جمعه 2 تير 1396 - 16:40
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

احمد محمد اسماعيلي

 

شخصيت‌هاي فيلم جنبه کاريکاتوري دارند

 

 

گفتگو با مصطفي کياني کارگردان  بعد ازظهر سگي سگي

 

مقدمه :  فيلم بعد از ظهر سگي سگي يک کمدي متفاوت در سينماي ايران محسوب مي شود و سازنده اش مي‌کوشد با بسط موقعيت هاي کمدي از شوخي هاي کلامي رايج اين روزهاي سينماي ايران فاصله بگيرد. حضور بازيگران صاحب سبک کمدي به کيفيت بهتر فيلم کمک کرده است.

 

 

يکي از مسائلي که در ساختار کمدي فيلم ديده مي شود خنگي و گيجي شخصيت‌ها است که موقعيت هاي کمدي زيادي را شکل مي دهد؟ 

بله ، تمام شخصيت‌هاي فيلم جنبه کاريکاتور گونه اي دارند و وجه واقعيشان که خيلي وقت‌ها در جامعه  باعث مي شود بلا تکليف باشند تلاش کردم پر رنگ تر نشان بدهم. البته يک نوع پريشاني  عمدي درفيلم نامه وجود داشت که در موسيقي و ساير اجزا فيلم ديده مي شد. پليس، دستيارش ، فرشيد و دو جواني که خودشان را جاي بسيجي ها جا زده بودند همه انگاري يک جور خاصي هستند.

 

نشان دادن شخصيت کارگاه پليس فيلم هم در لبه تيغ راه رفتن بود؟ 

موقعي که فيلم نامه را به نيروي انتطامي ارائه کرديم. بعد از خواندن از ما خواستند که پليس فيلم درجه سرهنگي و لباس نظامي هم برتن نداشته باشد و خب اين کار را دشوارتر مي کرد. در کشور ما حساسيت نسبت به پليس زيادتر از جاهاي ديگر است. خوشبختانه در اين فيلم پليس با ما همکاري کرد و امکانات خوبي هم در اختيار گروه قرار داد.

 

گرفتن هليکوپتر هم براي فيلم کار دشواري است که کمتر در اختيارگروه‌هاي فيلم سازي قرار مي گيرد؟ 

بله ، هليکوپتر در کار ما هويت داشت. آنقدر که کارگاه پليس تاکيد بر حضور هليکوپتر دارد  توجه تماشاگر ناخودآگاه به اين مسئله بيشتر جلب مي شود و در قضيه هليکوپتر هم طنزي وجود داشت. اگر دقت کرده باشيد در فيلم در قالب چند تا شوخي تکرار مي شود. تماشاگر در بار اول مواجه با شوخي کمي لبخند مي زد. در بار سوم و چهارم از ته دل مي خنديد.

 

فيلم به دو بخش تقسيم مي شود. در بخش نخست معرفي شخصيت‌ها در موقعيت هاي مختلف شهري انجام مي شود و در بخش دوم اغلب ماجراها در عکاسخانه رخ مي دهد . انتخاب عکاسخانه دليل خاصي داشت؟ 

نه دليل خاصي در ميان نبود. فرشيد از خانه اش بيرون مي آيد و در شهر سرگردان مي شود و به مترو مي رود که قضيه سوء تفاهمي اشتباه گرفتنش با فردي خاصي براي او به وجود مي آيد. بنابراين سراسيمه بيرون مي آيد. سعي کردم او و ساير شخصيت‌ها را به جايي ببرم که بشود به بهانه اي آنها در اين مکان نگه داشت و عکاس خانه هم مکاني است که مردم براي عکس گرفتن مدتي منتظر مي مانند. در عکس خانه تلاش کردم طيف هاي مختلفي از افراد جامعه را نشان بدهم. زوج ميانسالي که قصد خروج از کشور را دارند. دو آدم متقلب که مي خواهند خودشان را جاي بسيجي ها جا بزنند تا بتوانند از اين موقعيت براي کاهش مدت سربازيشان استفاده کنند.

 

 

در موقعيت زماني فعلي که زمان صلح است سربازي اينقدر خطرناک نيست که به خاطرش بخواهند خودشان را به دردسر بياندازند؟ 

بهر حال اگر سابقه حضور در بسيج وجود داشته باشد طول مدت خدمت کم مي شود. الان هم که زمان صلح است خيلي از جوان‌ها مي خواهند به بهانه هاي مختلف  از سربازي رفتن فرار کنند. يک جورهايي احساس مي کنند سربازي براي آنها يک چيز اضافه است.

 

شخصيت دختري که از خانه فرار کرده در فيلم گنگ و نامفهوم به نظر مي رسد؟ 

به علت زمان طولاني فيلم مجبور شديم بخش هايي از حضور دختر و گذشته اش که چرا به اين شرايط تن در داده است را حذف کنيم تا مجبور نباشيم از داستان اصلي  زماني را کم کنيم.

 

از جايي که شخصيت‌ها وارد عکاسخانه مي شوند فضا و ريتم فيلم آرام تر و کند تر مي شود و صحنه هاي غير ضروري مثل آواز خواندن کارگاه پليس و گروگان‌ها در فيلم مورد استفاده قرار مي گيرد به اين مسئله اعتقاد داريد؟ 

مقتضاي داستان اين نياز را داشت که با ورود شخصيت‌ها به يک مکان بسته ريتم فيلم آرام تر بشود و ريتم فيلم تعمداً کند شد. ريتم شروع فيلم صحنه گروگان گيري تند و سريع است. صحنه عکاسي آرامشي را نياز داشت تا مخاطب با شوک گروگان گيري روبه رو شود و بحث حضور نيروهاي پليس به ميان مي آيد و فضاي بيروني عکاس خانه شلوغ مي شود. آواز خواندن هم بر اثر موقعيتي پيش آمد که زن کارآگاه مشغول صحبت کردن با او است و چون کارآگاه توصيه احمقانه اي به زنش مي کند و به زنش مي گويد به مرد گروگان گير بگويد من مشغول آواز خواندن هستم. مرد گروگان گير هم با شنيدن اين وضعيت از گروگان‌ها خواست که با کارآگاه هم آواز بشوند. در هنگام نمايش فيلم در سالن هايي که حضور داشتم تماشاگران  با اين صحنه ارتباط خوبي برقرار کرده بودند.

 

ساختار فيلم به خصوص در بخش هاي گروگان گيري شباهت هايي با فيلم آژانس شيشه اي پيدا مي کند چقدر به اين مسئله فکر کرده بوديد؟ 

خيلي تحث تاثير اين فيلم حين ساخت بعد از ظهر سگي سگي نبودم. اما بهر حال فيلم آژانس شيشه اي را ديده ام و هر فيلمي که فضاي گروگان گيري قرار مي گيرد تشابهاتي با اين فيلم پيدا خواهد کرد. البته يکي دو جايي در نوع دکوپاژ رجعتي به اين فيلم داشتم. موقعي که فرشيد در کف مغازه مي نشيند و ديالوگ مي گويد.  تلاش کردم شوخي را با اين فيلم مطرح کنيم.

 

بهاره رهنما، رضا عطاران ، مجيد صالحي ، علي صادقي.. از جمله بازيگران محبوب مردم هستند. حضور اين بازيگران به دليل محبوبيتشان بود و يا اينکه مناسب ايفاي نقش هاي فيلم بودند؟ 

تلاش کردم از بازيگراني براي بازي هاي فيلم استفاده کنم که مناسب ايفاي نقش هايشان باشند. براي ايفاي نقش فرشيد حضور يک بازيگر جدي را نياز داشتم. اما بازيگراني که نقش هاي جدي بازي مي کنند از حضور در فيلم هاي کمدي پرهيز مي کنند و يکي دو تن از اين بازيگران عنوان کردند که مي ترسند نتوانند از پس عهده ايفاي نقش بربيايند. بنابراين بايد با بازيگراني کار مي کرديم که جسارت کار کمدي داشته باشند و انتخاب بازيگران فيلم هاي طنز معمولا کار دشواري است.

 

فيلم بعد از ظهر سگي سگي را براي تثبيت حضورتان در سينماي حرفه اي ساخته ايد؟ 

قبل از ساخت فيلمم مي ديدم سينماي کمدي چندان  جدي گرفته نمي شود. تلاش کردم کمدي متفاوتي بسازم که از فضاي کمدي رايج اين روزهاي سينماي ايران به دور باشد ومخاطب با ديدن ابتدا و شروع فيلم نتواند حدس بزند که براي شخصيت‌ها چه اتفاقي خواهد افتاد و پيگيري فيلم برايش جذاب باشد.

 

 

 

شنبه 8 آبان 1389 - 13:40


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری