دوشنبه 1 بهمن 1397 - 20:0
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

پاره‌هايي از آنچه اتفاق افتاد

 

پاره‌هايي از آنچه اتفاق افتاد

مجموعه سه جلدي (نظاميان عراقي)

به روايت مرتضي سرهنگي

چاپ اول:1389

مجموعه كتاب‌هاي «آنچه اتفاق افتاد» در سه جلد، خاطرات نظاميان عراقي در طول جنگ تحميلي است كه توسط مرتضي سرهنگي گردآوري و تدوين شده است.

سرهنگي در مقدمه، راويان اين خاطرات را افرادي معرفي مي‌كند كه حاضر شدند از كنار تصوير شعله‌ور جنگ با ايران (بدون شرح) عبور كنند به همين دليل اين نوشته‌ها را داراي اعتبار و آبروي ديگري مي‌داند.

وي مطالب اين كتاب را از ميان شخصت و پنج كتابي كه از خاطرات نظاميان عراقي به فارسي ترجمه شده است گلچين كرده است كه حاصل آن انتشار 30 خاطره در سه جلد شده است.

در كتاب حاضر درباره هر خاطره چند سطر از طرف پديدآورنده توضيح داده شده است و از تصاوير برخي از راويان خاطرات در اين كتاب‌ها استفاده شده است.

تدوينگر كتاب يكي از خاطرات كه متعلق به سروان حميد حسين ملك است. در اين باره آورده است: درباره اين خاطره، كتاب «عمليات عبور» خاطرات اين سروان عراقي، را چندين بار خواندم تا راضي شدم از ميان انبوه اعترافات وي، خاطره «سرنوشت واقعي» را انتخاب كنم. همان نامي كه خودش روي اين خاطره گذاشته است.

در اين خاطره مي‌خوانيم: كه ابتدا قرار بود سروان حميد به اين مأموريت شبانه و مرگبار اعزام شود. فرماندهان او را انتخاب كرده بودند اما سروان فلاح ناصري از فرط وفاداري به صدام و اين كه در راه او كشته شود شهيد خواهد بود سروان حميد را كنار مي‌زند و براي رفتن به اين مأموريت اعلام آمادگي مي‌كند. وي مي‌نويسد: در آن لحظات به فلاح ناصري علاقمند شده بودم و همه جزئيات كارهاي او را با حفظ امانت به فرماندهي منتقل مي‌كردم. در طي اين گزارشات ساعت ده و دوازده دقيقه سروان فلاح با من تماس گرفت و گفت دوست من سروان حميد! خداحافظ! همه افراد من كشته شدند من هم در محاصره ايراني‌ها هستم، راهي براي  نجات از اين مهلكه وجود دارد؟

به هيچ وجه، اگر يك قدم بردارم به آتش كشيده مي‌شوم نيروهاي ايراني ما را محاصره كرده‌اند. قبلاً اعتقاد به شهادت داشتم اما در حال حاضر مي‌خواهم با صراحت به تو بگويم ما اشتباه مي‌كنيم من در اينجا فرشته‌ها را به چشم خود ديدم و بوي مشك و عنبر از اجساد ايراني‌ها را استشمام كردم... خداحافظ من به ايراني‌ها ملحق مي‌شوم و عليه شما خواهم بود به خدا قسم هر كس با ايراني‌ها بجنگد شرف ندارد.

حميد در ادامه خاطراتش مي‌نويسد: آخرين سخنان فلاح ناصري مثل وصيتي بود كه يك مسلمان مؤمن هنگام مرگ به زبان مي‌آورد. نمي‌دانم چرا به اين سروان علاقه‌مند شده بودم شايد به اين خاطر كه از او عبارت‌هاي زيبايي درباره معناي وفاداري و اخلاص شنيدم. او به من و ديگران ثابت كرد كه اين جنگ، جنگ بين حق و باطل است. سروان فلاح در لحظاتي حساس و در لحظاتي كه ميان بهشت و دوزخ قرار گرفته بود به اين حقيقت دست يافت...».

سرهنگي مي‌نويسد: براي من خاطرات نظاميان عراقي جاذبه زيادي دارد. گمانم اين است چنين خاطراتي به آن چه در جنگ گذشته رسميت بيشتري مي‌دهد. اين نظاميان مقيا‌س‌هاي تازه‌اي در نوشته‌هاي خود ترسيم كردند كه تأثيرگذاري بالايي دارد. بعضي خاطرات به قصه و نمايشنامه شباهت دارند...».

وي در ادامه مي‌نويسد: در اين مجموعه سه جلدي تا آنجا كه توانستم، اشخاص و مكان‌هاي كه نامشان برده شده گويا كردم، براي بعضي اشخاص عكس تهيه كردم و مأخذ خاطره‌ها را هم نوشته‌ام. اين سه جلد از روايت من از جنگي است كه دنياي قدرتمند با دست عراقي‌ها آتش آن را روشن كرد.

مرتضي سرهنگي در سال 1332 در تهران متولد شد و تحصيلات خود را در مقطع كارشناسي علوم اجتماعي نيمه‌كاره رها كرد. از سال 57 تا 67 با روزنامه‌هاي جمهوري اسلامي همكاري و از سال 67 تاكنون در دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه هنري مشغول فعاليت مي‌باشد. وي در سال 75 عضو شوراي سردبيري روزنامه ايران بوده و هم‌اكنون نيز سردبير دو هفته‌نامه كمان است از ميان آثار او اسرار جنگ تحميلي به روايت اسراي عراقي، مقام اول انتخاب كتاب سال دفاع مقدس را كسب كرد به گفته اين نويسنده و پژوهشگر دفاع مقدس اساس ادبيات پايداري اميد است كه تمام مشكلات ما را حل مي‌كند.

به باور مؤلف كشورهايي كه به نوعي درگير جنگ مي‌شوند صاحب ادبيات جنگ هم مي‌شوند كه ادبيات آن‌ها به دو گونه است كشورهايي كه متجاوز و مغلوب هستند ادبيات ضد جنگ دارند مانند آلمان. در ايران هم به دليل اينكه جنگ دفاعي بود ادبيات ضد جنگ وجود ندارد بلكه ادبيات پايداري داريم.  اين ما هستيم كه به پديده‌اي ضد زندگي به نام جنگ زندگي مي‌دهيم.

 

 

دوشنبه 19 مهر 1389 - 9:52


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری