جمعه 28 آذر 1393 - 3:22
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان فارس

 

نقش فقيه در رشد انسانها

 

 مقدمه:

ولايت فقيه ،يكي از عناوين وموضوعات مهم در متون ديني وسياسي است اين عنوان در كتاب هاي فقهي جايگاه ويژه اي دارد وبيانگر وظايف فقهاي شيعه در زمان غيبت حضرت ولي عصر (عج)است .مطرح شدن اين بحث به طور جدي ودر سطح وسيع مجامع علمي ،اعم از حوزوي وغير حوزوي وحتي سياسي در زمان اوج انقلاب شكوهمند اسلامي ايران به ويژه پس از زماني است كه حضرت امام خميني به صورت عملي حكومت اسلامي تشكيل داد.

 

پيشينه ولايت فقيه:

شالوده اصلي ولايت وحكومت فردي اسلام شناس ،توسط خود پيامبر وبه امر خدانهاده شد.تحليل سنتي ورايج آن است كه پيامبر درمدينه حكومت ديني تشكيل داد واين اقدام در وحي وتعاليم الهي ريشه داشت وولايت سياسي پيامبر از تنفيذ وفرمان الهي نشات گرفته بود .در اين جهت كه پيغمبر اكرم چنين شاني داشته (ولايت زعامت يعني حق رهبري وسياسي)واين شاني الهي بوده است يعني حقي بوده كه خداوند به يغمبر اكرم عنايت فرموده بود،نه اينكه از سوي مردم به آن حضرت تفويض شده باشد،...بحثي نيست. پيامبر اكرم در ميان مسلمين درآن واحد داراي سه شان بود 1-امام وپيشوا ومرجع ديني بود وولايت امامت داشت 2-ولايت قضايي3-ولايت سياسي واجنماعي داشت .نكته مهم اين است كه آيا در زمان فقدان پيامبر وغيبت امام معصوم نيز مي توان اثري از استمرار اين ولايت وسرپرستي واداره امور مسلمانان درتاريخ يافت.شايد در ذهن اكثر مردم چنين باشد كه ولايت فقيه پس از دوران غيبت امام زمان برگردد ولي با توجه به مفاد نظريه ولايت فقيه وبا مروري اجمالي به تاريخ دوران حضور امامان معصوم براحتي مي توان ولايت فقيه رادرعصر حضور معصومين هم ديد.براساس ديدگاه عقيدتي شيعه حاكميت در اصل ازآن خداست هيچ كس حق جكومت به انساني را نداردمگر به اذن  خدا باشد پيامبر واوصياي معصوم هم دستور هايي رسيده است كه مردم بايد در زمان با مكاني كه دسترسي به معصوم ممكن نيست ،به كساني كه داراي شرايط خاصي هستندمراجعه كنند تا كارهاي آنان زمين نماند.از امام صادق نقل شده است "من كان منكم قد روي حديثنا ونظر في حلالنا وحرامنا وعرف احكامنا فليرضوا به حكما

مقصود شخص آگاه به حلال وحرام وآشنا به احكام ،همان فقيه مورد نظر ماست وطبق روايات مشابه ،به هنگامي كه دسترسي به معصوم نداشته ، فقيه حاكم مردم است واين حاكميت از معصوم به او رسيده است وحاكمي كه منصوب عام از طرف معصوم است اطاعتش واجب است.

با دقت در آثار علماي پيشين چنين به دست مي آيد كه به يقين در زمان شيخ مفيد (413ق) چنين نكته اي مطرح بوده وي در مباحث ((وصيت ))به تناسب موضوع،اين نكته را مطرح كرده است هنگامي كه سلطان عادل(امام معصوم )حضور ندارد برفقهاي عادل وصاحب نظر است كه متولي مسئوليت امام شوند

با توجه به بيان روشن شيخ مفيد ،ولايت فقها استمرار ونيابت از معصوم بوده ودر طول ولايت ائمه است كه ولايت آنها نيز در طول ولايت الهي وبه اذن اوست.شيخ طوسي (460ق)نيز مشروعيت وجواز حكومت وقضاوت رابر اذن امام مبتني وتصريح كرده كه ائمه اين منصب را به فقها تفويض كرده اند وولايت فقها بر اين امور ،استمرار ولايت معصومان است.

تعاريف:

ولايت :از مشتقات ((و-ل-ي))واسم مصدر به معناي قرب –نصرت ،سرپرستي ،تولي امر ،حكومت  است كه بدون ترديد مقصود حكومت ،تولي امر است.

 فقيه:به معناي علم دين وعالم در علم فقه است .

در نظام مكتبي اسلام حكومت وولايت از آن خداست وولايت وحكومت هاي ديگر به ترتيب از ولايت وحكومت اوناشي شده وجلوه اي از ولايت وحكومت الله محسوب مي شود  ،به عبارت ديگردر مكتب اسلام ما به انواع ولايت برخورد مي كنيم 1-ولايت الله2-ولايت رسول الله3- ولايت امام معصوم4-ولايت فقيه.

تنها تفاوتي كه ميان ولايت فقيه با ولايت معصوم وجود دارد اين است كه ولايت فقيه ولايت نيابتي است اما ولايت معصوم ولايت اصالتي است وديگر اينكه ولي فقيه فاقد مقام عصمت الهي است وبه همين دليل علم ودانش او اجتهادي بوده ودراثر استنباط از ادله فقهي است اماولي معصوم در پرتو عصمت الهي  علم ودانش حضوري وغيبي وشهودي دارد ولذا همه علوم يقيني است

ولايت تكويني وتشريعي:

ولايت سرپرستي ،گاه ولايت تكويني است گاه ولايت تشريعي است ولايت تكويني عبارت است از سلطه بر جهان هستي كه ولايت تكويني از مراحل كمال روحي ووجودي است كه اثر آن سلطه بر عالم كون وجهان هستي است ولايت تشريعي:مقام ومنصب قانوني است كه از طرف خداوند به فردي از افراد به عنوان مقام رسمي داده مي شود تابه امور اجتماعي رسيدگي كنند وبدين سبب به آن ولايت تشريعي گفته مي شود كه از طرف شارع به پيامبر ويا ديگر پيشوايان دين اعطا شده است.

مراحل ولايت تشريعي :1-مرحله جعل وتشريع احكام:يعني جعل احكام وقوانين كلي براي موضوعات مختلف مانند وجوب نماز ،روزه حرام بودن مسكرات ،صحت معاملات وغيره كه اين مرحله از ولايت تشريعي يعني خود داراي مراتبي است به شرح زير:

الف:نفس جعل احكام كلي:احكامي كه خداوند جعل فرموده است تابع مصالح ومفاسد واقعي وضامن سعادت بشر است تنها اوست كه شايسته  قانونگذاري است قوانيني را كه وضع فرموده مقصود اوصرفا وضع قانون نبوده بلكه وضع فرموده است تابين افراد جامعه پياده شود اين دو قسمت يعني شارع ومقنن قوانين اسلام بودن وحاكم ومجري آن قوانين ،يكي يعني شرع وتقنين راخود مستقيما متصدي است ولذا او راشارع مي گويندديگري يعني حكومت واجرا براي ديگران در نظر گرفته است .حاكمان ومجريان بعضي به خصوص تعيين شده اند وآن پيامبر است وجانشينان خاص او وبعضي به نحو عموم وبراي آنان ضوابطي تعيين شده است وآن فقيهان جامع الشرايط اند.

ب:تبليغ وتبشر وانذار:اين مرتبه به پيامبر گرامي اختصاص دارد،  اما لفظ شارع برآن حضرت مجاز است به لحاظ اينكه اولين مبلغ ومبين احكام الهي است. 

ج:حفظ نشر وتبين احكام:اين مرتبه وظيفه امامان است

د:استنباط واستفتاء:يعني استنباط احكام از ادله وفتوي دادن بر طبق آن،اين مرتبه وظيفه فقيهان عادل جامع الشرايط است.تذكر مهم :اينكه فقيه جعل حكم هم مي تواند بكند ليكن نه جعل حكم حكومتي ،كه از لوازم ولايت تشريعي است كه احكام حكومتي بر مبناي مصالح اجتماعي تنظيم يافته است.

2-مرحله قضاءوداوري:خداي متعال مي فرمايد :اي داوود ما تورا خليفه روي زمين قرار داديم پس ميان مردم به حكم به حق كن از اين آيه به خوبي استفاده مي شودكه قضاوت از شئون خليفه الله است يعني فقط كسي كه داراي مقام رهبري وحكومت الهي است مي تواند قضاوت كند زيرا كه حق قضاوت را خداي متعال ودر اين آيه از شئون خلافت الهي معرفي نموده است .به هر حال ولايت قضاءاز امتيازات فقيه جامع الشرايط  است عمر بن حنظله ازامام صادق (ع)سوال كرد اگر ميان شيعيان اختلافي در بدهد يا ارث روي دهد به چه كسي مراجعه كند اما م فرمود مراجعه كنند به اشخاصي كه حديث ما راروايت مي كنند ودر حلال وحرام مادقت نظر نموده وداناي به احكام ماشده اند.

3-مرحله حكومت فرمانروايي:يعني به دخالت فقيه در امور سياسي-اقتصادي- اجتماعي-نظامي وساير شئون دنيوي مردم.بديهي است كه بدون تشكيل حكومت اسلامي ،بقاي اسلام واحكام آن در معرض خطر نابودي قرار مي گيرد .از ديدگاه عقل وآيات واحاديث مسلم است كه صالح ترين فرد براي حكومت وفرمانروايي جامعه مسلمين فقيه جامع الشرايط است.

4-مرحله ولايت بر اموال ونفوس مردم:اگر دفاع ازكشورهاي اسلامي وابسته به تصرف ولي فقيه در اموال ويا نفوس مردم با شد ،ولي فقيه مي تواند براي حفظ وپاسداري مسلمين وكشور اسلام به جايز بودن تصرف در اموال ونفوس ،فتوي يا حكم دهد

5-مرحله ولايت فقيه در وجوب اطاعت از اودردستورات شخصي وفردي:اين مرحله اولا از اين بحث خارج است ثانيا به طور قطعي هيچ دليلي براي اثبات آن وجود ندارد واصولا وظايف واوصاف فردي وشخصي انحصاري واختصاصي بوده،وقابل انتقال به غير نمي باشد.

صاحب كتاب حاكميت دراسلام ابعاد ومراحل ولايت فقيه را به ده قسمت تقسيم مي شودكه عبارتند:1-ولايت فقيه در فتوي2-قضاء3-دراجراي حدود شرعي4-در اطاعت وامر شرعيه5-موضوعات 6-تصرف دراموال ونفوس يا در امور اجتماعي وسياسي 7-ولايت فقيه دراذن 8-زعامت سياسي-مذهبي9-امامت عامه10-امور حسبيه.

ولايت فقيه، ولايت اعتباري :ولايت فقيه امري است اعتباري كه در حوزه اعتبار ولي تشريع ،معتبر است

وقتي ما مي گوييم ولايتي را كه رسول اكرم وائمه داشتند بعد از غيبت ،فقيه عادل داردبراي هيچ كس نبايد اين توهم پيش ايد كه مقام فقها همان مقام ائمه ورسول اكرم است زيرا اينجا صحبت از مقام نيست بلكه صحبت از وظيفه است ولايت فقيه از امور اعتباري عقلايي است وواقعيتي جزءجعل ((تعيين وقرارداد ))ندارد مثل اين است كه امام (ع) كسي را (مانند مالك اشتر) براي حكومت يا منصبي از مناقب تعيين كند دراين موارد معقول نيست كه رسول اكرم وامام با فقيه فرق داشته باشد

دلايل لزوم ولايت فقيه در عصر غيبت امام(عج)

دلايل عقلي :1-در اين دوران (دوران ما)هر چند قوانين الهي از طريق وحي ونبوت در قالب قرآن مجيد وتوسط پيامبر اكرم كه بشري برگزيده از ميان بشريت بوده وهر چند پس از مقام عظماي پيامبر اكرم (ص)تشريع قوانين الهي از طريق وحي ونبوت در قالب قرآن مجيد وتوسط پيامبر اكرم كه بشري برگزيده از ميان بشريت بوده وهر چند پس از مقام عظماي پيامبر اكرم (ص)تشريع قوانين الهي به اتمام رسيده است اما بسياري از احكام عام ومطلق شريعت به وسيله ائمه معصومين تخصيص ويا تنفيذ يافته انداما در زمان غيبت امام (عج)دين وشريعت هيچ كمبودي در بخش تشريع وقوانين ندارد .ولي مي دانيم كه صرف قوانين به تنهايي براي تدبير امور جامعه انساني كافي نيست بلكه مجوعه هرچند كامل باشد نياز به قانون شناس ومجري دارند بديهي است كه اسلام شناس حقيقي وآگاه به احكام شريعت وعادل همان فقيه مي باشد از اين رو در اين برهان تنها امري كه براي اثبات لزوم حكومت اسلامي در عصر غيبت ازآن استفاده شده است نياز جامعه به ولايت ورهبري فردي است كه با ويژگي هاي خاص خودش ضامن اجراي قوانين الهي در جامعه باشد.2-دوام وبقا حيات انساني در گرو اجراي قوانين الهي است ورهايي مردم بدون ولي وسرپرست الهي منجر به هرج ومرج در نظام معيشت وموجب بطلان زندگي فردي واجتماعي انسان مي گردد.لذا غيبت امام ......كه منطبق بر قاعده لطف خداوندي است پس محال است كه در اين برهه از زمان خداوند بشريت را بيهوده وباطل به حال خود رها كند وحتما بايد رهبراني براي تدبير امور جامعه واجراي قوانين كه ذات مقدسش تشريع فرموده است مقرر ومعين گردانيده باشد چنين رهبران در اصطلاح ولي فقيه وولايتشان ولايت فقيه مي نامند.

3-تطبيق قوانين وحل مسائل مستحدثه:مسائلي هستند كه در عصر وحي ونبوت ومعصومين وجود نداشتند واصولا چنين مسائلي در هر عصر وزماني جديد بوده وراه حل مخصوص به خود را دارند اينجاست منظور كه وجود ولي فقيه گره گشا وحلال مشكلات است.

4-ايجاد نظم ومبارزه با هرج ومرج در امور جامعه :

حضرت علي (ع)مي فرمايد ))الامامه نظاما للامه)) امامت موجب حفظ نظام امت است .

5-كسي كه در عصر غيبت ولايت راازسوي خدا برعهده دارد بايد داراي سه ويژگي داشته باشد:1-شناخت قوانين الهي 2-استعداد وتوانايي تشكيل حكومت براي ......دادن به قوانين فردي واجتماعي اسلام3- امانتداري وعدالت در اجراي دستورهاي اسلام ورعايت قوانين حقوق انساني وديني افراد جامعه كه برعهده فقيهان جامع الشرايط است

دلايل نقلي:1-امام صادق(ع)مي فرمايد :ان العلماءورثه الانبياء علما وارثان انبياءهستند اين بخاطر اين است كه انبياءدرهم و دينار ياز خود به جاي نگذاشتند بلكه احاديث وعلومي از خزائن علم الهي خود را به ارث گذارند ولذا هركس گوشه اي از علم آنان رافراگيرد ،بهره اي فراوان برده است

2-واماالحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواه الحديثنا ،فانهم حجتي ،فانهم حجتي عليكم وانا حجه الله

3-فاسالواهل الذكر ان كنتم لاتعلمون :دراموري كه نمي دانيد از اهل ذكر بپرسيد.

4-ياايها الذين امنوااطيعو الله واطيعوالرسول واولي الامر منكم :اگر چه مقصود از اوالامر در خصوص امامان نيست چنانكه مفسران  شيعه مي پنداشتند وبدون شك مقصود از آن واليان حق وجور هم نيستند چنانكه برخي مفسران اهل سنت مي پنداشتند بلكه مقصودكساني است كه باشرايط وضوابط لازم از ناحيه كسي كه نصب والي به دست اوست به ولايت امر برگزيده شده اند،بنابراين ذكر" اولي الامر"پس از رسول ذكر عام است پس از خاص،وفايده آن اين است كه براين دلالت داردكه خود ولايت امرالبته با شرايط وضوابط شرعي آن براي وجوب اطاعت كافي است ونيازي به عناوين ديگر از قبيل :نبوت وحتي امامت به معناي خاص ندارد.ولذا با توجه به ادله ي عقلي ونقلي اثبات ضرورت ولزوم ولايت فقيه ،فقيه هم شامل   مي شودواختلاف مراتب مصاديق تاثيري در اصل مطلب ندارد. 

پيشنهاد:ولايت فقيه كه شالوده اصلي نظام سياسي اسلام ومركزثقل حكومت ديني است ،خود مي تواند به عنوان موضوعي مناسب در بوته نقد ونظر قرار گيرد ،وپرسش ها واحيانا شبهاتي را پيرامون آن بدنبال داشته باشد در چنين فضايي اگر پرسش ها واستدلال پاسخ ها درخور نيابد طبعا به عقيده اي  نادرست تبديل ،وموجب انحراف در باورهاي ديني خواهد شد از اين رو لازم است متفكران اسلامي جهت تقويت پايه هاي فكري ((انديشه ولايت فقيه))به بحث نشسته وهر چه بيشتر به پويايي آن كمك نمايند.

نتيجه :

1-اسلام كاملترين دين الهي است 2-احكام وقوانين ومقررات اين دين تا پايان عمر بشريت لازم الاجرا است 3-لازمه اجراي تعاليم اسلامي درابعاد قوانين جزايي،قصاص،حدود، قوانين مالي اقتصادي،حفظ اموال همه وهمه در گرو وجود يك حكومت اسلامي است.4-امر فوق يعني ضرورت يك حكومت اسلامي منحصر به زمان پيامبراكرم وائمه معصومين تنها دراين صورت است كه بشريت صلاح وفلاح ونجات وسعادت حقيقي مي رسد .5-از آنجايي كه شيعه اثني عشر ي قايل به حجه الله الاعظم،حضرت مهدي (عج) وحيات آن بزرگوار است لذا ولايت وامت ورهبري اصيل به دست يد اللهي آن جناب است ليكن درشرايط غيبت جزئيه آن حضرت اين امر ابتدا به نواب خاص وسپس نواب عام آ» بزرگوار سپرده شده واين زمان كه زمان نيابت عامه است فقيه عادل جامع الشرايط به عنوان نائب عام آن حضرت ولايت مسلمين را نيابتا بر عهده دارد واين از مسائل قطعي فقه اماميه است وعلاوه بر آن عقل نيز آن رااثبات مي كند كه درچنين شرايطي بايد فقيهي عالم وعادل كه از احكام الهي وجريانات روز جهان واوضاع واحوال مسلمين آگاه وبه مصالح اسلام ومسلمين واقف وداراي تقوي وعدالت بوده وتوان مديريت ورهبري همه جانبه يامت ايلامي را داراواز شهامت وشجاعت نيز برخوردار است ،تدبير ورهبري وحاكميت وحكومت مسلمين را برعهده بگيرد.

 

 

منابع:

1-شمس،علي ولايت فقيه انديشه اي كلامي،چاپ دوم ،قم ، انتشارات موسسه آموزشي وپژوهشي امام خميني،1385.

2—مطهري، مرتضي،ولاها وولايت ها ،قم،صدرا،{بي تا}

3-مصباح يزدي،محمد تقي ،پرسشها وپاسخها،چاپ شانزدهم،قم ،انتشارات موسسه آموزشي وپژوهشي امام خميني،1380ش.

4-الجوهري،اسماعيل بن حماد ،الصحاح،چاپ چهارم ،بيروت ،دارالعلم للملايين 14047ق.

5-حكومت در اسلام(مقالات سومين كنفرانس انديشه اسلامي)سازمان تبليغات اسلامي،چاپ اول،1364.

6-مقالات حقوقي جلد 2،ابوالقاسم گرجي ،انتشارات دانشگاه تهران،1369

7- خلخالي، سيد محمد مهدي موسوي، حاكميت دراسلام ،انتشارات آفاق،چاپ اول سال1361.

8- جوادي آملي ،ولايت فقيه ورهبري در اسلام، ،مركز نشر فرهنگي رجا،1368.

9-كريمي ،مرزبان ،ولايت فقيه،نشر زرنگار،چاپ دوم،1386.

 

محمد حسين خادم الحسيني 

 كارشناس امور فرهنگي اداره تبليغات اسلامي ارسنجان فارس

 

سه‌شنبه 13 مهر 1389 - 11:39


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری