دوشنبه 5 فروردين 1398 - 16:2
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

حمله هوايي به الوليد

 

حمله هوايي به الوليد

نويسنده: احمد مهرنيا

انتشارات سوره مهر

چاپ اول: 1389

مجموعه حاضر به يكي از بزرگترين عمليات‌هاي هوايي در تاريخ جنگ‌هاي مدرن جهان يعني حمله به مجموعه پايگاه‌هاي الوليد در منتها‌اليه غرب عراق پرداخته و چگونگي انجام اين عمليات محيرالعقول را از زبان ليدر و ساير شركت‌كنندگان شرح مي‌دهد.

«پانزده فروردين 1360 يادآور حماسه‌اي كم‌نظير در تاريخ جنگ‌هاي هوايي است در اين روز نيروي هوايي جمهوري اسلامي ايران به رغم مسائل فراواني كه دارد در عملياتي منسجم دقيق و غافلگيرانه، بمب‌افكن‌هاي خود را براي انهدام هدف‌هايي مي‌فرستد كه بيش از سه برابر برد هواپيماها فاصله دارند. در اين عمليات كه فرماندهان دشمن هرگز تصور آن را به ذهن راه نمي‌دادند بيش از 28 فروند از هواپيماهاي مهم و تجهيزات ديگر منهدم شد و...».

نويسنده درباره عمليات مربوطه مي‌نويسد: نيروي هوايي ارتش عراق براي اينكه از آسيب‌هاي ناشي از عمليات‌هاي نيروي هوايي در امان باشد بخش بزرگي از ادوات جنگي و از جمله هواپيماهاي توپولف 22 و ميگ‌هاي 25 خود را در دورترين نقطه در سه پايگاه به نام الوليد در منطقه اچ‌3 در 50 كيلومتري مرز اردن مستقر كرد.

وي در ادامه مي‌افزايد: با توجه به هواپيماهاي استراتژيكي كه در اختيار نيروي هوايي ايران بود و اين كه اين هواپيماها تنها مي‌توانند يك سوم اين مسير را طي كنند عراق كاملاً خيالش از بابت حمله به اين پايگاه‌ها راحت بود. نويسنده آنگاه طراحي و اجراي عملياتي پيچيده را از زبان خود و همكارانش شرح مي‌دهد.

در قسمتي از اين كتاب مي‌خوانيم: «همه خلبانان مي‌دانستند اين مأموريت با مأموريت‌هاي ديگر فرق دارد و درصد بازگشت آن بسيار كم است. بيش از چهار ساعت و نيم پرواز كه بيشتر آن در خاك دشمن است، احتمال لو رفتن را بالا مي‌برد. حتي اگر همه چيز خوب پيش برود بعد از بمباران هدف، بدون شك عمليات لو خواهد رفت و آن‌ها بايد در چنين شرايطي يك بار ديگر در خاك بيگانه سوخت بگيرند و به مسير دو ساعته خود تا سرزمين مادري ادامه دهند قطعاً يك چيز در بين همه مشترك بود و آن هم زمزمه دعا و درخواست موفقيت‌ نيروهاي حق بر باطل بنا بر وعده حق تعالي»

نويسنده اين كتاب كه خودش خلبان نيروي هوايي در اين عمليات بوده است در خصوص اين عمليات حساس مي‌نويسد: اما براي طراحي خيلي خوبي كه براي عمليات در نيروي هوايي صورت گرفت و چهار مرحله سوختگيري در طول مسير و استفاده از خاك كشور سوريه، اين عمليات با موفقيت بالا صورت گرفت و طبق گفته خود عراقي‌ها در اين عمليات 48 فروند هواپيماهاي عراقي و بنا به برخي منابع ديگر تا 80 فروند هواپيما در اين عمليات منهدم شد و بخش زيادي از تجهيزات هوايي دشمن در اين عمليات از بين رفت كه در ادامه اين مجموعه به چگونگي آن به تفصيل پرداخته شده است.

جواد وارسته فرمانده يكي از هواپيماهاي بوئينگ 747 مي‌گويد: «براي انجام اين عمليات توجيه شديم. بايد يك عمليات سوخت‌رساني تاكتيكي را كه فقط گاهي بدون دادن سوخت در رژه‌هاي هوايي به نمايش درآمده بود، در شرايط واقعي انجام مي‌داديم، آن هم در منتها‌اليه نوار مرزي غرب كشور دشمن و بدون هر گونه حمايت و حفاظتي در مقابل حمله احتمالي شكارهاي عراقي!... انجام عمل سوخت‌رساني با هواپيماي 747 در ارتفاع كمتر از هزار پا، به حرف آسان ولي در عمل پر از مخاطرات گوناگون است...

در يكي ديگر از خاطرات ذكر شده در اين كتاب به سروان بازنشسته، صابر عبدالرزاق بوم امپراتور هواپيمايي بوئينگ 707 اشاره شده است كه مي‌گويد: «در زمان مأموريت اچ 3 ستوان يار بودم و به دليل مجرد بودنم در اكثر عمليات‌ها شركت داشتم يادم مي‌آيد يك روز در اواسط فروردين ماه صحبت از مأموريت مهم و مخصوصي روي درياچه اروميه شد واقعاً نمي‌دانستم چه خبر است و اين پرواز با ديگر مأموريت‌ها كه از ابتداي جنگ انجام مي‌داديم چه وجه تمايز مشخصي دارد كه اين همه تأكيد بر درست انجام گرفتن كارها مي‌شود فكر مي‌كنم در آن زمان سروان حسن بني‌آدم، افسر عمليات گردان ما بود. ايشان خيلي تأكيد مي‌كرد كه هيچ اشتباهي پذيرفتني نيست و بايد حواسمان جمع اين كار حساس باشد بعدها فهميدم عمليات بزرگي براي دورترين پايگاه‌هاي هوايي عراق انجام شده است.»

به نقل از نويسنده اين كتاب اولين كتابي است كه در مورد نيروي هوايي نوشته شده و البته از روي اين عمليات چند داستان و يك فيلم سينمايي ساخته شده كه به گفته وي هيچ‌كدام اصل ماجرا را بيان نمي‌كند و بيشتر روايات داستاني عمليات است.

ولي در اين كتاب ضمن مصاحبه با 80 نفر از خلبانان نيروي هوايي كه در اين عمليات شركت داشتند و گفت‌وگو با ساير پرسنل از جمله سيستم رادار و نيروهاي پشتيباني و... و همچنين مدارك ديگري از بازتاب‌هاي جهاني اين عمليات در اين كتاب آورده شده است.

اين نويسنده خلبان، كتاب بعدي خود را نوشتن در مورد عمليات 40 فروندي نيروي هوايي عنوان كرده و مي‌نويسد به دليل عشق و علاقه‌اي كه به كشورم دارم و اينكه خودم هم خلبان هستم دوست دارم بيشتر به خاطر نيروي هوايي بپردازم.

احمد مهرنيا در سال 1334 در شهر كرمانشاه ديده به جهان گشود. تحصيلات ابتدايي و دبيرستان خود را به جز كلاس پنجم دبستان كه در مرز خسروي خواند در تهران به پايان رساند. در سال 1353 وارد دانشكده خلباني نيروي هوايي شد و در سال 1356 دوره خلباني را در امريكا به اتمام رساند و به عنوان خلبان هواپيماي شكاري اف5 مشغول به خدمت شد قبل از انقلاب در فعاليت‌هاي سرنگوني رژيم شاهنشاهي حضور فعال داشته و تا خاتمه بحران‌ها و جنگ تحميلي مأموريت‌هاي مختلفي را انجام داده است. در طول بيش از سي سال خدمت نظامي مشاغل مختلف و متنوعي را انجام داده است. در طول بيش از سي سال خدمت نظامي مشاغل مختلف و متنوعي را عهده‌دار بوده كه واقتسه نظامي ارتش جمهوري اسلامي ايران در كشور ژاپن نيز يكي از آن‌هاست در سال 1374 كارشناسي ارشد در رشته مديريت دفاعي از دانشكده فرماندهي و ستاد (دافوس) ارتش جمهوري اسلامي ايران را اخذ كرد و در سال 1385 از رساله دكتراي خود در رشته مديريت استراتژيك در دانشگاه عالي دفاع ملي (داعا) دفاع كرد. آخرين شغل وي جانشيني فرماندهي پايگاه هواي دزفول بود و بعد از بازنشستگي با درجه سرتيپ دومي در كسوت معلم در دافوس، دانشگاه امام علي، دانشگاهي هوايي شهيد ستاري و دانشگاه فارابي به تدريس مشغول بود.

وي در حاضر در حال نگارش خاطراتي از وقايع دوران دفاع مقدس به ويژه در خصوص عمليات‌هاي هوايي است.

كتاب حاضر از معدود كتاب‌هايي است كه نويسنده آن موضوع عمليات‌هاي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي را با دقت و ظرافت‌ خاصي و از ابعاد مختلف مورد توجه و بررسي قرار داده است. و در حالي كه در اين حوزه با فقر منابع و خاطرات روبه‌رو هستيم كتاب فوق ارزش‌هاي خاص خود را دارا مي‌باشد.

 

 

چهارشنبه 7 مهر 1389 - 16:2


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری