دوشنبه 25 شهريور 1398 - 9:1
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

روح الله تيموري نسب

 

ردپاي دنيا در فاجعه 61

 

ردپاي دنيا در فاجعه 61

نويسنده : حشمت‌اله قنبري همداني

ناشر : شركت چاپ و نشر بين‌الملل

نوبت چاپ : چهارم – 1386

شمارگان و قيمت : 3000 نسخه – 24000 ريال

 

" خواب بودم ديدمش صدپاره پيكر ايستاد و زينبش دستي به پهلو مي‌فشرد و دستهايي آمد از سوتر صحرا خرامان، كودكي غلتان به خون بر دستي از جنس خدا با نغمه‌اي گفتا حسين! "

حشمت‌اله قنبري همداني نويسنده كتاب، با اين شكوائيه كتاب خود با عنوان «ردپاي دنيا در فاجعه 61» را آغاز مي‌كند. به باور نويسنده با وجود همه تعدي‌ها و ظلم‌هايي كه به كربلائيان و پيروان آنها چه در زمان واقعه كربلا و چه بعد از شهادتشان رفته است؛ از جمله قتل و غارت شيعيان علوي و آل‌عصمت، تخريب و ويران كردن حرم نوراني امام هدايت (ع) و سرداران هميشه جاويد كربلا و بذرافشاندن و آب گرفتن بر حرم حسيني، ماليات و تهديدات مالي بر زائران، اما حسين ابن علي (ع) با همان حرارت و با همان نشاطي كه جمع ملائكه و فرشتگان مقرب الهي را در طواف خود دارد همچنان كعبه عشق راست قامتان و حقيقت‌طلبان و خداباوران است.

نويسنده كتاب از خود سوال كرده و به حيرت افتاده كه چرا با وجود اين همه تحريف و جعل و اتهامات ناروا – عمداً و سهواً – بر حقيقت زلال عاشورا و با وجود اين همه ظلم و جفا و تهمت و نامهرباني‌ و بي لطفي، هنوز  كربلا، كربلا، و عاشورا ، عاشورا است؟ حشمت‌اله قنبري پاسخگويي به اين سوالات مهم را براي جواناني كه انقلاب اسلامي و نهضت مرجع تقليد بزرگوار آن را مي‌شناسند سزاوار مي‌داند. جواناني كه به باور نويسنده كتاب مي بايست مطابق با نيازهاي  درست آنان در محضر حسين (ع) قرار گرفت و از گلستان وحياني اهل بيت خوشه چيني كرد و در معرض انديشه‌هاي مواج قرار داد.

كتاب حاضر در 2 بخش با عناوين « مباني نظري انحراف تا فاجعه 61 » و « سير انحرافات تا فاجعه 61 » و  12 فصل به بررسي علل و اسباب پيدايي قيام عاشورا مي‌پردازد.

در فصل اول كتاب با درنظر گرفتن اين پيش‌فرض اصلي كه 1400 سال از حادثه بزرگ عاشورا سپري شده است، با طرح سوالاتي از جمله اينكه چرا كار امام حسين (ع) به اينجا رسيد؟ چه تغييري در فرهنگ ديني و ارزشي جامعه اسلامي به وجود آمد كه ريختن خون حسين‌بن‌علي(ع) ، با تحميل آن شرايط عجيب به آل عصمت، هرگز به چشم مردمان آن روزگار نيامد و زندگي عادي خود را ادامه دادند؟ به موضوعاتي همچون ما و كربلا، قرآن نسخه جامع الهي، ديدار و گفت و گوي امام با مروان و وداع با رسول خدا پرداخته مي شود.

در فصل دوم كتاب اولين فاجعه و نخستين حماسه و فدك مصادره حاكميت علوي و شهادت سفير امام تحت عنوان «استراتژي مصادره قدرت» مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

" مسلم گفت : به خدا سوگند! از كشته شدن خود بيمناك نيستم، من به اندازه يك پلك به هم زدن نيز دنيا را دوست ندارم. اما گريه من براي حسين(ع)  و خاندان اوست . پيغام مرا به او برسانيد كه مسلم مي‌گويد : پدرو مادرم به فدايت! با خاندان خود به مدينه بازگرد، اهل كوفه مردماني پيمان شكن و دروغگو هستند."

فصل سوم كتاب به موضوع سياست منع و جعل حديث مي پردازد. سياستي كه از سوي دشمنان رسول خدا در پيش گرفته شده بود تا فهم مردم دچار تغييرات اساسي شود و دامنه آن هرروز گسترده‌تر از گذشته مي شد. نويسنده در اين بخش به اين مساله اشاره مي كند كه مي‌بايست ما خط تحريف را بشناسيم تا نسبت به حقايق اسلام، تاريخ و سرنوشت جامعه اسلامي ، بيان صحيح و حركت و موضع‌گيري روشن داشته باشيم.

در فصول چهارم و پنج از بخش اول كتاب نويسنده با عناويني همچون « علم مغلوب» و « انسان مسئول، انسان تراز اسلام » به بحث غفلت مردم از دريافت حقيقت روشن و واماندگي آنها مي‌پردازد و اينكه با وجود همه كژي‌ها و ناراستي‌ها، مردم با تمسك به كتاب خدا و رهنمودهاي الهي مي توانستند در مقابل كژي‌هاي خواص بايستند و راه درست را از نادرست تشخيص بدهند.

علي (ع) در روزهاي آغاز خلافت خود فرمود : خداوند سبحان كتابي هدايتگر فرو فرستاد و در آن خير و شر را بيان فرمود، شما راه خير را برگزينيد تا به سرمنزل سعادت برسيد و از سمت و سوي شر و بدي پرهيز كنيد تا در زندگي كامياب گرديد.

در فصول ششم و هفتم كتاب  ردپاي دنيا در فاجعه 61  با عناوين  « خشت بناي جور» و  « فاجعه دوري گزيدن از اهل بيت » به مباحث مهمي همچون نيرنگ و خدعه معاويه و عمروعاص و همچنين دوري گزيدن مردم از تمسك به اهل بيت پيامبر(ص) اشاره مي شود و اينكه چگونه ناديده گرفتن واقعيت مي تواند مردم را از درك شرايط موجود و تشخيص حق از باطل دوركند .

ترمذي از قول سعدبن ‌ابي وقاص خطاب به معاويه در شرح آيه مباهله نقل مي كند سعد گفت : هنگامي كه آيه مباهله نازل شد، رسول خدا (ص)، علي، فاطمه و حسن و حسين را بسوي خويش فراخواند و سپس فرمود : خداوندا اينان اهل‌بيت من هستند.

بخش دوم : سير انحراف تا فاجعه 61

كدام عوامل و چه مقدماتي موجبات لغزش خواص را فراهم مي‌كند؟ چگونه مي شود كه انديشه حقيقي و ناب در ميان مردم غبار فراموشي مي گيرد و انحراف و ضلالت همنشين مردم يك روزگار مي‌شود ؟ در تاريكي راه كه حق و حقيقت خانه نشين مي‌شوند چگونه مي‌بايست مردم يك جامعه را براي تشخيص درستي از نادرستي راهنمايي كرد ؟ وظيفه كساني كه به چشمه‌هاي جوشان حقيقت نزديك هستند چيست ؟ خواص اهل حق براي در امان ماندن خود و جامعه از شر گمراهي و انحطاط موظفند پي در پي و بدون وقفه با استخراج و توليد معارف الهي از قرآن ، كلام و سيره عملي رسول خدا (ص) و عترت او نسبت به ارتقاي انديشه و فرهنگ عمومي مردم، و شناخت و افشاي تحريفات و خرافات و خودخواهي و اضافه طلبي جبهه باطل اقدام كنند.

تعصب ، حجاب هدايت، ابليس و تعصب، تعصب و معاويه، تملق، عجب بستر تملق، حق معيار معرفت، مرز تواضع و تملق ويژگي‌هاي اهل نفاق، از جمله مباحث فصل هشتم كتاب حاضر است. به باور نويسنده كتاب ، تعصب جلوه‌هاي گوناگوني دارد كه از آن جمله عبارتند از :

1-    تعصب زباني،  2- تعصب خويشاوندي و تبارگرايي، 3- تعصبات حزبي و باندي،4- تعصبات علمي، آييني، و تعصبات نژادي كه گرايش به سمت هركدام از اين تعصبات مي تواند آدمي را از دريافت خالص و بي‌غل و غش حقيقت بازدارد. تملق و چاپلوسي يكي از آفات و مصيبت‌هاي بزرگ جوامع اسلامي است كه باورهاي خاص و عام يك ملت را دچار دگرگوني مي كند.

روز واقعه جمل يكي از حاضران حيرت‌زده از اميرالمونين (ع) پرسيد؟ مگر ممكن است كه طلحه و زبير و عايشه بر امر باطل اجتماع كنند ؟ اميرالمونين (ع) فرمود : حقيقت بر تو اشتباه شده است، حق و باطل با ميزان منزلت و شخصيت افراد شناخته نمي‌شود، ابتدا حق را بشناس تا اهل آن را تشخيص دهي و باطل را شناسايي كن تا اهل آنرا بشناسي .

در بحث دنيا و ابتلائات آن، دنيا بعنوان مهمترين عامل  لغزش و انحطاط خاص و عام يك جامعه شناخته مي‌شود. دنيايي كه مي بايست ويژگي‌هاي فريبنده آن را شناخت و از خطرات آن دوري كرد .

همه اشياء واقف گشته بر اسرار، اي غافل            نگشتي تو واقف بر چنين پوشيده فرمانها ؟

بدين دهر فريبنده چرا غره شدي خيره                ندانستي كه بسيار است او را مكر و دستانها ؟

     اگر با تو نمي داني چه خواهم كرد ننديشي            كه امسال آن كنم با تو كه كردم پار با آنها ؟

فصل نهم : طلوع خلافت ناب اسلامي از تاريكي‌هاي دنيا

علي (ع) وقتي با خواسته مردم زمان خود براي پذيرفتن زمامداري امور مواجه مي شد نخست از پذيرش درخواست مردم خودداري مي‌كند . بيست و پنج سال دوري مردم از راه و روش پيامبر(ص) و پيدايي نسلي نوانديش و مغلوب جاذبه‌هاي دنيا كه حال و حوصله‌اي براي دفاع از ارزش‌هاي والاي الهي را نداشت، بستر اقدامات اصلاحي خليفه رسول خدا (ص) در چارچوب سنت و وحي پيامبر را بسيار سخت و ناپيمودني نشان مي‌داد. اما علي (ع) براي حفظ وحدت و يكپارچگي امت اسلام چاره‌‌ اي جز قبول مسئوليت رهبري نداشت. با زمامداري علي(ع) خورشيد عدالت بار ديگر درخشيدن گرفت. اصول حكومتداري اسلامي وضع گرديد كه در آن صيانت از اموال عمومي اصلي ثابت شد. شايسته سالاري مبناي نصب و عزل حكام اسلامي قرار گرفت.كساني كه رفتار و كردار آنها با كتاب خدا و سنت پيامبر سازگاري داشت. به نظر نويسنده شهادت علي (ع) اگر چه براي خود او فوزي عظيم بود و دردهاي بزرگ او را به لقاي الهي تسكين مي‌داد، اما فاجعه‌اي هولناك بود كه مسير سرنوشت مسلمانان و تاريخ اسلام را دستخوش حوادثي تلخ و تاريك كرد.

در فصل دهم و يازدهم كتاب با عناوين « صلح صالح» و « قرآن ناطق » به زمامداري عوام فريبانه و سراسر نيرنگ و خدعه معاويه بعد از شهادت علي‌ابن‌ابيطالب(ع) پرداخته مي‌شود . زمامداري كه بر خلاف او در دوان حكومتش فرزندان علي (ع)، يعني حسنين بر قلب و جان مومنيني كه براساس كتاب الهي و سنت پيامبرگرامي اسلام عمل مي كنند امامت مي كنند. صلح تحميلي بر امام حسن (ع) و شرايطي كه امام براي اين صلح تعيين كرده بود بيش از پيش مظلوميت و حقانيت اهل بيت پيامبر(ص) را برهمگان آشكاركرد و زيرپاگذاشتن تعهدات صلح توسط معاويه بر نيرنگ و خدعه او بيش از پيش صحه گذاشت . چرا كه معاويه مروج شراب‌خواري بود . بنيان‌گذاري قتلهاي محفلي و غارت و چپاول اموال مسلمين و ويران كردن عمران و آباداني سرزمين اسلامي و شكنجه و قتل سابقه‌داران اسلام و مبارزان راستين را در كارنامه سياه خود داشت.

در آخرين سالهاي زمامداري سياه معاويه، با تملق و چاپلوسي نزديكان معاويه كه به عادت هميشگي بدنبال منافع و مطامع دنيوي خود بودند زمينه ولايتعهدي يزيد فرزند او فراهم شد . وليعهد ناخلفي كه در تظاهربه بي ديني، شرابخواري، ميمون‌بازي، تعدي و تجاوز به جان ومال و نواميس مسلمانان بمراتب بي‌حياتراز پدر خود بود و تنها به بيعت اجباري مخالفان حكومت خود مي انديشيد.

عبدالله بن زبير ازامام (ع) پرسيد : اين ساعتي است كه من به ياد ندارم وليد درآن با مردم نشستي داشته باشد! تو از اين دعوت چه گمان مي‌بري؟ امام (ع) فرمود: من گمان دارم طاغوتشان مرده است و ما را خواسته تا قبل از انتشارخبر مرگ معاويه از ما بيعت بگيرد. عبدالله‌بن زبير گفت : من نيز جز اين گمان ندارم، اكنون اگر تو را به بيعت فراخوانند چه خواهي كرد؟ امام (ع) فرمود: من هيچ گاه با او بيعت نخواهم كرد.

در فصل دوازدهم كتاب با عنوان «نهضت اصلاحي» نويسنده به اين مطلب اشاره مي‌كند كه وصيت‌نامه امام حسين(ع) دوره جامع و كاملي از معارف آسماني مي‌باشد كه حسين‌بن‌علي(ع) هنرمندانه عميق‌ترين مفاهيم عرشي را درظريف‌ترين الفاظ و كوتاهترين عبارات جاي داده است . وصيت‌نامه ارزشمندي كه مباحثي همچون اصلاحات ديني و صداقت و صراحت ، خط قرمز اصلاح گري توحيدي، مكانيزم اصلاح‌طلبي ديني و بسياري از معاني ژرف و انسان‌ساز را درآن مي‌توان يافت.

" من پيگير روش و سيره جد خودم و پدرم علي‌بن‌ابيطالب هستم. و آن كس كه دعوت مرا به حق پذيرا شد نزد خداوند سزاوار است – او را پاداش دهد – و هر آنكس كه مرا نپذيرفت صبر مي كنم، تا خداوند ميان من و اين مردم  به حق داوري كند كه او بهترين داوران است. "

ردپاي دنيا در فاجعه 61 ، حاصل 12 جلسه از 24 جلسه گفتگوهايي است كه حشمت‌اله قنبري همداني با تعدادي از استادان و دانشجويان دانشگاه‌هاي تهران درآن به بررسي علل و اسباب پيدايي نهضت عاشورا پرداخته‌اند .

 

 

 

سه‌شنبه 27 مهر 1389 - 16:13


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری