دوشنبه 1 آبان 1396 - 0:44
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

اكرم اماني

 

داستان «مثل هميشه اي كاش» يك الهام بود

 

گفتگو با عزت الله الوندي نويسنده كودك و نوجوان 

 

قبل از هر چيز بفرماييد كه چرا حوزه ادبيات كودك و نوجوان را برگزيديد و چه فرايند و انگيزه‌اي باعث اين اتفاق شد؟

شايد جالب باشد كه بدانيد من در دوره نوجواني بيشتر از اينكه ادبيات بزرگسال را دوست داشته باشم به سمت ادبيات كودك و نوجوان گرايش داشتم، و شعر كودك و نوجوان را هم بسيار دوست داشتم و بيشتر كتاب‌هاي شاعراني كه در اين زمينه كار مي‌كردند را مطالعه مي‌كردم و از آن‌ها تأثير مي‌گرفتم و خودم هم شعر مي‌گفتم و داستان مي‌نوشتم. و اين قضيه باعث گرايش من به سمت ادبيات كودك و نوجوان شد. البته اتفاق ديگري هم در اين زمينه افتاد كه بي‌تأثير نبود و آن اينكه من در سال 76 وارد كانون پرورش فكري شدم و يكي از انگيزه‌ها و موتورهاي محرك ذهن من به سمت ادبيات كودك و نوجوان بود. تماس‌هايي كه با نويسندگان كودك و نوجوان داشتم و تعامل‌هايي كه بين ما صورت مي‌گرفت باعث مي‌شد كه من در اين زمينه كار كنم.

قصه و شعر كودك و نوجوان ما در حال حاضر چه وضعيتي دارد؟ و فعاليت نويسندگان آن چقدر جدي و قابل تأمل است؟

از آنجا كه هنوز اشتياق به خواندن آثار كودك و نوجوان در من زنده است، بنابراين آثاري را كه مي‌خوانم لذت مي‌برم. از طرفي مسئوليتي هم كه دارم براي بازبيني آثار به عنوان كارشناس من را وادار مي‌كند كه يكسري از كارها را قبل از چاپ بخوانم به همين دليل مي‌توانم بگويم كه ادبيات كودك و نوجوان ما امروز نسبت به گذشته بسيار رشد كرده است. در زمينه‌هاي مختلف آثار گوناگوني را داريم كه مي‌تواند براي بچه‌ها هم جاذبه داشته باشد و هم اينكه ذهن و تخيل و خلاقيت آن‌ها را به سمتي هدايت كند كه براي ادبيات كودك و نوجوان ما مطلوب و قابل قبول است. اما در رمان نوجوان متأسفانه ما ضعف داريم كه بايد بيشتر كار كنيم. عمده آثار داستاني كه الان براي نوجوانان توليد مي‌شود ترجمه است يعني حدود 10 درصد تأليف رمان و 90 درصد ترجمه آثار نوجوانان را داريم.

دستمايه و سوژه ادبيات كودكان و نوجوانان شامل چه موضوعاتي است و چه تفاوتي با ادبيات بزرگسالان دارد؟

دستمايه‌هايي كه در اين زمينه وجود دارد از دغدغه‌هاي كودكان نشأت مي‌گيرد. اگر نويسنده كودك و نوجوان دغدغه بچه‌ها را نشناسد و با دغدغه‌هاي دوره كودكي خودش روبه‌رو شود و بخواهد آن‌ها را عرضه كند بدون شك توفيق چنداني بدست نمي‌آورد. ممكن است در اين زمينه اتفاقاتي بيفتد كه وجهه خاطره‌انگيز بودن برجسته و ارزشگذاري شود. اما بچه‌اي كه امروز در ايران زندگي مي‌كند ذهنش به دليل وسايل ارتباطات جمعي و تبادل اطلاعات، انباشته از اطلاعات است و اين گستردگي و پراكندگي باعث شده كه كودكان خيلي راحت‌تر از دوران كودكي ما به اطلاعات دست پيدا كنند. به همين دليل اغنا كردن كودكاني كه سرشار از اطلاعات هستند كمي دشوار است و نويسنده امروز علاوه بر اينكه بايد اين دغدغه‌ها را بشناسد بايد شگردهايي براي فائق آمدن بر اين دشواري‌ها براي خودش پيدا كند.

چقدر فضا و جهان فكري نويسندگان كودك و نوجوان با ديگر نويسندگان متفاوت است و آيا لزوماً يك نويسنده در اين حوزه لازم است كه با دنياي كودك و روانشناسي آنان كاملاً آشنا باشد؟

صددرصد، يك نويسنده كودك و نوجوان پيش از هر چيز يك نويسنده است اما اين نويسنده بودن به خودي خود كفايت نمي‌كند، بايد با كودكان و نوجوانان، دغدغه‌هاي آن‌ها، خواسته‌ها و آرزوهايشان و نيازها و اتفاقاتي كه امروزه براي نوجوانان مي‌افتد آشنايي داشته باشد.

چون آسيب‌هايي كه امروزه نوجوانان ما را تهديد مي‌كند خيلي بيشتر از گذشته است و بايد نسبت به اين قضايا اشراف داشته باشد. اما مخاطب عام چنين نيست، نويسنده مي‌تواند بر اساس دغدغه‌هاي ذهني و فكر و انديشه خودش موضوعاتي را ارائه كند و اثر مخاطب خاص خودش را پيدا مي‌كند. به نظر من نويسندگان كودك و نوجوان، اگر اقبالي به آثارشان مي‌شود به دليل وجود زبان غني در كارهايشان است؛ زباني كه سادگي، صميمت و در كنار آن احساس دلبستگي به كودك و نوجوان را هم دارد.

عناصر اصلي رمان و يا داستان كودكان چيست و براي اينكه بتوان رگ خواب آنان را در يك اثر در دست گرفت چه شيوه‌ها و ظرافت‌هايي به كار گرفته مي‌شود؟

رگ خواب بچه‌ها در دوره قبل از دبستان با رگ خواب بچه‌هايي كه دوره دبستان را گذرانده‌اند و وارد فضاي نوجواني شده‌اند تفاوت بسياري دارد. در دوره خردسالي جان‌دار پنداري يكي از مسائلي است كه بچه‌ها خيلي به آن علاقه دارند، به طور مثال كودكان با كيف، تخت، كمد، عروسك و... صحبت مي‌كنند و تخيل زيبايي دارند. اما از دوران دبستان به بعد يكسري از اتفاقات فيزيولوژيك و متابوليسمي روي روند فكر كردن بچه‌ها تأثير مي‌گذارد و در كنار آن محيط اطراف هم بي‌تأثير نيست.

در واقع در دوران نوجواني همه چيز بهم مي‌ريزد و خواسته‌ها و نيازها فرق مي‌كند و ميل نوجوان نسبت به بزرگ شدن بسيار زياد است و نگاه‌هاي كودكانه خودشان را بر نمي‌تابند و دوست دارند به چشم يك آدم بزرگ و كسي كه پا در عرصه جواني گذاشته به آن‌ها نگاه شود.

آثار داستاني شما براي كودكان و نوجوانان دستمايه‌هاي تاريخي و سنتي بسياري دارد. چه دليل و انگيزه‌اي براي رجوع به گذشته و سنت‌ها در ادبيات كودك و نوجوان در حال حاضر وجود دارد؟

شايد به دليل علاقه زياد من به گذشته باشد. چون اعتقاد دارم كه متون كهن پايه ادبيات امروز ما به حساب مي‌آيد. در واقع ما هر چه در ادبيات امروز داريم مديون و مرهون اتفاقاتي است كه در گذشته در متن‌هاي ادبي ما افتاده است، و با مطالعه آن‌ها مي‌فهميم خيلي از مسائلي كه ما هنوز براي كودكان نگفته‌ايم در متون كهن ما وجود دارد و مي‌توانيم به عنوان يك گنجينه  به آن‌ها مراجعه كنيم.

براي اينكه ناملموس‌ بودن و ناآشنايي مخاطبان كودك و نوجوان خود را با فضا و موضوعات تاريخي و اسطوره‌اي به يك آشنايي زيبا و ملموس تبديل كنيد از چه شيوه‌اي بهره مي‌گيريد؟

بعضي اوقات براي اينكه يكسري از اسطوره‌ها را به كودكان انتقال دهيم از شگردهاي خاصي استفاده مي‌كنيم از جمله اينكه اسطوره‌ها را با حقايق و وقايع امروزي مي‌آميزيم. به طور مثال مفهوم غول و ديو را در فضاي شهري امروزي مي‌آوريم. مثلاً من كتابي با عنوان «ديو كوچولو و بچه‌ آدم» دارم كه در آنجا ديوي دوست دارد با آدم‌ها آشنا شود و... مفاهيمي كه در گذشته در قصه‌ها و افسانه‌هايمان از ديو داشتيم، شكل تازه‌تري در قصه‌هاي امروزي پيدا كرده‌اند و بايد هم اين چنين باشد.

دغدغه ديگر شما ادبيات پايداري است. چه انگيزه‌اي شما را به سمت ثبت زندگي و شخصيت رزمندگان دفاع مقدس و جنگ سوق مي‌دهد و چگونه مي‌توان ذهن مخاطب كودك و نوجوان را با آن همه عظمت و دلاوري آشنا كرد؟

اگر من بخواهم بگويم كه احساس مسئوليت و دين نسبت به كساني كه رفتند و جنگيدند و شهيد شدند، مي‌كنم شايد به مرزهاي شعار نزديك بشوم. اما بايد بگويم كه من خودم در شهري زندگي كردم كه جنگ را با تمام وجود حس كردم و چيزي كه در كارهايم گزارش مي‌دهم، در واقع تجربه‌هايي است كه از دوران جنگ دارم و اتفاقات ملموسي است كه در آن دوران لمس كردم. آن‌ها در ذهن من رسوخ كردند و شايد يك روز، يك تلنگر باعث شود كه آن‌ها به جريان بيفتد و ذهن من را قلقلك بدهد كه نتيجه آن خلق يك رمان، داستان و يا هر اثر هنري ديگر شود.

ايده نگارش «مثل هميشه اي كاش» از كجا آمده است و آيا بار فلسفي آن براي كودكان سنگين نيست؟

قرار بود كه اين كار سه كتاب مجزا باشد و البته قبل از چاپ 3 كتاب مجزا هم بود. و من اين داستان را به صورت خيلي برانگيخته نوشتم. يادم مي‌آيد كه براي نوشتن قصه اول جز يك خودكار قرمز و چند تا كاغذ روي ميزم چيز ديگري نبود و همان لحظه كه احساس كردم حس نوشتن در من در حال شكل‌گيري است خودكار را برداشتم و بدون وقفه تا آخر آن را نوشتم در واقع داستاني الهامي بود كه همان لحظه شكل مي‌گرفت.

مخاطب قصه اول كودك و خردسال است و قصه دوم مخاطبش كمي سطح بالاتري از اولي دارد و مخاطب قصه سوم سطحش از بقيه بالاتر است. قصد من اين بود كه در قصه اول بنويسم اين را براي خواهر و برادر كوچكتر از خودتان بخوانيد، قصه دوم را خودتان بخوانيد و قصه سوم را براي برادر يا خواهر بزرگتر از خودتان بخوانيد، اما متأسفانه اين ايده شكل نگرفت و اجرايي نشد. اما به هر حال آن حس جستجويي كه در قصه براي پيدا كردن خود و يافتن حقيقت است براي شخصيت‌ اصلي در حال شكل‌گيري است و اين جستجو شخصيت‌ را به جايي مي‌رساند كه نقطه اوج و پرواز است و شايد تجربه‌ها و چيزهايي كه ياد گرفته است به رشد او كمك بكند و خيلي فلسفه سختي هم ندارد.

كتاب «مثل هميشه اي كاش» با ديدگاهي نمادين به موضوع خلقت، زندگي و مرگ پرداخته است. اين شيوه نمادگرايي تا چه اندازه براي كودكان قابل پذيرش و فهم است؟

اصلاً قرار نيست كه لايه‌هاي دوم و سوم يك اثر از سوي كودك و نوجوان و مخاطبي كه در اين رده سني قرار گرفته است درك و دريافت شود. حتي اگر كودكان و نوجوانان با لايه اوليه اثر هم آشنا بشوند و آن را دريافت كنند كفايت مي‌كند. ممكن است وقتي كه بزرگ شدند اين داستان را به ياد بياورند و به آن فكر كنند.

فضاي داستانتان فضايي اسطوره‌اي است و نوع شخصيت‌ها و حوادث فانتزي هستند. هدف شما از استفاده از اين ظرفيت‌ها (فضاي اسطوره‌اي و فانتزي) در داستان كودكان چيست؟

راستش من از اول چنين فكري نداشتم و عرض كردم كه همان لحظه خلق‌الساعه اين اتفاق‌ها براي من رخ مي‌داد و بدون اينكه من به ماجراها فكر كنم و اينكه قرار است چه اتفاقاتي براي شخصيت قصه بيفتد فقط فرمان ذهنم را مي‌بردم و اطاعت مي‌كردم و از اين بابت هم بسيار خوشحالم چون كار خلاقي از آب درآمده است. البته نمي‌دانم كه نتيجه آن چه شود و بچه‌ها خوششان مي‌آيد يا نه، اما براي من يك كار ارزشمند است.

فكر مي‌كنيد اگر مي‌خواستيد درباره آن فكر كنيد و ايده بدهيد جور ديگري درمي‌آمد؟

شايد  اگر الان راجع به آن فكر كنم و حوصله داشته باشم جور ديگري آن را بنويسم.

تصويرسازي كتاب كودكان خصوصاً در سال‌هاي اخير كيفيت مناسب‌تري پيدا كرده است به نظر شما در كتاب «مثل هميشه اي كاش» تصاوير تا چه اندازه با متن در ايجاد فضا و شخصيت‌سازي مناسب همراه است؟

چون تجربه‌ها در زمينه تصويرسازي كتاب بيشتر شده است و تعداد كساني كه در اين زمينه كار مي‌كنند بسيار زياد شده است، تعدد فكرها، قلم‌ها و ايده‌ها باعث شده كه در اين زمينه كار زياد باشد. اما متأسفانه در اين كتاب «مثل هميشه اي كاش» تصاوير با شخصيت اصلي و متن همخواني ندارد. حتي بعد از ديدن كارها ناراحت و نگران بودم كه اين شخصيتي كه در كتاب تصويرش ارائه شده است شخصيت انساني قلمداد شود، چون شكل و قيافه‌اش شبيه انسان است در صورتي كه شخصيت اصلي داستان اين چنين نبود، و متأسفانه امكان تغيير آن نيز وجود نداشت.

چه كارهاي ديگري را براي مخاطبان كودك و نوجوان در دست نگارش داريد؟ و آيا سبك داستان «مثل هميشه اي كاش» را ادامه مي‌دهيد؟

يكسري كارها در زمينه‌هاي مختلف انجام داده‌ام كه تمام شده‌اند و منتظر چاپشان هستم. علاوه بر آن نيز(يك رمان كودك منظور همان داستان بلندي است كه براي كودكان نوشته شده است و شايد گذاشتن اسم رمان كودك مناسب نباشد) با عنوان «مردي كه در بالش من راه مي‌رود» دارم كه چند سالي است روي آن كار مي‌كنم و سال‌ها روي آن فكر كرده‌ام و خوشبختانه تمام شده است. در واقع فضاي آن مثل فضاي همين كتاب «مثل هميشه اي كاش» است. و ممكن است كه در كارها و آثار بعدي‌ام از همين شيوه و سبك استفاده كنم.

 

چهارشنبه 21 مهر 1389 - 14:24


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری