سه‌شنبه 25 مهر 1396 - 23:59
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

داستان سنت ها و باورها

 

 

نقدي بر داستان ذرت ها مي رسند؛ اثر دوروتي رودز

 

ذرت ها مي رسند، اثري است از دوروتي وردز، با تصويرگري جين شارلوت؛ که نوشين ابراهيمي آن را براي انتشارات امير کبير ترجمه کرده و در زير مجموعه کتاب هاي شکوفه راهي بازار نشر شده است. اين اثر مناسب گروه سني ج و د به رشته تحرير درآمده و برگزيده شدن آن در آي بي بي واي، نشان دهنده کيفيت بالاي اثر است.

در ساده ترين تعريف از اين اثر، همانطور که در پشت جلد آن و به نقل از هورن بوک آمده است: ذرت ها مي رسند، کتابي متفاوت با روايتي هنرمندانه از زندگي و آداب و رسوم مايايي، همراه با تصاوير مناسب و جسورانه است. به واقع اين اثر را مي توان در زمره معدود آثار در اين گروه سني دانست که آموزه هاي مختلف و سنت هاي مورد نظرش را در قالب داستاني براي گروه سني نوجوان به خوبي گنجانده است. اين وظيفه هرچند در آثار ديگر نيز به صور مختلف به اجرا درآمده است و شکل هاي متفاوتي از آن را درباره سنت هاي مختلف (از جمله سنت هاي کشور خودمان) مشاهده کرده ايم که بعضا هم نائل به کسب موفقيت هايي شده اند؛ اما کمتر اثري با اين مشخصات به چشم مي خورد که توانسته باشد در قالب داستان، چنين هنرمندانه به روايت آداب و رسوم يک قوم در غالب داستاني مختص گروه سني نوجوان پرداخته باشد. آنچه ذرت ها مي رسند را از هم نوعان خود متمايز مي کند در درجه اول همين روايت هنرمندانه است. بسيار داراي اهميت است که نويسنده بداند چگونه به معرفي سنتي يا آدابي بپردازد تا نه تنها بر جذابيت داستان اثر منفي نگذارد، بلکه وسيله اي شود براي افزايش آن و همچنين بتواند از اين رهگذر پيام خود را به مخاطب اثر منتقل کند؛ و اين نکته آن چيزي است که اثر دوروتي رودز در آن حرف هاي بسياري براي گفتن دارد. علاوه بر نکته ذکر شده نکات روشن ديگري نيز در محتواي اثر مشاهده مي شود که به بالا رفتن امتياز آن کمک کرده است. هميشه اين نکته که بيان هنرمندانه چه چيزي نتيجه مورد نظر براي جذب مخاطب را حاصل مي کند، بسيار مورد اهميت است. ذرت ها مي رسند، نمايش دهنده آداب و رسوم مايايي هاي امريکاي جنوبي است و در قالب نمايش دهکده اي کوچک سعي در بيان کليتي از اين آداب و رسوم کرده است. انتخاب بين آداب و رسوم مختلف مايايي ها که بسيار متنوع و متفاوت است، براي اثري با ويژگي هاي نوجوانانه بسيار حساس به نظر مي رسد و گزينش را کمي مشکل مي کند. در اين زمينه نيز اثر از ويژگي هاي مثبتي برخوردار است و نکات آورده شده در اثر همگي در حدود بيان براي اين گروه سني خاص هستند. در نهايت نيز آنچه در ابتدا بسيار جلب توجه مي کند و تا صفحات انتهايي اثر داستان را همراهي مي نمايد تصويرگري مناسب جين شارلوت است. مناسب بودن تصاوير با مفاهيم و سادگي آن ها که مانند داستان به فهم اثر کمک مي کند، از ويژگي هايي است که جين شارلوت به اثر افزوده و توانسته مزيت جداگانه از متن براي اثر بيآفريند. عدم افراط و تفريط در به کار بردن تصاوير و ارتباط محکم آن ها با رسوم مختلف بيان شده در داستان از ويژگي هاي مثبت ديگر اين تصوير گري است.

در بررسي مفاهيم به کار رفته در اثر نيز خوشبختانه ويژگي هاي مثبت زيادي مشاهده مي شود که توانسته به بار محتوايي اثر بيفزايد. بيرون کشيدن مفاهيم مختلفي مثل مسئوليت پذيري، شجاعت، راستي، احترام به خانواده و بزرگترها، شاکر بودن، توجه به مذهب و... از مواردي است که در قالب سنت هاي مايايي به خوبي بيان شده است. شيريني و سودمندي بيان اين مسائل از آن جهت بيشتر مي شود که اکثر مفاهيم انتخاب شده براي شکل دادن داستان را مي توان در زمره امور اخلاقي قرار داد که در متون ديني مختلف پذيرفته شده است و به اين شکل اثر خاصيتي فرامرزي به دست مي آورد و به عنوان مثال اثري مناسب حال نوجوان ايراني نيز مي گردد. البته نبايد از نظر دور داشت که گاه مواردي متناقض با آموزه هاي ديني ما نيز در اثر مشاهده مي شود که مي تواند آن را از مناظر مختلف بررسي کرد. اول اينکه به هر حال اين اثر مختص نوجوان ايراني نگاشته نشده است و از فرهنگ ديگر به زبان فارسي برگردانده شده است و در ثاني، هرچند تناقض هايي در آموزه ها مي توان مشاهده کرد، اما اگر به ديد يک آموزه و اطلاع علمي در باره يک قوم خاص به آن بيانديشيم؛ آنچنان مشکل زا نمي نمايد. به هر حال دوري بسيار زياد فرهنگ ما با فرهنگ مايايي و در مقابل آن اشتراکات اخلاقي بسيار در بين آن ها نکته اي است که بر جذابيت اثر براي مخاطب ايراني افزوده است. همچنين از نظر نبايد دور داشت که آن چه بر جذابيت اثر صحه گذاشته است؛ به ذات جذاب بودن افسانه ها وداستان هاي مايايي است که سينه به سينه نقل گشته است. پس نبايد همه ويژگي هاي مثبت اثر را از دريچه نگاه نويسنده ديد.

در ادامه نگاهي مي اندازيم به ساختار کلي داستان و مواردي را در اين زمينه مرور خواهيم کرد. در آثاري چنين، آنچه پيش از هر چيز به چشم مي خورد ترجمه آن است. در واقع اين اثر را مي توان از نظر ترجمه سهل و ممتنع دانست. به هر حال ساده بودن امر ترجمه نکته اي است که در آثار کودک و نوجوان بيشتر به ذهن متبادر مي شود؛ اما دو نکته اين ويژگي را در مورد اثر پيش رو تا حدود زيادي کم رنگ مي کند. اول آنکه ترجمه بايد بتواند تا حد ممکن فصاحت زباني اثر را حفظ کند و ويژگي هاي بياني آن، که اثر را تبديل به داستاني مناسب سني خاص مي نمايد، از دست ندهد. از اين لحاظ مي توان اثر را با توجه به مشکلات ترجمه در اين گونه آثار، مناسب تشخيص داد. نکته دوم ويژگي خاصي است که به صورت اختصاصي در اين اثر مشاهده مي شود. کاربرد بسيار متنوع واژه هاي مختلف مايايي که براي ابزار هاي مختلف به کار مي رود، در متن روايت موضوعي است که بر پيچيدگي و انتخاب مسير و شکل ترجمه اثر مي گذارد. غالبا کمتر مرسوم است که از پاورقي (آن هم در اين حد وسيع) در داستان هاي کودک و نوجوان استفاده شود. اما مترجم اثر تنها دو راه پيش رو داشته است. يا بايد به واژه سازي و مقابل يابي واژه هاي مايايي مي پرداخت و يا آن ها را همانگونه که انجام داده است، با نام اصلي و سپس با ذکر توضيحات در پاورقي هر صفحه مي آورد. نگاهي به حجم پاورقي موجود در هر صفحه بيان کننده چيز حدود 200 واژه غير قابل ترجمه فصيح در متن اثر است. به عنوان مثال ترجمه واژه اي با معناي: چاقويي سي سانتي که لبه اش برعکس است و براي بريدن شاخه هاي درختان استفاده مي شود! به نظر کمي مشکل مي آيد. چاره اين است که يا اصل واژه آورده شود و سپس اين توضيحات به پاورقي منتقل گردد و يا اينکه واژه اي تحريف شده که فاقد ويژگي هاي آن واژه است بکار گرفته شود. به عنوان مثال کاربرد واژه ساده چاقو در اين مورد خاص.  يا در نهايت واژه سازي که آن هم مشکلات خاص خود را دارد. در نهايت به نظر مي رسد مترجم آنچه را درست تر بوده انجام داده است و راه حل اول معقول تر مي نمايد. هرچند به نظر نگارنده در اين زمينه مي توانست کيفيت بهتري را بر جاي گذارد و تعدادي از واژه ها نياز به حضور در پاورقي نداشتن و يا قابليت تبديل به واژگان فارسي را دارا بودند.

اما آنچه متاثر از اين شکل ترجمه است متفاوت به نظر مي رسد. در نگاه اول شايد متن را براي گروه سني کودک و نوجوان کمي سخت و دشوار بنمايد. هرچند که آشنايي با واژگان مايايي خود از جذابيت هايي است که مي تواند به جذب مخاطب کمک کند. همچنين وجود چنين واژگاني سطح زبان اثر را کمي بالاتر از گروه سني معرفي شده ترتيب داده است و جذابيت هايي را در اثر براي گروه هاي سني بالاتر به عنوان مخاطب اثر ايجاد کرده است ( البته اين نکته به دليل ويژگي هاي محتوايي اثر که از بداعت نيز برخوردارند متاثر است. در نهايت ترجمه اثر را مي توان پذيرفته شده و مورد قبول دانست که بخوبي توانسته با ارتباط مخاطب با متن اصلي را حفظ کند.

اما از نظر شکلي ساختار اثر شامل پانزده فصل کوتاه است که هر فصل به بيان مقطعي از داستان مي گذرد. فصول کاملا بر طبق ماجراي اثر طبقه بندي شده اند و هر فصل ماجرا را قدمي به جلو مي برد. تمام فصول حالت ترتيبي خود را حفظ کرده اند و به هم ريختگي ترتيب و استفاده از تکنيک هاي خاص داستان نويسي در اين مورد، در اثر مشاهده نمي شود. استفاده از دهکده اي کوچک به عنوان زمينه رخ دادن ماجراها نيز به سادگي داستان افزوده است و نويسنده توانسته به راحتي در اين زمينه مناسب داستان خود را با متعلقاتش بيان کند. موضوع مورد توجه ديگر توصيفات زيباي اثر است. اگر به لحاظ ساختاري بخواهيم به ويژگي هاي اثر امتياز دهيم، توصيفات اثر را مي توان در زمره بهترين ويژگي هاي آن برشمرد. توصيف نويسنده از محيط خانه و دهکده و همچنين محيط بيشه و مزرعه بسيار روان و زيبا و اثر بخش است و به خوبي مي تواند مخاطب راوارد دنياي قصه کند و زمينه اثر را براي بيان داستان آماده نمايد.

آنچه درباره ساختار اثر مي ماند، شخصيت هاي خلق شده در داستان است. با اينکه نويسنده شخصيت هاي بسياري در طول اثر آفريده است؛ اما در همه حال شخصيت ديونيسيو دوازده ساله را به عنوان شخصيت اصلي داستان مي توان حاضر دانست. در کنار ديونيسيو شخصيت هاي مادر بزرگ، مادر، پدر و خواهر نيز حضور دارند که افردا خانواده ديونيسيو را شکل مي دهند و در تمام طول داستان در کنار ديونيسيو حضور دارند. به واقع اين چند شخصيت را بايد شخصيت هاي دست دوم داستان برشمرد که هيچ کدام ويژگي خاصي نسبت به ديگري ندارند و در رتبه بندي خاصي قرار نمي گيرند. هرکدام در مراحل مورد نياز قصه حضور دارند و اثري ويژه تر از ديگري بر روند داستان ندارند. البته شيد بتوان نقش مادر بزرگ را به عنوان يک مورد خاص کمي متفاوت تر از باقي آن ها دانست.

دسته سومي از شخصيت ها نيز در داستان حضور دارند که بر حسبت اتفاقات و حوادث رخ داده در طول روايت حضورشان احساس مي شود. اهالي روستا، مرد جادوگر، پزشک، معلم و... افرادي هستند که در اين گوه از نقش پر رنگ تري برخوردارند. در اين دسته نيز تفاوت چنداني در ميزان حضور و شکل شخصيت پردازي بين آدم ها خلق شده در داستان نمي توان مشاهده کرد. در کل بايد داستان را از نظر شخصيت هاي موجود يک داستان معمولي دانست که شخصيت ها بيشتر در خدمت روايت هاي مختلف قرار گرفته اند و بيشتر متاثر از داستان هستند تا تاثيرگذار بر آن.

در نهايت و به طور خلاصه، آنچه داستان ذرت ها مي رسند را شکل داده و آن را اثري شايسته کرده است؛ مشتمل بر چند نکته است. اولين نکته روايت روان و شيرين نويسنده از ماجرا و استفاده متنوع از آداب و رسوم مايايي است که به اثر جلوه خاصي بخشيده است. اين نکته با توجه به بديع و نو بودن داستان ها و افسانه هاي مايايي براي نوجوان ايراني قطعا مورد توجه و اثرگذاري بيشتري خواهد بود. دومين نکته را بايد ترجمه خوب اثر برشمرد که تا حد ممکن شيريني و رواني نسخه اصلي اثر را در خود حفظ کرده است و سومين نکته وجود توصيفات زيبا و دقيق از موقعيت هاي مختلفي است که حوادث داستان در آن رخ مي دهد. اين ويژگي با توجه به اينکه نقش موثري در شکل دادن زمينه داستان داشته است؛ در واقعي جلوه دادن و باور پذير نمودن روايت کمک شاياني کرده است. و در آخر تصويرگري مناسب داستان که بر جذابيت بصري آن براي مخاطب نوجوان خود افزوده است.

در نهايت بايد داستان ذرت ها مي رسند را در محدوده خود داستاني ممتاز دانست که داراي ويژگي هاي مثبت فراواني است و با بهره گيري از مزيت هاي بيروني و دروني مورد اشاره توانسته اثري مورد قبول را براي گروه سني کودک و نوجوان ايجاد نمايد که با وجود دوري فرهنگ ها نيز تاثيرات مثبت خود را خواهد گذاشت و اين نشان از پختگي اثر مي دهد. آنچه مايه اميدواري ماست وجود ريشه هاي مذهبي و باستاني فراوان در ادبيات ايران است که توانايي خلق چنيني آثاري را به توانگران عرصه داستان نويسي مي دهد و مي تواند گزينه بسيار مناسبي در انتقال پندهاي اخلاقي به نسل جديد باشد. البته در اين زمينه کارهاي فراواني صورت گرفته است که آثار درخور و مناسبي نيز در آن ها يافت مي شود و البته هنوز اين مقال جاي کار بسيار دارد و خواهد داشت.

با آرزوي توفيق روز آفزون براي انتشارات اميرکبير در توليد آثار مشابه و پر بارتر و همچنين تشکر و آرزوي استمرار براي خانم نوشين ابراهيمي مترجم شايسته اثر.

 

چهارشنبه 28 مهر 1389 - 15:49


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری