جمعه 28 دی 1397 - 15:24
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

اكرم اماني

 

خاك عشق

 

خاك عشق (در شرح و زندگي و آثار منيژه آرمين)

فاطمه ابراهيمي- فريبا فرشادمهر

انتشارات سوره مهر، تهران، 1389

شابك: 8-796-506-964-978

قيمت: 2900 تومان

مكتوب كردن زندگي و نوع تفكر انديشمندان از ديرباز  با نگارش تذكره ها در متون ادبي جايگاه خاصي داشته است. پرداختن به اين مقوله در ادبيات و فرهنگ غرب، از گسترش بيشتري برخوردار است و شايد به همين دليل است كه نوشتن تاريخ ادبيات و هنر مدون در آن ديار را آسان مي سازد...

با ثبت رويدادهاي ادبي و هنري از ديدگاه هنرمندان و اديبان و صاحبان انديشه در قالب زندگي نامه آنها، چراغي را فراروي آيندگان قرار مي دهد تا اولاً فراز و نشيب زندگي آنها، شايد راهگشايي باشد براي آيندگان و ثانياً گامي باشد در جهت شناخت شخصيت آنها و ثالثاً زمان و روابط اجتماعي و تاثير متقابل زمان و شخصيت در به وجود آمدن آثار ادبي و هنري.

از اين روي كتابي را كه در صدد معرفي آن برآمديم با عنوان خاك عشق به شرح زندگي و آثار خانم منيژه آرمين اختصاص دارد.

كتاب عناويني همچون خاك عشق، نقد آثار، بررسي رمان آن روز كه عمه خورشيد مرد، بررسي رمان شب و قلندر، بررسي رمان بوي خاك، شب و قلندر، آن روز كه عمه خورشيد مرد، اي كاش گل سرخ نبود، راز لحظه ها و نمونه آثار تنظيم شده است.

قسمت نخست كتاب با عنوان خاك عشق كه به قلم خانم ابراهيمي است كه به بررسي زندگي خانم آرمين از زمان تولد تا به حال مي پردازد. نويسنده در ابتدا به چگونگي ملاقات خود با خانم آرمين و تصورات ذهني خود از ايشان و معرفي وي از زبان شاگردانش پرداخته است و زندگي منيژه آرمين را از زبان مادرش چنين نقل مي كند:

«منيژه در سال 1324 در يك شب برفي بدنيا آمد و در كنار خواهر و برادرهايش، كه تفاوت سني در حدود ده سال با او داشتند بزرگ شد. همه اعضاي خانواده اهل هنر و ادبيات بودند ... منيژه عاشق شنيدن حكايت و داستان ها و قصه هايي بود كه شب ها من براي او تعريف مي كردم يا در جلسات خانوادگي و دوستانه نقل مي شد.

... از دوران كودكي، حس غريبي هميشه او را به طبيعت پيوند مي داد. همواره در عمق هستي، زمزمه اي پنهاني را نجوا مي كرد. اوج كامل اين حس روزي بود كه در كوچه با بچه ها بازي مي كرد و توفان شديدي در گرفت. ناگهان درخت ها شروع كردند به تكان خوردن و برگ ها بر سرش ريختند. آن روز با تعجب و حيرت به اطرافش مي نگريست و به دور خود مي چرخيد تا همه چيز را به خاطر بسپارد. گويا نيروي مرموزي از دل زمين و آسمان همه چيز و از جمله او را به هم پيونده داده بود.»

نويسنده در ادامه به چگونگي رفتن منيژه به مدرسه و وضعيت آموزش و پرورش در آن زمان اشاره مي كند و اينكه منيژه از چهارسالگي همراه با بزرگ ترها به مجالس مثنوي خواني مي رفته است و به همين دليل است كه وزن هاي مثنوي در ذهن او كاملاً جا افتاده بود. نويسنده در ادامه به اين مساله اشاره مي كند كه مينژه آرمين در خانواده اي با افكار و عقايد گوناگون بزرگ مي شد و مانند جويبار از ميان سنگلاخ ها راه خود را مي يافت. حضور مادر برايش آيينه و دلگرمي بود. مادري كه در هر شرايط وضو و نماز را از ياد نمي برد.

افراد مختلف با تيپ ها و انديشه هاي متفاوت در خانه رفت و آمد داشتند و حركات و رفتار آنان در ذهنش حك مي شد. گويا مي دانست كه در آينده اي نه چندان دور شخصيت هاي اصلي داستان هايش خواهند بود...

منيژه در سال 1344 دوره تربيت معلم را يك ساله گذراند و به استخدام آموزش و پرورش درآمد. و هم زمان در رشته روانشناسي دانشگاه تهران ثبت نام كرد. وي در كنار اساتيد و دبيران برجسته همچون درختي تشنه به يادگيري فلسفه و ادبيات پرداخت و انديشيدن و تفكر، ريشه فرهيختگي را در وجودش دواند.

چگونگي رفتن به مدارس دورافتاده در شرق تهران، گرفتن فوق‌ليسانس مشاوره، آموختن هنر سفال‌گري ، آشنايي و كار با استاداني همچون داوري، صديقي، استاد حميدي و ... رفتن به دانشكده هنر و حال و هواي آن موقع دانشگاه، ارتباط صميمي و نزديك با شاگردانش، قبول مديريت مدرسه راهنمايي در شمس آباد و هنرستان، چاپ مقالات و كتابهايي كه تاليف كرده اند، نظرات مختلف نويسندگان و منتقدان ادبي درباره ايشان و ... از جمله مواردي است كه مولف در اين بخش به آن ها اشاره كرده است.

چنانچه در قسمتي از كتاب از زبان اميرحسين فردي نويسنده و منتقد ادبي درباره منيژه آرمين اين چنين مي خوانيم:

«بي گمان منيژه آرمين، يكي از زنان نويسنده موفق ايراني است كه در آثارش اصالت ها و زيبايي هاي زندگي مردان و زنان اين سرزمين ديده مي شود. به اعتقاد بنده هنوز آرمين با افق و خواسته هاي خود در فضاي ادبيات داستاني فاصله زيادي دارد. به نظرم چشمداشت او از ادبيات گسترده است و شوقش براي نوشتن و آفرينندگي بسيار و به همين ميزان و مقياس نيز انتظار ما از ايشان افزون و اشتياقمان فراوان است.»

بخش دوم كتاب به بررسي و نقد آثار خانم آرمين اختصاص دارد كه به قلم فريبا فرشاد مهر به رشته تحرير درآمده است.

فرشادمهر از بين آثار منيژه آرمين به بررسي سه رمان ايشان يعني آن روز كه عمه خورشيد مرد، شب و قلندر و بوي خاك مي پردازد و در قسمت پاياني كتاب صفحاتي چند از اين رمان ها را آورده است.

فرشاد مهر درباره رمان آن روز كه عمه خورشيد مرد ابتدا به معرفي اجمالي از داستان و شخصيت ها مي پردازد و بعد آن را تحليل مي كند و اين چنين مي گويد:

«از آنجايي كه داستان در قالب رمان ارائه شده است، در آن شخصيت هاي برجسته و ملموسي چون عمه خورشيد، سهراب، مادر سهراب و رستم را مي بينيم كه به ترتيب شخصيت هاي اصلي و ماجرا هستند. زمان داستان اواخر دوره رضاخاني را نشان مي دهد و قضايايي چون نهضت جنگل و ماجراي كشف حجاب و ... قرايني هستند كه از حيث زماني ادامه مي يابند و دوراني كوتاه از حكومت محمدرضا نيز در داستان انعكاس مي يابد...

... جذابيت و كشش داستان آنچنان است كه خواننده را تا پايان داستان به خواندن اثر وا مي دارد. دو نكته در اين امر در خور توجه است: يكي پي بردن به محتواي يادداشتهاي عمه خورشيد، و ديگري پي بردن به اين مطلب كه عاقبت كارهاي ناپسند ما در راوي چه خواهد شد.»

مولف در ادامه قسمت هايي از رمان را آورده است كه در بخشي از آن مي خوانيم:

«آن روز كه عمه خورشيد مرد، آسمان بر غربتش گريست. آواي شاد پرندگان به سكوت بدل گشت. فواره هاي باز بود و صداي ريزش آب از حوض كاشي به پاشويه، به گوش مي رسيد. عمه خورشيد، همان طور كه روي صندلي راحتي تكيه داده بود، چشم هايش به سوي آسمان باز مانده بود. شايد در انتظار چيزي بود. كسي چه مي داند؟

چه شوي غريبانه اي داشت آن روز!

مادرم دستور داد كه خانه عمه خورشيد را تميز كنند تا مبادا كسي فكر كند كه به زندگي او بي اعتنا بوده اند. خودش هم با اينكه هيچ وقت دست به سياه و سفيد نمي زد وارد اتاق شد و گفت: اينجا را مي خواهم خودم تميز كنم.»

شب و قلندر دومين رماني است كه مولف به بررسي آن پرداخته است و درباره آن چنين مي گويد: شب و قلندر اولين رماني از مجموعه اي است كه قرار است شامل چهاررمان باشد و تاريخ معاصر ايران را به زبان داستان بيان كند.»

نويسنده ابتدا خلاصه اي از داستان را بيان مي كند و در پايان هربخش ويژگي آن را توضيخ مي دهد. و در بخشي از داستان چنين مي خوانيم:

«... كاكو افراسياب سربلند كرد و به ياران كه چون حلقه اي دورادور او را گرفته بودند، نگاه كرد. چهره هايي كه گويي امتداد خطوط سنگ ها بودند؛ خطوطي تكراري. افراسياب فهميد كه هيچ كس جز او صدا رانشنيده. صدا همچنان مي آمد و او را به ياد نواي كمانچه اي مي انداخت كه هميشه دوست داشت...

آيا ديوانه شده بود؟! آيا پير و ناتوان شده بود كه در برابر چشمان افسونگر يك زن اين چنين فريفته شده بود؟! آن هم نقش درون يك قاليچه ...!

بهادرخان كه سمت ريش سفيدي داشت، گفت: «چيزي شده كاكو؟»

كاكو افراسياب از دنياي ديگر بازگشت. جايي كه به مردان سرخ كوه تعلق نداشته سربلند كرد و به رفيقان خود نظر انداخت. حس كرد از آنها بسيار دور شده. حس كرد تنهاست و در تمامي سالهايي كه گذشت، تنها بوده زيرلب گفت: من اين صدا را قبلاً هم شنيده بودم و كي كجا؟ درست نمي دانم. شايد در ميان چادر آفتاب نشين ها. شايد هم در جاي ديگر. در قصه هاي بابا شمس الدين...

از روي سنگي كه نشسته بود، برخاست. ياران آهي را كه از ميان سينه او برآمد و در لب هايش جاري شد، شنيدند. افراسياب قاليچه را با دقتي خاص تاكرد و زيربغل گرفت و گفت: بقيه كارها را خودتان انجام دهيد! زيرنظر بهادرخان و تيمورخان.

اولين بار بود كه كاكو افراسياب تقسيم غنائم را به عهده آنها گذاشته بود.»

بوي خاك آخرين رماني است كه در اين كتاب بررسي مي شود و فرشاد مهر آن را اينگونه بيان مي كند: «بوي خاك، داستان سرگذشت مرد و زني به نام هاي مجيد و مليحه است كه به رغم مخالفت اطرافيان و بستگان باهم ازدواج مي كنند. از آنجايي كه مجيد در يك نشريه گروهكي كار مي كرده لذا بعد از تعطيلي نشريه مشكل دار مي شود و هيچ كجا به او كار نمي دهند. بعد از مدتها كارگري، مسافركشي، نقاشي و ... تصميم مي گيرد با همسرش به صورت قاچاق از مرز ايران خارج شود...

خانم دكتر سيده زهرا موسوي، پژوهشگر و منتقد حوزه ادبيات درباره اين رمان مي گويد: درون مايه و موضوع اصلي اثر را فريبكاري بعضي از سازمان هاي سياسي تشكيل مي دهد. داستان از حيث محتوايي يك داستان سياسي است. نويسنده در تقابل ميان محيط امن ايران و فضاي خفت بار سازمان هاي سياسي خارج از كشوي، مي خواهد بگويد مامن اصلي، همانا خاك ايران است. به همين دليل پوچي سخنان ضدانقلاب كه به خارج از كشور فرار كرده است به خوبي از داستان برداشت مي شود...

... پيام داستان هشدار به جوانان ايراني است كه نبايد فريب شعارها و زرق و برق هاي تشكيلات سياسي را بخورند، به عبارتي افشاي ماهيت پوچ سازمان هاي غيرقانوني از اهداف نويسنده در اين رمان است.»

فرشادمهر در ادامه قسمت هايي از رمان اي كاش گل سرخ نبود و راز لحظه ها را آورده است و برخي از نمونه آثار هاي منيژه آرمين نيز بخش پاياني كتاب را شامل مي شود.

 

 

چهارشنبه 5 آبان 1389 - 9:37


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری