شنبه 28 مرداد 1396 - 4:31
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

عليرضا حسيني

 

تبليغ، از امور بنيادي دين است

 

 

 گفت­وگو با حجت­الاسلام والمسلمين احمد فرّخ­فال (مديريت سيستم و تشکيلات حوزۀ علميۀ قم)

 

احمد فرّخ­فال متولّد 1337 شهر اصفهان مي­باشد. وي علاوه بر تحصيلات دانشگاهي، تحصيلات حوزوي خود را تا سطح چهار گذرانده و در فقه و اصول، رجال و کلام، و تاريخ سيره تخصص دارد. فرّخ­فال از 1374 همکاري خود را با مرکز مديريت حوزۀ علميه آغاز نموده و علاوه بر تدريس، مديريت سيستم و تشکيلات حوزۀ علميۀ قم را نيز عهده­دار است. از ايشان آثاري نيز موجود است: الاطمعه و الاشربه (فارسي)؛ حکم الغناء والموسيقي (عربي)؛ حکم النظر والتستر (عربي)؛ دانسته­ها و بايسته­ها (فارسي)؛ و علم و دانش از نظر اسلام (فارسي). 

 

جامعة ما به لحاظ فرهنگ ديني در مقايسه با گذشته، چه وضعي دارد؟

اگر وضعيت فعلي فرهنگي، و بخصوص فرهنگ ديني در کشور را بخواهيم واقع­بينانه با گذشته مقايسه کنيم، بايد به همۀ زواياي فرهنگ حال و گذشته آگاهي داشته باشيم. بايد عرض کنم که يکي از دغدغه­هاي جدّي امروز ما اين است که بعضي افراد و کساني که خود را صاحب ايدۀ فرهنگي در جامعه مي­دانند، در بررسي وضعيت فرهنگي گذشته و يا در بررسي زواياي مختلف فرهنگ کنوني، دچار اشتباه مي­شوند. اگر در مقايسه و تجزيه و تحليل هر کدام از اين دو موقعيت تاريخي، ديدگاه درستي نداشته باشيم، در قضاوت راه بسيار اشتباهي را طي خواهيم کرد. يعني يا دچار افراط مي­شويم و يا دچار تفريط.

پس شناخت، شرط اول قضاوت است. اين شناخت تنها در موضوعات فرهنگي مطرح نيست، بلکه در تمام موضوعات سياسي، اعتقادي و...، و در همۀ زمينه­ها مهم است. کسي که مي­خواهد در موضوعي اعلام نظر جدّي کند، بايد از آن موضوع، شناخت درست و عميقي داشته باشد. مرحوم مطهري بر اين اعتقاد بودند که اگر خواستيد در زمينه­اي نظر بدهيد، اول در آن زمينه متخصّص شويد، تا بتوانيد درست نظر بدهيد. همۀ کساني که امروز به دنبال اعلام و انتشار نظري هستند و قصد مقايسۀ اين دو موقعيت تاريخي را دارند، اول بايد دو موقعيت را درست بشناسند و بعد مقايسه کنند.

مي­خواهم براي مقايسة موقعيت­هاي تاريخي، يکي از بيانات مقام معظّم رهبري (ادام الله ظله الشريف) را شاهد بياورم. ايشان در يکي از برهه­هاي تاريخي که اجانب، قشر جوان متديّن ما و فرهنگ انقلاب ما را مورد هجمه قرار داده بودند و يا در اين زمينه کار مي­کردند و انقلاب را متهم مي­کردند که وضعيت تديّن و دين مردم سُست شده است، چنين مضموني را فرمودند: «اين طور نيست، قشر عظيم جوانان متديّن ما را نمي­بينيد؟ امروز، مساجدي که در اعتکاف­ها مملو جمعيت مي­شوند، اينها را نمي­بينيد؟»

اگر ما موقعيت­هاي گذشته را درست تجزيه و تحليل کنيم، به نتايج درست مي­رسيم. آنها که سن­شان اجازه مي­دهد، گذشتۀ انقلاب ما را ديده­اند و لحظه به لحظۀ انقلاب را مشاهده کرده­اند. امروز هم، انقلاب ما و جامعۀ ما را، مي­بينند. انسان متخصّص، نبايد سياه­نمايي کند، بايد مسائل را درست ببيند. اگر با اين مقدمات وارد بحث شويم، قاطعانه عرض مي­کنم که وضعيت فرهنگي کشور ما در مقايسه با قبل از پيروزي انقلاب، بسيار خوب است. يعني اگر مسائل فرهنگي کشور را با هر زماني در قبل از انقلاب مقايسه کنيم، امروز، در وضعيتي برتر هستيم.

در گذشته، کجا اين وسعت امروزي را در فعاليت نهادهاي مختلف فرهنگي مشاهده مي­کرديد؛ وسعتي که حوزه دارد، مبلّغين حوزه دارند، سازمان تبليغات اسلامي دارد، دفتر تبليغات در اعزام مبلّغ دارد و وسعت و بستري را که طرح هجرت، کوتاه­مدّت و بلندمدّت تحت عنوان پوشش فعاليت­هاي تبليغي خود قرار مي­دهد. حقيقتاً زمينۀ فعاليت­هاي تبليغي و فرهنگي، به مراتب بيش از گذشته است و محصول اين کارها هم کاملاً قابل مشاهده است و نشان مي­دهد که ما در وضعيت خوبي قرار داريم. اما نبايد به اين موقعيتي که داريم، قانع باشيم. اگر قانع شديم که در وضعيت خوبي هستيم و توقف کرديم، مغبون مي­شويم. ما نبايد حتي يک لحظه توقف کنيم. توقف سيستم­ها و سازمان­ها و نهادهاي کشور، مساوي با غبن فرهنگي بسيار بزرگي است. نبايد لحظه­اي درنگ بکنيم.

راهي طولاني داريم تا به قلۀ رفيع و جايگاه مهمي که اسلام ناب، به عنوان يک موقعيت صحيح فرهنگي براي يک امّت اسلامي تبيين کرده است، برسيم. اما در نگاه به گذشته وضعيت خوبي داريم. چالش­هايي که امروز وجود دارد، ناشي از عقب­ماندگي کشور در زمان طاغوت و فشارهاي تبليغاتي دنياي امروز عليه اسلام ناب است. اين را با برنامه­ريزي­هاي صحيح، مي­توان تدبير کرد. چنان که تاکنون چنين بوده وگرنه هجمه­هاي فرهنگي دشمنان که بسيار سنگين است، اساس دين­داري را هدف گرفته و قصد انحراف جامعه را داشته است.

 

در واقع از نظر شما اگر گذشته­نگرانه به موضوع توجه کنيم، در تعميق و گسترش فرهنگ ديني در سه دهة گذشته موفّق بوده­ايم اما از ديد آينده­نگر بايد به فراتر از اين بينديشيم و راضي به اين وضعيت نباشيم. بر اين اساس، آيندۀ فرهنگي کشور را چگونه مي­بينيد؟

قطعاً. امروز در بين کشورهاي اسلامي، با توجه به اينکه مسائل فرهنگي در امّت­ها و کشورهاي اسلامي بيشتر تحت تأثير حکومت­هاي غالباً غيرديني و غيرمذهبي قرار دارد، ايران اسلامي مرکز آمال و آرزوي امّت­هاي اسلامي است. در دنياي اسلام، به لحاظ حکومت و نظام، جامعۀ ما الگوي فرهنگي کشورهاي ديگر است. البته ما راهي طولاني در پيش داريم و اميدواريم، و ساز و کارهايي که در نظام فرهنگي کشور وجود دارد و دغدغه­اي که مقام معظّم رهبري (ادام الله ظله الشريف) دارند، موجب شده که حرکت­هاي نويني آغاز شود. اين حرکت، آيندۀ بسيار درخشاني را در عرصة فرهنگ نويد مي­دهد.

البته دشمنان ما هم دست روي دست نگذاشته­اند و عليه ما هجمه و مکر مي­کنند. اما در برابر مکري که دشمنان ما مي­کنند، مکر ديگري هم هست، و آن مکرالله است. شرق و غرب، يد واحد نيستند و اگر ما درست عمل کنيم، مي­توانيم به لطف خدا از اين گردنه­هاي سخت به سلامت عبور کنيم. آن فرهنگ و تبليغي که بر اساس تقواي خدا و شايستگي­هاي فطري بشر نباشد، دچار اعوجاج و تناقض­گويي است. چرا دنياي امروز، به اخبار رسانه­هاي غرب اعتماد نمي­کند؟ در حملة غرب به عراق، وقتي ما يک رسانه­اي راه­اندازي کرديم، طبق گزارش­ها مورد استقبال ملّت­هاي مسلمان قرار گرفت. به خاطر اينکه رسانه­هاي غرب و شرق، دچار تناقض­گويي شده­اند. اين تناقض باعث مي­شود که خودشان، خودشان را خنثي کنند.

اين که اُفق فرهنگي کشور را بسيار درخشان مي­بينم، از آنجاست که فرهنگ کشور ما، تحت لواي ولايت الهي است. وقتي فرهنگ سازمان­دهي شود، آن­وقت، پنجاه نهاد فرهنگي متّحد با هم، يک صداي واحد دارند. اين يد واحد و آن دامنۀ وسعت کار حدود پنجاه نهاد فرهنگي غلبه مي­يابد، چون پشتوانۀ آن، همان مکرالله است که بر همۀ مکرهاي فرهنگي شرق و غرب حاکم خواهد شد.

 

يعني به نظر شما تنوع دستگاه­هاي فرهنگي در کشور نهايتاً يک خروجي واحد خواهند داشت؟ اگر چنين است، آنها با هم هماهنگي ذاتي دارند...

نه. ببينيد! در اصل موضوع اين بحث درست است. همة دستگاه­هاي فرهنگي ما در پي توسعة فرهنگ ديني هستند. ولي مشکل ما در اين است که در هر زمينه­ بر اساس يک چشم­انداز واحد و به موقع اقدام کنيم. در اينجا عدم هماهنگي ديده مي­شود. بيش از سي نهاد فرهنگي و آموزشي و تربيتي و پژوهشي که در کشور به طور رسمي مشغول به فعاليت­هاي ديني و مذهبي و نشر معارف اسلامي هستند، هر کدام تحت ساز و کار خاصّي در سياست­گذاري، تبيين و ترسيم و تنظيم اهداف و رسالت­ها و مأموريت­ها، وظايف خود را ايفا مي­کنند. اينها بايد از نظر چشم­انداز و فعاليت به موقع، هماهنگ باشند تا حداکثر بازدهي حاصل شود. ضمن آنکه اين دستگاه­ها مي­توانند امکانات و تجربه­هايشان را در اختيار يکديگر قرار دهند تا مجموعة توانشان بسيار افزايش پيدا کند و کارهاي موازي و مشابه کمتر شود. در همين طرح اعزام مبلّغ مي­بينيد که همکاري سازمان تبليغات اسلامي با حوزه نتايج بسيار خوبي داشته در حالي که هر يک از اينها به تنهايي نمي­توانست تا اين اندازه مؤثر عمل کند. اين روند بايد به همة دستگاه­ها تسرّي پيدا کند.  

 

برنامه­هاي حوزه در راستاي تبليغ فرهنگ ديني چيست؟ 

تبيين فرايض و احکام اسلام و مباني اسلام و شريعت و اسلام ناب در جامعه، از مأموريت­هاي حوزه است. براي اين کار بايد مراحلي را طي کنيم. از جمله جذب جوانان مستعد و گزينش اين عزيزان براي منصب مهم روحانيت. تبليغ، يکي از اين مناصب مهم و از امور بنيادي دين است. ما در حوزه بر اين اعتقاديم که بايد از برجسته­ترين انسان­ها، کساني انتخاب شوند که مراحل زندگي و سوابق آنان، سوابق درخشاني بوده، تا بتوانند نقش­آفريني کنند. مراحل بعدي در مسائل آموزش، در پژوهش، در تربيت، در تبليغ است که بايد عملياتي شود تا بتواند به هدف خود که بيان اسلام ناب در جامعه است، برسد.

ما در حوزۀ علميه، سندي را به عنوان سند چشم­انداز، تدوين و تهيه کرده­ايم که در اين سند چشم­انداز، اهداف بلندمدّت، راه­بردها و برنامه­هاي بلندمدّت و کوتاه­مدّت و حتّي ميان­مدّت مشخص شده است. براي حوزۀ علميه محرز است بايد چه کند و در غالب چه برنامه­هايي گام بر دارد تا در کوتاه­مدّت، ميان­مدّت و بلندمدّت، به چه اهدافي نائل شود. در سه مقطع تاريخي، سه بيان رسا از مقام معظّم رهبري در مسائل مربوط به حوزه وجود دارد. سال­ 1370 و 1371 اولين سفر رسمي مقام معظّم رهبري به قم بود، در آن زمان، ايشان راه­کارهاي صحيح پيش­برد اهداف را بيان کردند و آن، جداسازي تشکيلات حوزه از تشکيلات مديريت حوزه بود. اين امر پس از اين سفر نوراني انجام شد. ما شوراي سياست­گذاري حوزه را از مديريت حوزه جدا کرديم. در سفر رسمي بعدي مقام معظّم رهبري، دغدغۀ معظّم له در مورد مسائل تبليغ در کشور بود. پيشنهاد آقا، جهت راه­اندازي طرح هجرت فضلا و علماي حوزه به بلاد مطرح شد. اجراي طرح­هاي بلندمدّت و کوتاه­مدّت بعد از اين بيانات رساي مقام معظّم رهبري اتفاق افتاد. مباحث مربوط به تخصّصي کردن حوزه، در آن سفر ارزش­مند بيان گرديد و حوزۀ علميه با پشتوانۀ مراجع معظّم تقليد، بزرگان حوزه، به ويژه مقام معظّم رهبري، مسيرهاي روشن و نوراني خوبي را پشت سر گذاشته است. اکنون حدود دوازده مرکز تخصّصي در حوزه، مشغول به فعاليت است.

البته امکانات حوزه محدود است. حوزه، محدوديت­هايي براي تأمين امکانات دارد. ما بر اساس سياست­هايي که مراجع معظّم و رهبر کبير انقلاب (قدس سره) و مقام معظّم رهبري (ادام الله ظله الشريف) داشته و دارند، توسعة حوزه را تنظيم مي­کنيم. امروز ما در حوزۀ کلان قم، هزارنفر پذيرش مبتدي داريم در حالي که در سال تحصيلي جاري در کشور، حدود هشت­هزار نفر ظرفيت داريم. اين به خاطر محدويت­هايي است که در تأمين بودجه و اعتبارات براي حوزه داريم.

 

با اين توصيف قطعاً حوزه مي­تواند با بسياري از دستگاه­ها که در امر تبليغ دين فعال هستند همکاري نزديک داشته باشد.

دقيقاً. اشاره کردم به مورد سازمان تبليغات اسلامي. دستگاه­هاي ديگر هم با ما ارتباط وثيق دارند و البته بايد در برخي زمينه­ها، برنامه­هاي نويني متناسب با نيازهاي روز تدوين و اجرا شود. مي­توان گفت که حوزه، بستر مناسبي براي تمرکز در سياست کلّي کشور است. حوزه براي مشارکت نهادهاي علمي، آموزشي، فرهنگي و پژوهشي، زمينۀ خوبي است، يعني در جايگاهي است که قابليت محوريت را در تبيين و تبليغ فرهنگ اسلامي دارد.

در حوزه پژوهش­گران بسيار برجسته وجود دارد. در سطوح عالي حوزه نيز فکرهاي برجسته و خبرگاني هستند که اگر از اين افراد استفاده شود، بهره­هاي فراوان مي­توان برد. البته بايد در اين مورد سرمايه­گذاري شود. رشته­هاي تحصيلي حوزه، به تناسب فضاي نهادهاي فرهنگي، بايد گسترش يابد؛ مثلاً در بحث قضا، در بحث تبليغ در موضوع قرآن، تفسير، حديث­شناسي، مراکز تخصّصي ما، ظرفيت­هاي بسيار خوبي دارند. در مباحث مشاوره، که در حوزه، مرکز مشاورۀ ديني نيز وجود دارد و نهادهاي آموزشي و پرورشي و آموزش عالي مي­توانند از آن استفاده کنند.

متقابلاً دستگاه­هاي ديگر مي­توانند با به کار گرفتن امکانات حوزه، کمک کنند تا زمينه براي فعاليت گسترده­تر و افزايش کيفيت فعاليت حوزه مهيا شود. امروز بخش عظيمي از فضاي عمومي فرهنگي، در اختيار مراکز فرهنگي کشور است. نهادها مي­توانند اين فضا را آماده کنند تا نتايج و فرآورده­هاي حوزه­هاي علميه بتواند مانور عملياتي داشته باشند و شرايط بهره­برداري دانش­آموختگان حوزه در مراکز ديگر فراهم شود.

ايجاد ساز و کارهاي مناسب در فضاي علمي کشور، انتشار پژوهش­هاي حوزه در سطح جهاني، فراهم­سازي زمينه­هاي ارتباط حوزه، ايجاد امکان حضور حوزه در مراکز پيش­حوزوي ـ تا کار تربيت مبلّغان را از آنجا شروع نمايد ـ در تأليف و تدوين متون ديني مراکز آموزشي و آموزش عالي ـ که البته اخيراً در اين زمينه گام­هايي برداشته شده است ـ اينها مجموعه مباحثي است که نهادهاي علمي کشور مي­توانند در اجراي مأموريت سنگين حوزه آن را ياري کنند.

 

از اينکه در اين گفت­وگو شرکت کرديد، سپاسگزاريم.

انشاءالله موفّق و مؤيّد باشيد.

 

 

شنبه 17 مهر 1389 - 9:44


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری