سه‌شنبه 31 مرداد 1396 - 4:2
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

سازمان تبليغات اسلامي

 

اسرار دعا از زبان استاد ارفع

 

 گفت‌وگو با حجت‌الاسلام ‌و المسلمين ارفع درباره دعا و آثارش

 

زنگ در را که مي‌زنيم، خودش در را برايمان باز مي‌کند. در حسينيه پر از کتاب طبقه دوم خانه‌اش که اتاق کارش نيز محسوب مي‌شود ميهمانش مي‌شويم. سيد محمد کاظم ارفع، روحاني‌اي است که بخش بزرگي از زندگي خود را صرف تحقيق و تاليف ده‌ها جلد کتاب ديني نموده و سالهاست که امام جماعت مسجد محمديه در ميدان حسن‌آباد است. مسجدي که به يمن حضور و فعاليت‌هاي وي، هميشه شلوغ و فعال است. در اين دوراني که مشغول تاليف کتب ديني و مذهبي بوده، چندين اثر هم در حوزه دعا نگارش نموده که «شرح دعاي مکارم اخلاق» و «حديث بندگي» از مهمترين آنهاست. با تمام مشغله‌هايش، فرصتي به ما داد تا گپ و گفتي کوتاه با او درباره دعا و نيايش داشته باشيم. سوالات ما هنوز تمام نشده بود، اما وقت حاج‌آقا چرا. وقتي ديد که به تذکراتش توجه نکرديم، جواب سوال آخر را با يک «والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته» تمام کرد.

 

 **دعا چيست؟ انسان چه احتياجي به دعا دارد و اساسا دعا چه تاثيري در زندگي مي‌گذارد ؟!

«قُلْ مَا يَعْبَأُ بِکُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُکُمْ » 1 جواب شما دقيقا همين آيه شريفه است که خداوند تبارک و تعالي مي‌فرمايد اگر دعاي شما نباشد من اعتنايي به شما ندارم. معلوم مي‌شود که دعا رابط بين بنده و معبود است و انسان مي‌تواند اين راز و دعا را از طريق دل بيان کند، بدون اينکه سخني جاري کند. ولي وقتي دعا همراه مي‌شود با عبارات موزون، يک نوع ادبيات شيوا و عبارت‌هايي عاشقانه اين هماهنگي بين دل و لفظ و زبان باعث جذابيت بيشتر مي‌شود و خداوند به بنده‌اش توجه ويژه‌تري مي‌کند؛ چنانچه در رابطه با انبيايش مي‌فرمايد که حضرت داوود(ع) اواب بود، حضرت ابراهيم(ع) اواب بود و خيلي انابه و راز و نياز در پيشگاه الهي مي‌کردند.

درواقع دعا جنبه فطري دارد؛ يعني انسان منهاي دعا وجود ندارد و حتما بايد يک ملجأ باشد که انسان به آن متکي و متوسل بشود. بنابراين شما وقتي اديان را بررسي مي‌کنيد، مي‌بينيد که اديان مختلف حتي اديان غيرآسماني‌اي مثل بودايي، برهمايي و... اينها هم اهل دعا هستند.

اگر در يک معبدي که مجسمه بودا در آن وجود دارد، برويد و ببينيد که بودايي‌ها چه مي‌کنند، شگفت‌زده مي‌شويد. اگر ما سجده مي‌کنيم در پيشگاه پروردگار،‌آنها به قامت خودشان را روي زمين پرت مي‌کنند.‌تمام وجودشان را روي خاک قرار مي‌دهند، ساعت‌ها دو دست را در برابر لب‌ها مي‌گذارند و مشغول ذکر مي‌شوند و درخواست‌هاي مادي و معنوي خودشان را از بت مي‌خواهند.

اين حکايت از اين مي‌کند که دعاجويي مثل خداجويي جزء فطرت انسان است؛ يعني هيچ انساني جدا از دعا نيست. منتها خوراک هر انساني فرق مي‌کند.مثل بچه‌اي است که گرسنه است، اگر غذاي خوب و طبخ شده و مناسب در اختيارش گذاشتي، گذاشتي و اگر نه سروصدا راه مي‌اندازد، مي‌رود سراغ سفره تا رفع گرسنگي کند و نياز خودش را با تکه‌اي نان که شايد کپک هم زده باشد برطرف مي‌کند.اين نوع انسان‌ها هم چون خوراک صحيح به آنها داده نشده و حضرت معبود به آنها معرفي نشده يا نرفته‌اند تا آن معبود يکتا را بشناسند. به‌ناچار بايد اين نياز را برطرف کنند، حالا کجا بايد اين نياز مرتفع شود؟! در معبد، در بتکده. در حالي‌که اگر به فطرتش نگاه کنيد، مي‌بينيد که دنبال خداوند است. پس اصل دعا موضوعيت دارد؛ يعني دعا جزء فطرت ماست.

حتي آنهايي که لائيک هستند و هيچ دين و مذهبي را قبول ندارند، از يکديگر التماس دعا دارند. يعني شب زنگ مي‌زند به دوستش و مي‌گويد که فلاني من فردا يک چک دارم، از تو درخواست مي‌کنم که اين حاجت مرا برآورده کن؛ يعني به انسان رجوع مي‌کند. اين بيانگر اين است که انسان نيازمند و محتاج است به دعا. حتي اگر خدا را هم قبول نداشته باشد.

 

**دعا و قضا و قدر چه ارتباطي با هم دارند؟! اگر همه چيز ثبت و ضبط و از قبل برنامه‌ريزي شده است پس دعا براي چيست؟

ما دو نوع اجل داريم؛ يک اجل معلق داريم و يک اجل حتمي و قطعي. در مورد آن اجلي که حتمي و قطعي است، نمي‌توان کاري کرد، چون خداوند حکم قطعي خودش را صادر کرده که اين انسان چند سال زندگي کند در زمان فرا رسيده‌،پرونده بايد بسته شود؛‌ « فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَه..ً وَلاَ يَسْتَقْدِمُونَ‌» 2 قرآن مي‌فرمايد وقتي اجل شما فرا برسد نه يک ساعت جلو مي‌افتد و نه يک ساعت عقب.

اما در مورد اجل معلق؛ حوادثي هستند که براي انسان اتفاق‌مي‌افتد؛ مثل ورشکستگي‌هاي مادي، مثل طلاق و جدايي و مثل حوادث جاده‌اي. در واقع اين حوادث راه‌حل دارند. خداوند بزرگ براي رفع اين حوادث و اتفاقات اول مي‌گويد دعا کنيد. از من بخواهيد خدايا من را حفظ کن؛

« فَاللّهُ خَيْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِين» 3 وقتي يک بنده‌اي خالصانه از درگاه الهي درخواست مصونيت کند، خداوند به او مي‌دهد.

خداوند فرموده: «وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَکُمْ »4؛ شما من را بخوانيد، استجابت با من. و نگفته است که چه دعايي از من بخواهيد، فرموده که هر دعايي خواسته باشيد که مصلحتتان باشد، استجابتش مي‌کنم. حتي تاکيد مي‌کند که پيامبر «وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ »5؛ «اگر بندگان من سراغم را از تو بگيرند به آنها بگو که من به شما نزديک هستم، استجابت مي‌کنم دعاي شما را وقتي مرا مي‌خوانيد.»

ممکن است که براي انسان تقدير اجل معلق شده باشد. به اين معنا که بناست در جاده‌اي تصادف کند ولي باب صدقه باز است و باب دعا و ذکر الهي گشوده است. نمونه‌اش هم آيه‌الکرسي و سوره مبارکه قدر که اين نقش را دارند. البته اينها براي کساني است که معتقد به اين مسائل هستند. وقتي انساني باور داشته باشد با ارتباط با حضرت حق مي‌تواند خواسته‌هايش را از خدا دريافت کند، مي‌تواند در برابر بعضي از حوادثي که قرار است برايش اتفاق بيفتد با دعا خواندن، صدقه دادن و صله‌رحم کردن مصون بماند.

 

**يک سوال اينجا مطرح مي‌شود که دعا کردن يعني اينکه تلاش نکنيم؟! عده‌اي مي‌گويند ما دعا مي‌کنيم و منتظريم که خودش به ما بدهد و ساکن مي‌نشينند جايي و کاري نمي‌کنند.

در روايت داريم که وقتي اين آيه شريفه نازل شد «وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ»6؛ اگر کسي تقواي خدا را پيشه خودش قرار بدهد، خداوند دري به روي او مي‌گشايد و روزي بي‌حساب به او مي‌دهد. چند نفر از مسلمانان برداشت غلط کردند و گفتند که وقتي آدم باتقوا باشد و خداوند هم روزي بي‌حساب بدهد چرا بايد زحمت بکشيم و عرق بريزيم. در مسجد متحصن شدند و حلقه‌اي براي خودشان درست کردند و اسم آن را هم گذاشتند «رجال الحق».

اين خبر به پيغمبر(ص) رسيد. رسول خدا(ص) آمدند و آنها را از مسجد بيرون کردند و فرمودند که شما اشتباه فهميديد؛ برويد دنبال کار. هر کسي آن مقدار که تلاش مي‌کند، نصيبش مي‌شود «وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى»7 شما بايد برويد و فعاليت خودتان را انجام بدهيد و تقوا را هم پيشه خودتان قرار بدهيد تا روزي‌اي که نصيب شما مي‌شود «من حيث لا يحتسب» باشد.

اينکه ما بگوييم دعا مي‌کنيم که اللهم ارزقنا نان، گوشت، مرغ و... با اين «اللهم ارزقنا» کار درست نمي‌شود. بايد حرکت و تلاش هم باشد.

 

**بر عکس اين قضيه هم وجود دارد.خيلي‌ها مي‌گويند که خودمان از پس کارها بر‌مي‌آييم.ديگر چه نيازي به ‌دعاکردن؟

انسان نبايد فکر کند که فقط خودش است؛ بداند که خيلي‌ها دنبال اين معنا بودند که درآمدي را کسب کنند و کسب هم کرده‌اند. به قول خودشان اعتماد به ‌نفسشان آن‌قدر قوي بوده که با فکر و انديشه خودشان سرمايه‌اي به هم زدند، اما همين انسان‌‌ها شب خوابيدند و صبح شاهد اين بودند صاحب هيچ چيزي نيستند. يعني خداوند به آنها تفهيم کرد که خيال نکنيد که فقط شما هستيد. درست است که علل و اسباب را من در اختيار شما گذاشتم اما اگر اراده بکنم مي‌توانم مثل جانتان، مالتان را هم بگيرم و همين طور اين موضوع درباره مقام و مسؤوليت نيز صادق است. نمونه‌اش هم قارون سرمايه‌دار و فرعون قدرتمند است. قرآن هم به آن اشاره کرده که اينها در يد قدرت پروردگار خرد شدند.

 

**اما بعضي مواقع انسان‌ها دعا مي‌کنند ولي به استجابت نمي‌رسد، دقيقا در همين نقطه است که بعضي از انسان‌ها از خدا مايوس مي‌شوند و حتي ممکن است بعدا اعتقاداتشان هم از بين برود. اين عدم استجابت دعا از کجا نشات مي‌گيرد و آن از بين رفتن اعتقاد هم منشأش کجاست؟!

پاسخ اين سوال کمي مبسوط است : اولا، دعا مستجاب نشدن دليل بر اين نيست که اين آدم، آدم بدي است. چون بعضي‌ها اين طور استنباط مي‌کنند که خدا با ما قهر است و جواب ما را نمي‌دهد؛ اين را از ذهنشان بيرون کنند. خيلي مواقع وجود دارد که خداوند طرف را واقعا دوست دارد اما به خاطر اينکه ايمانش را از دست ندهد و به خاطر اينکه در آينده اتفاقات ناگواري برايش نيفتد به اندازه کفافش به او مي‌دهد؛ به اندازه‌اي که بتواند استغناي از خلق داشته باشد.

تجربه تاريخي‌اي داريم که بعضي‌ها آمدند محضر پيغمبر (ص) مثل ثعلبه‌ که درخواست کرد وجود نازنين رسول خدا(ص) دعا کند روزي وسيعي داشته باشد، پيغمبر(ص) فرمودند صلاح نيست، اصرار کرد. حضرت دعا کردند. او کسي بود که در صف اول نماز مي‌ايستاد. وقتي احشامش زياد شدند، حتي فرصت نمي‌کرد، مسجد بيايد. بعد هم که آيه زکات نازل شد، رفتند از او زکات بگيرند، گفت:‌« زکات چيست؟! من اهل زکات نيستم.» بنابراين اگر کسي دعايي کرد و دعايش مستجاب نشد هميشه اين گونه نيست که به ضررش باشد. اين يک نوع لطف خفيه الهي است.

 اما اينکه بعضي‌ها دعا مي‌کنند ولي نتيجه‌اي از دعايشان نمي‌گيرند‌. مثلا يک بيماري دارند ‌، به عناوين مختلف نذر مي‌کنند و دعا مي‌کنند و نيايش. اما اين بيمار خوب نمي‌شود.‌علت اين است که پشت صحنه اين جهان چيزهايي وجود دارد که ما نمي‌دانيم. اين جهان يک ظاهر دارد و يک باطن. ما ظاهر را مي‌بينيم اما باطن اين عالم چيز ديگري است؛ يعني گاهي بعضي از بيماري‌ها، اتفاق‌ها و... براي خانواده‌ها يک عمر تجربه عبادي است؛ يعني طرف توجه ندارد که دائما دارد خدا را بندگي مي‌کند. اين انسان دارد اوج مي‌گيرد و دارد عروج مي‌کند.

خداوند هر کسي را به يک نحوي امتحان مي‌کند. يک نفر را با ثروت و فرد ديگري را با فقر، يکي را در سلامتي امتحان مي‌کند و فرد ديگر را در بيماري.

 

**در روايات مختلفي به بحث ارتباط بين دعا و اهل بيت اشاره شده. مثلا در حديثي امام علي(ع) مي‌فرمايد: «هر وقت چيزي از خدا خواستي دعايت را با صلوات بر پيامبر شروع کن.» اين ارتباط سرچشمه گرفته شده از کجاست؟

اين عالم، عالم علل و اسباب است؛ يعني عالمي است که هر چيزي با وسيله انجام مي‌شود. شما هر کاري را که بخواهيد انجام بدهيد بايد يک وسيله‌اي براي رسيدن به هدف و مقصدتان داشته باشيد. مثلا سفري مي‌خواهيد برويد به يک ماشين احتياج داريد. جهان، جهان وسيله است. خداوند هم مي‌فرمايد به من هم که مي‌خواهيد برسيد بايد با وسيله بياييد. دست خالي نمي‌توانيد بياييد؛ «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَه..» 9 اي کساني که ايمان آورده‌ايد تقوا را پيشه خود قرار دهيد و براي رسيدن به خدا وسيله پيدا کنيد.

ما هم خطاب مي‌کنيم به 14معصوم که: « انتم الْوَسِيلَه.. َ الي الله» وسيله ما به سوي پروردگار شما 14 معصوم هستيد. بنابراين دعاي توسل را مي‌خوانيم و در آن 14معصوم را نام مي‌بريم. اين حکايت از اين دارد؛‌ در حالي که مرزي بين ما و خدا نيست، به صراحت قرآن ‌«نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيد» 10 خدا از رگ گردن به ما نزديک‌تر است همين خداوند که اين موضوع را بيان مي‌کند، مي‌گويد اگر مي‌خواهي سراغ من بيايي «وابتغوا اليه الوسيله.» با وسيله بيا.

ما در دنيا از ابتدا تاکنون جست‌وجو مي‌کنيم و بررسي مي‌کنيم که کدام گروه، جمعيت و... هستند که عصمت به معناي واقعي دارند؛ يعني تمام ابعاد عصمت را در وجود خودشان دارند و برگزيده الهي هستند. مطالعه مي‌کنيم و مي‌بينيم گل سرسبد خلقت اين 14 بزرگوار هستند؛ معصوميني که نقطه منفي‌اي در پرونده‌شان ديده نشده که اگر بود، دشمنان تا به حال برملا مي‌کردند.

ولي حتي ما به کساني که جزء شيعيان نيستند مثل قندوزي که کتاب «ينابيع الموده» را نوشته يا مفسراني مثل جلال‌الدين سيوطي در تفسير «در المنثور» و حتي فخر رازي که به امام المتشککين معروف است و از بزرگان اهل سنت است به آياتي مي‌رسند که آيات الولايه است و در شأن اهل بيت است متوقف مي‌شوند و شأن نزول آيات را در زمينه آقا اميرالمومنين(ع) و ائمه بيان مي‌کنند که يک نظري است که ما هم به آن معتقديم. مثل آيه تطهير و سوره انسان که شيعه و سني متفق‌‌القول هستند که جز خمسه طيبه کسي مشمول اين آيات نيست. اينها حکايت از چه مي‌کنند؟! حکايت از اين دارند که اين خوبان عالم شايستگي اين معنا را دارند که ما آنها را واسطه قرار بدهيم بين خدا و خودمان.

 

**اين وسيله‌ها که مخصوص ما شيعيان است ؟

نخير.فيض آنها عالمگير است و مسلمان و مسيحي و يهودي و... را دربرمي‌گيرد. ظدر کشور خودمان اقليت‌هاي مذهبي هستند‌؛ ‌مثل مسيحي‌ها و يهودي‌ها. مي‌بينيد که نسبت به شخص امام حسين(ع) و شخص قمر بني‌هاشم(ع) ارادت ويژه‌اي دارند و نذر مي‌کنند و حاجت هم مي‌گيرند.

اين بزرگواران آن‌قدر کرمشان بالاست که نمي‌گويند حالا تو يک مسيحي هستي پاسخت را نمي‌‌دهيم، حتي بعضي‌هايشان که به دلايل شرعي ما شيعيان نبايد وارد حرم حضرت امام رضا(ع) بشوند و خودشان هم مقيد هستند (مسيحي‌هايي سراغ دارم) ‌ اينها در سال، يکي دو بار مي‌روند در صحن جامع رضوي مقابل قبر مطهر آقا امام رضا(ع) مي‌ايستند و عرض ادب مي‌کنند و اشک مي‌ريزند و حاجت هم مي‌گيرند. اين حکايت از اين دارد که اين بزرگواران فقط براي ما نيستند و براي بشريت هستند.

 

**جديدا کتاب‌هايي با موضوع صلوات درماني منتشر مي‌شود که با ذکر تعداد مشخصي صلوات، فلان مشکل شما رفع مي‌شود. نظر شما در مورد اين کتاب‌ها چيست؟

معمولا عده‌اي دنبال نيازهاي معنوي مردم هستند. بعضي‌ها شايد صادقانه عمل کنند و بعضي‌هايشان هم ممکن است براي خودشان دکان باز کرده باشند تحت عنوان ختوم. حتي جزواتي بنويسند و دعوت کنند به اين برنامه.

اعتقاد بنده اين است که خوب است دعا منشأ وحي داشته باشد و اگر ندارد، منشأ امامت داشته باشد. چون آن بزرگواران ادب در دعا را رعايت مي‌کردند و مي‌دانستند که چه دعايي خوب است و چه دعايي بد. خود صلوات هم از نظر هويت و ارزش بالاترين دعاست؛ يعني ما معتقديم که دعاي مستجابي که ردخور ندارد؛ اللهم صل علي محمد و آل محمد است. خداوند باک و ابايي ندارد که بر محمد و آل محمد(ص) درود بفرستد. حتما جزء دعاهاي مستجاب است.

در روايات هم فراوان داريم که وقتي مي‌خواهيد دعا بکنيد اول يک صلوات بفرستيد و آخر هم يک صلوات. خداوند دعاي شما را به برکت صلوات‌هايي که فرستاديد مستجاب مي‌کند و آقا امام سجاد(ع) آموزه‌شان در صحيفه سجاديه همين است.‌شما از اول تا آخر صحيفه سجاديه را مطالعه کنيد، 54 تا دعاست و صدها صلوات در اين دعاها وجود دارد. با صلوات شروع مي‌کنند و با صلوات هم ختم مي‌کنند.‌حتي در بين دعايي مثل دعاي مکارم الاخلاق هر چهار و پنج خطي که دعا مي‌کنند يک صلوات مي‌فرستند که اين مجموعه دعاهاي حضرت آموزه‌اي براي ماست که ما دعاهايمان را با صلوات شروع و ختم کنيم.

اما اينکه انسان بيايد يک‌سري حرکات غير اهل بيتي را انتخاب کند و براي خودش شرايطي را به وجود بياورد که اگر 10هزار تا، 14 هزار تا و... صلوات بفرستيد يا با زعفران بنويسيد يا فوت کنيد در آب، اينها را من به طور کلي رد نمي‌کنم، برکت دعا و نورانيت صلوات اين آثار را دارد ولي بايد آن افرادي که سراغ اين انسان‌ها مي‌روند متوجه باشند که اينها را فريب ندهند و نان داني براي خودشان درست نکنند.

از اينها گذشته صلوات يک دعاست. ما هم در قرآن آيات دعايي داريم. ربناهاي زيبايي داريم که خير دنيا و آخرت در آنها نهفته است. همچنين در مضاميني که از ائمه(ع) به ما رسيده نيز همين‌طور است. در ماه مبارک رمضان دعاي ابوحمزه ثمالي را بررسي بکنيد! از اول تا آخر مجموعه‌اي است غني از عرفان و شناخت و معاشقه با خالق . بايد مراقب بود که گرفتار ختم بازي‌هاي نشويم و از اصل دعاهاي محکم رسيده از اهل بيت غافل شويم.

در آن دعاها درس معرفتي هم هست، دعاهايي که از ائمه (ع)رسيده مجموعه‌اي هستند از توحيد، معاد، نبوت، اخلاق و... .

والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته.

 

منبع: تبيان

 

 

يكشنبه 2 آبان 1389 - 10:27


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری