دوشنبه 1 آبان 1396 - 5:56
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

مجيد خانلري

 

وظيفه ما اطلاع­رساني کامل و بهنگام است

 

   

گفت­وگو با حجت­الاسلام والمسلمين غلامحسن رقيمي، مديرکل امور مبلّغين و مساجد سازمان تبليغات اسلامي

 

غلامحسن رقيمي متولّد 1340ش. تبريز است. تحصيلات حوزوي وي تا سال دوم خارج فقه و اصول مي­باشد. ايشان در سمت­هايي مانند معاونت فرهنگي شهرداري تبريز، مدير فرهنگسرا، مدير مرکز خدمات حوزه­هاي علميۀ استان آذربايجان شرقي فعاليت داشته­ است و از سال 1377 وارد سازمان تبليغات اسلامي شده و مدّتي معاونت فرهنگي و مدير حراست ادارۀ کل تبليغات اسلامي استان آذربايجان شرقي را عهده­دار بوده است. وي هم­اکنون مديرکل امور مبلّغين و مساجد سازمان تبليغات اسلامي است.

 

امروز فرهنگ ديني از موضوعات مهم و بحث­انگيز است، هم از آن جهت که انقلاب اسلامي ريشه­ها و صبغة کاملاً فرهنگي و ديني داشته و هم از اين رو که در طول سي­ودو سال گذشته و به ويژه در دو دهة اخير در معرض تهاجم سازمان­يافته و فزايندة فرهنگي دشمنان بوده است. عرصة اين تحولات هم بديهي است که جامعه است. نظر جنابعالي در خصوص وضعيت کنوني فرهنگ ديني جامعه چيست و در مقايسه با گذشته چگونه است؟

بسم­الله الرحمن الرحيم. در رابطه با وضعيت فرهنگ ديني در جامعه و مقايسة آن با وضعيت گذشته، بهتر است ابتدا به قبل از انقلاب نگاه کنيم و بعد به سه دهة گذشته برگرديم و اين مقايسه را انجام دهيم. قطعاً در مقايسه وضعيت کنوني با وضعيت رژيم گذشته که مبناي کارش ترويج اباحه­گري بود و در آن فضا، دين­داري اصلاً مدّ نظر قرار نداشت، روشن است که تفاوت ماهوي است. در آن دوره اگر مجبور نمي­شدند به رعايت بعضي از موارد شرعي، قطعاً آنها را هم انجام نمي­دادند. اما بعد از انقلاب اصلاً مبنا عوض شد. کشور ما و مردم ما از ساليان گذشته، از قرون گذشته يک کشور فرهنگي بوده و منطق سرلوحة رويکردها و کنش­هاي آن قرار داشته است. مردم ايران دنبال علم و فضيلت بوده­اند. به همين دليل زماني که اسلام عرضه شد به ايرانيان، آن را به سرعت پذيرفتند و بدون اجبار. تاريخ را اگر درست ببينيد همين است. انقلاب اسلامي هم بر اين مبنا شکل گرفت. اگر مدّت­هاي مديدي جبارين و ستمگران حاکم شدند بر اين کشور، به خاطر امکانات خاصّي بوده که در اختيار داشتند. اين طور نبود که مردم نادان باشند و تن به استعمار و استثمار بدهند. به هر حال با پيروزي انقلاب اسلامي اصلاً‌ مبناها فرق کرد با گذشته. به برکت رهبري الهي رهبر کبير انقلاب (رضوان­الله تعالي عليه) و پيروي مردم، اين انقلاب پيروز شد و مردم بر سرنوشت خودشان حاکم شدند. لذا الآن شما وقتي که صحبت مي­کنيد با مردم، ‌و حتّي با مسئولين، مي­بينيد که دهة اول انقلاب را از لحاظ فرهنگ ديني و فرهنگي، دهه­اي رؤيايي مي­دانند. اين ماحصل چند چيز بوده. يکي، رهبري امام(ره) بود و آن روح بزرگ ايشان و معنويت ايشان و تأثيرات کلام و عمل ايشان. يک بخش هم اقبال مردم بود. شعارهاي انقلاب، نان و مسکن و اين جور چيزها نبود و خواست اصلي مردم احياي معنويت و فرهنگ ديني بود.

دورة بعد از انقلاب را مي­شود تقسيم کرد به سه برهه. در اين سه برهه يک چيز ثابت است و آن اينکه از اول انقلاب به خاطر ماهيت فرهنگي ديني اين انقلاب، دشمن تلاش گسترده و بي­وقفه­اي کرد براي محدود کردن امواج انقلاب و به طريق اولي نابودي آن. انقلاب اسلامي موجي بود که در اينجا به وجود آمد و ماهيتش به گونه­اي بود که بر کلّ جهان تأثير مي­گذاشت و رشد مي­کرد. الآن هم در خيلي از کشورهاي دنيا تفکري که انقلاب اسلامي عرضه کرده، وجود دارد و رشد مي­کند. اين تفکر و گفتمان پشتوانه­اي بسيار قوي به نام منطق دارد و بنابراين با عقل سليم سازگار است. اين تفکر و گفتمان حتّي در آمريکا و اروپا و در جاهايي که رهبريت مبارزه با انقلاب را دارند، نفوذ کرده و در حال جذب افکار و قلوب است. چرا؟ چون مي­بينند اين انقلاب مبتني بر تفکر شيعي، براي انسان ارزش قائل است و خدا را محور مي­داند و خيلي از خرافاتي را که به اديان چسبانده شده و با عقل هم سازگار نيست، رد مي­کند و دنبال فضيلت است. فضيلت چيزي است که در کلّ دنيا براي انسان­ها قابل احترام و فهم است و ‌دنبال آن هستند.

خُب اگر بخواهيم وضعيت عمومي جامعه را در اين سه دهه مقايسه کنيم، بايد توجه داشته باشيم که شرايط در هر دهه متفاوت بوده است و هر دهه را بايد با معيارهاي همان دهه سنجيد. الآن براي بافضيلت ماندن، در عين حال که مقدمات بافضيلت ماندن مهيّاست، ‌شرايط فرق کرده است. ما مي­بينيم که اقبال عمومي به مسائل ديني کم نيست. نمودهايش کجاهاست؟ ماه مبارک رمضان يکي از نمودهايش است، مناسبت­هاي ديني و ملّي از نمودهاي ديگر است، محرم يکي از نمودهايش است. نمود ميزان دين­داري در جامعه که فقط کنار خيابان نيست که وقتي مي­بينيم افرادي با سر و وضع نامناسب بيرون مي­آيند، بگوييم دين­داري و دين­گرايي تضعيف شده است. البته اين هم نمودي از وضعيت عمومي جامعه هست ولي بر اساس آن نمي­شود اظهار نظر قطعي و کلي کرد. تازه همين افرادي که با آن وضعيت بيرون مي­آيند، در محرم هم مي­آيند پاي کار، در ماه مبارک هم شما مي­بينيد که در مراسم مختلف حضور دارند. مثلاً شما زمان افطار را ببينيد. قبل از افطار شديداً ترافيک است و همه مي­روند به محل­هايي که مهمان هستند يا خانه­هاي خودشان. وقت افطار خيابان­ها خلوت است. اين خودش نشان مي­دهد که به هر حال مردم گرايش به دين دارند و مقيدند. شما روز تاسوعا، عاشورا، اربعين را ببينيد. عموم مردم، حتّي آنهايي که ما فکر مي­کنيم ظواهر را رعايت نمي­کنند هم در اين مراسم حضور دارند. البته هستند عدة قليلي که معارض­اند و اصلاً دين را قبول ندارند. اما اينها بسيار اندکند و مختص امروز هم نيستند. در مجموع وقتي امروز را با گذشته مقايسه مي­کنم، به اين نتيجه مي­رسم که وضعيت بالنسبة خوب است.

 

و علاوه بر همة اينها امروز حجم و پيچيدگي تهاجم فرهنگي دشمن بسيار بيشتر از دهه­هاي پيشين شده است...

دقيقاً. دشمن براي اينکه جلو اين انقلاب را بگيرد با تمام توان دست به کار است. با تمام تجهيزاتش! در دهة اول اين هدف را از طريق برپايي و تحميل جنگ و فشارهاي بسيار شديد دنبال کرد و انصافاً مردم سربلند بيرون آمدند از اين فشارها! نه تنها تحمل فشار کردند، حتّي رشد هم کردند. رشد علمي کشور، رشد سخت­افزاري و نرم­افزاري در کشور کاملاً مشهود است در اين سه دهه. آن هشت­سال براي ما تجربه و دستمايه­اي بسيار قوي شد در زمينه­هاي مختلف. همان موج ادامه پيدا کرده است. دشمن مداوم حمله مي­کند، به شکل سخت­افزاري و يا نرم­افزاري. در دهة اول، تهاجم فرهنگي هم مشهود بود، اما خيلي تأثيرگزار نبود. جنگ که تمام شد و دورة موسوم به سازندگي پيش آمد و مردم به رفاه رسيدند، دشمن امکاناتش را بيشتر کرد و متوجه شد که براي مقابله با اين انقلاب بايد تهاجم نرم داشته باشد. آمدند در قالب­هايي که به مذاق مردم جالب و شيرين مي­آمد، شروع کردند به توليد محصولات فرهنگي و تزريق افکار مادّي­گرايانه و ليبراليستي. آنها روي ابعاد جامعة ما کار کرده بودند و مي­دانستند که اين جامعه بسيار جوان است و به دليل نوپا بودن حکومت و نظام، در برخي زمينه­ها ضعف­ها و کم­تجربگي وجود دارد. لذا برنامة دقيق و گسترده و دامنه­داري را طراحي و به اجرا درآوردند و تأثيرات اين برنامه­ها در بخش­هايي از جامعه نمود پيدا کرد. نمود اين تهاجم در دهة دوم بيشتر شد. مخصوصاً بعضي اتفاقات در صحنة سياسي افتاد و زمينه باز شد براي ورود آن هجمه­هاي نرم به کشور و اين شتاب دشمن را بيشتر کرد تا زودتر به نتيجه برسد. رفته رفته شبيخون آنها تبديل شد به حمله و تهاجم و عاقبت به اين نتيجه رسيدند که بايد يک جبهه تشکيل بدهند در برابر حرکت عظيم اين ملّت. اين روند را مقام معظّم رهبري از همان آغاز دهة هفتاد مدام تذکر مي­دادند. در حقيقت جبهة فرهنگي معارض شکل گرفت و مجموعة دشمنان اسلام و انقلاب متحد شدند و کاملاً با هم هماهنگ کار کردند. حملات­شان منظّم و متنوّع و پيوسته شد و از امکانات مختلفي استفاده کردند.

 

شما اشاره کرديد که دهه­هاي بعد از پيروزي انقلاب هر کدام ويژگي­هاي خاصّ خود را دارد. بنابراين آيا مقايسة اين دهه­ها با هم نابجا نيست؟  

ببينيد! ما يک نگاه کلّي داريم به روندي که تاکنون در اين سه دهه طي شده و يک نگاه مقطعي. در نگاه کلّي مي­توانيم بگوييم روي هم رفته وضعيت فرهنگ ديني در جامعه خوب است. البته رويش­ها و ريزش­هايي داريم اما در نگاه مقطعي ديگر نمي­آييم اين دهة سوم را با دهة اول مقايسه کنيم چون شرايطي را که امروز در آن قرار داريم در دهة اول نداشتيم و بالعکس. پس بايد هر دوره را با مقتضيات همان دوره و با معيارهاي مناسب همان دوره بسنجيم. آنچه مسلّم است اين است که مردم به اصول و مباني انقلاب کاملاً معتقد و پايبندند و در هر زمان که لازم بوده در دفاع از اين مباني به ميدان آمده­اند. ماجراي فتنه­اي که پارسال اتفاق افتاد، ‌خيلي قابل تأمل است. ديديد همان مردمي که در مسائل سياسي شايد با هم اختلاف نظر داشتند، در کنار هم به ميدان آمدند. نهم دي بهترين نمود بود. شايد پُرشورتر از 22 بهمن هم بود. در 22 بهمن هم باز مردم نيرو و خواست خودشان را نشان دادند. آنها با اين حضور، روشن کردند که دنبال فضيلت هستند. در نگاه کلّي به اين سي­سال، مي­بينيم مردم در صحنه بوده­اند، در دفاع از ارزش­ها و در پي فضيلت­ها. انقلاب اسلامي مانند رنسانس علمي غرب بود. رنسانس باعث يک انقلاب علمي شد در غرب و يک دفعه جوامع غربي رشد کردند و خودشان را به سرعت بالا بردند. با وقوع انقلاب اسلامي هم جامعة ما از لحاظ فرهنگي از قيد و بندهاي نادرست و منحرف­کننده رها شد و به سمت کسب فضيلت و ارزش­هاي ديني و انساني حرکت کرد. الآن شما به اقصي نقاط کشور و دور افتاده­ترين روستاها هم که برويد، مردم از سياست سر در مي­آورند، از فرهنگ صحيح سر در مي­آورند، به فضيلت معتقدند و سفت و سخت روي آن ايستاده­اند و اين نشان مي­دهد که کشور ما به يک چشمة جوشاني تبديل شده که سي­سال است مدام برون­ريز دارد و فعال است و توقف نکرده است و اين موج تا آخر انشاءالله تداوم خواهد داشت.

 

جمع­بندي ما از گفته­هاي شما اين است که انقلاب اسلامي در سال 57 وجهة فرهنگي با صبغة اسلامي داشت و اين ويژگي­ها هنوز به همان قوّت وجود و نمود دارد و به پيش مي­رود. آيا اين بدان معني است که جامعه هم از اين حرکت متأثر است؟ 

بله. عموماً متأثرند. مردم در اين چند سال حضورشان را و شور و حالشان را دارند. شايد در بعضي از موارد اعتراضي هم داشته باشند اما اعتراضشان داخل خانه است، بنيادي نيست. مردم اين را پذيرفته­اند. ما بايد اين را بپذيريم که هر کسي بايد به وظيفة خودش درست عمل کند؛ ‌چه مردم و چه مسئولين. من معتقدم که مسئولين اگر وظيفه­شان را درست انجام بدهند بسياري از اين مشکلات کنوني وجود نخواهد داشت و زمينة تهاجم فرهنگي دشمنان بسيار محدود خواهد شد. اگر مسئولين به وظيفة خود درست عمل نکردند، مردم حق انتقاد را دارند.

 

اين فرمايش حضرت امام(ره) هم هست و مردم ناظر مسئولين هستند. اساساً همين که مردم نسبت به ضعف­ها يا عملکرد ناهنجار برخي از مسئولين واکنش نشان مي­دهند، علامت اين است که از حکومت منفک نيستند بلکه خود را به آن نزديک و بلکه حکومت را از جنس خودشان مي­دانند. اگر غير از اين بود که حکومت راه خودش را مي­رفت و جامعه راه خودش را و نهايتاً حکومت، پشتيباني مردم را از دست مي­داد.

اين تعبير بسيار درستي است. وضعيت عمومي جامعه خوب است و مردم همچنان حساس و هوشيارند. ولو اينکه در بعضي از جاها آسيب­هاي جدّي داريم و بايد به فکر ترميم اين آسيب­ها باشيم.

 

بحث آسيب­هاي فرهنگي را کمي باز کنيم، چون عارضة دروني ما نيست، بلکه چيزي است از بيرون و در اثر تهاجم­هايي که از بيرون اتفاق افتاده، حادث شده است...

اتفاقاً من مي­گويم بخش اصلي آن دورني است. انسان هواي نفس دارد، دنبال لذات است، دنبال راحتي­هاي خاص است. يک عده هستند در جامعه که دنبال اين جور چيزها هستند...

 

آن زمينه­هاي دروني که هميشه بوده و خواهد بود و برخورد با هرکدام از اين آسيب­هاي دروني و بيروني متفاوت است. ما اگر بخواهيم با تهاجم فرهنگي مقابله کنيم يک جور عمل مي­کنيم و اگر با آسيب­هاي دروني در خود جامعه بخواهيم برخورد کنيم، يک جور ديگر بايد عمل کنيم.

ببينيد! من معتقدم اينها را در يک پازل بايد کنار هم ديد. اينها مکمّل همديگرند، هم تهاجم بيروني و هم آسيب­هاي دروني، دقّت مي­فرماييد! در ابتدا عرض کردم که دشمن تمام تلاشش را مي­کند براي نجات خودش، چون مي­بيند اين موج دارد به طرفش مي­رود و موجب نابودي­اش خواهد شد، طبيعتاً جلو اين موج را مي­خواهد بگيرد. از اين طرف هم بعضي از اين آسيب­هايي که در درون ما هست، زمينه­اي مي­شود براي اينکه آن تهاجم­ها و حمله­ها تأثير منفي خود را بگذارد. اگر انسان را به حال خود رها بکنيد، مي­رود دنبال هواهاي نفساني. يک شيطان بيروني هم هست که قسم ياد کرده تا آخر دنيا کوشش خواهد کرد تا انسان را منحرف کند. اسلام هم با تعريف منطقي مي­خواهد از اين منيّت­هاي نفساني، انسان را بيرون بياورد و به آن فضائل واقعي برساند. مجموعة اينها يک تقابل و درگيري مداومي را شکل مي­دهد که در آن دشمن از هر امکاني براي ضربه زدن و انحراف استفاده مي­کند و هر چه زمينه­هاي دروني مهياتر باشد، زمينه براي رشد آن آسيب­ها فراهم­تر خواهد بود و طبيعتاً تهاجم دشمن هم مؤثرتر مي­شود.

به هر حال، عمده آسيبي که باور ديني جامعۀ ما را تهديد مي­کند، ضعف تبليغ صحيح است. گاهي ما اکتفا مي­کنيم به تبليغ صدا و سيما و امثال آن و غفلت مي­کنيم از اينکه وظيفة خودمان را درست انجام بدهيم. اين يکي از اشکالاتي است که مي­تواند به ما وارد بشود. ما بايد اسلام را درست عرضه کنيم و در اين صورت، به دليل منطق قوي ما، دشمن مجبور مي­شود کنار بکشد. از ضرورت دستگاه­هاي نظارتي هم نبايد غافل شويم. مسئولين و دستگاه­هاي اجرايي و نظارتي بايد به وظايف خودشان به دقّت عمل کنند. بعيد نيست که در بين مسئولين در خصوص مسائل فرهنگي اتفاق نظر نباشد. اما محور ما، مقام معظّم رهبري و فرمايش­هاي ايشان به عنوان فصل­الخطاب است و بايد هميشه آويزة گوشمان باشد.

 

مهم­ترين و اساسي­ترين راه مقابله با اين تهاجمات و آسيب­هايي که وجود دارد، ترويج و تعميق فرهنگ ديني در جامعه است. به نظر شما، راهکار اين امر چيست با توجه به اينکه سازمان تبليغات هم به عنوان اصلي­ترين نهاد تبليغ دين در کشور فعال است.

مهم­ترين عامل در اين زمينه، خواست مردم است. خود مردم بايد بخواهند، "...اِنَّ اللهَ لايُغَيِّرُ ما بِقَومٍ حَتّي يُغَيِّرُوا ما بِاَنفُسِهِم..."...

 

مسئله همين است که مردم چطوري بخواهند؟ شما اشاره کرديد که گرايش انسان به نفسانيات بيشتر است.

اينها به هم مرتبطند. مردم بايد بخواهند و اين خواستن، دروني است و ما هم در حدّ توان و به بهترين شکل بايد مقدمات بافضيلت بودن را مهيّا کنيم. خواست دروني مردم بسيار مهم است و من معتقدم اين خواست در مردم جامعه و حتّي در عموم مردم جهان وجود دارد.

 

همان طور که در سال 57 وجود داشت و بروز کرد...

بله. با اينکه حکومت دست کساني بود که هيچ اعتقادي به دين نداشتند بلکه با تمام توان مي­خواستند زمينه­هاي دين­داري و بافضيلت بودن را در مردم از بين ببرند. امروز يک طرف قضيه اين است که هر کس در هر موقعيتي که هست، چه مسئول و چه خود مردم، ‌وظايفشان را درست انجام دهند و صداقت داشته باشند. پدر خانواده، مادر خانواده، اقوام نسبت به همديگر، معلّمان، روحانيون، کارکنان و مسئولين، همه اگر به وظايف خودشان درست عمل کنند، آن وظايفي که دين برايشان تعريف کرده، قطعاً بخش عظيمي از اين مشکلات از بين خواهد رفت و آن زمينة لازم براي تقويت دين­داري در جامعه و در درون افراد فراهم خواهد شد. شبکة تبليغي، همين مبلّغين و مبلّغات، با تبليغ و رساندن حقايق معارف دين به مردم، مي­توانند نقش مؤثري در تعميق فرهنگ ديني در جامعه داشته باشند. حديثي هست از امام صادق (عليه السلام) با اين مضومن که «اگر محاسن کلام ما به مردم عرضه بشود، مردم آن را مي­پذيرند». اين کلام بسيار وزين و پُرمحتواست و در حقيقت وظيفة شبکة تبليغ را مشخص کرده است. منِ مبلّغ اگر اسلام ناب و محاسن کلام دين، ‌قرآن کريم و اهل بيت (عليهم السلام) را به بهترين شکل به مردم برسانم، مردم مي­پذيرند و به گروه­ها و نحله­هاي انحرافي ولو معنويت­گرا توجه نمي­کنند. من وظيفه دارم حقايق دين را به مردم برسانم. کساني که مسئوليت­هايي را در قبال فرهنگ جامعه دارند، حتّي کساني که کارهاي اجرايي غيرفرهنگي به عهده دارند، اگر درست عمل کنند، مردم عمل اينها را به حساب دين مي­گذارند، به حساب انقلاب ديني مي­گذارند. الآن يکي از مواردي که در افواه مردم ديده مي­شود، اين است که عملکرد ضعيف يا نادرست را نسبت مي­دهند به انقلاب، نسبت مي­دهند به اسلام و به فرهنگ ديني. مسئولين و کارکنان بخش­هاي مختلف بايد به اين موضوع توجه جدّي داشته باشند که اگر به واسطة عملکرد آنها مردم از دين فاصله بگيرند، مسئوليت عواقبش بر عهدة آنهاست. برداشت من اين است که صرفاً با تبليغ نمي­شود فرهنگ ديني را در جامعه گسترش داد. همة عوامل زنجيروار به هم متصل است. همه بايد دست به دست هم بدهيم، مثل يک خانواده، يکي تبليغ را درست انجام بدهد، يکي کارش را درست انجام بدهد، در اين صورت است که باورهاي ديني عميق­تر خواهد شد. مقام معظّم رهبري در بعضي از فرمايش­هايشان اشاره داشته­اند که بزرگ­ترين وجهة قدرت نظام ما، منطق است. ما حرف منطقي داريم، فرهنگ ما بسيار منطقي است، لذا مي­بينيد که حتّي در کلّ دنيا اين فرهنگ وقتي عرضه مي­شود، جاذبة زيادي دارد.

 

تا اينجا توضيحات شما در خصوص سه دهة گذشته بود و آسيب­هايي که جامعه را تهديد مي­کند و اينکه براي تقويت فرهنگ ديني در جامعه چه کارهايي بايد انجام شود. حالا خوب است به اين هم بپردازيم که آيندة جامعه به لحاظ فرهنگ ديني چگونه خواهد بود، با توجه به اين روندي که وجود دارد، يعني تهاجماتي که متوجّه ماست در زمينة فرهنگ و نيز وضعيتي که در جامعه حاکم است، چشم­انداز آينده را از لحاظ فرهنگ ديني شما چطور مي­بينيد؟

رشد فرهنگي در کشور ما، سير صعودي دارد و هر چقدر به پيش مي­رويم، پذيرش منطق اسلام ناب بيشتر مي­شود و کج­فهمي کمتر، و اين زمينۀ بسيار خوبي است. از طرف ديگر من معتقدم فعاليت­هاي ما در حوزة فرهنگ بايد به غايت تربيت ديني باشد. اين بايد به عنوان يک پاية اصلي در فعاليت­هايمان ديده بشود. چون انقلاب ما، انقلاب فرهنگ ديني است. آنچه به عنوان سند چشم­انداز بيست­ساله مطرح است، موضوعات مختلفي دارد که يکي هم فرهنگ است. اين چشم­انداز بسيار خوبي است و اگر اين را به عنوان پاية اصلي فعاليت­ها بپذيريم، اُفق روشني در پيش روي ماست، چون اين چشم­انداز يک­بُعدي تنظيم نشده و جامع­نگر است. اگر تا 1404 به آن اهداف برسيم ـ که من معتقدم به فراتر از آني که گفته شده انشاءالله خواهيم رسيد ـ بسيار به عمق باورهاي ديني مردم افزوده مي­شود. چرا؟ چون مردم مي­بينند که چقدر رشد کرده­ايم و احساس رضايت از اين رشد، باورهايشان را تقويت مي­کند.

اما يک مطلب ديگر را هم بايد اشاره کنم و آن اينکه با توجّه به شرايط روز جهاني، ما بايد فراملّي فکر کنيم. نمي­توانيم فقط در محدودة جغرافيايي کشورمان فکر کنيم. الآن مرزهاي فرهنگي برداشته شده است و مردم جهان با هم مرتبطند. حتّي بچّة هفت هشت ساله امکان استفاده از اينترنت را دارد و مي­تواند دو سويه با هر جاي دنيا ارتباط پيدا کند. برنامه­ريزي ما بايد بر مبناي اين وضعيت باشد. بايد خودمان را در يک مجموعة جهاني ببينيم. در گذشته تجربه شده که هر وقت ما در عرصة فرهنگ، تهاجمي عمل کرده­ايم، موفقيت­مان بيشتر بوده است. ما نبايد خودمان را ضعيف بدانيم.

 

مخصوصاً در دهة اول، روند فرهنگي انقلاب کاملاً تهاجمي بود و دشمن تا حدّ زيادي غافلگير شد!

فرهنگ انقلاب يک چشمة جوشان بوده و اين چشمه هميشه بايد جوشش داشته باشد و در عين حال نگاهش به کلّ دنيا باشد نه فقط به اين محدودة جغرافيايي. من برداشتم اين است که اصلاً نگاه انقلاب ما هيچ وقت محدود به داخل نبوده است. فرهنگ ما و خصوصاً فرهنگ ديني ما پشتوانة منطقي بسيار قوي­اي دارد و اين بزرگ­ترين وجهة قدرت آن است که عرض کردم و الآن در هر جاي دنيا دنبال منطق­اند. رشد فرهنگ انقلاب اسلامي ما الآن در دنيا خيلي زياد است حتّي در کشورهايي که عليه انقلاب ما برنامه­ريزي مي­کنند. مثلاً اخيراً در جايي خواندم که در يکي از کشورهاي اروپايي، نخست­وزير اين کشور، در مقابل گروه­هايي که فشار مي­آورند به دولت تا جلو حجاب را بگيرد، مي­گويد من نمي­توانم حجاب را منع کنم چون حضرت مريم (سلام الله عليها) حجاب داشته و روسري بر سر مي­انداخته. مخالفان حجاب مي­گويند دولت بايد عکس­هاي باحجاب آن حضرت را جمع کند و عکس­هاي بي­حجاب از آن حضرت ارائه بدهد! ولي نخست­وزير مي­گويد من نمي­توانم اين کار را بکنم. اين به آن معني است که منطق صحيح و فطرت سالم، قدرت خود را دارد و نهايتاً تأثير خودش را خواهد گذاشت. يعني نمي­توان جلو يک عمل فطري را گرفت. بايد متوجه باشيم که کارمان و تبليغمان را با منطق و فطرت جلو ببريم. دشمن به قدرت اين منطق پي برده و نظام­مند و همه­جانبه با استفاده از تمام امکانات دارد حمله مي­کند. لذا هوشياري ما، رصد ما، ورود منطقي و همه­جانبة ما و استفاده از تمام ظرفيت، ضروري است. هم­پوشاني طرح­ها و مجموعه­ها و تشکيل جبهة متحد انقلاب اسلامي در عرصة فرهنگ، ضروري و لازم است. حرکتي که دفتر مقام معظّم رهبري براي سامان دادن به اين مسئله و تشکيل جبهة انقلاب، متولّي آن شده و انصافاً تلاش­هاي خوبي انجام گرفته، در همين راستاست. الآن ديگر ما با يک شبيخون مواجه نيستيم، بلکه آنها يک جبهه تشکيل داده­اند و تمام امکاناتشان را به ميدان آورده­اند. لازم است که اين طرف هم متحد بشود. اُفق آينده، به نظر من بسيار روشن است، چون اين چشمه هميشه جوشان است. ‌خدا مقام معظّم رهبري را حفظ کند، انصافاً مديريت عالي ايشان، ميدان­داري ايشان در اين عرصه، بي­‌بديل است و همين باعث شده که اين چشمه هميشه جوشان بماند و اثراتش را بگذارد. اين حملات و تهاجم آنها، دست به دست هم دادن آنها که در خيلي از موارد هم به نتيجه نمي­رسد، حاکي از اين است که ما موفّق هستيم و هجمة ما دارد اثر مي­گذارد. اما اين نبايد ما را فريب دهد. بايد تمام جوانب را ببينيم و منطقي برنامه­ريزي کنيم.

 

در اين درگيري قطعاً ابزاري که آنها استفاده مي­کنند، براي ما هم قابل استفاده است. يعني ما هم مي­توانيم از همان ابزار استفاده کنيم براي مقابله. در اين زمينه نظر شما چيست؟ از اين ابزار تا کجا مي­شود استفاده کرد؟

سازمان تبليغات اسلامي الآن ديگر صرفاً رويکرد تبليغ سنّتي ندارد و ورود پيدا کرده در عرصه­هاي مختلف و همين باعث تحولات کمّي و کيفي زيادي در فعاليت سازمان در اين دهة اخير بوده است. انصافاً سازمان متحول شده. من معتقدم که قطعاً از اين فنآوري­هاي نوين بايد استفاده شود. از اين ابزارها بايد استفاده شود در حدّ لزوم. وظيفة ما اطلاع­رساني کامل و بهنگام است. وظيفه­مان رساندن خوبي­هاست. تبليغ به هر وسيله­اي که امکان داشته باشد. از اينترنت هم بايد استفاده کرد، از ماهواره هم بايد استفاده کرد، از راديو هم بايد استفاده کرد، از تبليغ چهره به چهره که تأثيرش بسيار عميق است بايد استفاده کرد. منطق ما بسيار قوي است. اين منطق را به هر طريق بايد به مردم در هر جاي دنيا عرضه کرد. امروز هنر در رساندن فرهنگ ديني مي­تواند بسيار مؤثر باشد. در روايتي پيامبر اسلام (صلّي الله عليه و آله) مي­فرمايند که خط زيبا در رساندن مطلب حق بسيار مؤثر است. البته ما نمي­توانيم از راه باطل به تبليغ حق بپردازيم. اين اصلاً شدني نيست. منافقين در اوايل انقلاب شعارشان اين بود که هدف وسيله را توجيه مي­کند. اين کاملاً غلط و باطل است. هدف وسيله را توجيه نمي­کند. ما نمي­توانيم از هر وسيله­اي براي رسيدن به هدف استفاده کنيم، ‌اما استفاده از وسايل و روش­هاي صحيح اشکال ندارد و بلکه ضروري است.

 

دربارة مجموعة ادارة کل امور مبلّغين و مساجد هم توضيح بفرماييد.

اين اداره داراي سه گروه «توسعه و تجهيز فرهنگي مساجد»، «منابع انساني تبليغ» و «اعزام و استقرار» مي­باشد. در حوزۀ مسجد بدنبال ارائۀ الگو، هدايت و حمايت از فعاليت­هاي فرهنگي است و امام جماعت را محور مسجد مي­داند و با نهادها و دستگاه­هاي فعال در عرصۀ مسجد، تعامل و مشارکت دارد و در حوزۀ تبليغ هم بدنبال سازماندهي نيروهاي شبکۀ تبليغي، به روز رساندن، تغذيۀ فکري آنها و مهيّا کردن زمينه براي تبليغ در داخل کشور در مناطق نيازمند مي­باشد. ظرفيت­يابي و ظرفيت­سازي براي آنان و اعزام و توزيع مبلّغين و مبلّغات از اهم وظائف اين اداره محسوب مي­شود. رصد موضوعات، اصلاح فرايندها، فرهنگ­سازي موضوعات خاص، کادرسازي و قرارگاهي عمل کردن از ديگر فعاليت­هاي اين اداره مي­باشد. 

 

قبل از اينکه وارد جزئيات فعاليت اين ادارۀ کل بشويم يک موضوع را هم بايد بپرسيم در رابطه با همان سؤالي که در زمينة استفاده از ابزار نوين در امر تبليغ پرسيديم. به نظر شما آيا لازم است که ما مثلاً در مساجدمان اينترنت داشته باشيم؟ برخي معتقدند که شأن مسجد چندان تناسبي با اين ندارد و به همين جهت هم بيشتر بر اينترانت در مساجد تمرکز داشته­اند.

نه تنها در مساجد، بلکه در خيلي جاها کارساز است. البته بايد آموزش­هاي لازم و در صورت نياز، کنترل لازم انجام گيرد. الآن خيلي از شبکة تبليغي ما در حوزة آي.تي فعال هستند و در فضاي مجازي تبليغ مي­کنند. خيلي از مساجد فعال به شبکة اينترنت متصل هستند. ما از طريق تبيان، پورتال مساجد را داريم. قبلاً تبيان يک طرحي داشت براي ارتباط هزار مسجد که البته مدّتي به رکود انجاميد ولي ما بعداً ورود پيدا کرديم و الآن با تبيان در اين زمينه ارتباط داريم. ما زمينه را فراهم مي­کنيم که جوان­هاي فعالي که در مساجد حاضرند در حوزة فرهنگ ديني فعاليت ­کنند و پتانسيل­هاي خوبي دارند، اينها را سازمان بدهيم. بر همين مبنا پورتال مساجد راه افتاده است. از طريق هماهنگي با تبيان، ما يک سايتي داريم به نام «مناره» که سايت تخصصي است. ما جهت فعال کردن شبکۀ تبليغي و مساجد در فضاي مجازي، به دنبال راه­اندازي کامل پورتال مبلّغين و مساجد هستيم. پورتال مساجد تقريباً آزمايشي راه افتاده و با تبيان مشهد هماهنگ شده­ايم. پورتال مبلّغين را هم با تبيان قم کار مي­کنيم. ظرفيت تبيان، ظرفيت خوبي است. ما معتقديم که يکي از فضاهاي تبليغي آينده، فضاي مجازي است. اينترنت و چت­روم­ها مملو از جواناني است که علاقه دارند به مباحث ديني. بايد ما ورود پيدا کنيم در اين عرصه. حرکت­هاي ما سريع نيست و بايد شتابش را بيشتر کنيم. اگر اين شتاب بيشتر شود، من معتقدم که در حوزة مجازي حرف براي گفتن کم نداريم. شبکة تبليغي ما بايد به يک زبان خارجي مسلّط بشوند و بيايند در عرصة مجازي. اينجا کاملاً زمينه مهيّاست براي تبليغ. اين را ما به عنوان يکي از راهبردهايمان مطرح مي­کنيم.

 

چند مساجد وصل هستند به اينترنت؟

بيش از 500 مسجد به عنوان مساجد محوري در پورتال ما هستند و خيلي از مساجد ديگر در اينترنت فعال هستند که هنوز سازماندهي نشده­اند. البته هدف ما بيشتر و بالاتر از اين است. هدف ما مراکز بزرگ اسلامي در مساجد است. مثلاً در تهران شايد اگر ما پنجاه تا مسجد محوري داشته باشيم، مي­توانيم ده مرکز بزرگ اسلامي در نظر بگيريم که مساجد ديگر را تحت پوشش قرار بدهند و الگو و فکر بدهند به آنها. اين البته در حدّ يک فکر اوليه است.

در هر حال، ما الآن حدود پانصد مسجد محوري داريم و مي­خواهيم اينها را توانمند کنيم تا به صورت الگويي براي مساجد ديگر معرفي کنيم.

 

اهداف راهبردي شما چيست؟

اهداف راهبردي ما بر مبناي چشم­اندازي است که سازمان تبليغات اسلامي تعريف کرده است البته آن هم بر مبناي چشم­انداز بيست­ساله طرح شده. ‌انصافاً سازمان يک قدم جلو است و يک چشم­اندازي هم براي خودش تعريف کرده است.

با توجه به ارتباط کاري ما با شبکة تبليغي (مبلّغين و مبلّغات)، کساني که در حوزه­ها آموزش ديده­اند و کساني که در رشته­هاي معارف دانشگاه درس خوانده­اند و مي­توانند تبليغ کنند، ما زمينه براي آنها مهيّا مي­کنيم؛ به شکل تبليغ چهره به چهره، به شکل گفتمان و يا به شکل­هاي مختلف، يا فعاليت در عرصة مجازي و امثالهم. در حوزة وظايف اداري خودمان در اين راستا فعاليت مي­کنيم. هفده مناسبت ديني در طول سال داريم، که حداقل اعزام ما در يک مناسبت سه­هزار نفر و حداکثر چهل­هزار نفر مي­باشد. ما بدنبال فعال کردن تمام شبکۀ تبليغي هستيم و ظرفيت­ها را مهيّا مي­کنيم. دفاتر شهرستاني ما دنبال ظرفيت­سازي هستند. در روستاها، در مساجد، در ادارات، در مدارس، در دستگاه­ها و کارخانجات و امثال اينها، جاهايي که کانون جمعيت است، مي­روند و زمينه را آماده مي­کنند تا مبلّغين در آن جاها فعاليت تبليغي انجام دهند. يکي ديگر از فعاليت­هاي ما، پيگيري مديريت تعاملي و مشارکتي با ديگر دستگاه­ها و نهادهاي مرتبط با امر تبليغ فرهنگ ديني است. دنبال اين هستيم که مشارکت­ها و هماهنگي بيشتر بشود. البته هنوز به نقطة مطلوب نرسيده­ايم. ديگر اينکه به دنبال توسعة استقرار دائم مبلّغين در مناطق تبليغي مخصوصاً نقاط محروم هستيم. خيلي جاها را داريم که مبلّغ ندارند. بيش از سي­وشش هزار روستا داريم که بالاي صد نفر هستند، در حدود شش­هزار روستا، ما مبلّغ ثابت داريم. سي­هزار روستا بدون مبلّغ مانده است. فقط در مناسبت­هاي تبليغي، شبکة تبليغي را اعزام مي­کنيم به خيلي از اين جاها، ولي دائمي نيستند.

براي ارتقاي سطح معلومات، به دنبال تغذيۀ فکري شبکة تبليغ هستيم. براي ده­هزار نفر در شبکة تبليغي، ماهيانه و مداوم دو نشريه مي­فرستيم؛ «شبستان انديشه» و «پيام محراب».

در برنامه­هاي راهبردي به دنبال مبلّغات هستيم. مبلّغات، يک شبکة تبليغي عظيم هستند، يعني خانم­هايي که در حوزه­ها آموزش ديده­اند. ظرفيت­سازي براي تبليغ اينها کمتر انجام گرفته است. با فعال شدن مبلّغات  آموزش­ديده، زمينۀ ترويج خرافات در جلسات بانوان کمتر مي­شود. با راه­اندازي و مديريت کتابخانه­هاي شبستان مي­خواهيم کتاب­خواني را در مساجد توسعه بدهيم. تا حدّي که امکان دارد مي­خواهيم به مدارس هم وارد شويم، به محيط­هاي دانش­آموزي، ارائة گفتمان­هايي که در حوزة علوم فرهنگي است و ‌تعامل بين مسجد و مدرسه، از کارهايي است که دنبالش هستيم. ما معتقديم ائمة محترم جماعات مي­توانند محور فعاليت­هاي فرهنگي ديني باشند، چه در مسجد، چه در دستگاه دولتي و چه در مدرسه.

ارائۀ الگوي مسجد نمونه از تمام جهات در حوزۀ مسجد يکي از وظايف عمدۀ ماست که همکاران ما روي اين مسئله کار مي­کنند.

 

در خصوص مناسبت امسال، همّت مضاعف و کار مضاعف، مجموعة شما چه کاري انجام داده؟

به جرأت عرض مي­کنم، با مديريت خوب جناب آقاي دکتر خاموشي در کلّ سازمان و حاج آقاي روحاني­نژاد در معاونت فرهنگي، در ‌چند سال اخير هم همّت همکاران مضاعف است براي کار، و انگيزه­هايشان قوي­تر شده، و هم کارشان بيشتر از قبل بوده است. وقتي ما به عرصه­هاي جديد وارد مي­شويم، وقتي به محيط تعاملي با دستگاه­ها وارد مي­شويم، وقتي در سفرهاي استاني که آقاي رئيس جمهور دارد و اعتباراتش را در عرصة فرهنگ توزيع مي­کند، سازمان مي­آيد در بين دستگاه­هاي فرهنگي نقش محوري را بازي مي­کند يا حتّي برنامه و طرح مي­دهد، اينها همه خود به خود موجب فعاليت بيشتر است. سازمان تبليغات اسلامي در عرصة همّت و کار ‌مضاعف پيشرفت خوبي داشته است. مخصوصاً در دهة سوم عمر خود در هر زمان با توجه به شرايط، خوب کار کرده است. در اين دهه، سازمان به حوزۀ قرارگاهي وارد شده است. اصلاً براي قرارگاهي عمل کردن بايد همّت مضاعف داشته باشي و کار مضاعف ‌انجام بدهي. در اين سال­هاي اخير نيروهايمان را کاهش داديم، ولي بر وظايف و فعاليتمان افزوده شده است.

 

فکر مي­کنيد چه وضعيتي بوده و چه کمبودي احساس شده که رهبر معظّم انقلاب چنين شعاري را براي امسال برگزيدند؟

ايشان براي رساندن کشور به قلّه­هاي کمال و فضيلت سکان­داري مي­کنند و در اين راستا طبيعتاً ترغيب مي­کنند، تهييج مي­کنند، حتّي خودشان هم بعضي وقت­ها در صحبت­هايشان اشاره مي­فرمايند که اين جلسه را با نخبه­ها گذاشتم و هدفم اين است که به اين جور نکات مثبت توجّه بيشتري بشود و ملاک باشد و اينها ارتقا و رشد داده بشود. همچنين اين مناقشات سياسي داخلي که بعضي وقت­ها در بين گروه­هاي سياسي هست، مردم را خسته مي­کند و بعضي وقت­ها رکودهايي را به وجود مي­آورد. آقا با نام­گذاري امسال بدنبال جبرات مافات و سرعت بخشيدن به حرکت رشد کشور بوده­اند مثلاً در صحبت­هايشان اشاره فرمودند اين فتنه­اي که پارسال بود يک مقدار رشد را کُند کرد. خُب ايشان حتماً احساس کردند که بايد جبران بشود و بيان کردند اين حرف مهم را که بايد پياده بشود.

من برداشتم اين است که نظر مبارک ايشان کاملاً بجا بوده. حتّي در بين مردم کوچه و بازار هم که صحبت مي­شود، مي­بينيم اين نام­گذاري کاملاً جا افتاده و مردم اين را پذيرفته­اند و استقبال مي­کنند و مي­گويند بايد بيشتر کار شود.

 

اگر موضوع ناگفته­اي داريد که مي­خواهيد بيان شود، بفرماييد.

اولاً با توجه به جايگاه سازمان تبليغات اسلامي در عرصۀ فعاليت­هاي فرهنگي و جبهۀ انقلاب اسلامي، ضرورت بازنگري در بدنۀ نيروي انساني و کارشناسي، يعني توانمندسازي نيروهاي موجود و يا جايگزيني نيروهاي مناسب، امري انکارناپذير است. ثانياً تعريف جديد از ساختار و شرح وظائف لازم به نظر مي­رسد. ثالثاً سازماندهي مجدد در داخل مجموعۀ سازمان با اعمال مديريت تعاملي و مشارکتي و هم­پوشاني فعاليت­ها و پرهيز از کارهاي بي­فايده بسيار ضروري است. حتماً بايد به دنبال بازخورد فعاليت­هايمان باشيم و اگر احساس شد در طرح يا فعاليتي موفّق نيستيم، به راحتي آن را کنار بگذاريم و به دنبال وظيفه­اي ديگر برويم.

 

 

 

شنبه 15 آبان 1389 - 14:2


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری