جمعه 29 شهريور 1398 - 7:59
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

سياست‌ و نهادهاي اجتماعي

 

سياست‌ و نهادهاي اجتماعي

تأليف و تحقيق: جواد منصوري

ناشر: انتشارات اميركبير

چاپ اول:1386

در اين كتاب ضرورت شناخت و آموزش سياسي، چگونگي شكل‌گيري و تكوين شخصيت‌ سياسي و نقش نهادهاي رسمي و غيررسمي در اين موضوع مورد بحث قرار گرفت كه در دو بخش به رشته تحرير درآمده است.

بخش اول با عنوان شناخت سياسي، در سه فصل تنظيم شده است كه فصل اول به سياست مي‌پردازد.

تشكيل حكومت در جامعه بشري همواره با بحث از سياست و سياست‌گذاري همراه بوده است زيرا كه لازمه ساماندهي و اداره كشور و برخورد معقول و منطقي و در عين حال در نظر گرفتن شئون گوناگون زندگي انسان و چگونگي ارتباط و تعامل با ديگران، داشتن خط مشي و تعريفي مشخص از حكومت، ملت، كشور و حاكميت است. به همين دليل هميشه بحث از حكومت و سياست مترادف و لازم و ملزوم يكديگر بوده است.

به نقل از نويسنده كتاب حاضر، از مباحث مهم علم سياست ارتباط آن با اخلاق و دين مي‌باشد. رابطه دين و سياست به عنوان يكي از موضوعات مهم در علوم انساني قرن‌ها مورد توجه بوده است.

يكي از موضوعاتي كه در اين فصل به آن پرداخته شده است، ادعاي تضاد علم و دين است. گر چه اين بحث با موضوع كتاب ارتباط چنداني ندارد ولي به دليل ارتباط مستقيم با موضوع دين در ادامه به اختصار مطالبي پيرامون آن ارائه شده است.

در قسمتي از اين مبحث مي‌خوانيم: اسلام براي علم، عالم، معلم، تعليم و متعلم اهميتي فوق‌العاده قايل است و دنياي اسلام قرن‌ها مركز فرهنگ و تمدن جهاني بوده است بنابراين با شرايط اروپا و كليسا و مذهب در آن قابل مقايسه و انطباق نيست.

بسياري از علما و متفكرين غرب به اين واقعيت اعتراف دارند اگر چه بعضي از سياستمداران و زمامداران به دليل منافع و موقعيت خود واقعيت را تحريف و اسلام را با مسيحيت مقايسه مي‌كنند.

فصل دوم از بخش اول اين مجموعه در خصوص اصول شناخت سياسي است كه در آن به مباحثي نظير شناخت‌شناسي، علوم انساني و علوم طبيعي و اصول واقع‌بيني سياسي، اشاره شده است.

به باور نويسنده آنچه به عنوان اصول واقع‌بيني گفته مي‌شود مهم‌ترين نكاتي است كه مي‌تواند در شناخت و تحليل پديده‌هاي سياسي مؤثر باشد. اين بحث خود شامل مواردي مشتمل بر جامعه انساني و قانونمندي، كسب قدرت براي حفظ منافع، وحدت منافع مهم‌ترين عامل همبستگي و... مي‌باشد.

انسان در زندگي اجتماعي به دنبال بهره‌مندي و كسب منافع بيشتر براي حفظ حيات و رسيدن به آرمان‌هاي خود مي‌باشد. اين گرايش طبيعي اگر در مسير صحيح قرار گيرد مثبت و عامل تكامل انسان است لذا هر كس علاقه‌مند  است تا در جمع و مجموعه‌اي زندگي كند كه براي او منافعي در اين راه داشته باشد.

در فصل سوم از بخش اول آموزش سياسي مورد مطالعه و بررسي قرار گرفته است و مباحثي كه در اين فصل مطرح شده‌اند عبارتند از ضرورت آموزش سياسي كه اين بحث اهدافي را دنبال مي‌كند نظير دشمن‌شناسي و مشاركت سياسي مردم. همچنين دو الگوي مشاركت سياسي و بررسي اين مشاركت در نظام سوسياليستي و نظام سرمايه‌داري از ديگر مباحث مطرح شده در اين فصل است.

در انتهاي اين فصل به روش‌هاي آموزش سياسي اشاره شده است كه به روش‌هاي مستقيم و غيرمستقيم تقسيم مي‌شوند.

با گسترش جوامع بشري و پيچيده‌تر شدن مسائل اجتماعي، پديده‌هاي جديدي چون دولت، امنيت، دستگاه‌هاي حكومتي، سياست‌هاي داخلي و خارجي و روابط‌ بين‌الملل شكل گرفت. موضوعاتي كه به باور نويسنده هر يك از آن‌ها مستقيم يا غير مستقيم در زندگي و سرنوشت افراد و جوامع نقش داشتند. لذا انسان‌ها براي حفظ و دفاع از منافع مادي و معنوي خود، علاقمند به شناخت اوضاع و احوال حكومت و خواستار دخالت و مشاركت در اداره امور شدند، اگر چه اين جريان به تدريج صورت گرفت ولي به هر حال مردم هميشه مسائل مربوط به سياست‌هاي اداره كشور و وضعيت اقتصادي، سياسي، امنيتي و بين‌المللي را مورد توجه قرار مي‌دادند.

بخش دوم مجموعه حاضر به نقش نهادهاي اجتماعي مي‌پردازد كه اين بخش نيز مشتمل بر سه فصل مي‌باشد. فصل اول در خصوص شكل‌گيري شخصيت‌ سياسي است. در مقدمه اين فصل آمده است در رشته‌هاي مختلف روانشناسي و جامعه‌شناسي بحث‌هاي زيادي پيرامون چگونگي شكل‌گيري شخصيت و مختصات ويژه انسان صورت گرفته است. در هر يك از رشته‌هاي مذكور بحث تعليم و تربيت و اثرات آن بر جنبه‌هاي مختلف رواني، فكري و شخصيتي فرد مورد توجه ويژه بوده است. اما در زمينه چگونگي آموزش و تربيت سياسي و نقش هر يك از عوامل آموزشي و نهادهاي اجتماعي و همچنين آثار و پيامد آموزش‌هاي مستقيم و غيرمستقيم بحث‌هاي چنداني صورت نگرفته است.

به اعتقاد نويسنده مراحل شكل‌گيري شخصيت سياسي انسان، يكي از اولين و بهترين بحث‌ها در علوم انساني و از جمله در علم سياست بوده است. دانشمندان رشته‌هاي مختلف علوم انساني هر يك موضوع را از ديدگاه خود مورد بررسي قرار داده‌اند و نظريات متعدد همراه با دلايل و مستندات ارائه كرده‌اند.

به نقل از كتاب حاضر، ميزان مشاركت سياسي هر فرد در پنج دوران سني شكل مي‌گيرد. كودكي، نوجواني، دوران بلوغ و تحول سريع جسماني، دوران جوان و دوران بزرگسالي.

بزرگسالان كه شخصيت سياسي آنان تقريباً شكل گرفته است، بيشتر به يادگيري و تكميل اطلاعات و تجربيات مي‌پردازند. ديدگاه‌ها و گرايش‌ بزرگسالان تحت تأثير شغل، ميزان درآمد، تغيير دولت و سياست‌ها تغيير مي‌كند. ميزان تغييرات در جوانان سريع‌تر از رده‌هاي سني ديگر است.

نقش سياسي نهادهاي غير دولتي موضوع فصل دوم از بخش دوم مجموعه حاضر است كه نهادها و شخصيت‌ سياسي، نهادهاي غيررسمي و... از موارد آن به شمار مي‌رود.

در شكل‌گيري شخصيت و ديدگاه‌هاي سياسي، علاوه بر خصوصيات فردي، عوامل محيطي و اجتماعي نيز دخالت دارند. در اين فصل نيز نقش هر يك از نهادهاي اجتماعي در شكل‌گيري شخصيت سياسي به اختصار مورد بحث قرار مي‌گيرد.

در قسمتي از مقدمه اين فصل آمده است: نهادهاي اجتماعي كه نقش آموزش، انتقال فرهنگ و تربيت سياسي را بر عهده دارند از لحاظ ميزان تأثير و محتوا و كاركرد متفاوت مي‌باشند. لذا تقسيم‌بندي‌هاي متعددي صورت گرفته است كه معروف‌ترين و رايج‌ترين گروه‌بندي، تقسيم كردن نهادهاي اجتماعي به دو دسته مي‌باشد. دسته اول نهادهايي مي‌باشند كه مسئوليت و وظيفه مستقيم و تعيين شده‌اي در اين ارتباط ندارند و در اين زمينه به صورت غيررسمي و غيرمستقيم عمل مي‌كنند. اين گونه نهادها در جريان فعاليت‌هاي عادي و روزانه خود، مفاهيم، ارزش‌ها، ديدگاه‌ها و گرايش‌ها را منتقل مي‌كنند.

همچنين آمده است آشنايي با مفاهيم، موضوعات و جريان‌هاي سياسي از طريق خانواده، گروه‌هاي غيررسمي، مراكز آموزشي غيررسمي، شخصيت‌هاي برجسته و ذي‌نفوذ، احزاب و سازمان‌هاي عمومي، صورت مي‌گيرد.

به اعتقاد نويسنده، افراد از لحاظ قدرت نفوذ و تأثيرگذاري برابر نيستند. بعضي افراد مي‌توانند آن چنان ميزان تأثيرگذاري خود را بالا ببرند و از شرايط و امكانات بهره‌گيري كنند كه تبديل به قهرمان، رهبر، شخصيت برجسته و زمامدار شوند. چنين افرادي مي‌توانند ديگران را تحت تأثير افكار و روحيات خود قرار دهند و ساختار و محتواي شخصيت سياسي آنان را دگرگون كنند...

همچنين، نقش سياسي نهادهاي رسمي موضوع فصل آخر كتاب حاضر است كه در راستاي اين بحث به مراكز آموزشي و رسانه‌هاي عمومي اشاره شده است.

از جمله وظايف مهم مراكز آموزشي علاوه بر شناسايي نقش رسانه‌ها، آموزش چگونگي استفاده منطقي و مثبت از آن‌ها به شكل مناسب به دانش‌آموزان است. زيرا استفاده از آن‌ها امري رايج و عمومي شده و امكان ناديده گرفتن آن‌ها عملاً وجود ندارد آموختن راه‌هاي بهره‌گيري صحيح و اجتناب از بدآموزي‌ها و زيان‌هاي استفاده ناشايسته از آن‌ها، اقدامي واقع‌بينانه و سازنده است.

نويسنده كتاب در خصوص مباحث كتاب و ضرورت آن در مقدمه آورده است: «جامعه‌شناسي سياسي و روانشناسي اجتماعي بحث‌هاي جديدي را پيرامون چگونگي شكل‌گيري شخصيت و فرهنگ سياسي در مراحل مختلف زندگي مطرح و تحقيقات گسترده‌اي در اين زمينه انجام داده است. بهره‌گيري از حاصل تحقيقات فرهنگ‌شناسان و جامعه‌شناسان، دانشمندان علوم سياسي را در ارائه راهكارهاي آموزش و تربيت سياسي ياري كرده است. اگر چه در سال‌هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي، تلاش‌هاي زيادي براي تربيت و افزايش آگاهي‌‌هاي سياسي مردم، توسط دستگاه‌هاي آموزشي و رسانه‌هاي عمومي صورت گرفته است، ولي به نظر مي‌رسد با توجه به تحولات و تغييرات وسيع ابزاري و ساختاري در سطح بين‌المللي، لزوم انجام مطالعات و تحقيقات بيشتري براي انتقال و توسعه سياسي توسط دستگاه‌هاي مسئول ضرورت يافته است.»

كتاب حاضر امكاني است در اين راستا تا بتواند ضمن برجسته نمودن اهميت آموزش‌هاي سياسي ابعاد گوناگون سياست و نهادهاي سياسي را نيز مورد بررسي قرار دهد.

 

 

 

سه‌شنبه 20 مهر 1389 - 14:47


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری