يكشنبه 30 تير 1398 - 5:46
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

مشكلات و موانع سياسي اجتماعي حكومت امام علي(ع)

 

مشكلات و موانع سياسي اجتماعي حكومت امام علي(ع)

به كوشش زهرا روح‌اللهي اميري

ناشر:پژوهشكده باقرالعلوم

نوبت چاپ: اول 1389

نويسنده در اين نوشتار به مهم‌ترين موانع و مشكلات حكومت امام علي(ع) پرداخته و آن‌ها را از زواياي مختلف بررسي نموده است. كتاب حاضر در چهار فصل گردآوري و تنظيم شده كه در فصل اول به كلياتي در اين باب اشاره شده است.

اصل بنيادين انديشه‌هاي اجتماعي حضرت علي(ع) عدالت يعني برابري حقوق اجتماعي، امور مادي و معنوي و برخورداري يكسان همگان از فرصت‌ها و امكانات بود. او عدالت را عين زندگي مي‌پنداشت و آن را از اصول پايه‌اي در مشي سياسي و حكومتي‌اش قرار داده بود.

اين نوشتار بيشتر به دنبال اين سؤال است كه چگونه اسلام در سال 35 با به ثمر رسيدن حكومت علوي كه الگوي كاملي از حكومت نبوي بود دچار اين همه تعارضات شد، چگونه شد كه مسلمين عدالتي را كه سال‌ها آن را فرياد زده بودند تاب و توان اجراي آن را نداشتند و در مقابل عدالت علي(ع) نتوانستند سر تعظيم فرود آرند...

در فصل اول اين مجموعه با وارد شدن در بحث سيادت‌ها از نظر ماكس‌وبر (جامعه‌شناس) قسمتي از نوع نظام عربستان قبل از ظهور اسلام و بعد در هنگام ظهور و بعد از رحلت حضرت مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

نويسنده در اين بحث ضمن تقسيم‌بندي سيادت عقلاني، سنتي و كاريزمايي مي‌نويسد: سيادتي را سنتي مي‌ناميم كه مشروعيت آن بر اساس تقدس قدرت سرور و نظام‌هايي است كه از قديم و نديم وجود داشته است. سرور يا سروران بر طبق قواعد سنتي منصوب مي‌گردند. از آنان به سبب اعتبار و احترامي كه سنت بر ايشان قائل است اطاعت مي‌گردد. تشكل اين سيادت، در ساده‌ترين مورد از طريق تربيت مشترك بوجود آمده و مبتني بر وفاداري شخصي است.

از ديدگاه جامعه‌شناسي سياسي ماكس‌وبر، معمولاً بعد از مرگ شخصيت‌هاي كاريزمايي جامعه به سمت سنت‌هاي پيشين خود رجعت مي‌كند. بنابراين به محض حذف فيزيكي پيامبر(ص) جامعه به سنت‌هاي دوران قبل بازگشت كرد به خصوص در دوراني كه عقلاني شدن زندگي بشر پيشرفت چنداني نكرده اين امر اجتناب‌ناپذير است.

فصل دوم عربستان پيش از اسلام را بررسي و تبيين مي‌كند كه در آن به مواردي از قبيل: ساختار سياسي، اجتماعي عربستان، زندگي صحرانشينان، هرم قدرت و عصبيت در قبيله اشاره مي‌شود.

مردم عربستان را با كلمه و لفظ «اعراب» مي‌شناسيم اين لفظ در قرآن كريم به معني اهل باديه و لفظ «عرب» به معني قومي كه بدوي و شهرنشين است آمده، پرواضح است كه اين تقسيمات به جهت نحوه زندگي آن‌هاست يعني جوامع آن‌ها بر مبناي روش زندگي و نوع معيشت آن‌ها به وجود آمده است نه بر مبناي نظم اجتماعي خاص، زندگي روستاها و شهرها بر اساس كشاورزي، تعيين مقدار زكات و مركزيت قدرت، قضاوت و شرع است.

از نظر عرب، عصبيت بر دو گونه است: عصبيت مبتني بر خون كه عامل اصلي خويشاوندي يك خانواده و منشأ ارتباط استوار ميان افراد قبيله است و ديگر عصبيت مبتني بر انتساب به يك نياي دور يا يك حد مشترك كه سبب پيدايش يك يا چند قبيله منتسب به او شده است.

تحولات عصر پيامبر(ص) و خلفا، موضوع فصل سوم نوشته حاضر است. پيامبر و مسئله جانشيني و خلافت با الگوي قبيله‌اي، رقابت قبيله قريش در شوراي قبيله‌اي و منطق قبيله‌اي در توزيع ثروت، از مواردي است كه در اين قسمت به تفصيل به آن پرداخته شده است.

در مقدمه اين فصل آمده است: بر طبق نظريه ماكس وبر وقتي (پيامبر) در جوامع سنتي ظهور پيدا مي‌كند قدرت معنوي او همه سنن قبل را مي‌شكند و جامعه را به اطاعت محض خويش و قوانين الهي او وا مي‌دارد. اما همين جامعه به محض احساس خطر به سرعت به سوي هنجارها و سنت‌هاي گذشته روي مي‌آورد. دستورات و قوانين الهي، (پيامبر) به صورت جزميات، راه و روش، مقررات يا اصل حقوقي و محتواي سنتي تبديل مي‌شود. اين شكل جوامع سنتي را مي‌توان در اواخر سال‌هاي عمر پيامبر در جامعه عربستان مشاهده كرد، بزرگان و شيوخ اسلام يا همان شرفاء دوره اسلامي وقتي احساس كردند كه چند صباحي از عمر شريف پيامبر نمانده به فكر جانشيني افتادند و به خاطر حق سيادت و شراكتي كه در پيش برد اسلام براي خود قائل بودند براي خلافت خود تلاش نمودند.

به نقل از نويسنده: خلافت ابوبكر اگر چه بعدها مبناي عمل شرعي و حجت ديني قرار گرفت و همه حكومت‌ها و خلفا‌ با استناد به نوع انتخاب خلفاي اولين و طرز حكومتشان عمل مي‌كردند اما بايد اذعان داشت كه در خلافت مدينه الگوهاي قديمي قبيله‌اي وجود داشت و با آن هويت قومي وارد شريعت اسلامي شد.

فصل چهارم به مشكلات سياسي، اجتماعي فراروي حكومت امام علي(ع) و ريشه‌يابي علل آن مي‌پردازد كه استقرار خلافت بر حضرت علي‌بن‌ ابيطالب و وقايع منتهي به خلافت علي(ع)، جامعه مطلوب امام علي(ع)، مشكلات سياسي، و... از مباحثي است كه در اين فصل به آن‌ها اشاره شده است.

پس از رحلت پيامبر مسائل و مشكلاتي در مورد خلافت و جانشيني او پيش آمد ابوبكر به زعامت مسلمين انتخاب و امام علي(ع) با همه سفارشات مؤكد پيامبر، از اين امر كنار گذاشته شد و تا پايان خلافت عثمان از فعاليت‌هاي حكومتي بازماند. اعتراضات مردم كه از زمان خلافت ابوبكر شروع شده بود رفته رفته كمرنگ گشت و مردم علي(ع) را به فراموشي سپردند.

در ادامه نيز پس از بررسي اجمالي حكومت خلفاي راشدين، قتل عثمان و به خلافت رسيدن امام(ع)، مخالفان امام علي(ع) و جنگ‌هايي كه در اين زمينه پا گرفت مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

در حكومت امام علي(ع) غير از بني‌اميه و قريش كه جزء مخالفان به شمار مي‌رفتند دسته ديگري كه مردم آن‌ها را به دينداري و رعايت سنت اسلامي مي‌شناختند وجود داشتند. طلحه و زبير و عايشه هر سه، جزء اين نيروها بودند. زبير از معدود كساني بود كه براي خلافت علي(ع) بر روي عمر شمشير كشيد و طلحه كه در صف مجاهدان صدر اسلام جاي داشت و در جنگ‌ها در كنار پيامبر شمشير زده بود و عايشه كه همسر پيامبر بود و لقب ام‌المؤمنين را داشت، حضور اين افراد در صف مخالفان حكومت (ع) مي‌توانست ورق را به نفع مخالفان امام برگرداند.

يكي از نكاتي كه در اين فصل به آن اشاره شده است و از مشكلات عديده اجتماعي زمان امام علي(ع) به شمار مي‌آيد، مصلحت‌گرايي جامعه بود. اين شيوه كه از خلفاي پيشين به يادگار مانده بود مردم را از حقيقت دور كرد. جامعه ديگر تحمل اجراي حقايق ناب اسلام و برخوردهاي حق‌طلبانه امام را نداشت.

به باور نگارنده، مشكلات حضرت از آنجا پيدا شد كه حاضر نشد بر حقايق، پرده ابهام بپوشاند. عدم مصلحت‌گرايي او در اولين روزهاي خلافتش آشكار شد بنابراين نصيحت‌ها و سفارش‌هاي مختلفي به آن حضرت شد تا براي مدتي در مقابل برخي سكوت كند و عكس‌العملي نشان ندهد ولي امام حاضر نشد كساني را كه شايسته حكومت اسلامي نيستند تحمل كند.

به باور نگارنده زندگي سياسي اجتماعي امام، الگويي در حد مدينه فاضله است. گاه نمونه‌هايي از استقامت و استواري بر حكم خدا ديده مي‌شود كه به نظر مي‌رسد قابل پيروي براي ديگران نيست. به همين دليل روش آن حضرت براي كساني كه مي‌خواهند پايبند باشند الگوي آرماني است آنگونه كه هميشه بايد از آن درس گرفت و هنوز براي رسيدن به آن راهي طولاني باقي مانده است.

مؤلف كتاب در مقدمه اين اثر آورده است: «شناخت درست و صحيح حكومت علوي به عنوان الگوي كامل و ارزنده يكي از وظايف اصلي مسلمانان است و از جهت ديگر تحليل رويدادها و ريشه‌يابي مشكلات و موانعي كه در راه اين حكومت ايجاد شد مي‌تواند براي رهروان حكومت علوي در حكومت اسلامي كه به همت امام خميني ايجاد شد نمونه و الگوي مناسب باشد.» نويسنده با اين نگرش تلاش كرده است تا ابعاد مختلف موضوع را به استناد به منابع معتبر مورد توجه و بررسي قرار دهد.

 

 

چهارشنبه 21 مهر 1389 - 12:1


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری