شنبه 25 آذر 1396 - 3:12
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني

 

فيلمي براي تعقل و تزکيه

 

نگاهي به فيلم ملک سليمان

 

ملک سليمان هفتمين اثر شهريار بحراني پس از فيلمهاي حمله به اچ 3، گذرگاه، هراس، آب را گل نکنيم و دنياي وارونه و سريال مريم مقدس است.ملک سليمان به لحاظ کارگرداني و مديريت پروژه اي عظيم وبه لحاظ تکنيکي و ورود به حيطه هاي تجربه نشده بصري در  سينماي ايران فيلم   قابل توجهي است.

 فيلمنامه ملک سليمان براساس قرآن و روايات شکل گرفته است.البته براي نگارش فيلمنامه به کتب مقدس و تاريخ يهود هم مراجعه شده،اما اساس کار همان آيات قرآن و روايات بوده است. رجوع به ديگر کتب آسماني تنها در  حد تحقيق بوده، و برداشت خاصي از آنها صورت نگرفته است.با فيلم سه گروه تحقيقاتي همکاري داشته اند.يک گروه مسئول تحقيقات قرآني بوده،گروه ديگر تحقيق در خصوص روايات را بر عهده داشته و گروه سوم هم به تحقيقات تاريخي پرداخته است.مجموعه  اين تحقيقات را مرکز تحقيقات کامپيوتري علوم اسلامي زير نظر حميد محمدي پالايش کرده و به اين ترتيب احاديث و رواياتي که بيش از ديگر احاديث قابل استناد بود استخراج شد.گروه تحقيقاتي قرآن زير نظر سعيد اصفهانيان مجموعه آيات مربوط به حضرت سليمان(ع) و حضرت داوود (ع) را از قرآن استخراج، دسته بندي و تاخر و تقدم آيات را مشخص کردند. در يک نگاه کلي به ملک سليمان نقطه   ضعف فيلم بدون شک در فيلمنامه آن است.فيلمنامه روايت خاصي را دنبال نمي کند. در فيلم مرتب با لشکرکشي هاي حضرت سليمان (ع) و بحث هاي متعدد او با علماي يهود روبروييم بدون اينکه داستان روشن و مشخصي در ميان باشد.سعي شده کاستي در روايات پردازي  فيلم با جلوه هاي  ويژه جبران شود ولي مشخص است که جلو ه هاي  ويژه نمي توانند نقاط ضعف فيلمنامه را پوشش دهند و فقدان روايت داستاني را جبران کنند.

 در مورد ملک سليمان منتقدان نظرات متنوع و گاه متناقضي ارائه کرده اند که در اينجا براي آنکه به نظر نگارنده محدود نمانيم اشاره اي هم به آنها خواهيم داشت.

امير رضا نوري پرتو(منتقد ماهنامه فيلم نگار) درباره ملک سليمان مي نويسد:شهريار بحراني به سراغ ماجرايي تاريخي مذهبي رفته که خميره مايه هاي دراماتيک لازم را  براي نوشتن و ساخت يک فيلم حماسي بزرگ دارد.همانند بسياري از قصه هاي تاريخي،قصه ملک سليمان پيامبر،قطب بنديهاي شخصيتي آشکاري دارد و نطفه درام خود به خود در آن شکل گرفته است.سمت خير ماجرا پيامبر خدا و اطرافيانش هستند و سوي شر آن نيز کاهنان يهود قرار گرفته اند که قصد کار شکني و رسيدن به قدرت را دارند. در اين ميان نيروهاي  پليدي همانند، جن‌ها،شيطانها و حتي جادوگر بزرگ سرزمين نيز در برابر قهرمان داستان قد علم مي کنند.همان طور که مي بينيم، با توجه به داشته هاي مذهبي و تاريخي داستان حضرت سليمان و قصد سازندگان فيلم ملک سليمان براي توليد اثري هم تراز با استاندارد هاي تصويري فيلمهاي حماسي و تاريخي هاليوودي، از فيلم شهريلر بحراني بايد انتظار يک شاهکار را داشت، اما متاسفانه چنين اتفاقي رخ نداده است و بيشتر مشکلات آشکار فيلم به بي توجهي سازندگان فيلم نسبت به قابليت هاي روايي و دراماتيک اثر باز مي گردد.صحنه آغازين فيلمنامه باري از تعليق و راز و رمز را با خود به همراه دارد، در حاليکه تماشاگر نمي داند آن جادوگر کيست که مراسمي برپا کرده و آن دو مردي که چهر ه شان  را پوشانده اند، از کجا آمده اند.شايد اگر  فيلمنامه در تزريق اطلاعات خود براي غافلگيري يا برانگيختن حس کنجکاوي در مخاطب از اين نو آوريها استفاده مي کرد. همچنين بايد به صحنه اي اشاره کرد که کاهنان با سپر کردن تورات، مدافعان قلعه سليمان را به تسليم وا مي دارند که ارجاع هاي آشکاري به برخي از رويداد هاي مذهبي مشابه در دين اسلام و رويدادهاي تاريخي سرزمين خودمان دارد.

مجيد رحيمي جعفري( منتقد ماهنامه صنعت سينما ) درباره فيلم مي نويسد:   ملک سليمان    فيلم وزيني است که با بهره گيري از پتانسيل هاي داخلي و خارجي توانسته است براي اولين بار داستان يکي از انبيا را به شکلي آبرو مند به تصوير بکشد و قسمت دوم آن هم که داستان زيباي سليمان (ع) و ملکه سبا است، مي تواند از جذابيتهاي خاصي برخوردار باشد.ملک سليمان از داستاني بهره مي برد که مخاصب را پيش به سوي تعقل مي برد.اگر از کلمه فاخر براي يک اثر استفاده مي شود چنين مصداقي دارد که موضوعي که از يک مبدا والا نشات گرفته است مخاطب را با رساندن به يک سير تعقل به تزکيه برساند.فيلم از جلو هاي ويژ هاي بر خوردار است  که سابقه آن در کشورمان وجود نداشته است.با اين وجود کمي لغزش در مسير ممکن بود حصول تخيل کند و به جاي پرداختن به امر والا به يک اسطوره بپر دازد که قابليتهاي بي شماري را دارا است.تصاوير تماشايي گرفته شده توسط حميد خضوعي ابيانه و اين جلو هاي ويژه هيچکدام اثر را از حيث تاثير گذاري خدشه دار نمي کنند و بلکه زينتي براي يک اثر با پتانسيل بالا مي شوند.

مهرزاد دانش (منتقد ماهنامه فيلم) درباره فيلم مينويسد: بي انصافي است اگر تدوين سنجيده،کارگرداني مسلط و بضاعتهاي فني ملک سليمان را ولو اينکه فيلم را دوست هم نداشته باشيم منکر شويم.اگر قرار بود فيلم به مثابه اثري فانتزي تلقي شود شخصا حتي آن را تحسين مي کردم، اما چه کنيم که قضيه معطوف شده به مقدسات و انبيا و اوليا و اين عطف موقعيتي لا يتچسبک را پيش آورده است.حقير هر چه دنبال خدا و پيغمبر در فيلم گشتم کمتر پيدا کردم.در عوض تا دلتان بخواهد ارباب حلقه ها و هري پاتر و لاست و زامبي از گونه وحشت و در نهايت يوگي و دوستان در فيلم حضوري پر رنگ داشتند.فيلم در نهايت مي خواهد الگوي ده فرمان را در پيش گيرد که البته در آن فيلم هم به سختي مي شد نبوت حضرت موسي(ع) را پيدا کرد.سازندگان فيلم از ماجراي سليمان نبي بيش از هر چيز توجه شان معطوف به جلوه هاي   بيروني معجزات و کرامات آن بزرگوار بوده و در عمل هم خواسته اند مخاطب را مقهور و مبهوت همين جلوه ها کنند.تماشاي اين جلوه ها البته با توجه به پيشينه ها و بضاعتهاي سينماي ما خيلي تماشايي است ولي مشکل آن جا است که جذابيت اين جلوه ها در ساحت فانتزي لذت بخش مي تواند باشد و نه در زير سايه مفاهيم معنوي.چه بسا حتي اين تلفيق نقض غرض هم پيش آورد.

منوچهر اکبرلو( منتقد ماهنامه فيلم نگار ) درباره ملک سليمان مي نويسد: برخلاف جنس هاي بنجل چيني که تمام زندگي ما را از کامپيوتر تا مهر نماز در بر گرفته،استثنائا  اينجا –در فيلم ملک سليمان – تنها قسمت هاي قابل توجه فيلم، چيني است. موسيقي هاليوودي، جلوه هاي ويژه جذاب و استاندارد  و صداگذاري نفس گير. اما فيلمنامه، فيلم را به زمين مي زند. فيلم دو بخش دارد، بخش هايي که سليمان با بزرگان يهود، جدل و بحث دارد. و چقدر هم تکرار مي شود و چقدر هم در ظاهر و مضمون شبيه چنين بخش هايي در سريال حضرت مريم (س) است. وبخش هايي که صرفا جلوه هاي ويژه، فيلم را پيش مي برد. تهيه کننده به روايتي پنج ميليارد تومان خرج فيلم کرده و شش سال هم وقت داشته، اما اساس فيلم- يعني فيلمنامه –  را فراموش کرده است. چقدر دور و بر دنيا را گشته تا يک موسيقي دان و يا طراح جلوه هاي ويژه حرفه اي گير بياورد، اما قصه را  ( که بايد تمام آن عناصر در خدمتش باشند ) رها کرده و به کارگردان سپرده است. در نتيجه ما از تمام حکومت  سليمان نبي(ع)  فقط اين را مي بينيم که يا با روحانيون يهود بحث مي کند که همه هم مي دانند که بيهوده وبي نتيجه است يا مي رود به جنگ شياطين و اجنه. و مخاطب پس از ديدن فيلم، چه تصويري از زندگي سليمان نبي(ع) در ذهنش باقي مي ماند ؟ اگر نام سليمان(ع) را از آن برداريم و فيلم را يک فيلم سرگرم کننده تخيلي- افسانه اي در نظر آوريم، چه اتفاقي مي افتد ؟ هيچ ! چرا که فيلمنامه نويس شيفته بودجه کلا ني است که به او اجازه مي دهد بهترين جلوه هاي ويژه روز جهان را به کار ببندد. سينماي ما نيازمند فيلم هاي عظيم و جلوه هاي ويژه صوتي و تصويري است. اما فيلمنامه هم مي خواهد !

يزدان سلحشور (منتقد ماهنامه فيلم نگار ) هم درباره فيلم مي نويسد: اين فيلم فيلمنامه ندارد. چند خطي شرح صحنه دارد وانبوهي هم تک گويي که ممکن است بداهه باشد ! تقريبا قصه ندارد وچيزي به اسم "انگيزه روايت"،"روايت "،"شخصيت پردازي"،"شکل گيري وضعيت" در آن به چشم نمي آيد. متني که براي ساخت اين فيلم مورد استفاده قرار گرفته با وجود همه گفته ها و شنيده هاي فرا متني، يادآور سليمان (ع) مورد نظر قرآن کريم نيست. و بيشتر يادآور اسرائيلياني است که در تفسير طبري به شکل انبوه وارد فرهنگ اسلامي شده، در يک کلام: من فيلمنامه آن فيلم عروسکي اوايل دهه 60 را که سرآغاز چنين آثاري بود، بر متني که منجر به چنين فيلمي شده ترجيح مي دهم. منظورم ابراهيم در گلستان است

 

 

يكشنبه 16 آبان 1389 - 10:9


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری