود.

تعديل ثروت و ايجاد توازن اجتماعي، صرفاً به معناي ايجاد محدوديت درآمدها و به هم نزديک کردن درآمدها نيست، بلکه به معني ايجاد تعديل در سطح فقر و غناي اجتماع است.

بنابراين کسي که با قوانين اسلام آشنايي داشته باشد ، به خوبي مي داند که جهان بيني توحيدي و اخلاق اسلامي، تمامي اجزاء مکتب اسلام را تحت الشعاع و سيطره نفوذي خود قرار داده است و رفع فقر در جامعه با پياده کردن اخلاق اسلامي و ساير تعاليم جاوداني آن، به آساني ميسر، خواهد بود.

نكته قابل ذكر ديگر اين كه فرآيند تعديل ثروت با احترام به مالکيت خصوصي منافاتي ندارد. لذا اسلام بر اصل مالکيت خصوصي صحه گذاشته و حدود آن را تعيين نموده است.

 همه مالکيت ها در سايه مالکيت حقي خداوند محترم است، بدين جهت هر مالک به منزله امانت داري است که بايد ملکيت خداوند را پاس دارد.

اگر چه تمرکز فراوان ثروت مي تواند فساد اخلاقي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي را بوجود آورد، اما آزادي هاي بدون شرط سرمايه داران باعث فسادهاي فوق مي شود.

اسلام مانع اصل توليد نمي شود، بلکه حکومت اسلامي موظف است، بر اساس عدل و قسط، مانع فساد ناشي از تمرکز ثروت بشود، اما بايد اين نکته را رعايت کند که محدوديت ها آنقدر زياد نشود که سرمايه دار، کارگر و تاجر، خود را در چارچوب يک سري قوانين تحميلي، آنقدر محصور ببيند که، عشق، علاقه و انگيزه اش را به کار از دست بدهد.

 

راه حل هاي تعديل ثروت

 

مسلمانان بايد از واقعيت هاي ناگوار موجود در جوامع خويش مطلع شده ، با تعاليم اسلام آشنا شوند و با برخورداري از معارف و اخلاق عظيم اسلامي بتوانند زندگي واقع بينانه اي را تحت حمايت يک حکومت اسلامي، براي خود ترتيب دهند.

به طور کلي،اسلام، براي از بين بردن فاصله هاي موجود بين ثروت و درآمد، اقداماتي را براي برقراري عدالت اقتصادي انجام مي دهد، از طرفي با کنترل ثروت اغنياء، تعديل ثروت را برقرار مي سازد و از طرف ديگر با ايجاد تأمين اجتماعي، سطح متوسطي از زندگي را براي نيازمندان بوجود مي آورد.

اما هر کدام از اين روشها نيز، در متن اسلام، به دو صورت، قابل اجراست واجراي اين اهداف، بايد هماهنگ با هم و در راستاي تحقق هدف غايي، پيش رود. اين روش ها عبارتند از :

1-    ايجاد روحيه متناسب با تعديل ثروت و تأمين اجتماعي در پرتو تبليغ فرهنگ واخلاق اسلامي در جامعه

2-    واگذاري اختيارات به حكومت اسلامي براي پرداختن به اقدامات عملي و وسيع حكومتي با هدف برقراري عدالت اجتماعي

 

حکومت اسلامي و تعديل ثروت

 

 

مسئولين حکومت اسلامي، موظف اند براي تعديل ثروت، خطوط اساسي نظام مالي در جامعه اسلامي را تبيين و آن را عملي سازند. موارد ذيل مي تواند وظايف حاکمان اسلامي در زمينه مالي و ثروت محسوب شود:

الف) تعالي فرهنگ جامعه با ايجاد انگيزه هاي مثبت براي پويا نمودن اقتصاد

ب) استفاده از همه امکانات، نيروهاي فکري و نيز سرمايه هاي مادي

ج) آموزش افراد در رعايت ضوابط و احکام اقتصادي دين ، اعم از نگهداري، توزيع و مصرف اموال

د) مبارزه با ثروت اندوزي

ه) بسيج عمومي با هدف فقر زدايي از اقشار آسيب پذير

و) نظارت بر برنامه ريزي و اجراي طرح هاي اقتصادي، به طوري که با تعاليم اسلام سازگار باشد

ز) نظارت صحيح بر اخذ و چگونگي مصرف ماليات ها

ح) برنامه ريزي طرح هاي خود اشتغالي براي بيکاران و طبقه محروم

حکومت اسلامي موظف است مردم مظلوم و محروم را پشتيباني كند. همان وظيفه اي که اميرالمؤمنين(ع) در وصيت معروف به دو فرزند بزرگوارش، تذکر مي دهد:«و کونا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً؛ دشمن ستمگر و ياور و پشتيبان ستمديده باشيد. »

به هر حال، تعديل ثروت با استفاده از اختيارات شرعي، قانوني و نفوذ رهبر حکومت اسلامي در افراد و جامعه، بر عهده زمامداران حکومت اسلامي است.

بنابراين، سياست هاي اقتصادي و مواردي مانند : نظارت و كنترل توليد ، توزيع و مصرف و نيز مبارزه با مفاسد اقتصادي ، يكي از وظايف حکومتِ اسلامي است كه ولي امر مسلمين ان ها را وضع و تعيين مي نمايد كه بر همين اساس در محدوده مباحات و حق قانونگذاري در اين دايره، مي توان بنابر مصالح مختلف، قوانين مختلفي را طرح ريزي کرد تا منجر به تعديل ثروت در سطح جامعه گردد.

 

 

اشاعه فرهنگ ساده زيستي

 

اشاعه فرهنگ ساده زيستي يکي از راه هاي تعديل ثروت است و مؤثرترين راه اشاعه اين فرهنگ، رعايت اصول سادگي و ساده زيستي توسط رهبران امت، حاکمان و مسئولين مي باشد.

 

نگاهي به زندگي حضرت فاطمه (س) و علي(ع) مي تواند اوج شکوه اين ساده زيستي را نشان دهد.

حضرت فاطمه(س) در باره توصيف خانه اش مي فرمايد: «حالنا کماتري في کساء نصفه تحتنا و نصفه فوقنا»حال و وضع ما اين است که مي نگريد با عبايي زندگي مي کنيم که نصف آن به عنوان فرش، برروي آن مي نشينيم و نصف ديگر آن را بر روي خود مي کشيم. و در موردي ديگر ايشان مي فرمايد: «ما عندنا شيء، و انني منذ يومين أعلل الحسن و الحسين» در خانه چيزي نداريم و من دو روز است که به بهانه هاي مختلف فرزندانم، حسن و حسين را بگونه اي سرگرم مي کنم تا بي تابي زياد نکنند.

 

وقتي وضع زندگي فاطمه(س) دختر پيامبر بزرگ اسلام و همسر والي مسلمين در نهايت سادگي است، چقدر ثروت اندوزي مسئولين حکومت اسلامي قبيح خواهد بود.

بنابراين اسلام ، علمي ترين و عادلانه ترين راه براي تعديل ثروت را ارائه كرده است، به اين معني که اسلام برخواسته هاي فطري بشر مانند حس تملک، حس رقابت و آزادي، جواب مثبت داده است.

از طرف ديگر، حکومت اسلامي موظف است که اجازه ندهد ثروتها، متراکم شده و زمام آنها بدست ثروتمندان متجاوز بيفتد. براي اينکه عدالت اجتماعي در جامعه، برقرار شود، تدابير و سياستهاي فراواني را بر حسب مقتضيات زمان و مصالح اجتماعي در برهه هاي گوناگون پيش بيني نموده، اجرا و نظارت بر آن قوانين را به عهده حکومت اسلامي واگذار نموده است.

 

تحکيم رابطه اقتصاد و اخلاق

 

اقتصاد در جوامع غير اسلامي در بسياري از موارد از قيد و بند اخلاقي رهايي يافته و به صورت يک اقتصاد آزاد در آمده است ولي در اسلام کسب درآمد از طرق غير اخلاقي براي بدست آوردن منافع اقتصادي ممنوع است . هدف هاي انساني، منافع اجتماعي و محوريت معنويت در جامعه اسلامي راه مؤثري در فرآيند تعديل ثروت مي تواند باشد.

از نظر اسلام ارتزاق از راه انواع نيرنگ، ارتشاء، دروغ، تدليس و چپاول از جمله راه هاي غير اخلاقي و غير شرعي کسب درآمد است.

اخلاق اسلامي هرگز اجازه نمي دهد کالاها با تبليغات کاذب به فروش رود.

 

تحکيم رابطه اقتصاد و فقه

 

دين اسلام براي ساختن يک اقتصاد سالم ، اولين اصل معيشت را کار و تلاش مي داند ، اما بسياري از کارها و درآمدها را حلال تلقي نمي نمايد. انواع کسب هاي حرام در فقه اسلامي بسيار است، لذا با تحکيم رابطه اقتصاد و فقه، راه کسب درآمد از همه مکاسب محرمه مسدود مي گردد، مسلم است که ديگر در جامعه اسلامي نمي توان به موارد فراواني از ثروت اندوزي و مالکيت هاي کلان برخورد كرد.

راه هاي بسيار متداول غارت و چپاول ثروت، با تحکيم و ارج گذاري بر مسائل و احکام فقهي محدود يا مسدود مي شود.

با نظارت صحيح دولت و برنامه ريزي هاي اقتصادي، در قوانين مصوب مجلس، روح تعاليم فقهي رعايت خواهد شد و اگر در مرحله اجرا، دستگاه ها و قوه قضائيه با درآمدهاي ناشي از مکاسب محرم با شدت برخورد کند، مطمئناً جامعه به سوي عدالت اجتماعي و فرآيند تعديل ثروت پيش خواهد رفت.

 

ترويج روحيه نشاط و كار سالم

 

براي اين که جامعه از مرز فقر به نقطه تعديل ثروت نزديک شود بايد فرهنگ و روحيه تلاش سالم و سازنده براي کسب دارايي هاي حلال در جامعه ترويج شود.

فرهنگ غني اسلام و سيره معصومين(ع) مملو از پيام هايي در جهت ايجاد همت هاي بلند براي ساختن يک اقتصاد سالم است. اقتصادي که مبتني بر توليد و نه ثروت اندوزي باشد.

امام صادق(ع) مي فرمايند: «لاتکسلوا في طلب معايشکم؛ در طلب معيشت خود تنبلي نکنيد.»

و هم چنين مي فرمايد: «اني لما حب ان اري الرجل متحرفاً في طلب الرزق؛ خداوند متعال در قرآن کريم استفاده از طيبات دنيا را براي صالحين مطلوب دانسته و به مردم براي تأمين معاش تمکن داده است. » ومي فرمايد: «و لقد مکنا کم في الارض و جعلنا لکم فيها معايش ؛ ما شما را در زمين تمکين داده و براي شما مقرر نموديم. » (6)

 

لزوم نظارت دقيق بر بيت المال

 

برنامه ريزي صحيح در كنترل و نظارت بر بيت المال ، مي تواند امکان سوء استفاده هاي اقتصادي را از تمام سارقين سلب کند.

حکومت اسلامي بايد با تدابير همه جانبه و دقيق، سعي کند زمينه اجراي برنامه هاي اقتصادي را به سمتي پيش برد که هيچ فردي از مسئولين به اين انديشه فرو نرود که مال بيت المال را براي جلال و جبروت خود مصرف نمايد.

 

حساسيت و دقت در باره بيت المال در رفتار علوي به قدري زياد است که ايشان به يکي از عمال خويش مي نويسند: «سر قلم ها را نازک بگيريد، سطرها را نزديک هم بنويسيد، از چيزهايي که فايده ندارد پرهيز کنيد.»

امام خميني (ره) در باره لزوم دقت در تصرف در اموال عمومي مسلمين مي فرمايند:«دقت در بيت المال دستوري است براي طول تاريخ، براي کساني که متکفل حکومت هستند بايد تا اندازه ممکن در بيت المال تصرف نکنند، يک درهمش در آن طرف حساب دارد. بايد حساب بدهيم. . . بيت المال مسلمين را بزرگ بشماريد.»

 

مبارزه با مفاسد اقتصادي

 

 

پيچيدگي تمدن ها، شبکه هاي مالي و نظام بانکي از سويي و پيچيدگي نظام اداري و پروژه هاي مختلف اقتصادي از سوي ديگر، زمينه را براي انواع سوء استفاده هاي مالي توسط بسياري از افراد فراهم مي كند. انواع سرقت ها مانند رانت خواري و ارتشاء مي تواند در هرجايي كه ضعف مديريت و حراست دقيق وجود داشته باشد به شدت رشد کند.

مبارزه صحيح و قاطع با مفاسد اقتصادي راهي روشن براي تعديل ثروت در جامعه اسلامي است و راه ثروت هاي بادآورده اي را که از طريق حيله ها و مکرهاي اقتصادي بدست مي آيد، مسدود مي كند.

يکي از راه هاي موفقيت مبارزه اين است که نبايد در مبارزه با مفسدين هيچ خط قرمزي رعايت شود.

چنانچه علي بن ابيطالب(ع) حتي دست يکي از دوستان خود را که مرتکب نوعي از انواع سرقت شده بود قطع كرد.  

مبارزه با مفسده اقتصادي سيره مستمر اهل بيت(ع) بوده تا حدي که اين مسئله، براي اذهان و افکار مسلمانان و حتي دوستان واقعي آن حضرت توجيه شده بود که از هر گونه برخورد قاطع با مفاسد اقتصادي به خوبي استقبال مي كردند.

در مجموع اسلام ، آيات قران كريم و سيره ائمه اطهار (ع) با تنعم و روحيه استكباري مخالف  و مسئله تعديل ثروت و عدالت اجتماعي را بارها مورد تدكيد قرار داده است به طوري كه در جامعه اسلامي- آرماني فاصله طبقاتي و وجود قشرهاي ثروتنمند و فقير معنايي ندارد.

منابع :

1)      قران كريم ، سوره علق ،‌آيه 6و7

2)      سوره هود ، آيه 10

3)      سوره توبه ، آيه 34

4)      سوره حشر ، آيه 7

5)      سوره سبا،آيه 34

6)      سوره اعراف ،‌آيه 10

 

 

دوشنبه 17 آبان 1389 - 13:31


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری