شنبه 30 شهريور 1398 - 3:16
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ضياء آراسته

 

دكامرون

 

نام كتاب: دكامرون

نويسنده : جوواني بوكاچو

برگرفته از : سيري در بزرگترين كتاب‌هاي جهان

انتخاب :  دفتر معرفي و نقد ادبيات كلاسيك جهان (11)

تصويرسازي و گرافيك : علي نامور

ناشر : شركت سهامي كتابهاي جيبي وابسته به انتشارات اميركبير

 

يازدهمين اثر داستاني از 22 داستان برگزيده ادبيات كلاسيك جهان  "دكامرون" نوشته " جوواني بوكاچو " نام دارد .    نهضت فرهنگي و علمي  و هنري در ايتاليا ، با ظهور سه نابغه بزرگ آغاز شد . دانته ، پترارك ، و بوكاچو . با پيدايش اين چهره‌هاي تابنده ادب و ذوق ، دوران ديرپاي جهل قرون وسطايي به تدريج پايان يافت . جوواني بوكاچو ( 1313 – 1375 ) ، شاعر و داستان‌نويس ايتاليايي ، متولد پاريس در روز هفدهم مارس 1313 ميلادي چشم به جهان گشود . پدرش بوكاچينو دي چلينو بازرگاني توانگر بود كه از بندر فلورانس به ديگر نقاط ايتاليا و اروپا كالا مي‌برد . پدر علاقه داشت كه پسر حرفه او را ادامه دهد اما بي‌علاقگي جوواني باعث شد پدر او را به شهر ناپل براي تحصيل رشته قوانين كليسا بفرستد . اما جوواني در ناپل هم خواسته پدر را عملي نكرد و بجاي صومعه و كليسا به سراغ دربار اميرنشينان ناپل رفت . جوواني با شاهزادگان و پري‌چهرگان نشست و برخاست داشت و در راهي قدم گذاشته بود كه بازگشت نداشت .

بوكاچو چهره‌اي جذاب و اندامي برازنده داشت و حضور او در دربار باعث شد با جمعي از انديشمندان و اديبان و هنرآفرينان آن روزگار آشنايي پيدا كند . آشنايي بوكاچو در بيست و هشت سالگي با بانويي بنام ماريا داكوئينو باعث شد كه او داستان‌هاي " عشق فيامتا " " فوليكولو " و " فيلوستراتو " و " تسيدا " را با همين انگيزه به رشته تحرير درآورد . داستان تسيدا و فيلوستراتو مورد اقتباس ويليام شكسپير قرار گرفتند . در سال 1340 وقتي بوكاچو بيست و هفت ساله بود بعلت ورشكستگي پدر مجبور شد به فلورانس بازگردد و خرج و مخارج خود را بدست آورد . اينگونه بود كه با نگارش داستان‌هايي كه از آنها گفته شد بطور جدي به داستان‌نويسي روي آورد . در سال 1347 وقتي بوكاچو شصت و يك ساله بود به زادگاه خود چارتالدو رفت و خانه نشين شد و به تقاضاي دولت به سخنراني‌هايي درباره كمدي الهي دانته مشغول شد . سرانجام رنجوري و بيماري بر او غالب شد و در بيست و يكم دسامبر 1375 در سن شصت و دو سالگي چشم از جهان فرو بست . بوكاچو به مكتب هيومنيزم گرايش پيدا كرد و به تقليد از ويرژيل به حماسه‌سرايي روي آورد اما به زودي متوجه شد كه موفقيت او تنها در نوشتن داستا‌ن‌هاي عاشقانه است . بوكاچو خودش را از تعصبات زمانه رهانيده بود و هيچ گاه از بيان حقيقت و دريدن پرده‌هاي سالوس و رياي فريبكاران هراس نداشت . در قرون وسطي كه تسلط كليسا چشمه‌هاي ذوق و هنر را خشكانده بود ظهور قصه پردازي مانند بوكاچو شگفت‌آور و اميدبخش بود .

دكامرون مجموعه يك‌صد داستان است كه از زبان  ده انسان – هفت مرد و سه زن -  گريزپا كه از شهر خود بخاطر ابتلا به طاعون به كاخي خارج از شهر گريخته‌اند نقل مي‌شود . آنها براي گريز از خستگي و ملال و يكنواختي ، قرار ‌مي‌گذارند كه داستاني را بيان كنند و اين قرار به مدت يكصد شب به طول مي‌انجامد . همه داستان‌هاي خود را بيان مي‌كنند . ثمره اين قصه‌گويي‌ها ، تدوين مجموعه‌اي شد كه در جهان در نوع خود بي‌نظير است . اين داستانها  گوياي شيوه زندگي و تفكر مردمي است كه در دوران قرون وسطي مي‌زيستند . يكي از داستان‌هاي دلنشين و سرگرم‌كننده دكامرون داستان " فدريگو و شاهينش " نام دارد .

فدريگو نجيب‌زاده فلورانسي كه در آداب‌داني و شمشيرزني شهرت داشت و مردم به او احترام بسيار مي‌گذاشتند .  فدريگو دلباخته مونا جيووانا مي‌شود . مونا بدون توجه به علاقه فدريگو ازدواج مي كند . فدريگو منزوي شده و سرگرمي و تنها دلخوشي و دارايي‌اش يك شاهين مي‌شود . روزگار مي‌گذرد و شوهر مونا از دنيا مي‌رود . از قضا فرزند مونا با فدريگو و شاهينش برخورد كرده و فريفته شاهين مي‌شود ، چنانكه كه به بستري بيماري مي‌افتد و تنها راه درمان خود را تصاحب شاهين مي‌داند . مادر براي بهبود يافتن احوالات پسرش تصميم مي‌گيرد تا درخواست نامعقول پسر را با فدريگو نامزد قبلي‌اش درميان بگذارد . فدريگوي تهيدست براي اينكه بتواند از مونا پذيرايي كند شاهين را كشته و غذايي گوارا براي او تدارك مي‌بيند . وقتي مونا درخواست خود را با فدريگو درميان مي‌گذارد تازه متوجه مي شود كه پرنده يكتا به خاطر محبت صاحبش نسبت به او ، تبديل به غذاي شب گريده است .  تلاش مادر براي رهايي فرزند بي‌حاصل مي‌شود و پسر بيمار از دنيا مي‌رود . مونا كه در تنهايي و اندوه بسر مي‌برد تصميم مي‌گيرد به طريقي همسري انتخاب كند . مونا هيچ كس را وفادارتر، شايسته تر و بزرگوارتر از فدريگو نمي‌يابد ، به جستجوي او مي‌رود و با هم زندگي تازه‌اي را آغاز مي ‌كنند .

زماني كه جوواني بوكاچو دكامرون را مي‌نوشت به تصور خود قصه‌ها و حكايات و رواياتي را باز مي‌گفت كه فقط براي زن‌هاي تنها و بي‌حوصله و ملال‌‌زده مفيد بود و اين مجموعه مي‌توانست براي مدتي آنها را سرگرم كند اما خودش باور نمي‌كرد كه اين اثر سالها بعد شاهكاري ارزشمند و باارزش بشمار بيايد . بوكاچو با نگارش . كامرون ذهن مردم را نسبت به اختناق و جمود فكري زمان خود روشن كرده است . بوكاچو ، دكامرون را به زبان لاتين كه زبان ادبي آن دوران بود به رشته تحرير درآورد . پترارك كه به لقب ملك‌الشعراء مشهور بود احترام زيادي براي بوكاچو قائل بود و او را پايه‌گذار نثر داستان‌سرايي در زبان لاتين مي‌دانست .

دكامرون در چاپ اول خود در تيراژ 3000 نسخه و با قيمت 13000 ريال و با تصويرگري علي‌نامور توسط شركت سهامي كتاب‌هاي جيبي وابسته به انتشارات اميركبير به چاپ رسيده است.

 

 

شنبه 15 آبان 1389 - 11:31


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری