پنجشنبه 27 مهر 1396 - 14:22
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

احمد محمد اسماعيلي

 

پاره‌هاي ساده با کمترين امکانات و بودجه اجرا شد

 

گفتگو با علي هاشمي کارگردان نمايش پاره‌هاي ساده

        

 

مقدمه : پاره هاي ساده  نمايشي با وجوه برجسته اجتماعي است که روابط آدم‌هاي روز جامعه ما را که دچار تنهايي و عدم ارتباط صحيح  هستند به مخاطب عرضه مي‌کند.  پاره هاي ساده نمايش پر شخصيتي است که مواجه آدمها

با يکديگر باعث بروز ويژگي هاي مختلف شخصيتي آنها مي شود. علي هاشمي دراين اثرش با شناخت درست از عناصر صحنه و ويژگي هاي متن به همراه بازي درست بازيگران نمايش کامل و جذابي را اجرا کرده است.

 

 

نمايش پاره هاي ساده نسبت به کارهاي گذشته شما از پيشرفت قابل ملاحظه اي برخودار مي باشد. آيا اين مسئله کار شما را در نمايش هاي بعدي که کارگرداني خواهيد کرد دشوار نمي کند؟

  اين نمايش حاصل سه سال کار مداوم بود و براي اجراي اين نمايش کلي سختي متحمل شديم. متاسفانه مرکز هنرهاي نمايشي با گروه ما همکاري درستي را انجام نداد و فرصت اجراي نمايش را در مجموعه تئاتر شهر به دست نياورديم. خيلي صريح و رک عنوان شد که گروه ما جزو اولويت هاي مرکز نيست. بودجه اي که براي اجراي اين نمايش در اختيار داشتيم يک سوم بودجه اي بود که تعرفه خانه تئاتر را شامل مي شد و در پاسخ اعتراض ما عنوان شد مي توانيد نمايش را روي صحنه اجرا نکنيد. در هرصورت با توجه به اتفاقاتي که براي اجراي نمايش با آن مواجه بوديم اميدوارم روند رو به رشدي را که در اجراهايم دنبال مي کنم در کارهاي بعديم هم تداوم داشته باشد..

 

  يکي از ويژگي هاي مهم نمايش انتخاب درست بازيگران به خصوص نقش اصلي نمايش (شيوا ابراهيمي ) بود. بر اساس چه معيارهايي بازيگران را انتخاب کرديد؟

اولين عامل مهمي که بايد براي يک اجراي تئاتري اتفاق بيافتد انتخاب درست بازيگران است. در فيلمم که چند مدت پيش ساخته ام نيز به انتخاب بازيگر توجه خاصي نشان داده ام.. هميشه تلاش مي کنم از بازيگران در نقش هايي استفاده کنم که به آنها نزديک باشد و با درک درستي بتوانند آن را ايفا کنند تا هنگامي که مخاطب اين بازيها را در صحنه مي بيند نقش ها براي آنها قابل باور باشد.

 

  به نظر مي رسد دغدغه طرح مسائل طبقه متوسط  جامعه را در اغلب کارهايتان داريد؟

 متني که مهدي مير محمدي نوشته بود خيلي با فضاي ذهني من نزديک بود و دغدغه  اجتماعي بودن که همواره مورد توجه من قرار دارد در نمايش ديده مي شد و شخصيتهاي نمايش همگي جزو طبقه متوسط هستند که بخش عمده اي از جمعيت جامعه ما را تشکيل مي دهد.

 

  در ساختار نمايش راوي يک سري از اطلاعات را به مخاطب ارائه مي کند. اين ويژگي در کارهاي قبلي شما وجود داشته است. اين ساختار چقدر مي تواند در قالب نمايشي به شما كمك کند؟

 استفاده از صداي راوي در حقيقت يک نوع بيگانه سازي را فراهم مي کند که تماشاگر همذات پنداري زيادي با شخصيت هاي نمايش پيدا نکند.

 

  نکته حائز اهميت در کارهاي شما پرداخت دقيق به مسائل زنان است. چقدراين نوع مسائل را دغدغه داريد؟

  زنان شخصيت هاي نمايشي جذابي  و قابل توجهي دارند که مي توانند در نمايشنامه مورد استفاده قرار بگيرد.

 

  اغلب شخصيت‌هاي نمايش و شخصيت اصلي ( مهرناز ) طيف هاي مختلفي از رفتارهاي بشري را بروز مي دهند؟

  ويژگي هايي که مهرناز دارد  او را  هم خوب وهم بد نشان مي دهد. وجود اين نوع ويژگي ها است که شخصيت را قابل باور و ملموس مي کند

 

  آدمهاي نمايش در عين حالي که بعضا در کنار هم هستند اما به شدت تنها به نظر مي رسند. چقدر اين تنهايي در شخصيت پردازي آنها موثر است؟

 شرايط اجتماعي به گونه اي رقم خورده که اغلب آدمهاي جامعه به تنهايي زندگي مي کنند.

 

 جنبه عوام بودن اين شخصيت در بخشي که با زن فالگير روبه رو مي شود به خوبي به نمايش در مي‌آيد؟

 توجه به پيشگويي و دانستن آينده موضوع جذابي براي اغلب افراد جامعه ماست که مي توانند از هر نوع طبقه و خاستگاه اجتماعي باشند و البته اين خصيصه در بين خانم‌ها پر رنگ تر است.

 

  با توجه به رفتارهايي که مهرناز در مواجهه با افراد خانواده اش (خواهر و برادرش ) بروز مي دهد به نظر مي رسد علاقه زيادي دارد که در تصميم گيري‌ها حرف اول را بزند؟

  مهرناز علاقه دارد تمام امور را مديريت کند و آدم قدرتمندي باشد. به همين جهت در اغلب تصميم گيري هاي خانواده اظهار نظر مي کند.

 

 مهرناز و ساير شخصيت‌هاي نمايش در چند جايي روبه آئينه به بازگويي درونياتشان مي پردازند؟

  اين پرداخت درونيات آدم‌ها را بازگو مي کند و در حکم يک صحنه اعتراف محسوب مي شود. آئينه تنها وسيله اي است که خود واقعي آدمها را به نمايش در مي آورد و در عين حال به عنوان ناظر خاموش فقط درون آدمها را بدون هيچ موضع گيري به نمايش در مي آورد.

 

  با توجه به اينکه مهرناز شخصيت اصلي نمايش است تا انتهاي نمايش متوجه شغل او نمي شويم اين مسئله دليل خاصي دارد؟

  داستان نمايشنامه در مدت سيزده روز اول سال مي گذرد و در اين 13روز همه جا تعطيل است و چون در محيط کاري او وارد نمي شويم بنابراين ضرورتي نداشت که اين بحث را دنبال کنيم.. بهر حال با توجه به وضعيت مهرناز به نظر نمي رسد او بيشتر از يک شغل ساده اداري داشته باشد..

 

  به چه دليل داستان نمايش در 13 روز عيد اتفاق مي افتد؟

  نويسنده به اين موقعيت زماني براي نمايشي کردن هر چه بيشتر اجرا پي برده بود.

 

  در نمايش زمان در چند جايي شکسته مي شود و روايت خطي نمايش دستخوش تغيير مي شود. دليل چنين رويکردي چه بود؟

  سالها است که در حوزه فيلمسازي فعاليت مي کنم بنابر اين به  شيوه هاي روايي رايج در سينما علاقه دارم و امکان هاي جذاب و متفاوتي را براي ارائه داستان به کارگردان مي دهد.

 

نمايش در چند سالي که براي اجراي آن تلاش مي کرديد چقدر دچار تغييرات شد؟

  نمايش در حدود سه سال قبل براي حضور در جشنواره تئاتر فجر ارائه شد که در بخش بازبيني مورد تائيد قرار نگرفت. در ادامه در سال قبل در جشنواره تئاتر بانوان مورد قبول واقع شد و در اين جشنواره جوايز بهترين بازيگر زن ( شيوا ابراهيمي) بهترين بازيگر مرد ( کاظم سياحي) و نمايش برگزيده را به دست آورد. در اجراي عمومي هم با اندکي تغيير کار روي صحنه رفت.

 

 در ساختار نمايش بحثي که اين روزها در جامعه ما در حال گسترش است به خوبي مطرح شده و آن گذر از سنت به مدرنيته در جامعه است كه به خصوص در اين چند ساله اخير شتاب زيادي به خودش گرفته است. چقدر در نمايش به اين بحث اعتقاد داشتيد؟

  از اينکه با ديدن نمايش اين فضا را متوجه شديد احساس رضايت دارم. زيرا يکي از مفهوم هاي اصلي نمايش واکاوي و ارائه همين مسئله بود.

 

  در نمايش شاهد هستيم مادر با مهرناز و برادرش رابطه خوبي ندارد و در خانه سالمندان زندگي مي کند.  بروز چنين مسئله اي به رفتارهاي مادر بستگي دارد و يا خود خواهي مهرناز؟

  مهرناز و برادرش رابطه عميق و صميمانه اي با مادرشان ندارند و به خاطر همين عدم ارتباط مادر جدا از آنها زندگي مي کند و با خواهر کوچکتر که در تهران زندگي نمي کند ارتباط صميمانه تري دارد و حتي تنها دارائيش که زميني در دماوند است را به نام دختر کوچک خانواده مي کند و مهرناز و برادرش بعد از بازکردن وصيت نامه مادر از اين عمل مادرشان تعجب مي کنند.

 

  بعد از بازگشت بدون اطلاع خواهر از سفري طولاني مهرناز با او رفتار متناقضي را در پيش مي گيرد. دليل اين رفتار متناقض چيست؟

  موقعي که خواهر کوچک به خانه باز مي گردد مهرناز بابت اين که مادر زمين دماوند را به نام او کرده احساس حسادت و خشم دارد و با خواهر برخورد تندي دارد. اما موقعي که گذشته و اتفاقاتي را که براي خواهر کوچکش در طول سفر اتفاق افتاده متوجه مي شود نسبت به او احساس دلسوزانه اي پيدا مي کند و در جلوي آئينه خواهر را بغل مي کند و به او دلداري مي دهد..بهرحال مهرناز يک زن کامل با مجموعه اي از خصوصيات مثبت و منفي است کمااينکه در مواجهه با زن همسايه متوجه مي شويم او چندان اهل ارتباط و حرف زدن نيست.

 

چهارشنبه 21 مهر 1389 - 14:18


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری