چهارشنبه 2 مرداد 1398 - 9:36
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

روح الله تيموري نسب

 

بينوايان

 

نام كتاب: بينوايان

نويسنده : ويكتور هوگو

برگرفته از : سيري در بزرگترين كتاب‌هاي جهان

انتخاب :  دفتر معرفي و نقد ادبيات كلاسيك جهان (6)

تصويرسازي و گرافيك : علي نامور

ناشر : شركت سهامي كتابهاي جيبي وابسته به انتشارات اميركبير

 

ششمين جلد از دفتر معرفي و نقد ادبيات كلاسيك جهان به كتاب بينوايان ويكتور هوگو اختصاص يافته است. كتابي كه اكثر افراد آنرا خوانده‌اند و يا فيلم آنرا به تماشا نشسته‌اند.

ويكتو هوگو ( 1802 – 1885 ) ، شاعر و داستان‌نويس و بزرگترين چهره ادبي فرانسه در قرن 19. هوگو با قلم اعجاب‌آور خويش و تلفيقي از فقر و بي‌عدالتي فاصله طبقاتي و انقلاب 1948 فرانسه از يك سو و عشق و عاطفه و انسانيت از سوي ديگر ، داستاني را توصيف مي‌كند كه ميليون‌ها نفر را در سراسر جهان  از فرهنگ‌هاي گوناگون در 150 سال گذشته گويي با قهرمانانش زندگي كرده و با آنها رنج كشيده‌اند . هوگو با خلق چند قهرمان كه جالب‌ترين آنها ژان والژان است همچون يك خالق، انسان‌هايي را به اين دنيا آورده كه هرگز نمي‌ميرند و تا جهان باقي است نام آنان نيز در ذهن روشنگر مردم باقي است .

هوگو چهارسال متوالي براي نگارش بينوايان وقت صرف كرد تا بتواند آيينه‌اي روشن و تابنده از زندگاني مردم محروم و تهيدست فرانسه در قرن اول نوزدهم را به تصوير بكشد . بينوايان اثري است سرشار از پژوهش‌ها و بررسي‌هاي اخلاقي، فضيلت يا رذيلت بشر و نويسنده طرفدار اخلاق است و همه جا در اين ترازوي داوري كفه نيكي را بر بدي مي‌چرخاند .  

ژان وال ژان به جرم سرقت يك قرص نان آنهم براي سيركردن طفل گرسنه خواهرش به پنج سال زندان در بيست و شش سالگي محكوم مي‌شود. او كه تحمل اين مجازات سنگين برايش سخت بود تصميم مي‌گيرد كه از زندان بگريزد . فرار از زندان محكوميت او را به نوزده سال افزايش مي‌دهد . ژان وال ژان پس از آزادي از زندان مردي چهل و پنج ساله است كه شراري از نفرت و انتقامش درونش زبانه مي‌كشد . در بيرون از زندان هيچ كس از او استقبال نمي‌كند و با اطلاع از محكوميت او حتي سرپناهي هم به او داده نمي‌شود . ژان، پرسان پرسان به منزل اسقف نيكوكاري مي‌رسد و شب را با اجازه كشيش در خانه او مي‌ماند . اما شبانه با سرقت اموال اسقف از آنجا گريخته و دوباره توسط ماموران به جرم دزدي دستگير مي‌شود اما اسقف سرقت ژان وال ژان را ناديده مي‌گيرد . بخشش اسقف زندگي ژان را تغيير مي‌دهد .

ژان وال ژان با ورود به شهر مونتروي و استفاده از ابتكارات خود صنعت شهر را متحول مي‌كند تا آنجا كه مونتروي تبديل به بزرگترين مركز توليد كهربا و اجناس كهربايي مي‌گردد و جمع كثيري در آنجا به كار مشغول مي‌شوند . ژان در  اين شهر صاحب ثروت و شهرت و قدرت مي‌شود . همه مردم او را به اسم بابا مادلن مي‌شناسند و شهردار مونتروي است . از ديگر شخصيت‌هاي اين داستان كارگر زني به نام فانيتن است كه كه در كارخانه‌هاي شهر مونتروي كارگري مي‌‌كند تا هزينه نگهداري دخترش كوزت را براي خانواده تنارديه كه از او نگهداري مي‌كنند بفرستد . فانتين از كارخانه بدون اطلاع بابا مادلن اخراج مي‌شود . بازرس ژاور قصد مي كند فانتين را مجازات كند كه شهردار از اين زن بيچاره حمايت مي‌كند . از اينجا به بعد بازرس ژاور مدام بدنبال اينست كه شخصيت واقعي بابامادلن كه همان ژان وال ژان است را افشاء كند . در اين هنگام حادثه ديگري روي مي‌دهد و در شهر آرا متهمي را به جرم سرقت و آزار ارباب به زندان مي‌افكنند و همگي شهادت مي‌دهند كه متهم كسي جز ژان وال ژان محبوسي  نيست كه ساليان متمادي مجريان عدالت را به ستوه آورده است . در پايان دادرسي بابامادلن براي رهايي متهم دوباره شخصيت واقعي‌اش را افشاء مي‌كند و به زندان مي‌افتد . اما از زندان مي‌گريزد تا به عهد خود براي نگهداي دختر فانتين يعني كوزت عمل كند . ژان وال ژان و كوزت پس از آن در شهر پاريس زندگي آرامي را آغاز مي كنند تا زماني كه كوزت ازدواج مي‌كند و پدر براي اينكه افشاي شخصيت قبلي‌اش زندگي كوزت را به خطر نيندازد دختر و همسر او را تا زمان مرگ ترك مي كند . در بخشي از اين اثر مي‌خوانيم :

« كوزت : پدر ، تو نبايد بميري ... تو بايد زنده بماني ... چشمانت را باز كن ... چطور حاضري از دختر دلبندت كوزت چشم پوشي كني ؟ چطور حاضري مرا تنها بگذاري ؟

ژان وال ژان : كوزت ... اگر مي‌تواني از مردن من جلوگيري كني بكن ... از خدا بخواه كه من نميرم ... من چند لحظه پيش مرده بودم ... اما حالا كه تو آمدي  زنده شدم ...

اندوه و زاري كوزت بيهوده است و زمان مرگ قهرمان بزرگ فرارسيده است . ژان وال ژان ديده بر روي زندگاني فرو مي ‌بندد در حالي كه دختر دلبند فانتين و شوهر او ماريوس در كنار بستر او زانو زده‌اند و دستان او را غرق بوسه ساخته‌اند . »

مردم جهان پنج جمله وصيت‌نامه ويكتور هوگو را هرگز از ياد نمي‌برند :

پنجاه هزار فرانك از دارايي خود را به بينوايان مي‌سپارم.

ميل دارم جنازه مرا با تابوت تهيدستان به گور سپارند .

از دعا و تمناي آمرزش كليسا بيزارم .

آرزويم اينست كه مردم برايم دعا كنند .

به خداي بزرگ ايمان دارم ...

بينوايان در چاپ اول خود در تيراژ 3000 نسخه و با قيمت 13000 ريال توسط شركت سهامي كتاب‌هاي جيبي وابسته به انتشارات اميركبير به چاپ رسيده است .

 

 

 

شنبه 8 آبان 1389 - 14:32


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری