چهارشنبه 26 مهر 1396 - 12:52
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

سازمان تبليغات اسلامي

 

شعر دفاع مقدس را تاريخ‌دار نكنيم

 

 

گفت‌وگو با «موسي بيدج» شاعر و مترجم

 

 موسي بيدج، داراي مدرك كارشناسي ارشد در رشته ادبيات عرب است و يكي از پايه‌گذاران مجله شعر حوزه هنري و مجله طلايه‌ به حساب مي‌آيد. او كه سال‌ها به عنوان نويسنده در راديو فعاليت داشته و سردبيري مجله شيراز (درباره ادبيات ايران به زبان عربي) و فصلنامه سلسله‌الحوار (فصلنامه فرهنگ، هنر و ادبيات ايران براي جهان عرب) را بر عهده داشته است از جمله شاعران فعال در حوزه ادبيات دفاع مقدس به شمار مي‌رود. «دنيا چقدر دير است» (مجموعه شعر)،: گزيده ادبيات معاصر دفتر 104»، «شعرهايي كه در كوچه مي‌دوند»، «آسمان زعفراني» (مجموعه داستان) و «فانوس خانه» (مجموعه داستان) از جمله آثار تا به امروز منتشر شده اين شاعر و نويسنده معاصر است.

 

براي آغاز بحث بفرماييد، تعريف شما از شعر دفاع مقدس چيست؟

شعر دفاع مقدس به معناي رايج شعري است كه براي جنگ و جبهه گفته مي‌شود. اما اگر ريشه‌اي‌تر نگاه كنيم يعني كلمه‌هاي «دفاع» و «مقدس» را به طور خاص مدنظر قرار دهيم، خواهيم ديد كه معناي اين عبارت شمول وسيع‌تر و بيشتري پيدا مي‌كند و شامل هر گونه ادبي‌اي مي‌شود كه حسي انساني را به مخاطب القا كند؛ يعني ارزش‌هاي انساني براي دفاع از انسانيت كه همزمان مقدس هم هست. براي بررسي شعر دفاع مقدس اجازه دهيم كارشناسان و خبرگان از منظر وسيع‌تر و عميق‌تري نگاه كنند. براي من شعر دفاع مقدس شعر خاطره، دلتنگي و افتخار است. البته همه اين عبارات نياز به تفصيل دارد اما من به اجمال از آن‌ها مي‌گذرم و به همين مختصر بسنده مي‌كنم. در مورد چگونگي بحث يعني ارزيابي غث و سمين حرفي نمي‌زنم، براي آنكه هر حرفي طبق زمان و مكان خودش ارزيابي مي‌شود. آن زمان كه دشمن روي مرزها و حتي داخل مرزها حضور پيدا كرده بود ديگر صحبت از اينكه شعر ما ارزش ادبي دارد يا ندارد نبود. بلكه ما فقط به فكر اين بوديم كه دشمن را از مرزها دور نگه داريم. اما وقتي به شعرهاي دفاع مقدسي نگاه مي‌كنيم به اين نتيجه مي‌رسيم كه شعر دفاع مقدس شعري است كه شرايط روزگار كنوني را با خود دارد. يعني اينكه حرف امروز را مي‌زند، حرفي از جنس ارزش‌ها، از جنس آيين‌ها و جوانمردي‌ها و رفتارهاي سامان‌يابانه جامعه.

با توجه به اين توضيحات، جايگاه شعر دفاع مقدس در ادبيات معاصر را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

اگر بخواهم پاسخ‌هاي قبلي را كمي جابه‌جا كنم به اين نتيجه مي‌رسم كه تمام شعر روزگار ما شعر دفاع مقدس است، جز شعرهايي كه ارزش‌هاي آييني و انساني را در بر نمي‌گيرند كه البته فكر نمي‌كنم شاعري باشد كه شعر خود را از اين ارزش‌ها جدا كند. شعر دفاع مقدس به معناي ديگر شعر پايداري است. شعر پايداري سلاحي است كه نه فقط با دشمن بيروني سر ستيز دارد، كه دشمن درون را هم مد نظر قرار مي‌دهد. به عبارتي جهاد اصغر جنگ با ديگران و جهاد اكبر جنگ با نفس و نفسانيات خود و ديگري است. از اين منظر ما همچنان شعر پايداري داريم، چرا كه شعري كه از اين نوع پايداري تهي باشد، ديگر هيچ رسالتي ندارد. شعر بي‌رسالت هم اصلاً شعر نيست.

سير تحول شعر دفاع مقدس از ابتدا تا به امروز را چگونه مي‌توان ترسيم كرد؟

شعري كه امروزه در باب دفاع مقدس به معناي رايج عبارت، پديد مي‌آيد شعري مبتني بر خاطره است. اگر شاعر خاطره دست اول داشته باشد، يعني خود شاهد آن روزگاران بوده باشد طبيعي است كه شعرش بر اساس تجربه سروده مي‌شود،‌ اما شاعر جواني كه اكنون شعر دفاع مقدس مي‌سرايد و شاهد آن تجربه نبوده، و بر اساس خاطرات ديگران شعر مي‌گويند مسلماً شعرش رنگ و لعاب در خور شأن نخواهد داشت.

از اين منظر مي‌توان ميان سروده‌هاي دوران دفاع مقدس و عصر حاضر تفاوتي قائل بود؟

اگر بخواهيم مقايسه‌اي داشته باشيم ميان شعري كه در آن روزگار سروده مي‌شد و شعري كه امروز سروده مي‌شود و آن‌ها را در دو كفه قرار دهيم بخوبي درمي‌يابيم كه شعر آن موقع از شور و حماسه بيشتري برخوردار بود، اما از نظر تكنيك‌ خلاءهايي با خود داشت. برعكس، شعر امروز در همين زمينه خلاءهاي تكنيكي را پر كرده است، اما درون مايه‌اش رنگ و لعاب كمتري دارد و اين هم طبيعي است، چه اينكه ديگر جنگي وجود ندارد.

برپايي نشست‌هايي كه اختصاص به شعر دفاع مقدس دارد، چه نقشي در حفظ و اعتلاي اين گونه ادبي ايفا مي‌كند؟

نشست‌هايي از اين دست مي‌تواند تجديد خاطره باشد و پيشنهادهاي جديدي را هم مطرح كند. به اين معنا كه شعر دفاع مقدس را تاريخ‌دار نكنيم بلكه با گسترش ساحت فكري‌ آن و با ابزار كلمات و عبارات به روزتر، ساحتش را گسترده‌تر كنيم.

شما تاكنون اثري در اين حوزه منتشر كرده‌ايد؟

شعرهايي كه راجع به دفاع مقدس سروده‌ام به صورت پراكنده منتشر شده است، اما در زمينه پايداري به اعتقاد خودم و تعريفي كه از پايداري دارم (تأكيد مي‌كنم طبق تعريف خودم) بسياري از شعرهايم در حيطه پايداري قرار مي‌گيرند. پايداري در برابر نابساماني‌ها و نامردي‌ها و كجي‌ها و كاستي‌ها براي پديد آوردن جامعه‌اي بسامان‌تر و مردماني شاداب‌تر، با رنج‌هايي كمتر. «دنيا چقدر دير است» و «شعرهايي كه در كوچه مي‌دوند» از جمله آثاري است كه در اين حوزه منتشر كرده‌ام.

شهين جليليان

 

 

يكشنبه 11 مهر 1389 - 15:33


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری