پنجشنبه 26 مرداد 1396 - 23:38
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني

 

نقد فيلم «موش»

 

نقد فيلم «موش» ساخته شاهد احمدلو

 

شاهد احمدلو، فارغ‌التحصيل نقاشي از دانشكده هنر و معماري است. وي فعاليت سينمايي خود را از نوجواني با ايفاي نقشي كوتاه در سرب (مسعود كيميايي) آغاز كرد. او پسر محمدولي احمدلو (بازيگر و مدير تداركات سينما) است. شاهد احمدلو پس از ساخت دو كمدي عامه‌پسند، چند مي‌گيري گريه كني؟ و اگر مي‌توني منو بگير، موش را به سفارش شبكه جهاني الكوثر ساخت. موش در بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد و بدون اين كه به اكران عمومي برسد، وارد شبكه ويدئويي شد. موش از مشكل رايج بيشتر آثار سفارش سينماي ايران رنج مي‌برد. اين كه فيلمساز مي‌خواهد مضمون سفارش شده را به مستقيم‌ترين و شعاري‌ترين و كليشه‌اي‌ترين شكل ممكن در فيلم به تصوير بكشد و متأسفانه با چنين شيوه‌اي فيلمساز هرگز نمي‌تواند از آن چه تماشاگر پيش‌تر مي‌دانسته، فراتر برود و حتي گاه فيلم و فيلمساز از تماشاگر عقب‌تر هستند. آن چه از عراق و مشكلاتش در فيلم مي‌بينيم، همان اطلاعات دم دستي و اوليه‌اي است كه درباره وضعيت عراق بارها در رسانه‌ها ديده يا شنيده‌ايم. هيچ مسئله غافلگيركننده و اطلاعات متفاوتي در فيلم منعكس نمي‌شود. بسياري از اطلاعاتي كه تماشاگر خود مي‌دانسته هم در قالب جمله‌هايي كليشه‌اي تنها به كار آزار مخاطب مي‌آيند. اين كه عراقي‌ها خود مي‌خواهند كشورشان را اداره كنند يا براي آمريكايي‌ها مسئله حقوق بشر در عراق بي‌معناست، از جمله همين اطلاعات هستند.

شخصيت‌هاي فيلم، شخصيت‌پردازي مناسبي ندارند. شخصيت اصلي فيلم «خالد» (شهرام حقيقت‌دوست) در ابتدا عكاسي و روزنامه‌نگاري اهل تفكر معرفي مي‌شود كه به دنبال خشونت نيست. او همان‌طور كه مي‌گويد، عشق به خانواده را از عشق به مردم و جامعه جدا نمي‌داند، ولي بعد از شكنجه شدن در زندان و پس از اين كه روسري نامزدش را در دست افسري آمريكايي مي‌بيند (كه البته نمي‌تواند دلالت بر مسئله خاص و واضحي باشد) تبديل به شخصيتي بي‌رحم و خشن مي‌شود در حالي كه نه شكنجه‌ها و نه ديدن آن روسري، هرگز نمي‌تواند توجيه‌كننده چنين تحولي باشد.

رحمان (شاهد احمدلو) هم چون بازيگرش مناسب اين نقش نيست به كاريكاتوري از يك مرشد و رهبر در زندان تبديل شده و همين مسئله باعث مي‌شود كه تا حدي گره داستان قابل حدس زدن باشد. چهره احمدلو بيشتر براي فيلم‌هاي رمانتيك و جوان‌پسندانه مناسب است تا براي يك شخصيت سرد و گرم چشيده و يك مغز متفكر. به همين دليل وقتي ديالوگ‌هاي او مثل «خدا بزرگ‌تر از اين حرف‌هاست» كه با لحن يك پير مرشد گفته مي‌شود، را مي‌شنويم. بدجوري توي ذوق‌مان مي‌خورد. در مجموع ديالوگ‌هايي كه براي رحمان نوشته شده، خوب نيستند. جملاتي مثل «اين زندان آن قدر آدم بزرگ داره كه اگر من نبودم هم تنها نيستي» چيزي به جز خودشيفتگي مرشد به ظاهر متواضع زندان از آن برداشت نمي‌شود. به اين‌ها اضافه كنيد صداي گرفته احمدلو به دليل شكنجه شدن را كه به سوهان روح و اعصاب تماشاگر بدل شده است.

نيمي از فيلم در زندان مي‌گذرد، ولي صحنه‌هاي زندان نه تنها جذاب نيستند بلكه موجب كسالت تماشاگر مي‌شوند. در زندان مرتب نصايح اغراق‌آميز رحمان را مي‌شنويم و خط فرعي داستان درباره جاسوسي بي‌ مو هم جذابيتي ندارد. وقتي داستان به جريان ترورها مي‌رسد ظاهراً فيلمساز مي‌خواهد با ايجاد تعليق و هيجان، تماشاگر را از كسالت بيرون بياورد ولي چنين نمي‌شود.

ترورها در كليشه‌اي‌ترين شكل ممكن رخ مي‌دهند و دريغ از ايجاد لحظه‌اي تعليق و هيجان. مثلاً ترور روزنامه‌نگار را پشت فرمان اتومبيل به ياد بياوريم كه به پيش پا افتاده‌ترين شكل ممكن رخ مي‌دهد. شكل‌گيري صحنه هم به گونه‌اي است كه اصولاً تعليق را از بين مي‌برد و ما مي‌توانيم از همان آغاز، ترور و روزنامه‌نگار را قطعي بپنداريم. در جريان ترورها، ضعف در شخصيت‌پردازي خالد بيشتر به چشم مي‌آيد و او به جاي يك روزنامه‌نگار صاحب انديشه، يك آدم كند ذهن به نظر مي‌رسد. خالد از صداي واضح رحمان پشت تلفن كه دائم با او تماس مي‌گيرد نمي‌تواند هويت او را تشخيص دهد. (نكته‌اي كه تماشاگر از همان تماس اول متوجه مي‌شود) او همچنين در كمال شگفتي هيچ چيز از ماهيت تجمعي نمي‌داندكه در دو قدمي او بر عليه سياست‌هاي آمريكا شعار مي‌دهند و وقتي كيف را به دختر مي‌دهد، صحبت‌هاي او را كه تظاهرات‌كنندگان را طرفدار آمريكا مي‌خواند به راحتي مي‌پذيرد.

فيلم به لحاظ داستان‌پردازي ضعيف است و بسياري از حوادث در آن سردستي و بي‌منطق رخ مي‌دهند مثلاً مي‌توانيم به حوادث پايان‌ فيلم اشاره كنيم كه خالد فهميده مورد سوء‌استفاده قرار گرفته و آمريكايي‌ها مي‌خواهند او را دستگير كنند و به جلسه مطبوعاتي ببرند اما آمريكايي‌ها پيش از آنكه خالد را دستگير كنند، در حالي كه خالد هنوز فراري است، اعلام مي‌كنند او دستگير شده و جلسه مطبوعاتي هم پيشاپيش در حال برگزاري است و معلوم نيست سيستم امنيتي و اطلاعاتي آمريكا چرا اين قدر عملكرد مبتديانه و ناشيانه‌اي دارد! وقتي هم مأموري براي بردن خالد مي‌آيد، انگار مي‌خواهد او را به مهماني ببرد و خبري از دستگير كردن و برخورد قهرآميز نيست و مشخص است در چنين وضعيت خالد او را مضروب مي‌كند و مي‌گريزد. يا مثلاً صحنه‌اي قابل ذكر است كه خالد مي‌خواهد اتومبيل بمب‌گذاري شده را از ساختمان دور كند و رحمان او را با اسلحه غافلگير مي‌كند، در حالي كه مي‌خواهد او را زنده دستگير كند. اين صحنه، از صحنه‌هاي مفرح فيلم است، چرا كه با اين وضعيت رحمان چاره‌اي جز مضروب و مجروح شدن، ندارد.

احمدلو مي‌خواهد در برخي از صحنه‌ها با استفاده از حركات متنوع دوربين، تنوعي در روايت كم‌رمق و كسل‌كننده خود ايجاد كند، صحنه‌هايي مثل بازجويي از متهمان كه در نماهايي متحرك گرفته شده يا صحنه‌هاي شكنجه كه مي‌خواهند متفاوت جلوه كنند، ولي اين تمهيدها براي نجات اين فيلم سفارش اكتفا نمي‌كند.

«چگونگي ساخت فيلم»:

شاهد احمدلو براي ساختن فيلم موش فيلمنامه عباس رافعي و جابر قاسمعلي را بازنويسي كرده است. احمدلو پس از دو تجربه طنز در سينما به سراغ يك فيلم سفارش رفت. موش كه به سفارش شبكه جهاني الكوثر توليد شده، درباره اتفاقات عراق پس از سرنگوني دولت صدام و حضور نيروهاي آمريكايي و انگليسي در اين كشور است. همه داستان موش در عراق مي‌گذرد، اما بيشتر صحنه‌هاي آن در تهران و در زندان قصر و همچنين در آبادان بازسازي و فيلمبرداري شده است. البته گروه توليد اين فيلم در كشور عراق هم به مدت يك هفته فيلمبرداري داشته‌اند.

موش كه در بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد بدون اين كه به اكران عمومي درآيد، وارد شكبه ويدئويي شد تا بعد از مدتي از تلويزيون هم پخش شود. گويا تهيه‌كننده اين فيلم عطاي اكران را به خاطر مشكلات آن و تعداد فيلم‌هاي منتظر نمايش عمومي به لقايش بخشيد. سعيد سعدي در اين باره گفته است: «فيلم‌هاي زيادي پشت درهاي اكران سينماهاست و با توجه به اين كه چند سال از توليد موش مي‌گذرد، تصميم گرفتيم اين فيلم را وارد شبكه نمايش خانگي كنيم. وضعيت نمايش به گونه‌اي است كه فيلم‌ها نسبت به زمان توليد در شرايط مطلوب اكران نمي‌شوند. اين فيلم از توليدات شبكه جهاني الكوثر است پس اتمام قرار داد با شبكه نمايش خانگي از تلويزيون هم پخش مي‌شود.» اين گونه بود كه موش يك راست سر از شبكه نمايش خانگي درآورد و اكران نشد.

مشخصات فيلم «موش»:

كارگردان: شاهد احمدلو، نويسندگان فيلمنامه: جابر قاسمعلي و عباس رافعي، مدير فيلمبرداري: فرشاد محمدي، تدوين: كاوه ايماني، طراح صحنه‌هاي حادثه: پيمان ابدي، طراح گريم: مهري شيرازي، بازيگران: شهرام حقيقت‌دوست، ماه‌چهره خليلي، پروين سليماني، آتيلا پسياني، يوسف تيموري، فرامرز روشناي. تهيه‌كننده سعيد سعدي.

 

سه‌شنبه 20 مهر 1389 - 15:1


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری