پنجشنبه 26 مرداد 1396 - 10:24
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

داستان يک نمايش

 

 

نگاهي به داستان، نمايش سعيد پايان نداشت؛ نوشته حسين احمدي

نمايش سعيد پايان نداشت، نام داستان کوتاهي است از سعيد احمدي که در مرکز آفرينشهاي ادبي حوزه هنري و توسط انتشارات سوره مهر به انتشار رسيده است. به نظر مي رسد کوتاهي داستان و حجم کم اثر که تنها همين يک داستان را در بر مي گيرد؛ آن را به اثري ويژه کودکان و نوجوانان تبديل کرده است. هرچند که محتواي اثر تا حدودي پا را از اين حدود سني فراتر گذاشته است. مضمون داستان هرچند بسيار ساده و سر راست است و نکته پيچيده يا بازي هاي زباني خاص ندارد؛ اما نويسنده با استفاده از خلاقيت و نيروي تخيل توانسته در بعضي نقاط نتعليق خوبي را در فضاي داستان ايجاد کند و با استفاده از وازه هاي ساده در جملات اغلب احساسي نيروي جاذبه اي براي جذب مخاطب بوجود آورد. داستان که ماجراي سفر و کوچ پسري نوجوان از روستا به شهر را زمينه کار خود قرار داده است؛ توانسته با شرح اتفاقات رخ داده در شهر بريا او و ورود به درونيات اش، بيان خوبي از مشکلات چنين کوچ هايي باشد. هرچند فضاي تخيلي و احساسي داستان گاهي بر فضا ي طبيعي داستان برتري دارد و قصه را از سير عادي خود دور مي کند. البته نبايد ناديده گرفت که اين ويژگي از ويژگي هاي مثبت داستان است و تا حدودي آن را به اثري داراي ويژگي هاي سوررئال تبديل کرده است. بيان کردن اصل قصه و نپرداختن به جزئيات و مطالب حشو و در عوض آن ايجاد موقعيت هاي مختلف احساسي بخصوص استفاده از تعليق در نتيجه، منجر به ايجاد داستاني شده است که مي تواند علاوه بر جذب مخاطب به دليل جذابيت هاي بياني، مخاطب خود را به انديشيدن در مورد اثر و نتيجه گيري هاي متفاوت تشويق کند.

از نظر ساختار به طور کلي داستان غالبا داراي زمينه اي کالبدي و فضايي است و بيشتر ماجراهاي آن در محيط شهر و خيابان و کوچه و... و نيز در يک خانه پر مستاجر اجاره اي مي گذرد. استفاده از چنين فضايي براي ورود يک مهاجر از روستا به شهر خود بيان کننده نکات بسياري است و تصويري از شهر را در نظر او به نمايش مي گذارد که به مخاطب اثر بفهماند پايان موفقيت آميزي در انتظار قهرمان داستان نيست. فضاهاي شلوغ و پر همهمه شهري، غربت شهر بريا يک روستا نشين و ديگر ويژگي هايي که يک شهر در اين زمينه مي تواند داشته باشد به نويسنده براي تشريح و ساخت زمينه مورد نظرش کمک کرده است و به خوبي توانسته با قرار دادن توصيفاتي مختصر از فضاي زيباي روستا و طبيعت اطرافش مقابله اي را بين اين دو در ذهن مخاطب ايجاد نمايد. در اين زمينه ايجاد شده نويسنده از داناي کل براي بيان داستانش بهره برده است و شخصيت ها در يان داستان داراي ديالوگ به معناي واقعي نيستند. داناي کلي به عنوان کسي که در همه جا حضور دارد ماجرا ها را يک به يک شرح مي دهد و در نهايت نيز به قصه پايان مي دهد. استفاده از اين ويژگي براي بيان قصه هرچند سادگي و يکنواختي را به قصه بخشيده است و توانسته راحت تر روي مسئله داستان تمرکز ايجاد کند؛ اما حتي در داستاني چنين کوتاه نيز گاهي کسالب به بار مي آورد و از ايجاد اوج و فرود لازم در داستان که منجر به هيجان و ساخت صحنه هاي متفاوت شود جلوگيري کرده است. به واقع اين مسئله تا حدودي باعث شده کل داستان در يک خط صاف به پيش رود و هيچ صحنه و موقعيت ويژه اي را نتوان يافت که نسبت به ساير موقعيت ها داراي ويژگي بارز تري باشد. عدم وجود ديالوگ بين شخصيت هاي داستان نز به اين مسئله تا حدود زيادي دامن زده است.

در ادامه بررسي خود نظري خواهيم داشت به شخصيت هاي شکل گرفته در متن داستان...

به قاعده، از ويژگي هاي يک داستان کوتاه شخصيت هاي کم اما تاثير گذار بر روند داستان است و همچنين وجود يک شخصيت اصلي که از نظر حضور در جاي جاي داستان و قدرت حضور فاصله زيادي با ساير شخصيت ها دارد. در اين داستان نيز مي توان شخصيت سعيد را واجد چنين ويژگي هايي دانست. مجراي داستان و حتي اسم اثر برگرفته از اين شخصيت است و حضور او را در تمام مراحل داستان حس مي کنيم و حتي يک صحنه يا موقعيت نيز بدون حضور او در اثر شکل نگرفته است. نويسنده براي شکل دادن به شخصيت سعيد از ويژگي هاي متفاوتي استفاده کرده است. اولين و بارز ترين اين ويژگي ها، شکل فيزيکي صورت سعيد است که دست مايه مشکلاتي براي او رد يافتن کار در شهر و نيز ايجاد ارتباط با افراد مختلف مي شود و البته در نهيات نيز به واسطه همين شکل خاص صورت، مي تواند به نمايش خياباني پردازد و با همين شکل خاص صورت مورد توجه يک دختر و مادر قرار گيرد. دومين ويژگي شخصيت سعيد را بايد وِيژگي هاي رفتاري او دانست. سعيد به صورت نوجواني داراي آرزو هاي بزرگ به تحرير درآمده است. فهميده بودن و پذيرفتن ويژگي هاي ظاهري اش که به نظر ناخوشايند مي آيد نيز از ويژگي هاي رفتاري او محسوب مي شود. آخرين ويژگي او نيز نقطه تضاد دروني او با چهره سخت و محکمش است. احساساتي بود او گاها در تقابل با شکل ظاهري اش قرار مي گيرد که منجر به ايجاد موقعيت هايي نسبتا جذاب مي شود. در کل مي توان گفت نويسنده در خلق اين شخصيت موفق بوده است و توانسته ويژگي هاي لازم براي ايفاي چنينموقعيتي را در او ايجاد نمايد و شخصيتي باور پذير که بتواند بار اصلي قصه را به دوش بکشد، خلق کند.

دومين و سومين شخصيتي که در اين اثر با آن روبرو مي شويم، مادر و خواهر سعيد هستند. البته در کل آن چه از اين دو شخصيت به طور مستقيم مشاهده مي شود بسيار کوتاه و کم است و تنها به صفحات ابتدايي کتاب اختصاص دارد. مخالفت مادر با رفتن سعيد به شهر و سکوت خواهر سعيد چيزي است که در اين صفحات مشاهده مي شود. در ادامه داستان اما شخصيت خواهر سعيد با نام سايه بيشتر مورد استفاده قرار مي گيرد و او که انگيزه حضور سعيد در شهر بود ( سايه کر و لال است و سعيد براي انکه به تواند او را زماني با خود به شهر ببرد و درمان کند به شهر مي رود... ) در جابجاي افکار و احساسات سعيد حضور دارد. گاهي نقش قوت قلب را بازي براي او بازي مي کند و گاهي او را ياد خاطرات روستا مي اندازد. در کل استفاده از وِزگي هاي فيزيکي و اعمال در شخصيت سايه جاي حرف زدن را گرفته است. شخصيت او به واسطه لال بودن با شيوه هايي مثل لبخند زدن، دادن روسري اش به سعيد و... به پيش برد داستان کمک مي کند و مي توان گفت بيشتر بار احساسي داستان بر دوش شخصيت سايه قرار دارد. او بدليل اين که انگيزه حضور سعيد در شهر بوده در اکثر افکار احساسي او حضور دارد. در کل شخصيت سايه هرچند حضوري قير مستقيم و البته سبتا مدام دارد؛ اما توانسته به سهم خود بار بخض خاصي از قصه را به دوش بگشد.

دسته ديگر از شخصيت هاي حاضر در اثر را مي توان به آدم هايي که سعيد در شهر با آن ها روبرو مي شود، اختصاص داد. وجود آدم هاي خوب و بد و معموليف نمايش دهنده حضور همه قشر افراد در شهر است. شخصيت پيرزن به عنوان کسي که براي سيعد جاي خواب و خانه اجاره اي پيدا مي کند مي تواند نمايش دهنده دسته ادم هاي خوب داستان باشد. در اين دسته همچنين شخصيت پليس نيز قرار مي گيرد. شخصيت پرنده فروش به عنوان يک آدم معمولي و شاگرد صاف کار به عنوان کسي که مشکلات خاص خودش را دارد و بر سر کار با سعيد درگير مي شود نيز در اين دسته حضور دارند. در کلي اين افراد را مي توان در جهت معرفي وضعيت و ويژگي هاي آدم هاي شهري دانست و نويسنده کوشيده با آوردن اين افراد که حضوري کوتاه و ماجرايي ساده در داستان دارند؛ به پيش برد داستان و رسيدن قصه به هدفش نيز کمک کند.

شخصيت ها ديگر داستان مادر و دختري هستند که همسايه سعيد شده اند. در بين اين دو شخصيت البته شخصيت دختر حضور موثر تر و پررنگ تري دارد. کمک هاي اين خانواده دو نفره به سيعد و به ياد آوردن سايه توسط سعيد با ديدن دخترف از نکاتي است که شخصيت هاي مادر و دختر همسايه در داستان در ايجاد آن دست داشته اند.

به نظر مي رسد هدف نويسنده از طرح چنين داستاني بسيار پراکنده و در شاخه هاي مختلف باشد. مشکلات روستاييان و کبود امکانات کار و بهداشتي و پزشکي از اولين نکاتي است که ذهن مخاطب را درگير مي کند. نمايش مسئله کوچ بدون برنامه و مشکلات ماهجران در شهر نيز بخ ديگري را به خود اختصاص داده است و در نهايت بازگشت دوباره ان به روستا که همگي اينها نمايش دهنده وسعت نکات بيان شده در اثر است که البته به دليل حجم کم اثر کمي سطحي و با پرداخت کم، ذکر شده اند.

در نهايت با توجه به جميع جوانب ذکر شده مي توان اثر حسين احمدي را نمونه اي مناسب از داستان هاي کوتاه و هدف دار براي گروه سني نوجوان دانست که بخوبي مي تواند بر شکل گري ذهنيت آن ها اثر بگذارد و منبع آموزش غير مسقيم خوبي براي آن ها باشد. هچرند ضعف هاي در معدود قسمت هاي اثر به چشم مي خورد اما کليت اثر داراي ويژگي هاي مثبتي است که خواندن آن را براي مخاطب جذاب مي کند.

با آرزوي موفقيت و تداوم در خلق آثاري چنين براي نويسنده محترم آقاي حسين احمدي و تشکر و آرزوي توفيق هميشگي براي انتشارات سوره مهر حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي.

 

 

 

چهارشنبه 14 مهر 1389 - 14:20


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری