چهارشنبه 26 مهر 1396 - 9:26
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

پاي منبر معرفت

 

حجت الاسلام داود كميجاني

 

آفات سستي و تنبلي 5

 

 

  تنبلي و سستي عاملي بر ايجاد فقر

اين جهان بر اساس اصول و قوانيني برپا شده، از مهمترين اين قوانين اصل «عمل و عکس العمل» و اصل «رابطه علت و معلول» است. براي بدست آوردن هر معلول نيکويي بايد علت آن را ايجاد نمود،  بر همين قياس، دستيابي به پيشرفت­هاي معنوي و مادي تنها با كار و كوشش امكان پذير است و هر كسي که تن به كار نمي­دهد و از تحمل رنج كار سرباز مي­زند، بر اساس قانون عمل و عکس العمل، خود را در آغوش فقر قرار مي­دهد، و انسان فقير از رسيدن به كمال باز مي­ماند زيرا فقر مجالي براي ايمان نمي­گذارد، چنانکه پيامبر (ص) فرمود:

« کاد الفقر ان يکون کفرا»

«فقر چه نزديک است که (انسان را) به کفر برساند.»[1]

در بسياري از موارد، فقر زاييده تنبلي و بي حوصلگي است و بين اين دو هميشه نوعي رابطه علت و معلولي وجود دارد. سستي هميشه همنشين فقر خواهد بود، چنانکه حضرت علي (ع) در اين خصوص مي­فرمايد:

«إِنَّ الاْءَشْيَاءَ لَمَّا ازْدَوَجَتْ ازْدَوَجَ الْکَسَلُ وَ الْعَجْزُ فَنُتِجَا بَيْنَهُمَا الْفَقْرَ»

«همانا گاهي اموري با يکديگر جفت مي­شوند، [مثلاً آنگاه که] تنبلي و ناتواني با هم ازدواج کنند، از آنها فقر متولد مي­شود.»[2]

در حقيقت جامعه­اي که از داشتن افراد سست عنصر و تنبل در رنج است بايد خود را براي فقر و بدبختي آمده سازد، زيرا ثروت و مکنت در يک سرزمين جز با کوشش جمعي پديد نمي­آيد. حضرت علي (ع) در تأييد اين حقيقت فرموده:

 «من لم يصبر علي کد يده، صبر علي الافلاس»؛

هر فردي [و جامعه­اي] که بر کار و تلاش خود [در جهت حيات اقتصادي و اجتماعي]، پايدار نباشد، [سرانجام] پذيراي تهيدستي و فقر خواهد شد[3]

 

- تنبلي باعث زبوني انسان

انسان سست و ناتوان در جامعه خويش نيز ذليل و زبون خواهد بود، حتي اگر حرف حقي هم داشته باشد در ابراز آن احساس ضعف مي­کند. از آنجا که اينگونه افراد اغلب داراي روحيه کار و تلاش نيستند، چندان مورد اعتماد و احترام ديگران قرار نمي­گيرند. اصولاً انسان­ تنبل و سست عنصر چون نقش مؤثري در جامعه ايفا نمي­کند، از پايگاه اجتماعي معقول و مناسبي برخوردار نيست. بسياري از اينگونه افراد همانند نيازمندان، به نوعي سربار جامعه مي­باشند، بدين جهت به ديد احترام به آنها نگريسته نمي­شود و به اصطلاح از چشم مردم مي­افتد؛ مردم اعتماد خود را به انسان سست عنصر از دست داده و اطميناني به وي نخواهند داشت. اين تصور که «اگر او فکر و طرحي مؤثري مي­داشت خودش را از اين بدبختي نجات مي­داد!» باعث مي­شود تا ديگران از شور و مشورت با او خوداري کنند و به او اعتماد نکنند، در همين راستا امام علي(ع) فرموده­اند:

«لَا تَتَّکِلْ فِي أُمُورِکَ عَلَي کَسْلَان»؛

«در کارهاي خود به آدم تنبل، تکيه و اعتماد نکن.»[4]

در ديد عمومي جامعه انسان­هاي تنبل افرادي کم همت و بي­اراده قلمداد مي­شوند، اين نگرش باعث مي­گردد تا کسي بر کمک و همياري آنها اعتماد نکند و به اصطلاح «روي آنها حساب نکند»، زيرا او اگر مي­توانست به خود کمک مي­کرد، انسان سست عنصر اگر هم اهل کمک و ياري باشد، کسي نيست که به موقع، مؤثر و تا انتهاي کار با انسان همراه باشد لذا به توصيه امام علي (ع):

«لَا تَسْتَعِنْ بِکَسْلَانَ»؛

«از آدم تنبل کمک مگير»[5]

فرد تنبل در مشورت­ها نيز سست عنصري مي­نمايد، مخصوصاً در مورد اهداف بلند و مسيرهاي سخت پيشرفت، بسيار بي­همت هست، از اين رو براي مشورت در کارها به هيچ عنوان، فرد مفيدي نخواهد بود، چون از آنجا که اين گونه افراد خود را در انجام امور ناتوان مي­بينند، اهداف را دست نايافتني و مسير را غير قابل گذر مي­دانند، لذا ناخواسته ديگران را با مشورت نادرست از مسير صحيح دور مي­سازند. امام علي (ع) در توصيه ديگري مي­فرمايند:

«لَا تَسْتَشِيرَنَّ عَاجِزا»

«با ناتوان مشورت مکن»[6]

 في الجمله، اگر نظام آفرينش را با دقت بررسي كنيم در مي­يابيم كه خدا جهان را بر اساس حركت و كار قرار داده و سير تکاملي موجودات را بر اين پايه استوار ساخته است. از ذره تا خورشيد، همه فعال و در جنب و جوش هستند، حال اگر هر يك از موجودات كوچك و بزرگ از فعاليت و كار باز ايستند، علاوه بر ايجاد وقفه در مسير تكامل خود، به نسبت خويش، به گوشه­ايي از اين نظام بزرگ هستي نيز لطمه زده­ است. انسان هم که خود جزئي از اين جهان هستي است بايد هماهنگ با ماهيت آن، در تکاپويي مثبت، فعال باشد وگرنه به سوي تباهي و اضمحلال سوق خواهد يافت، بدين خاطر است که حضرت علي(ع) به همة مسلمانان مخصوصاً به شيعيان و پيروان خويش توصية مي­نمايند که:

«اياك و الكسل و الضجر فانما مفتاح كل شر»

«از بيكاري و نااميدي (افسردگي) بپرهيزيد زيرا اين دو كليد همه شرور [و نابساماني­ها] هستند.»[7]

   اصولاً در چنين صحنة پرتلاشي هستي چگونه مي­توان بيكار ماند؟! زيرا دور از خرد و انصاف است كه موجودي از فعليت و تلاش­هاي ديگر موجودات بهره بگيرد و خود بهره ندهد و سربار ديگران باشد! توفيق رفيقي است که همراه هر کسي نخواهد شد، اگر انسان در زندگي تلاش و تحرک نداشته باشد و بستر سازي و زمينه سازي نکند در امور مربوط به دين و دنيا به جايي نمي­رسد زيرا اگر جوشش و کوششي نباشد رويش و زايشي نيز نخواهد بود.

 



[1]- نهج الفصاحه، حديث 2114.

[2]- ميزان الحکمه،ري شهري، ج 11،ص 5184.

[3]- غر الحکم و درر الحکم، آمدي، حديث 355

[4]- ميزان الحکمه،ري شهري، ج 11،ص 5184.

[5]- ميزان الحکمه،ري شهري، ج 11،ص 5184.

[6]- ميزان الحکمه، ري شهري، ج 11،ص 5184.

[7]- ميزان الحكمه، ري شهري، ج 8 ص 393

 

چهارشنبه 5 آبان 1389 - 10:40


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری