دوشنبه 6 خرداد 1398 - 14:4
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

اكرم اماني
كارشناس ارشد اديان و عرفان

 

از سبزوار تا سرزمين رويا

 

از سبزوار تا سرزمين رويا (در شرح  زندگي و آثار حميد سبزواري)

فاطمه ابراهيمي – فريبا فرشادمهر

انتشارات سوره مهر، تهران، 1389

شابك: 2-868-506-964-978

قيمت: 2900 تومان

 

كتاب از سبزوار تا رويا از سري كتابهاي مفاخر امروز است كه اين مجموعه از كتابها به بررسي زندگي و آثار مفاخر بزرگ ايران مي پردازد، و كتاب حاضر به زندگي و آثار حميد سبزواري اختصاص دارد.

كتاب از سه بخش تشكيل شده است كه فاطمه ابراهيمي بخش اول را با عنوان از سبزوار تا رويا در خصوص زندگي شاعر و فريبا فرشادمهر نيز بخش دوم و سوم را كه به بررسي و نقد و نمونه آثار حميد سبزواري اختصاص دارد به رشته تحرير درآوردند.

... براي لحظاتي سكوت خانه را فراگرفت. نوزاد را از كنار مادر بردند. پدربزرگ در گوشش اذان خواند. گردن بندي كه چند سكه نقره اي با نقش الله و محمد و علي و فاطمه و حسن و حسين داشت به گردن او انداختند و بلند گفت: اسم اين پسر پسرم، نوه اول خانواده ممتحني را حسين آقا مي گذارم. همه صلوات فرستادند و نقل بر سر حسين آقا ريختند... حسين آقا در خانواده اي متولد شده بود كه همه با ادبيات سروكار داشتند. پدربزرگش را ملامعدني صدا مي كردند. ملامعدني ممتحني فكر مي كرد، حسين آقا، در همان سنين كم متوجه تمام داستانها و سرگذشت هايي كه تعريف مي كند مي شود و احساس نمي كرد كه او كودكي چندساله بيش نيست؛ چرا كه وي با دقت گوش مي كرد...

«... حسين آقا زير سايه باغبانان مهربان و دلسوز پرورش مي يافت و از هريك مطالب تازه اي مي آموخت بدليل كوچك بودن جثه اش به او زور مي گفتند و چون نمي توانست از قدرت جسمي و بدني اش استفاده كند، با كلام شعرگونه آنان را به سخره مي گرفت و شعرهايي مي سرود. در آن زمان با كتاب نسيم شمال آشنا شده بود و تحت تاثير اشعار كتاب، شعرهايي هم وزن آن مي سرود.»

« پدرش، عبدالوهاب كه متوجه شده بود پسرش اندك طبع شعر دارد، كم كم قواعد و اصول شعر را با او در ميان مي گذاشت و بدين ترتيب حسين آقا در مكتب پدر نابيناي خود با نكات دستوري اشعار و انواع غزل و سبك هاي هنري شعر آشنا شد.

خطوط بالا قسمتي از دوران شرح كودكي حميد سبزواري است كه نويسنده در بخش اول  كتاب با عنوان از سبزوار تا رويا به آن اشاره كرده است. فاطمه ابراهيمي در ادامه زندگي حميد سبزواري به وقايع سال 1320 كه مصادف با شانزده سالگي وي است و اوضاع سياسي و اجتماعي بسيار نابسامان آن روزگار، رفت و آمد حميد سبزواري به حزب توده، چگونگي شروع تدريس وي، رفتن به خواستگاري و ازدواج حميد سبزواري، وقايع بعد از ازدواج وي از جمله كودتاي 28 مرداد و تشكيل كنسرسيون، بدنيا آمدن فرزند اول حميد سبزواري در غياب وي، چگونگي مشغول شدن وي در بانك بازرگاني و متخلص شدن به نام حميد سبزواري مي پردازد.

دلبستگي حميد سبزواري به خانواده اش را مي توان از ميان اشعارش احساس كرد چنانچه اين احساس را مي توان در ابياتي كه در وصف همسر فداكار و مهربانش در هنگام فراق از او در زندان سروده فهميد.

بي تو اي نازنين همسر من

هيچ داني مرا زندگي چيست؟

مي زنم دم تا زنده باشم

زنده ام زنده، اين زندگي نيست

تا ز تو دورم اي يار دلبند

سيل اشكم به رخساره جاري هست

با غم دوري ات اي دلارام

كي توان زيستن، چون توان زيست؟

بي تو چون طاير مانده در دام

گريم از حسرت آشيانه ...

با شروع جنگ شعر حماسه شد و مردم، بخصوص جوانان را به دفاع از كشور و انقلاب تهييج مي كردند تا جبهه‌ها را در مقابل دشمن بعثي پركنند. نوجوانان و جوانان از اقصي نقاط ايران آواز مي خواندند و با مارش سرود «همپاي جلودار» بار سفر را مي بستند.

شعر همپاي جلودار يكي از تاثيرگذارترين آثار حميد و يكي از اولين آثار حائز اهميتي است كه در اين زمينه سروده شد. وي در اين مثنوي از سبك خراساني كه مختص حماسه و حماسه سرايي است استفاده كرده است. شعردر عين حالت خطابي، نيم نگاهي به وقايع تاريخي مذهبي دارد و شاعر در حالي كه انگار رجز مي خواند و در ميدان جنگ است آرام آرام به جلو مي رود...

گاه سفر شد باره بر دامن برانيم

تا بوسه گاه وادي ايمن برانيم

وادي پر از فرعونيان و قبطيان است

موسي جلودار است و نيل اندر ميان است

گاه سفر آمده برادر گام بردار!

نويسنده در ادامه از رفتار و روابط عاطفي كه بين حميد سبزواري و فرزندانش برقرار و حاكم بود و شروع دوران جنگ و دفاع مقدس و دل مشغولي هاي سبزواري و رفتن او به جبهه سخن مي گويد.

قسمت دوم كتاب كه به نقد آثار حميد سبزواري پرداخته به قلم فريبا فرشادمهر است. نويسنده در ابتدا با مقدمه اي كوتاه درباره چگونگي فراهم آمدن بستر يك انقلاب و زيرساخت هاي آن و مصاديقي كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران موجب تغيير مسير جدي فرهنگي به صورت عام و شعر بصورت گرديد مي پردازد و در ادامه سابقه شعر ايران در دوران باستان، قديمي ترين ماخذ در اين باره، ويژگي هاي غزل، قصيده و رواج آنها در قرون 7و8 و مضمون و موضوعات متداول شعر و همچنين شرح مختصري از سبك هاي خراساني، عراقي و هندي را مورد بررسي قرار مي دهد.

سبك خراساني از اواخر قرن سوم تا اوايل قرن ششم به وجود آمد و بطور كلي حوزه گسترش آن در شرق ايران است. وجه مشترك سبك خراساني سادگي زبان و شيوه صريح و روشن بيان در توصيف هاي ساده از احساسات شخصي و مضمون هاي غنايي و وصف طبيعت است. حوزه رشد و گسترش سبك عراقي نواحي مركزي و غربي ايران است نخستين ويژگي سبك عراقي زبان آن است كه بر اثر آميختن با زبان و لهجه هاي مركزي و شمالي و همچنين زبان عربي كه در اين مناطق رواج بيشتر داشت، تفاوت كلي با زبان شعر سبك خراساني يافته است.

سبك هندي نيز بيشتر در بين شاعران فارسي زبان ايران و هند و آسياي صغير از اوايل قرن دهم تا اواسط قرن دوازدهم تقريباً در دوران صفويه در ايران معمول بود. و نخستين ويژگي اين سبك ساده بودن زبان و نزديكي آن به زبان متداول عامه مردم است. اين خصوصيت بر اثر دور شدن شعر از حوزه هاي ادبي و مجالس اشرافي و دربار بين طبقات مختلف مردم بوجود آمده بود.

نويسنده درباره شعر انقلاب اسلامي چنين مي گويد: با پيروزي انقلاب اسلامي ايران در بهمن 57، شعر فارسي وارد مرحله اي تازه شد. مهمترين تاثير انقلاب تغيير جهت محتوايي شعر بود ... در ادامه اين بخش از كتاب محمدگلريز كه برخي از اشعار سبزواري را در قالب سرود خوانده است با بيان خاطراتي از آن دوران به چگونگي شكل گيري آهنگ هاي انقلابي اشاره كرده و مي گويد: با وقوع انقلاب در تمام زمينه ها تحول ايجاد شد. اين دگرگوني در هنر به ويژه موسيقي هم بوجود آمد. اما آنچه مهم است اينكه شكل گيري موسيقي انقلاب خودجوش بود.

فرشادمهر در ادامه به ويژگي هاي شعر انقلاب نيز اشاره كرده و به بررسي برخي اشعار سبزواري همچون سرود درد، سرود سپيده، كاروان سپيده ، ياد ياران و ديگر آثار وي مي پردازد.

فرشادمهر در بررسي اين آثار ابتدا به معرفي مختصري از اين اشعار پرداخته است و در ادامه اينكه اين ابيات در چه شرايطي و با چه زباني سروده شد است و از چه قالبهايي در اين مجموعه اشعار استفاده شده است و در آخر هم چندبيتي از اشعار آن دفتر را آورده است. وي مي نويسد: استاد حميد سبزواري از پرآوازه ترين شاعران انقلاب است كه متاسفانه بسياري اشعار و سروده هاي او را مي خوانند و زمزمه مي كنند اما حتي نام سراينده را نمي دانند.

ابيات اشعار سبزواري از صلابت و استحكام خاصي برخوردار بوده و سرشار از حس مسئوليت شاعر است. و البته اشعار وي از حيث مضمون و موضوع متنوع است.

سروده هاي سبزواري در باب جنگ، جغرافياي فرهنگي و روان جبهه را بخوبي نشان مي دهد و مطالعه در اين سروده ها، تحليل و تبيين آفاق تفكر، عاطفه و احساس شاعر را براي نسل هاي آينده دربرخواهد داشت.

روحيه حماسه طلبي استاد، بيشتر در زمان جنگ رنگ جدي به خودمي گيرد و شعرهاي نو سبزواري را نمي توان داراي جايگاهي تعريف شده در مجموعه آثار وي دانست.

در پايان اين مقال به يكي از تاثيرگذارترين و محزون ترين سروده هاي استاد سبزواري اشاره مي كنيم كه در سوگ بزرگ مرد عالم بشريت امام خميني (ره) سروده شد مردي كه سبزواري افكارش را متاثر از او مي دانست و حزن سرودش، بيانگر اندوه و ماتمي است كه بر جان نحيفش نشسته است:

ببار از ديده دامن دامن اي اشك

كه غم زد آتشم در خرمن اي اشك

كه براين آتشم آبي فشاند؟

چو خشكيدي تو در چشم من اي اشك

دريغا، دريغا، اي دريغا

خدايي، سايه اي رفت از سر ما...

بخش سوم كتاب چنانچه پيشتر اشاره شد به بخشي از نمونه آثار استاد سبزواري اختصاص دارد. از جمله اين آثار عبارتند از: خجسته باد اين پيروزي،  در حكومت شيطان، ني لبك سوخته، اگر او بود، سوداي آزادي، وصيت به فرزند، او هست، ستايش مادر، نام حسين و رسم حسين و ...

بسياري از اشعار شورانگيز دوران انقلاب و پس از آن كه در سروده هاي ملي و مذهبي مي شنيديم و مي شنويم از آن استاد حميد سبزواري است كه از آن جمله مي توان به شعر زير اشاره كرد:

از صلابت ارتش و ملت و سپاه ما

جاودانه شد از فروغ سحر، پگاه ما

صبح آرزو دميده از كرانه ها

شاخه هاي زندگي زده جوانه ها

اين پيروزي، خجسته باد اين پيروزي ! ...

 

 

 

 

دوشنبه 3 آبان 1389 - 12:45


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری