سه‌شنبه 2 آبان 1396 - 7:42
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

سازمان تبليغات اسلامي

 

گزارش مهر از نشست تجربه ديني

 

اين نشست عصر چهارشنبه 21 مهرماه در پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي با سخنراني حميدرضا آيت الهي، حسين کلباسي، عباس يزداني و امير نصري برگزار شد.

به گزارش روابط عمومي سازمان تبليغات اسلامي،در اين نشست دکتر حميدرضا آيت الهي به موضوع «دين و تجربه ديني» پرداخت و گفت: پيش فرض اصلي براي بررسي رابطه دين و تجربه دين اين است که اين دو مقوله اي منطبق بر هم نيستند.

وي با اشاره به رويکرد جهان به معنويت و مقولات ديني از سالهاي 1980 تصريح کرد: در اين دوره بسياري از جنبشهاي ديني( به معناي جنبشهاي فکري-معنوي)رويکردشان به سمتي رفت که بيشتر متناسب با تجربه ديني بود. در اواخر قرن 20 تجربه ديني به عنوان رويکرد جديد به دين مورد توجه قرار گرفت.

رئيس پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي نسبت دين و تجربه ديني را عموم و خصوص من وجه خواند و گفت: يکي از مشکلات مهم کنوني اين است که برخي دين را به تجربه ديني فروکاستند، در حاليکه دين بيش از تجربه ديني است.

دکتر آيت الهي با طرح اين سؤال که چه چيزي مبناي دين و تجربه ديني است؟ تأکيد کرد: براي شناخت دين يک رويکرد پديدارشناسانه و يک رويکرد آموزه هاي ديني است.

وي با بيان اينکه پديدارهاي ديني و آموزه هاي دين با يکديگر تعامل دارند، تنها راه حل شناخت دين را تلفيقي از پديدارهاي ديني و آموزه هاي ديني دانست و گفت: درست است که تجربه ديني يکي از ويژگي هاي است که در دين مورد توجه است اما آن را هم مي توان پديدارشناسانه نگاه کرد. عناصر عرفاني و عناصر تجربه ديني در اسلام وجود دارد. در دين هم تجربه ديني و هم عناصر اجتماعي، سياسي، اقتصادي و... و هم عناصر اعتقادي- نظري وجود دارد اما در تجربه ديني عنصر اعتقادي- نظري وجود ندارد.

وي با طرح اين سؤال که آيا دين همان تجربه ديني است، تأکيد کرد: اگر پديدارشناسانه بنگريم در اسلام يک نوع پديدار از دين و در مسيحيت پديدار ديگري از دين مي بينيم. در اسلام عناصر اقتصادي، سياسي و... در دين دخالت قوي دارند اما در مسيحيت اين عناصر دخالتي ضعيف دارند.

استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبايي با انتقاد از کساني که دين را به تجربه ديني فرو مي کاهن، نظريه پردازي را علت و مجوز اين نوع نگرش خواند و گفت: نقض کننده چنين تفکري پديدارها و آموزه هاي ديني است.

وي نسبت تجربه ديني با اسلام و با مسيحيت را متمايز دانست و افزود: براس شناخت دن بايد هم پديدارها و هم آموزه هاي دين را مورد توجه قرار داد چراکه در اين دو ضمن تأکيد برعناصر عقلي در دين، عناصر حالات معنوي و عناصري مثل سياست، فقه، اجتماع و... نيز بايد وجود داشته باشد.

دکتر آيت الهي در پايان با بيان اينکه تعريف جامع و مانعي از دين نمي توان ارائه داد، تأکيد کرد: هرچند که دين فراتر از تجربه ديني است اما تجربه ديني يکي از راههاي رسيدن به دين است.

 

**اسکوتوس طلايه‌دار جنبش اصلاح ديني است

در اين نشست دکتر حسين کلباسي نيز به ارائه مقاله خود با عنوان "تجربه ديني نزد دنس اسکوتوس" پرداخت و گفت: از زمره تحولات مهم و نقاط عطف در تاريخ و الهيات مسيحي، ديدگاههاي دنس اسکوتوس( 1308-1266م) هم در نقد کلام و الهيات مدرسي و هم در عرضه صورت جديدي از باور و شهود ديني است.

استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبايي با بيان اينکه اسکوتوس با فلسفه اسلامي به ويژه آرا و انديشه ابن سينا آشنايي داشت، از قرن 13 ميلادي به عنوان قرن تکوين و بسط دانشگاهها ياد کرد و گفت: در اين دوره به طور مشخص چند مجموعه آموزشي بسيار مهم در سطح اروپا تکوين يافت که مشهورترين آن دانشگاه پاريس(1215م) و آکسفورد است.

وي با اشاره به اينکه دانشگاه پاريس در واقع مجموعه اي از مدارس صورت تحول يافته صومعه هاي مسيحي بود، به تفاوتهاي مواضع ديني دو دانشگاه آکسفورد و پاريس اشاره کرد و گفت: مواضع ديني فرقه دومنيکن ها در دانشگاه پاريس و فرانسيسکن ها در آکسفورد بيشتر نمود داشته است.

کلباسي به پنج رشته فکري حاکم در دانشگاه ها در قرن 13 ميلادي اشاره کرد و گفت: بنابر تقسيم بندي که برخي محققان قرون وسطي از فضاي قرن 13 ميلادي در دانشگاهها با توجه به همه جريانهاي فکري داشتند بايد پنج رشته فکري آگوستيني(ابن سينايي)، ارسطويي( مشايي)، ابن رشديان لاتيني، متفکران التقاطي و جريان اسکوتوسي را از يکديگر متمايز کرد.

وي تصريح کرد: در 50 سال بعد از تأسيس دانشگاه پاريس به دلايل مختلف واکنشي عليه بسط سنتهاي مشايي، ارسطويي، ابن رشدي و حتي توماسي به معناي خاص کلمه پديد مي آيد که از آن با عنوان" جريان محکوميت سال 1217" ياد مي شود.

وي با تشريح زندگينامه دنس اسکوتوس به نقش وي در الهيات مسيحي اشاره کرد و افزود: به نحو عام کاري که دنس کرده است تقرير نوعي کلام خاص پس از شکست عقل مشايي است؛ در واقع نوعي واکنش براي عبور از بحراني است که براي عقل مشايي در الهيات مسيحي پديد آمد.

کلباسي با بيان اينکه اسکوتوس پس از مرگش به "معلم باريک انديش" لقب يافت، تأکيد کرد: اسکوتوس معتقد است که خداوند موضوع کلام است نه موضوع مابعدالطبيعه. او معتقد است که موضوع مابعدالطبيعه موجود بما هو موجود است از اين رو خداوند موضوع علم کلام است بالذات و موضوع مابعدالطبيعه است بالعرض.

وي تأکيد کرد: محور نقد اسکوتوس بر محدوديت عقل در فهم ذات الهي و اثبات آن از طريق استدلال و برهان فلسفي است. به باور اسکوتوس، هيچ يک از مفاهيم کليدي الهيات مدرسي نظير جاودانگي، تثليث، حضور الهي و ... به شيوه متألهان مسيحي و براهين متداول کلامي تثبيت نمي شود و تنها در شهود و دريافت مستقيم و بي واسطه- به ويژه در وجدان اخلاقي- است که خداوند مکشوف و متعلق مخلوق واقع مي‌شود.

استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبايي افزود: از آنجا که در شيوه مرسوم متألهان، اقامه برهان و تقيد به اصول و مباني عقلي به عنوان اصلي ترين سرچشمه معرفت الهي معرفي شده است، با اعلام محدوديت و نقص قوه عقل، بخش عمده اي از تلاشهاي اين گروه از متفکران ديني در سنت مسيحي بي ثمر وعاري از اعتبار است.

وي با اشاره به تقسيم بندي کلام از نظر اسکوتوس، افزود: از نظر اسکوتوس کلام سه نوع است؛ کلام الوهي( شهود خداوند از ذات خود و مخلوقاتش)، کلام کروبيان و قدوسيان( اشتغال مخلوق به خود خداوند) و کلام انساني( کلامي محدود به فهم قواي ادراکي). کلام الوهي و کروبيان شبيه حکمت است که جنبه شهودي و بي واسطه دارد اما کلام انساني شبيه علم است و جنبه انتزاعي دارد.

وي از اسکوتوس به عنوان چهره بزرگ مذهب"اصالت علم کلام" ياد کرد و گفت: براي اسکوتوس کلام صورت ايجابي دارد. اسکوتوس با ابتنا به برخي از آراي آباء نخستين کليسا- به ويژه آگوستين- نتيجه مي گيرد که تنها طريق معرفت الهي همان مقوله ايمان و به تعبيري تجربه فرافلسفي است که با تمسک به عشق و حب خداوند قابل تحصيل است.

دکتر کلباسي در پايان تأکيد کرد: اسکوتوس را مي توان طلايه دار جنبش اصلاح ديني و شکل گيري مذهب پروتستان در حدود دو قرن پس از حياتش ناميد. به طور مشخص نظرگاه وي نزد لوتر و اخلاف او در زمينه الهيات عقلي قابل تشخيص است.

 

**آلستون تجربه خدا را اخص از تجربه ديني مي‌داند

در ادامه دکتر عباس يزداني به موضوع " معرفت شناسي تجربه ديني در انديشه ويليام آلستون " پرداخت و گفت: يکي از نظريه پردازان مهم در بحث تجربه ديني ويليام آلستون معرفت شناس و فيلسوف دين معاصر آمريکايي است. بحث معرفت شناسي تجربه ديني يکي از دغدغه هاي مهم آلستون است که در قالب تأليف کتاب ارزشمند ادراک (perceiving god) چاپ سال 1991 تبلور يافته است. اين اثر اکنون در معرفت شناسي ديني جايگاه والايي داشته و مورد توجه گسترده معرفت شناسان ديني و فيلسوفان دين معاصر قرار گرفته است.

استاديار فلسفه دانشگاه زنجان تصريح کرد: آلستون با رويکردي معرفت شناختي به تجربه ديني تلاش فراوان نمود تا نقش معرفتي آن را در معرفت شناسي ديني نشان داده و عقلانيت باور به خدا را از اين رهگذر توجيه نمايد.

وي به ماهيت و چيستي تجربه ديني در نظر آلستون اشاره کرد و افزود: وي بر اين باور است که تجربه ديني نحوه اي ادراک است و ساختاري مشابه ساختار ادراک حسي دارد، همانگونه که ادراک حسي از سه رکن مدرَِِک، مدرک و ادراک شونده شکل مي يابد، تجربه ديني و به تعبيري خاص تر تجربه خداوند نيز از سه رکن شخص تجربه کننده، خداوند و نحوه ظهور و تجلي خداوند بر شخص صاحب تجربه شکل مي يابد.

يزداني تأکيد کرد: از نظر آلستون تجربه خداوند اخص از تجربه ديني است. تجربه خداوند، آگاهي بي واسطه به خداوند است. اين آگاهي بي واسطه به خداوند غير از آگاهي هاي با واسطه به خداوند از طريق شگفتي ها و زيبايي هاي طبيعت، وحي يا ديگر پديده هاي طبيعي است.

وي با بيان اينکه آلستون چنين تجربه را تجربه عرفاني مي نامد(mystical experience) افزود: از آنجايي که آلستون به معناي خاص تجربه ديني، يعني ادراک بي واسطه خداوند توجه دارد. به جاي تجربه ديني از اصطلاح "تجربه عرفاني" استفاده مي کند.

استاديار فلسفه دانشگاه زنجان تأکيد کرد:از نظر آلستون، کارکرد چنين تجربه عرفاني برقراري ارتباط شخصي، صميمي، بي واسطه و عميق بين انسان و خداست که در قالب عشق سرسپردگي، گفتگو، اميد، توکل و... نمود پيدا مي کند.

وي در تشريح اعتبار تجربه هاي عرفاني در نظر آلستون گفت: مهمترين دليل معرفت شناختي در اعتبار تجربه هاي عرفاني، اين است که هر تجربه اي در بادي نظر(prima facie) موجه است مگر آنکه دلايل قوي کافي برخلافش وجود داشته باشد. به اعتبار ديگر رديه هاي قوي کافي بر عليه آن باشند. در مورد ادراک حسي هم مورد دفاع معرفت شناسان زيادي است.

وي ابهام در تجربه ديني را دليل بر بي اعتباري آن ندانست و گفت: تجربه هاي عرفاني موجب باورهاي موجه و معتبر خواهند شد، مگر آنکه دلايل قوي کافي بر نادرستي شان در اختيار داشته باشيم.

وي تأکيد کرد: استدلال آلستون اين است که اگر خداوند هست دليلي وجود ندارد که تصور نکنيم، اين ادراک گاهي حقيقي است و موهوم نيست. بنابراين ادراک خداوند ادراک تجربي معتبر است تا زماني که دلايل کافي برخلاف آن نيابيم، لذا داراي توجيه اوليه مي باشد.

دکتر يزداني در پايان با بيان اينکه بر نظريه آلستون در مورد تجربه هاي عرفاني نقدهاي متعددي وارد شده است، يادآور شد: مهمترين نقد منتقدين تجربه عرفاني بر تفاوتهاي ميان تجربه حسي و تجربه عرفاني مبتني است که آلستون در کتاب" ادراک خداوند" به آن پاسخ داده است.

 

**از نظر آگوستين تجربه زيبايي شناختي يک تجربه ديني است

سخنراني پاياني اين نشست را دکتر امير نصري با موضوع "تجربه ديني و تجربه زيبايي شناختي از منظر آگوستين" ادامه داد و گفت: مفاهيم تجربه ديني و تجربه زيبايي شناختي که از موضوعات اساسي الهيات و زيبايي شناسي معاصر به شمار مي آيد، برخاسته از تصورات پس از عصر روشنگري است و طرح آنها بدين صورت در دوران باستان و قرون وسطي ممکن نبوده است.

استاديار گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبايي تأکيد کرد: هر دو اين مفاهيم بر مؤلفه سوبژکتيو و فردي تأکيد دارند و درگيري عاطفي و احساسي انسان با دين و زيبايي را در نظر دارد. اما از آنجايي که نزد آگوستين بحث از سوبژکتيويسم مطرح نبوده است، پس نمي توان در نظام فکري وي جايگاهي براي مفاهيمي نظير تجربه ديني يا تجربه زيبايي شناختي قائل شد. آثار وي نيز گواه بر آن است که هيچگاه از چنين تعابيري بهره نگرفته است اما در لابه لاي آثار آگوستين مي توان موارد پراکنده اي را يافت که با تعابير امروزين تجربه ديني و زيبايي شناختي قرابت دارند.

وي به تشريح دو نگرش آگوستين به تجربه ديني با توجه به آثار وي پرداخت و گفت: نخست، ذکر دو تجربه شخصي مربوط به خود است که در کتاب"اعترافات" مندرج است و دوم در فقراتي که از الهيات به مثابه معرفتي تجربي سخن مي گويد که در آن فقرات بر اين اعتقاد است که فرد براي فهم صحيح ارکان مسيحيت بايد به تجربه آموزه هاي کتاب مقدس بپردازد.

دکتر نصري افزود: آگوستين در مورد نخست از تجارب فردي اش چنين نتيجه مي گيرد که انسان با تجاربي از اين سنخ به حکمتي دست مي يابد که اين حکمت از آن مخلوق نيست بلکه ازلي و ابدي است. همچنين از لوازم اين حکمت، اطمينان قلبي و محو شدن به يکباره شک و بهجت برانگيزي است. وي اين بهجت را همان بهجتي مي داند که در انجيل متي از آن سخن به ميان آمده است.

وي تصريح کرد: آگوستين خاموشي زبان و نشانه هاي مختلف را از ديگر ويژگي هاي چنين تجربه اي مي داند به نحوي که معتقد است که خداوند در اين تجربه از طريق نشانه ها با ما سخن نمي گويد بلکه با صداي خويش با ما سخن مي گويد و ما نيز بي آنکه حجاب هاي مختلفي در ميان باشند، آواي پروردگار را مي شنويم.

نصري به نگرش دوم آگوستين در مورد تجربه ديني اشاره کرد و افزود: آگوستين در مورد دوم، تجربه ديني را به واسطه نشانه ها مي داند و خاستگاه اين نشانه ها را هم کل نظام خلقت و هم آموزه هاي کتاب مقدس مي داند که اين دو سبب فهم و رؤيت انسان مي شوند.

استاديار دانشگاه علامه طباطبايي افزود: استناد آگوستين در اين زمينه به کلام پولس قديس در رساله به روميان است: "حقايق نامحسوس در مورد خداوند به حقايق محسوس تبديل مي شوند." از منظر او تجربه ديني ايمان به همراه نمي آورد بلکه مؤيد ايمان است.

وي تصريح کرد: از نظر آگوستين زيبايي به عنوان يک حقيقت عيني است که حاصل يک ريتم دروني فرد است. بنابراين زيبايي يکي از نشانه ها و حقايق است که جنبه اي کاملا معرفت بخش براي انسان دارد. وي با توجه به اين نگرش ميان تجربه ديني و تجربه امر زيبا قائل به تفکيک نيست و براي هر دو آنها نقش واسطه را قائل است.

وي افزود: تجربه ديني تجربه اي است که با نشانه ها آغاز مي شود و اين نشانه ها که به امور مادي و محسوس مي پردازد يک واقعيت روحاني و دروني را به ما منتق مي کنند.

دکتر نصري با تأکيد بر اينکه آگوستين تجربه ديني و زيبايي شناختي را اقسامي از تجربه مي داند که با حواس آغاز مي شوند اما با آن پايان نمي يابد، افزود: در اين تجربه جنبه هايي معيني از متعلق تجربه براي فرد آشکار خواهد شد.

 

دوشنبه 26 مهر 1389 - 14:5


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری