دوشنبه 1 آبان 1396 - 4:15
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

صديقه مقدس پور

 

امامت از ديدگاه امام رضا (ع)

 

 

 

شكوه و عظمت بارگاه ائمه معصومين (عليهم السلام )

دلهاي عاشق شيفته زيارت اهل بيت رسول الله (صلي الله عليه و آله )

چشمان ابري و باراني دوخته شده به ضريح علي بن موسي الرضا (ع)

پاهاي خسته كه مسافتي طولاني را به عشق رسيدن به حريم حرم رضوي پيموده اند

گفتگوهاي بي ريا و خالصانه زائران با امام غريب نواز

هيچ كدام بي علت نيست، بلكه با هزاران اميد و حاجت به بارگاه نورانيش پناه آورده اند:

« يا وجيهاً عندالله ، اشفع لنا عند الله »

 

شايد براي كساني كه حضرت رضا (ع) را نشناخته ، حکمت زيارت را نيافته و راز ارتباط دلها با امام مهربان و رئوف را نمي دانند، اين همه ابراز احترام و راز اين شيفتگي به ولايت و محبت رضوي ، تعجب آور باشد.

آنچه بديهي است ، اين است که در مجموعه امت اسلامي، همه اهل ايمان در پايداري و پاسداري بر عقيده و مقابله با انحرافات، يكسان نيستند، در اين عرصه برخي بر گروهي ديگر برتري يافته وکمال و فضيلت را به دست مي آورند.

آيات روح بخش قرآن كريم و منابع روايي معتبر حاكي از آن است كه  همان گونه که امت اسلامي بر ساير امتها برتري يافته است، اما در ميان همين امت ، عترت پيامبر اکرم (ص) داراي بالاترين امتياز و بر ساير افراد و مجموعه هاي اسلامي برتري يافته اند.

 اکنون به جاست در تبيين مقام و جايگاه امامت از سخنان عالم آل محمد ، امام رضا (ع) بهره گيريم، آنجا که در جمع بزرگي از عالمان عراق و خراسان آيه «ثم اَورَثنَا الْکِتابَ الَّذينَ اصْطَفيْنا مِن عبادِنا» مطرح گرديد و اين پرسش به ميان آمد که وارثان کتاب الهي و برگزيدگان از ميان بندگان خدا چه کساني هستند؟ (1)

دانشمندان عراق و خراسان که در مجلس مأمون گردآمده و از مکتب اهل بيت بهره اي نبرده بودند، اظهار داشتند که همه امت اسلامي برگزيدگان خدا و وارثان کتاب الهي هستند. اما امام (ع) که در آن جلسه محور مناظرات و تحليل ها شناخته مي شد، فرمود: من اين نظر را صحيح نمي دانم، زيرا منظور آيه از وارثان کتاب و برگزيدگان، فقط عترت پيامبر (ص) است و نه همه امت.

امام (ع) در ارائه دليل براي صحبت خود، از خود قرآن بهره جست و فرمود: خداوند فرموده است:

«جَنّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَها... وارثان کتاب و برگزيدگان الهي همه اهل بهشت بوده و از نعمتهاي بهشتي برخوردار خواهند بود. » (2) اين در حالي است که خداوند در آيه قبل ، امت اسلامي را به سه گروه ؛ ظالم به خود ؛ ميانه رو ؛ و پيشتاز نيکي ها معرفي کرده است . بي ترديد اين سه گروه با يکديگر برابر نبوده و همه بي چون و چرا اهل بهشت نخواهند بود، بلکه پيشتازان راه خير و برخورداران از فضل گسترده الهي از اين امتياز برخوردار مي شوند.

در ادامه اين حديث امام رضا (ع) به ارائه دلايلي از قرآن پرداخت که هر کدام از آنها عترت پيامبر (ص) را سرآمد امت اسلام و شايسته ترين امت براي تداوم بخشيدن به راه نبي اکرم (ص) و وراثت کتاب الهي و تبيين و تفسير آن براي رهپويان ايمان و اسلام معرفي کرده است. (3)

 

محبت و معرفت

شيفتگان و ارادتمندان امام علي بن موسي (ع) به دو گروه تقسيم مي شوند:

 1-  زائراني که در قلب خويش، نسبت به ساحت امام، احساس محبت و احترام دارند، ولي نمي توانند دليل آن  را توضيح دهند.

2- زائراني که همراه با اين شيفتگي و محبت، داراي معرفتي شايسته نسبت به مقام امام و جايگاه امامت هستند و مي توانند دليل آن را بيان كنند.

 گروه نخست شيفتگاني با احساسند، ولي گروه دوم شيفتگاني با احساس و نيز با معرفت اند و شيعه واقعي کسي است که نسبت به اهل بيت عصمت و طهارت هم محبت داشته باشد و هم معرفت. زيرا آن گاه که محبت و معرفت در کنار هم قرار گيرند ، زائر امام، زائري واقعي مي شود و زيارت مقدمه اي براي معرفت بيشتر و استحکام ارتباط هاي معنوي است.

 

كدام زيارت با ارزش تر است؟

محبت به پاکان و نيکان، چه همراه با معرفت باشد و چه بدون آن، در هر دو حالت نيک است، ولي آنچه به آن ارزش مي بخشد و دوستداران را شايسته برخورداري از الطاف محبوب مي سازد، اين است که محبت همراه با معرفت و شناخت باشد. در زيارت جامعه مي خوانيم:

«اللّهم... اسئلک اَنْ تُدْخِلَني في جُملة العارفين بهم وبحقّهم ؛ خداوندا! از تو مي خواهم که مرا در شمار عارفان به خاندان پيامبر صلي الله عليه و آله و آشنايان به حقّ آنان قرار دهي. » (4)

در زيارت جامعه كبيره که شيخ صدوق (ره) از امام هادي عليه السلام نقل کرده است، امام ، معارفي را تحت عنوان زيارت، بيان فرموده که يک زائر بايد به آنها توجّه داشته باشد:

- «اُشْهِدُ اللّه َ واُشْهِدُکم انّي موءمنٌ بکم وبِما امَنْتُمْ به ؛ خداي را به گواهي مي طلبم و نيز شما خاندان رسالت را شاهد مي گيرم که من به شما و نيز به باورهاي مورد قبول شما ايمان دارم.»

- «کافرٌ بعدوّکم وبما کَفَرْتُم به ؛ دشمنان شما را انکار من کنم و آنچه شما قبول نداريد، من نيز قبول ندارم. »

- «مُسْتَبْصِرٌ بِشأنکم وبضلالةِ مَنْ خالَفَکُم ؛ نسبت به شأن و منزلت شما بصيرت دارم و مي دانم که مخالفان شما در گمراهي به سر مي برند. »

- «مُوالٍ لکم وَلاَِوْليائکم مُبْغِضٌ لاَِعْدائکم ومُعادٍ لهم ؛ شما و دوستانتان را دوست دارم و به دشمنان شما کينه مي ورزم و آنان را دشمن مي دارم. »

- «سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُم ؛ هر کس با شما سازش داشته باشد، من با او مسالمت دارم و هر کس با شما از درِ جنگ و ستيز درآيد، با او ستيز خواهم داشت. »

- «مُحَقِّقٌ لِما حَقَّقْتُمْ مُبْطل لِما اَبْطَلْتُمْ، مطيعٌ لکم، عارفٌ بِحَقِّکُمْ ؛ آنچه را شما حق بدانيد من نيز حق
مي دانم و آنچه را شما باطل شماريد، من نيز باطل شمارم، رهنمودهايتان را اطاعت مي کنم و به حق شما عارف و آگاهم. »

اين فرمايشات هر چند به صورت دعا و زيارت بيان شده ، اما هر جمله از آن، در بردارنده معارفي است که در بسياري از روايات و آيات قرآن به ان اشاره يا تصريح شده است.

 اقرار به اين موارد براي شيعيان و اهل ولايت آسان است، امّا کساني که با اهل بيت و مکتب آنان آشنايي ندارند، ممكن است گرفتار ابهام شده و از خود بپرسند که به راستي اهل بيت چه کساني هستند و چه جايگاهي دارند که بايد به آنان ايمان داشت ، مطيع شان بود و از راه و روش دشمنان و مخالفان ايشان دوري گزيد؟

آنچه از زائر حضرت رضا (ع) انتظار مي رود، اين است که بتواند در برابر مخالفان و ناآشنايان با مکتب اهل بيت (ع) ، سخن و دليل داشته باشد و با سکوت خود، منکران را جسور و گستاخ نسازد.

 البته واضح است که انسان هرگز نمي تواند با خواندن چند کتاب مختصر، به مرتبه اي از دانش و معرفت برسد که هرگونه سوال يا اشکالي را پاسخ دهد و به بحث و گفتگو با منکران بپردازد.

روش صحيح اين است که آنان را به سمت اهل نظر و عالمان شناخته شده ديني راهنمايي کنيم و خود از بحث با آنان بپرهيزيم، زيرا بحث و مناظره نياز به تخصص و اطلاعات کافي دارد.

اما اينکه توصيه مي شود، زائر بايد اهل مطالعه ، معرفت و فهم ديني باشد به اين دليل است که در برابر برخي سوال ها، دچار سردرگمي و حيرت نشود .

 

معرفي امام

 امام كيست ؟ پاسخ اين سوال طبق فرمايشات امام رضا (ع) چنين است :

- «الامامُ کالشَّمس الطالعة المجلِّلَة بنورها للعالم؛ امام چونان خورشيد نورافشاني است که با نور خود روشنگر جهان است. » (5)

- «الامام الماء العذب علي الظَّمآء ؛  امام، آب گوارايي است از پس تشنگي و عطش. » (6)

- «والدّال علي الهدي والمنجي مِنَ الرّدي ؛ رهنماي بشريت به سوي هدايت و نجات دهنده آنان از پستي و فرومايگي است. » (7)

- «الامام الانيس الرفّيق والوالد الشفيق والاخ الشقيق؛ امام براي انسانها، همدمي رفيق، و پدري مهربان و برادري همانند است.» (8)

- «والامّ البرّة بالولد الصغير، ومفزع العباد في الداهية النَّآد؛ امام به امت خويش مهر مي ورزد، همانند مادري که به فرزند خردسال خود مهربان و نيکوکار است، امام پناهگاه بندگان خدا در مصيبتها و دشواريهاي عظيم است. » (9)

- «الامامُ المُطَهَّر من الذنوب، والمُبَرّأ عَنِ العيُوب ؛ امام از هر گناه، پاکيزه و از هر عيب و کاستي به دور است. » (10)

- «المخصوصُ بالعلم، الموسومُ بالحلم، نظام الدّين ؛ امام داراي علم ويژه و حلم و بردباري است و وجود او مايه استواري دين است. » (11)

- «وعزّ المسلمين، و غيظ المنافقين، و بَوار الکافرين ؛ امام مايه عزت و سربلندي مسلمانان، و باعث ناخشنودي و نگراني عميق منافقان و عامل شکست و حقارت کافران است. » (12)

- «لِلاِْمام علاماتٌ: يکونُ اَعْلَمُ النّاس واَحْکَمُ النّاس، واَتْقَي الناس واحلم الناس، واشجع الناس واعبد النّاس، واسخي الناس ؛ امام داراي نشانه هايي است: امام آگاه ترين، استوارترين، با تقواترين و بردبارترين مردم و از همه شجاع تر و عابدتر و با سخاوت تر است. » (13)

 در مجموع ، اين ويژگيها را در سه زمينه مي توان خلاصه کرد: 1- منزلت امام نزد خدا؛ 2- ارتباط امام با مردم ؛ 3- شخصيّت معنوي و علمي امام.

 

انتخاب امام به اختيار كيست ؟

 آيا انتخاب امام به اختيار خداوند است يا مردم ؟ تعيين ، شناسايي و انتخاب امام با توجه به ويژگي هايي كه قبلاً به ان ها اشاره شد ، نمي تواند به دست مردم باشد ، زيرا انسانها نمي توانند تشخيص دهند که چه کسي داراي برترين مقام علمي و معنوي است و مبرّا از هر گناه، چه آشکار و چه پنهان. بنابراين تنها خداوند است که مي داند شايسته ترين انسانها براي بردوش کشيدن بار امانت و خلافت الهي کيست.

هم چنين پاسخ به اين سوال را مي توانيم از کلام امام رضا (ع) بياوريم ، زماني كه آن حضرت وارد مرو شدند، در ميان مردم بحث از امامت مطرح شد و اختلاف نظرها به وضوح پيدا بود.

شخصي به نام عبدالعزيز نزد امام آمد و از بحث و اختلاف نظر مردم درباره امامت خبر داد. امام (ع) لبخندي زد و فرمود: اي عبدالعزيز! اين گروه گرفتار ناآگاهي هستند و با نظريه پردازيهاي گوناگون، خود را گول
زده اند!

سپس امام درباره اين نظريه که «امام را بايد خود مردم انتخاب کنند» فرمود:«هل يعرفونَ قدرَ الامامَة ومحلَّها مِنَ الاُّمة فَيَجُوز فيها اختيارُهم» آيا اينان اساساً اهميّت و جايگاه امامت را در ميان امّت اسلامي مي دانند و ويژگيهاي امام و رسالتي که بر دوش اوست تشخيص مي دهند تا بتوانند براساس آن معيارها، کسي را براي امامت انتخاب کنند!

«اِنَّ الامامة اَجَلُّ قدراً واَعْظَمُ شاْناً واَعْلامکاناً واَمْنَعُ جانباً واَبْعَدُ غَوراً من اَنْ يبلغها النّاس بعقولهم» امامت، ارزشي والاتر، شأني بزرگ تر، جايگاهي برتر، موقعيتي فراتر و ژرفايي فزون تر از آن دارد که مردم بتوانند با ملاکهاي عقلي خويش، آن را اندازه گيرند و به آن برسند. (14)

 

امامان چگونه به مقام امامت رسيده اند؟

 البته اين پرسش اختصاص به امامان ندارد، بلکه درباره همه انبياي الهي مانند نوح ، ابراهيم ، موسي ، عيسي (عليهم السلام ) و پيامبر بزرگوار اسلام ( صلي الله عليه و آله ) مطرح بوده است که چرا خداوند، مقام نبوت و رسالت را به آنها داده و از ميان تمام انسان ها ، آنان را برگزيده است؟

 بنابراين، سوال تنها متوجه شيعه نيست؛ بلکه همه مسلمانان که به رسالت  نبي مکرم (ص) اعتراف و ايمان دارند، حتي يهوديان و مسيحيان که به رسالت حضرت موسي (ع) و عيسي (ع) معتقدند بايد به اين سوال پاسخ دهند.

 پروردگار متعال داراي علم بي پايان و گسترده است، از همان زمان كه انسان ها را آفريد، مي دانست که عابدترين، و پرهيزگارترين بندگان چه کساني هستند و براساس علم برتر خود، آنان را براي رسالت و امامت برگزيد تا ديگر بندگان خدا را به سوي نور و پاکي هدايت کند.

«وَجَعلناهُم اَئِمةً يَهْدونَ بِاَمرِنا ؛ و قرار داديم آنها را امامان و پيشواياني که مردم را به امر ما هدايت کنند. (15)

بي ترديد، دليل انتخاب شدن انبيا و امامان از سوي خداوند، لياقت و شايستگي آنان بوده ، چنان که در طول زندگي ، اين شايستگي را به اثبات رسانده اند، به عنوان مثال حضرت ابراهيم گام در آتش مي گذارد و براي اطاعت از امر الهي به انجام سخت ترين آزمايش خداوند تن مي دهد و تا مرحله ذبح فرزند خويش اسماعيل پيش مي رود.

موسي (ع) با قدرت فرعوني درگير مي شود و براي هدايت بني اسرائيل دشوارترين مراحل را تحمل مي کند.

عيسي (ع) براي اجراي رسالت خود، تا پاي دار پيش مي رود.

پيامبر اكرم (ص) در راه رسالتش بيش از همه انبياي الهي ستم مي بيند و تا حدي در راه هدايت مردم دل
مي سوزاند که خداوند در نص آيه کريمه قرآن به او دستور مي دهد که تا اين اندازه خود را در مشقّت مينداز. (16)

اميرالمومنين (ع) در طول زندگي خود اثبات مي کند که جز به خدا و دين و خلق نمي انديشد و زندگي و مرگ خود را در راه حق و براي حق قرار مي دهد. تا جايي که يک ضربت او در جنگ با قوي ترين نماينده کفر ، برتر از عبادت همه جن و انس معرفي مي شود.

خداوند که شايستگي و صلاحيت انبيا و امامان را از آغاز خلقت مي داند، آنان را به عنوان معلمان و راهنمايان خلق بر مي گزيند و به آنان کرامت و توفيق ويژه مي بخشد .

 

اثبات امامت امامان چگونه است؟

هم چنان که پيامبران الهي و امامان معصوم ، مردم را به سوي خود خوانده تا آنان را به سوي خدا هدايت کنند، هم زمان با ايشان ، مدعيان دروغيني نيز بوده اند که خود را پيشوا و راهنما معرفي کرده و مردم را به پيروي خويش فراخوانده و مايه گمراهي آنان شده اند.

خداوند متعال از گروه اول به عنوان پيشواياني که مردم را به امر الهي هدايت مي کنند (17) و از گروه دوم به عنوان پيشواياني که مردم را به سوي آتش فرا مي خوانند ، نام برده است. «وجَعَلناهم ائمةً يَدعُونَ الي النّار» (18)

 بنابراين هر کس که ادعاي امامت و پيشوايي را داشته باشد، بدون دلايل و نشانه هاي لازم، ادعاي او پذيرفته نيست و نبايد از او پيروي کرد.

 انبيا براي اثبات امامت خود دلايلي آورده اند:

1- تأييد امامت آنان از سوي انبياي پيشين

2- ارائه مطالب صحيح و منطقي همراه با دلايل قانع کننده و هماهنگ با فطرت و نياز آدمي

3- برخورداربودن از اخلاق ممتاز و رفتار انساني و متعالي

4- ارائه معجزات، به منظور اثبات نبوت خود و ارتباط ويژه اي که با خداوند دارند

 هرگاه اين چهار نشانه در کنار هم قرار گيرد، اين اطمينان حاصل مي شود که مدعي نبوت، مورد تأييد خداوند است و ما را به سوي او هدايت مي کند.

اکنون بايد ديد که آيا امامان هم براي اثبات امامت خود نياز به اين دلايل دارند؟

«امامت» به عنوان پيشوايي خاص الهي و ديني ،  مقامي والاست و امام معصوم واجد همه ويژگي هاي پيامبر بجز وحي قرآن و داراي تمامي اختيارات و مسوليتهاي رسول خدا و برخوردار از علم لَدني و در يک کلمه امام يعني، خليفه خدا و خليفه رسول خدا .

با توجه به اين ويژگيها و نيز با دانستن اين نكته كه تنها خداوند با علم برتر خود، شايستگي انسانها را مي داند و براساس شايستگي، مقام امامت را به آنان عطا مي کند؛ بنابراين امامان و جانشينان خاص انبيا نيز بايد مانند خود انبيا از دلايل و شواهدي برخوردار باشند تا ما بتوانيم به آنان اعتماد داشته و از ايشان پيروي کنيم.

امام رضا (ع) در اين باره فرموده است:

«لمّا کانَ الامامُ مُفتَرضَ الطّاعة لم يکن بدٌّمِن دلاله تَدُلّ عليه و يتميّزه بها من غيره ؛ چون امام کسي است که اطاعت کردن از او واجب است، ناگزير بايد بر امامت او دليلي اقامه شود تا در پرتو آن دليل بتوان امام را از غير امام تشخيص داد. (19)

 

دلايلي ديگر از قرآن و حديث

 امام رضا عليه السلام در يکي از مناظرات خود فرموده است:

 1) «هم الذّين وَصَفَهم اللّه ُ فيِ کتابِهِ فقال: «انّما يُريد اللّه ُ لُيِذْهِبَ عنکم الرِّجْسَ اَهْلَ البيت ويُطَهِّرَکم تطهيراً» ؛ اهل بيت همان کساني هستند که خداوند ايشان را در قرآن توصيف کرده و درباره آنان فرموده است: «همانا خداوند اراده کرده است تا هرگونه گناه و آلودگي از شما اهل بيت به دور باشد و شما را به گونه اي خاص پاک و منزّه از گناه بدارد».

سپس آن حضرت در پاسخ به اين سوءال که اين آيه درباره چه کساني است و منظور از اهل بيت پيامبر چه کساني هستند؟ فرمود:

«هم الذّين قال رسول اللّه صلي الله عليه و آله : انّي مُخَلَّف فيکم الثَّقَلين کتاب اللّه وعترتي اهل بيتي، لَنْ يَفْتَرِقا حتّي يردا عَلَيَّ الحوض ؛ اهل بيت در اين آيه همان کساني هستند که رسول خدا درباره آنان فرمود: «من پس از خود دو يادگار گرانبها ميان شما مي گذارم، کتاب الهي و عترتم که اهل بيت من هستند و اين دو از يکديگر جدا نمي شوند تا در روز قيامت نزد حوض کوثر بر من وارد شوند.» (20)

 2) «يا ايّها الذّين امَنوا اطيعوا اللّه واطيعوا الرّسول و اولي الامر منکم ؛ اي اهل ايمان، اطاعت کنيد خدا را و اطاعت کنيد رسول خدا را و نيز آنان که صاحب فرمان هستند» (21)

 دراين آيه منظور از «اولي الامر» کساني نيستند که تحت عنوان «فرمانروا» و «سلطان» بر مردم حكومت مي كنند مانند فرعون كه براساس هواي نفس و قدرت طلبي بر مردم فرمان مي راند و خداوند او را طاغوت ناميده است .

3) «قُل لا أسألکم عليه اَجْراً الاّ المودّة في القُرْبي ؛بگو! من در برابر رسالتي که انجام داده ام، از شما مردم اجرو پاداشي نمي طلبم، مگر دوستي خويشاوندان و نزديکانم را» (22)

امام رضا عليه السلام در توضيح اين آيه و دلالت آن بر منزلت اهل بيت عليهم السلام فرموده است:

در قرآن نظير اين آيه درباره برخي انبياي ديگر مانند نوح (ع) ، هود (ع) ، صالح (ع) ، لوط (ع) و شعيب (ع) نيز آمده است با اين تفاوت که فقط اين جمله آمده است که «پاداش انبيا با خداست» ولي مسأله «دوستي ذي القربي» در مورد آنان مطرح نشده است.

خداوند درباره نوح مي فرمايد که او به مخاطبان خود گفت:

«وما اسألکم عليه مِنْ اَجْر اِنْ اَجْري الاّ علي ربِّ العالمين ؛ من هيچ گونه پاداشي از شما نمي طلبم، زيرا پاداش من فقط با پروردگار جهانيان است.» (23)

قرآن درباره حضرت هود فرموده است:

«لا أسألکم عليه اجراً اِنْ اجري الاّ علي الذي فَطَرني ؛ من از شما مردم به خاطر رسالتي که انجام داده ام، مزدي نمي طلبم، زيرا پاداش من بر هيچ کس نيست، جز آن کس که مرا آفريده و وجودم را سرشته است. (24)

 امّا قرآن تنها در باره رسول اكرم (ص) فرموده است که اجر رسالت پيامبر صلي الله عليه و آله ، دوستي خويشان نزديک اوست.

سپس امام (ع) مي فرمايد:

«وَلَمْ يُفرض اللّه مودّتهم الاّ وقد علم انّهم لايرتدّون عن الدّين ابداً ولا يرجعونَ اِلي ضلاله ابداً ؛ خداوند دوستي اهل بيت پيامبر صلي الله عليه و آله را به اين سبب واجب کرده است که مي دانسته است اهل بيت پيامبر اسلام، هرگز از دين الهي روي برنمي تابند و هرگز به جانب گمراهي و کج روي کشيده نمي شوند. (25)

آن گاه امام رضا (ع) مي فرمايد: پس از نزول اين آيه و قبل از اينکه آيه براي مردم خوانده شود رسول خدا (ص) در ميان پيروان خود به حمد و ثناي الهي پرداخت و فرمود: اي مردم! خداوند تکليفي را بر شما واجب کرده است، آيا اين وظيفه را انجام خواهيد داد؟

به اين پرسش پيامبر هيچ کس پاسخي نداد ، زيرا گمان مي کردند که اين تکليف به پرداخت وجه مادي مربوط است.

روز دوم و روز سوم نيز همين مسأله تکرار شد و مخاطبان پيامبر سکوت کردند تا اينکه رسول خدا فرمود: اين تکليف مربوط به پرداخت طلا و نقره و خوردني ها و نوشيدنيها نيست.

مردم پرسيدند: اگر درباره اين امور نيست، پس درباره چيست؟

در اين هنگام رسول خدا، آيه اي را که بر او نازل شده بود براي مردم بازخواند و فرمود اجر رسالت من، دوستي اهل بيت من است.

مردم با شنيدن اين آيه گفتند ما اين فرمان الهي را مي پذيريم و اين واجب را به جاي خواهيم آورد.

در ادامه اين حديث، امام رضا (ع) مي فرمايد: «اما بيشتر مردم به اين تکليف الهي عمل نکرده و به اين پيمان وفا ننموده اند.»

 

دليل وجوب محبت اهل بيت (ع) چيست؟

مطابق با تعاليم قرآن كريم و اعتقاد شيعه اماميه و نيز روايات رسيده از پيامبر عظيم الشأن اسلام وائمه معصومين (ع) ، هيچ حکمي از احکام الهي بدون دليل و مصلحت نيست.

بنابر اين اگر خداوند در قرآن از موءمنان خواسته است تا «اهل بيت پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله » را دوست بدارند، حتماً اين بيان الهي، داراي دليل و حکمت و مصلحت بوده است.

 علت اين كه خداوند خاندان پيامبر را تا اين اندازه مورد تکريم قرار داده، تا آنجا که محّت آنان را پاداش رسالت رسول اكرم (ص) تعيين کرده است؛ آن است که اهل بيت آن حضرت از همه انسانها و از همه امت پيامبر با تقواتر بوده و در ميدان بندگي و عبادت و اداي حقوق و انجام وظايف الهي بر همگان پيشي
گرفته اند.

 بهترين شاهد بر اينکه در نظر خداوند، برتري و فضيلت آدميان بر يکديگر، منوط به فضايل و شرافتهاي اخلاقي و ديني است و نه خويشاوندي و ارتباط نسبي، اين است که خداوند فرزند نوح را با اينکه از نسل نوح بود، مورد عنايت قرار نداد و زماني که نوح به درگاه خداوند دعا کرد تا فرزندش از غرق شدن و هلاک شدن نجات يابد و گفت: «رَبِّ اِنَّ ابني مِنْ اَهْلي واِنَّ وَعْدَکَ الْحَقّ ؛ پروردگارا! فرزند من از اهل من به حساب مي آيد (و تو وعده داده اي که اهل مرا نجات دهي) و البته وعده تو حق است» (26)

 خداوند در پاسخ او فرمود: «قال يا نوح اِنَّه لَيْسَ من اهلک» ؛ اي نوح آن جوان کافر با اينکه فرزند تني تو به حساب مي آيد، اما او از اهل تو نيست و وعده الهي شامل او نمي شود.» (27)

 نتيجه اين كه اگر خداوند بدون قيد و شرط و استثنا از مومنان خواسته تا «اهل بيت عليهم السلام » را دوست بدارند، معنايش اين است که خداوند هم آنان را دوست دارد و نزد او از کرامت ويژه اي برخوردارند و دليل کرامت و برتري آنان در تقوا و خداشناسي و معنويت و شرافت علمي و عملي آنان است و در مجموع مقام و منزلت و عصمت آنان را تأييد و امضا کرده است.

 

رابطه محبت و اطاعت

 خداوند متعال براي هدايت انسانها، ابزار معرفتي و فطري و راه هاي مختلفي را در اختيار آنان قرار داده است. پيامبران را مبعوث و کتاب آسماني را بر آنان نازل کرد تا شريعت و معرفت را به انسان ها بياموزد. يکي از بهترين راه ها براي هدايت، راه محبت و دوستي است.

 خداوند در قرآن، رابطه محبت و اطاعت را اين گونه بيان نموده است:

«قل اِن کُنْتُم تُحبّونَ اللّه َ فاتّبعوني يُحْبِبْکُم اللّه ؛ اي پيامبر بگو: اگر شما خدا را دوست داريد از من که پيامبر او هستم پيروي کنيد تا خدا هم شما را دوست داشته باشد.» (28)

 در فرهنگ قرآن اطاعت و پيروي از صالحان و مردان الهي، با دو محبت همراه است. يک محبت به عنوان مقدمه و انگيزه و محبت ديگر به عنوان دستاورد و نتيجه.

اگر خداوند محبت و مودت اهل بيت پيامبر را بر مومنان واجب كرده، به اين دليل بوده تا مردم با محبت و دوستي، راه اطاعت از معلمان الهي را پيموده و معرفت خدا و اطاعت از دستورات دين را با زمزمه محبّت فراگيرند و اين به سود خود مردم است، قرآن به صراحت اين نکته را بيان داشته است:

 «قُلْ ما سَألْتُکُمْ مِنْ اَجْرٍ فَهُوَ لکم اِنْ اَجْرِيَ الاّ علي اللّه ؛ اي پيامبر! به موءمنان بگو اگر از شما در برابر انجام وظيفه رسالت پاداشي خواستم، به خاطر منافع و نتايج ارزشمندي است که براي خود شما دارد وگرنه پاداش [حقيقي] من بر خداوند است. (29)

 پيامبردر سراسر قرآن به فرمان الهي فقط يک پاداش از امت خود خواسته و آن هم «محبت اهل بيت (ع) » بوده و سپس درباره همان يک درخواست هم مي فرمايد، هدف و منظور، سودرساني به امت است.

 «اللّهم اِنّا نَرغَبُ اليک في دولةٍ کريمه تُعِزُّ بها الاسلامَ واَهلَهُ وتُذِل بها النّفاقَ واَهْلَهُ وتَجعَلُنا فيها مِنَ الدُّعاه اِلي طاعَتِک والقادةِ اِلي سبيله وتَرْزُقُنا بِها کِرامَةَ الدّنيا والاخِرَه».

خداوندا! از درگاه تو آرزومنديم تا شاهد دولت با کرامت حضرت مهدي (ع) باشيم. دولتي که در پرتو آن، اسلام و مسلمانان عزّت و منافقان ذلّت يابند.

بارالها! از تو مي خواهيم که ما را در آن دولت کريم و حکومت جهاني در زمره کساني قرار دهي که مردم را به طاعت و بندگي تو فرا مي خوانند و به راه تو هدايت مي کنند ، پس در پرتو ان حكومت جهاني ، عاقبت به خيري دو جهان را نصيب ما كن.

 

منابع و مآخذ:

 1) قران كريم ، سوره فاطر ، آيه32

2) همان ، آيه 33

3) عيون اخبار الرضا عليه السلام ، ج 1، ص 228

4) زيارت جامعه كبيره ، مفاتيح الجنان

5) مسند الامام الرضا عليه السلام ، ج 1، 96 تا 101 و به نقل از کافي ج 1، ص 200

6) همان

7) همان

8) همان

9) همان

10) همان

11) همان

12) همان

13) همان

14) مسند الامام الرضا عليه السلام ، ج 1، ص 97

15) سوره انبياء ، آيه 73

16) سوره طه ، آيه 2

17) سوره انبياء ، آيه 73

18) سوره قصص ، آيه 44

19) عيون اخبار الرضا عليه السلام ، ج 2، ص 102و مسند الامام الرضا عليه السلام ، ج 1، ص 111

20) مسند الامام الرضا عليه السلام ، ج 2، ص 114

21) سوره نساء ، آيه 59

22) سوره شوري ، آيه 23

23) سوره شعراء ، آيه 109

24) سوره هود ، آيه 51

25) مسند الامام الرضا عليه السلام ، ج 2، ص 117 و تحف العقول، ص 431

26) سوره هود ، آيه 45

27) همان ، آيه 46

28) سوره آل عمران ، آيه 31

29) سوره سبأ ، آيه 47

 

 

شنبه 24 مهر 1389 - 9:33


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری