پنجشنبه 30 شهريور 1396 - 16:58
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

احمد محمد اسماعيلي

 

در پايان نمايش همه شخصيت ها تغيير پيدا مي کنند

 

گفتگو با امير امجد نويسنده و کارگردان نمايش «تور عروس»

 

 

مقدمه : نمايش «تور عروس» به مقطع مهمي از تاريخ ايران مي پردازد که ايران تحت تاثير تحولات جهاني قرار مي گيرد و انقلاب مشروطه شکل و حکومت خودکامه قاجاريه از شکل تک محوريش خارج مي شود و مردم و مجلس امکان دخالت در امور را پيدا مي کنند . در نمايش تور عروس امجد با محوريت قرار دادن اين موضوع به زندگي زنان در آن دوران در قالب مدرن و سنتي مي پردازد .

 

 

اواخر دوران قاجاريه به خاطر شکل گيري انقلاب مشروطه در تاريخ معاصر ايران، دوران پر تلاطمي بوده است ؟ 

بله ، يکي از مغشوش ترين و شلوغ ترين دوران تاريخي ايران در اين برهه شکل مي‌گيرد و جريان انقلابي متجدد خواهانه با جريان حاکم مي جنگد و حتي اين جنگ  به درون خانه ها هم سرايت مي کند .

 

اتفاقاتي که براي زن‌هاي نمايش رخ مي دهد به شيوه هاي ديگري مي توانند براي زنان ايراني در ادوار ديگر هم تکرار شود ؟ 

بله ، اين گونه است و نمايش مي خواهد اين مفهوم را به مخاطب انتقال بدهد و اينک مردها با هر نوع تفکر و بينش با يکديگر درگيري داشته اند و حتي گاهي اين جنگ ها بر سر حقوق زنان بوده بدون اينکه زن ها را ببينند و مسائلشان را درک کنند و  چند جايي در نمايش اشاره مي شود  جدالي که مرد مشروطه خواه با ورود به خانه آن را  با ماه بانو ايجاد مي کند با توجه به اينکه هر دو ظاهراً همفکر هستند باز هم به وجود مي آيد . زيرا ماه بانو متوجه مي شود خواسته هايش حتي در حرف هاي مرد هم مود توجه قرار نمي‌گيرد . جريان تجددخواهي براي اينکه انگ نخورد تلاش کرد به زور و با شعارهايي که به آن عمل نکردند کارشان را انجام  بدهند .

 

مردهاي نمايش به نوعي در جدل با يکديگر و يا بر اثر حادثه و اشتباه ازبين مي روند ؟ 

مرد جوان مشروطه خواه ، مرد قزاق و داماد جوان هر سه کشته مي شوند و گره گشايي در قصه اين ايجاب را داشت که مردان کشته بشوند و به يک سرنوشت مي رسيدند .

 

مرد قزاق علي رغم ظاهر و هيبت خشنش مرد خانواده دوست به نظر مي رسد ؟ 

 بله ، اصراري وجود نداشته که زنان در نمايش مثبت صرف نشان داده شوند و مردان هم بد مطلق و هم مردان و هم زنان وجوهات مختلف انساني را از خودشان بروز داده اند . شخصيت‌ها با جزئيات شکل مي گيرند. به طور مثال مرد قزاق در شکنجه گاه قزاق خانه کار مي کند اما با ديدن خون بر روي زمين جلوي خانه اش احساس ترس مي کند و تناقض در تمام زندگيش ديده مي شود. مرد قزاق آدم دل رحم و اهل خانواده اي است و آدم يک سويه اي است .

 

خشونت ظاهري مرد قزاق هم به خاطر شغلش است ؟

براي اينکه جلوي همکارانش کم نياورد خودش را خشن نشان مي دهد و تراژدي يعني همين مسئله که آدمي خيلي بد هم نيست و يک انسان خائن را کشته و نه دخترش را در موقعيتي قرار مي گيرد و کشته مي شود .

 

مه لقا با توجه به اينکه فقط يکبار از خانه بيرون رفته آيا بيرون رفتنش از خانه باعث تحول جدي در زندگي او مي شود؟

در پايان نمايش مخاطب با قطعيتي درباره فرجام مه لقا مواجه نمي شود و تغيير نه تنها در مه لقا بلکه در ساير شخصيت‌ها هم رخ مي دهد و مه لقا ديگر زن شوخ و عامي ابتداي نمايش نيست که جرات نمي کند از خانه بيرون بيايد . از جايي به بعد متوجه مي شود به جاي چشم انتظاري و منفعل بودن مي شود کار ديگري هم انجام داد و به دنبال پيدا کردن دخترش مي رود و حالا بيرون چه اتفاقي رخ مي دهد مشخص نيست . خودش مي گويد ممکن است در پيچ و خم کوچه گم شود.

 

حضور مه لقا مي تواند باعث آسيب پذيري او هم بشود ؟

بله ؛ اما انتخابي است که انجام مي دهد و خطر را به جان مي خرد و مه لقا حتي به لحاظ ذهني هم آسيب پذير و پريشان است و دليل آن هم منطقي است زيرا تصور مي کند دخترش توسط شوهرش کشته شده است، اما اميد دارد دخترش همچنان زنده باشد.

 

دوران تاريخي که در نمايش «تور عروس» مورد استفاده قرار داديد دوران مهمي در تاريخ معاصر ايران است. اين دوران برايتان چه ويژگي هايي داشت؟

اين دوران به لحاظ زماني بسيار مهم است و گره‌هاي زيادي به لحاظ اجتماعي و فرهنگي از آن زمان به بعد لاينحل باقي مانده است.

 

چه مسائلي را مد نظر داريد؟

در بحث فرهنگي ورود تجدد و تقابل سنت با تجدد و اينکه چگونه وارد شده است. اينکه خود متجددها چقدر به حرف هايشان اعتقاد دارند، چقدر اين مفاهيم را درک کرده اند، چقدر اين مفاهيم در جامعه نهادينه شده است و... هنوز که بيش از يکصد سال از اين جريان مي گذرد باز هم با خيلي از اين مفاهيم مشکل داريم.

 

علت اين مشکلات چيست؟

يکي از دلائلي که سعي مي شود در اين نمايش به آن پرداخته شود علاوه بر همه مقاومت ها چه از طرف استبداد و چه از طرف جريان سنتي و مذهبي و غيره، فهم نادرستي است که جريان متجدد از اين مفاهيم دارد. در کنار همه اين ها به دليل مقاومت ها و انگ خوردن ها و شرايط سختي که پيدا مي کند، مشاهده مي کنيم بخشي از جريان تجدد سعي مي کند اين مفاهيم را حتي اگر درست متوجه نشده باشند به زبان قابل قبول براي طيف سنتي و جريان استبداد بيان کند و اين شيوه آفات بسياري را براي جريان تجدد همراه مي‌آورد و نوعي تغيير ماهيت در دل اين مفاهيم رخ مي‌دهد. در برخي از موارد حتي برخي از متجددين سرشناس در بيان برخي از اين مفاهيم فراتر از جريان شاخص سنتي مي روند و اين خود کلاف سردرگمي را ايجاد مي کند. اينان چون مجبور هستند براي اثبات حرف خود به زبان جبهه مقابل صحبت کنند مفهومي را منتقل مي کند که با اصل آزادي و همه ديگر ابعاد تجدد منافات دارد. و اين در حالي است که هنوز که هنوز است حتا در اين برهه زماني در جامعه ما تضاد بين سنت و مدرنيته همچنان ادامه دارد.

 

شروع اين دوره مصادف است با وارد شدن تدريجي زنان از اندروني ها به بطن جامعه؟

بله و در کنار اين ديگر جوانب تجدد نيز پا به عرصه وجود مي‌گذارد مثلاً مدارس به معناي نوين اش شکل مي گيرد و زنان رفته رفته حقوق اوليه خود را پيدا مي کنند. از جمله همين حق ساده بيرون آمدن از خانه و حضور در اجتماع؛ اين يعني  تجدد حتي به اندروني جامعه ايراني وارد مي شود. گذشته از همه اين‌ها، اين دوره به لحاظ نمايشي هم بسيارمهم است و دو گونه نمايشي شاخصي که مي شناسيم دوران عطف شان مصادف با همين دوران است: روحوضي و تعزيه در دوران قاجار دوران طلايي خود را سپري مي کند. حتي نخستين نشانه‌هاي شکل گيري ادبيات نمايشي به معناي امروزيش هم در اين سال ها ديده مي‌شود. نويسندگاني نظير: ميرزا آقا تبريزي، آخوند زاده و غيره کارشان را کمابيش با کمي تقدم و تأخر از اين دوره شروع مي کنند. پس بنا به همه اين دلايل براي من به عنوان نويسنده و کارگردان اين دوران بسيار مهم است.

 

کل نمايش در خانه موروثي دو خواهر مي گذرد، انتخاب اين مکان ثابت تأکيدي بر زندگي بسته و محدود زنان در آن دوران است؟

تأکيد بر چنين مسأله اي وجود داشت. محيط بسته اي که در اندرون خانه وجود دارد. موقعيتي بود که مفهوم درون نمايش را تقويت مي کرد، درون خانه اي که زنان راهي به بيرون ندارند. در نمايش ما البته اين موقعيت مکاني حتي از مفهوم واقعي خودش پا فراتر مي گذارد. حوض خانه به عنوان نماد شاخصي از نمايش سنتي ايراني که بر آن هم نمايش «تخته حوضي» شکل مي گيرد و هم تعزيه مي‌تواند در دل نمايش تصويرگر مکان‌هاي مختلف در زمان‌ها متفاوت باشد.

 

حتي بازيگران در روي تخته حوضي نمايش هايي هم اجرا مي کنند؟

بله، خيلي جاها اين رويکرد ديده مي شود. از قبيل صحنه هايي که دو زن به گونه‌اي نمايش روحوضي البته با شکل و شمايلي امروزي را به نمايش مي‌گذارند و مرد (يدالله) نقالي و برخواني مي کند و در انتها حتي در آن تعزيه هم به وجود مي آيد. بنابراين دو رويِ نمايش ايران را در دو قالب نمايش مدرن عرضه مي کنيم. در بخش اول نمايش نظاره‌گر نوعي روحوضي هستيم واين جايي است که مضمون غالب در نمايشنامه همان مضحکه است. اما اجرا در سير خود تبديل به يک تعزيه مي شود و نشانه‌هاي تعزيه هم در آن به چشم مي‌آيد. دو طيف اشقياء و اوليا در يک حالت دگرگون شده و مدرن در حالي که مشخصه‌هاي سنتي خود را از دست داده‌اند و شناخت يکي از ديگري ديگر به سادگي نمايش تعزيه نيست در اين نمايش به چشم مي‌آيند.

 

مردان اشقياء هستند و زنان اوليا؟

واقعاً نه. در واقع مرد قزاق هم آدم خيلي بدي نيست. آدم ساده‌اي است که مي خواهد خود را مهم‌تر و بزرگ‌تر ا آن‌چه هست نشان دهد و اين در حالي است که از خون مي ترسد و ناخواسته قتلي را مرتکب مي شود. پس همان‌طور که پيش‌تر گفتم بازشناسي اين دو جبهه از هم کار ساده‌اي نيست.

 

خانه هم در  نمايش کارکردهاي متفاوتي دارد ؟

بله ، فراتر از يک حياط ساده دارد، در واقع خواستگاه اوليه همان سکوي گرد نمايش ايراني است که همه با کارکردش در تعزيه آشناييم. سکويي که هم رود فرات بود، هم خيمه يزيد و هم خيمه امام حسين. در اين موقعيت، داستان توسط بازيگران براي مخاطب روايت مي‌شود. در اين نمايش هم با حوضي روبه‌روييم که تخته پوش شده است و دقيقا مکاني است که رو حوضي و تعزيه در آن اتفاق مي افتد. ديگر اجزاي صحنه هم همچون چارچوب در و درهاي متحرکي که در صحنه به کار برده شده، همگي دال بر اين نکته است که با يک موقعيت صرفاً واقعي مواجه نيستيم و از آن پا فراتر مي‌گذاريم.

 

مه لقا و ماه بانو دو طيف مختلف از شخصيت زن ايراني را به تصوير در مي آورند؟

اين دو با همه تفاوت ها به هر حال در خانه يک قزاق سر مي کنند و هرچند ماه‌بانو فهميده تر از مه‌لقاست اما قرار نيست با يک زن روشنفکر به معناي دقيق کلمه رو به رو باشيم. در همان نظام بسته آن روزگار که زن ها نمي توانستند خيلي حضور و ظهور بيروني و اجتماعي داشته باشند تلاش کرده‌ايم اين تفاوت به نمايش درآيد. بدين صورت که مه لقا کمي عامي ترو ماه بانو کمي فرهيخته تر است.

 

دختر چون متعلق به نسل جوان است بيشتر تحت تأثير خاله و افکار او است؟

درست است. دختر دوست دارد محيط بيرون را تجربه کند. خاله کسي است که بيرون رفته و آنجا را ديده، حال و هواي بيرون را تا حدي مي شناسد و براي همين است که دختر تلاش مي کند خودش را به خاله نزديک تر کند.

 

حضور زن هاي رويه بند به سر براي ايجاد فضاي نمايشي است و يا در جا به جايي اسباب و اثاثيه صحنه هم کمک ميکنند؟

حضور زن ها کارکرد چند گانه دارد. در وهله اول يدالله از زني با روي پوشيده صحبت مي کند که امروزقرباني شده و چون يک بار دستش به خون آلوده شده مدام در شش سوي خانه تصوير زناني با روي پوشيده را مي بيند پس اين زن‌ها مي‌توانند ترجماني از ذهن پريشان او باشند. کارکرد نمايشي زنان روي پوشيده هم عنصر مهمي برايم بود و همانطور که اشاره کرديد نوعي مجلس‌گرداني را برعهده دارند. چنان که مي‌دانيم در هر تعزيه اي معين البکائي وجود داشته است. معين البکاء کسي است که صحنه گردان تعزيه بوده و تعزيه را، راه انداخته و هدايت مي‌کرده است مثلاً اشاره مي کرده که الان قرار است چه اتفاقي رخ بدهد، کمک حال بازيگران بوده و در اصل نوعي کارگردان در مفهوم سنتي را بر عهده داشته است. در نمايش ما هم شش معين البکاء داريم. بنابراين گاهي تأکيد بر واقعه درون صحنه دارند و حتي در برخي از موارد به تکميل کردن واقعه درون صحنه کمک مي کنند. براي نمونه در صحنه‌اي مه‌لقا دارد درباره نقش روي چادر که از نشانه‌هاي مهم در اين نمايش است صحبت مي کند، آن نقش را همين شش زن اعلام مي‌کنند. کارکرد سوم حضور اين زنان تأکيدي است بر حضور زناني که از ديرباز در اين خانه بوده اند. مدام در نمايش تأکيد مي شود که اين جريان از مادر مادر مادرمان تکرار شده است. اين شش زن در واقع مي  توانند نياکان مه لقا و ماه بانو باشند که اين قصه براي آن ها هم به نوعي تکرار شده است. پس فقط اين نبوده که زنان در صحنه وسيله اي را جا به جا کنند. تلاش کردم از حضور آن ها يک کارکرد نمايشي و مفهومي به دست بياورم.

 

دو خواهر يکديگر را کامل مي کنند؟

بله، در واقع يکي زنانگي بيشتري دارد و ديگري از نظرسطح فکر در مرتبه بالاتري قرار گرفته. سعي کرديم دو جنبه يک زن را در کنار هم نشان دهيم و حضور جيران در کنار مه لقا و ماه بانو يک ترکيب کامل از زن است.

 

 

 

 

 

چهارشنبه 5 آبان 1389 - 9:15


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری